ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تنظيم : ع.ي
ت
تق
تقد
تقدي
تقديم
تقديم ب
تقديم به
تقديم به ه
تقديم به هم
تقديم به همه
تقديم به همه ب
تقديم به همه بي
تقديم به همه بيس
تقديم به همه بيست
تقديم به همه بيست و
تقديم به همه بيست و چ
تقديم به همه بيست و چه
تقديم به همه بيست و چها
تقديم به همه بيست و چهار
تقديم به همه بيست و چهاري
تقديم به همه بيست و چهاري ه
تقديم به همه بيست و چهاري ها
تقديم به همه بيست و چهاري ها
تقديم به همه بيست و چهاري ها
کلنل دوباکو. ما تازه شهرستان رو ترک کرديم آقا
چندتا داري؟ پنج تا
فقط پنج تا؟وقتي مزرعه رو گرفتيم اکثر پسرها رفته بودن
من سرباز مي خوام نه بهانه
بيشتر براتون گير ميارم آقا قول ميدم
فقط برام بيارشون يوسو اينو بگير
صداي تيراندازي مسلسل
شما ياد مي گيرين مثل يه مرد بجنگين
تو اين هيچ شکي نيست
اين شما رو به سربازهاي قوي کوچولو تبديل مي کنه
اين ارده شما رو قوي مي کنه
بيا
بگيرش
اه
چه احساسي مي کني؟
قدرت درسته؟
بيا
پدرو مادرت تورو ضعيف بار آوردن
اما ژنرال جوما
اون رو قوي مي کنه
اون بر ميگرده به شهرش و مي تونه بر عليه
دولتمردها و خائن ها کار کنه
مثل اين سوسک. اينجا بيارش
بشين
اين سوسک براي دولت وارباب هاي سفيدشون کار مي کنه
اره اره نه نه
به من رحم کن
اونها سرزمين مارو گرفتن نه
ولي به زودي همه چي تغيير مي کنه
به زودي همه سرزمين مال مردمش ميشه دوباره
پس
مابايد آزادي خودمون رو بخريم
با ريختن خون اين سوسک سياه
نه
اون فقط يه سوسکه وشما ميدونين مابا سوسک ها چي کار مي کنيم
سوسک رو کاملا خورد مي کنيم سوسک رو مي کشيم
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش سوسک رو بکش
سوسک رو بکش
اتفاقات بعدي بين 3 بعداز ظهر تا 5 بعد از ظهر اتفاق مي افتد
اتفاقت در زمان واقعي اتفاق مي افتد
فکر کنم بهت گفتم کولر رو روشن کن چشم قربان انجام ميدم
اه خداي من
برو!برو!دورشون بزن
اما ما يه بازيکن لازم داريم
کي؟بگو ويلي کي ميتونه بهتر از تو با توپ کا رکنه؟
خيلي خوب. هيچ کس
ما قرار نبود بدون آقاي بنتون بريم شهر
آقاي بنتون زيادي نگرانه تو هم همينطور. هي دزموند بيا
بدواتوبوس ميره ها بيا بزن بريم
تو بابام نيستي من برادرتم تو بايد هرچي مي گم انجام بدي
نه بعد بهت ميگم
کاميون اومده
هي!کاميون اومده
کاميون اومده
من نمي دزديدم شون قسم مي خورم
فقط نگاه مي کردم
اينو فراموش کن
خيلي خوشگله مال يه زنه درسته؟
يه روز بايد به دخترم بدمش
تو دختر داري؟ اره
از کجا گرفتيش؟ Rajasthan
هندوستان تو خيلي سوال مي پرسي
اينو آقاي بنتون هم ميگه
شرط مي بندم
کي اونجا بودي؟
تابستان گذشته قبل از اينکه بياي اينجا؟
اره و قبل از اون کجا بودي؟
جاهاي مختلف کي ميري خونه ات؟
من نميرم خونه
گوش کن من به پسرهاي ديگه گفتم بهشون کمک ميکنم کاميون رو خالي کنن.
اگه بخواي مي توني اونو نگه داري واقعا؟
واقعا
ويلي
ولي تو بايد چاقوم رو پس بدي
برو
سلام ويلي اينجا موجودي کاميون هاست
پسرها مي تونن کمک کنن ببين جک به من چي داده
خيلي قشنگه اين مال هنده
جک ايشون فرانک ترامل هستن
ايشون نماينده سفير امور خارجه هست
ميشناسم ايشون رو
اون ميگه برات پيام کذاشته که به ديدنش تو سفارت بري
پيام هاشون رو گرفتم پس چي شد جک؟
من بهتون ميگم چي شده
کميته فرعي سنا سوالاتي داره
درباره ي توقيف غير مجازو شکنجه زندانيان واقعي در مرکز نگهداري آقاي باور
من مجبورم احضاريه رو براي درخواست حضور شما بدم و اين راهيه که دليل قبلي پيش نياد
پس خودتون زحمتش رو بکشين
من به پسرها گفتم براي خالي کردن کاميون کمک شون مي کنم. منو ببخشيد
رد کردن احضاريه يه خلاف فدرال هست آقاي باور
شما قانونا بايد جواب بدين پس جواب منو بهشون بدين
اونها مي خوان من برگردم واشينگتون ميتونن بيان منو ببرن
امممم سفير ميگه
که شماو باور باهم تو نيروهاي ويژه بودين؟
چقدر اونجا بود؟ چند ماه
هيچ وقت از احضاريه حرفي نزد؟ نه
خوب اون براي بيشتر از يک سال مي چرخيده بين سه تا کشور
واشنگتون داره به سفير فشار مياره که اون رو تحويل بده
و حالا سفير شمارو تحت فشار قرار داده
باور خودش به آمريکا برنمي گرده اونها اينو ازش مي خوان
اين يه اشتباهه شما اينجا کار خدايي انجام ميدين کارل
بين مالاريا و جنگ ها
اين بچه ها هيچ وقت شانسي نداشتن
حالا شما بهشون يه زندگي مرتب دادين
اين باعث خجالت ميشه اگه بودجه تون تامين نشه منو تهديد نکن فرانک
من فقط دارم حقيقت هارو بهت مي گم
اون دوست توئه باهاش حرف بزن ومتقاعدش کن
بيا جک ممنون توماس
خيلي خوب برو عقب
حالا تو برو اينجاس
يه جنگجوي قوي که اسلحه شو با يه چرخ دستي معامله کرده
تو چرا اينجايي ها؟
براي توبه از همه گناهات؟
نمي خواي دربارش حرف بزني من تورو مقصر نمي دونم
مواظب باش اون مرد از سفارت چي مي خواست ازتو؟
هيچي مي خواست فقط بامن حرف بزنه درباره ي چي حرف بزنه؟
ويلي خيلي سوال مي پرسي
بزن بريم اينجا پرتقال هست
ويلي؟بيا اينجا به کمکت نياز دارم
ممنون بيا بامن
جيمي جعبه رو بردار
اينجا مواظب باش نندازيش
دولت خيلي نمي تونه جلوي ما دووم بياره
اگه ما اسلحه بيشترو سرباز بيشتر داشته باشيم
ما بايد پادگان اصلي غرب رو اشغال کنيم
ما پاکسازي مين داريم اينجا و اينجا
سرباز بيشتري برات ميارم اونجارو پاکسازي کني نگران نباش
پدرمون بايد واقعا افتخار کنه يوسو خيلي افتخار
سرباز کوچولوها مال تو ميشن
برو
کلنک دوباکو هستم هوجس هستم
من فقط يه اخبار بدي شنيدم کلنل
هنوز استخدام کردن افراد داره آروم پيش ميره
مي خوام بدونين پيشنهاد من اينه دست نگه دارين
من عبور افراد از مرز رو شروع کردم
اونها بعد چند ساعتي مستقر ميشن نيازي به اين کار نيست
اوه؟
يکم دربارش فکر کن کلنل
من دارن بهت پيشنهاد سربازهاي حرفه اي ميدم نه بچه هايي که تو وقت آموزش دادن شون رو نداري
شماا سلحه هارو تهيه کردين ما هم جنگ خودمون رو مي کنيم
خوب اين کشور شماست
به زودي ميشه
چيز ديگه اي هست آقاي هوجس؟
اره بهِ ژنرال جوما بگو
وقتي رسيد به من يه زنگ بزنه باشه؟
بهش ميگم خوبه
اون يه سرسخت لعنتيه
اونجا کشور اونه
اما من دارم براش خرج مي کنم
من نمي خوام مذاکرات قابل جستجو بشه
آقاي نيکولز
نه بوسيله ي سازمان صادرات و واردات نه سازمان ماليات و نه هيچکدوم از زن هاي سابق ام
منظورم رو متوجه ميشي درسته؟
جان تو مي خواي من بهت چي بگم؟
تو بايد تحمل داشته باشي و صبور باشي دوستم من. دارم سعي ام رو مي کنم
باشه باشه مي دونم صبر کن صبر کن وايسا وايسا
ما تو حاشيه رفتيم داريم دور خودمون مي چرخيم
اره اره هست اره هست
اره بايد به من زمان بدي
و فقط صبور باش
اره باشه اره اره باشه
خيلي خوب خدا حافظ
خيلي خوب. بعدي. اره؟
کريس
No comments yet. Be the first to leave one.