ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
....آنچه در "انتقام" گذشت
...مدارکي که توي اون لپ تاپ بود
ميتونست "گريسون"ها رو واسه هميشه نابود کنه...
نامزد سابق منو که يادتون هست
اميلي" و من دوباره نامزد کرديم"
آقاي "پورتر" يادم اومد ما با هم يه قرار ملاقات داشتيم
"مراقب "ويکتوريا" باش "جک
اون هيچکاري رو رايگان انجام نميده
ـ "کنراد" دستور قتل همسر منو داده ـ مدرکي واسه اين حرفت داري؟
بيا اينطور فرض کنيم که يه نفر ميتونه اون اهرم فشاري که ميگي رو از بين ببره
اين صحبت ها هرگز بين ما رد و بدل نشده
ـ تو اخراجي ....ـ کاملاً واضحه که
يه نفر قصد داره تو رو بر عليه من کنه...
ـ بگو اون فرد کيه ـ کسي که من بيشتر از تو بهش اعتماد دارم
اونا ميخوان با "کَريون" چيکار کنن؟
کَريون" بدون دخالت من کار نميکنه"
دنيل" من باردارم"
...رو بزني"Enter" وقتي که دکمه ـ ديگه هيچي واسه "گريسون"ها نميمونه
اِيدن" اينکارو نکن"
اين يه خاموشيِ سراسريه
شروع شد
تاريکي ما رو ميترسونه
.....براي همين مشتاقانه به سمت نور و روشنايي ميريم
...چرا که نور به ما کمک ميکنه...
چيزي که قبلاً بوديم رو بشناسيم و.... خوب بياد بياريم
ولي يه سوال، ما واقعاً از چي وحشت داريم؟
...ما از خود تاريکي ترسي نداريم
بلکه از حقيقتي ميترسيم که پشتِ خودش مخفي ميکنه...
فقط شبکه هاي برق قطع نشدن
...همه وسايل خودکار هم از کار افتادن
اينترنت، شبکه هاي ارتباطي... شبکه بيسيم و حتي ارتباطاتِ راه دور
حتي شبکه زمينيِ نسلِ دوم شرکت هم از کار افتاده
اون بيرون چه خبر شده؟
تو راديويي داري که با باطري کار کنه؟
توي جعبه نجاتت از اونا نداري؟
...متاسفانه نقشه من واسه آخرالزمان
...شامل يه ليست ميشد که...
اونم اول و آخرش يه تماس با "اميلي" بود...
صبر کن، يه چيزي دارم که ... با انرژي خورشيدي کار ميکنه
شايد بدردمون بخوره...
"نه، ما تا طلوعِ خورشيد وقت نداريم "نولان
خب، اون يه چيزي حدود هزار و ششصد کيلومتر ....بالاتر از ما قرار داره
...و تويِ مدار زمينه...
اونجا هم که دائم خورشيد بهش ميتابه....
نول سَت"؟"
واسه برقراري ارتباط به چي نياز داري؟
يه لپ تاپ و يکم آب ميوه
فکر کنم يکي همين دور و برا باشه
اونا قصد دارن چه غلطي بکنن؟
بيا، از اينطرف
ـ مگه با ماشين تو نميريم؟ ـ اينکار اصلاً به نفعمون نيست
تو همه تونل ها و پل ها الان راه بندونه
پياده ميشه سريع رسيد به مرکز ستادِ انتخاباتي پدر
ما 15 بلوک با اونجا فاصله داريم چرا بايد بريم اونجا؟
چونکه اون ساختمون امنيتش بالاست بيا بريم
...ببينم، تو که به مامان و بابا در موردِ
بارداريِ من چيزي نميگي، ميگي؟....
تو فکر کردي من خيلي خوشم مياد پام به اين حرفا باز بشه؟
خوبه، چونکه من حتي نميدونم که الان ميخوام چيکار کنم
....گوش کن ببين چي ميگم، تو بايد به "دکلان" بگي
و دوتايي اين مشکل رو حل کنيد، فهميدي؟...
حالا نزديک من بمون و بيا بريم
برق توي تمام ساحل قطع شده
....غير از چندتا قايق که چراغ دارن
بقيه جاها توي تاريکيِ محض فرور رفته....
تلفن قطع شده
موبايل منم همينطور فکر کنم مال تو هم قطع باشه
حتماً برج هاي مخابراتي از کار افتادن
فکر کنم يکي از اون مشکلاتِ الکترونيکيِ مسخره باشه
....من قرار بود که برم و
....تو کاراي ستادِ انتخاباتي به "کنراد" کمک کنم...
و کارل هم قرار بود پيشِ مادربزرگش باشه....
....ببين چقدر سريع امنيت کساني که دوستشون داريم
روي تصميماتمون تاثير ميزاره..
واسه من يکي که همه چيز يکسانه
اون صداي ضبط شده چندان هم خطرساز نيست
واسه من که خيلي سخته با قاطعيت بگم که اون صدا مربوط به "کنراد"ـه
....فکر ميکردم بايد انتظار بيشتري از تو داشته باشم
مخصوصاً با اينکه ميدونستم نسبت.... به "آماندا" چه حسي داري
....اون بود که اومد سراغِ خانواده من
نه آدم هاي دور و برش...
....پيداست که چندان از من خوشت نمياد
پس چرا بهم اعتماد کردي؟...
من ميتونم به به محض اينکه ... برق وصل شد در موردِ
نقشه تو به کنراد اخطار بدم....
تو عاشقِ پدر "آماندا" بودي، درسته؟
آره، بودم
...اگر بهت بگم "کنراد" يه لپ تاپ
...در اختيار داره که...
ثابت ميکنه اون مسئول .... ...تمام اتفاقاتيه که
ـ ... واسه "ديويد کلارک" افتاد چيکار ميکني؟ ـ ميخواستم بدونم چي توي اون لپ تاپ ـه
پس ما يه هدف مشترک داريم
...چونکه هرچي توي اون باشه
به حدي مهم بوده که اون بخاطرش... حکم قتلِ "آماندا" رو صادر کرده
الان شش هفته است که من دارم واسه شوهرِ تو کار ميکنم
توي خونتون رو گشتم ولي چيزي پيدا نکردم
ولي اون يه گاوصندوق توي دفتر کارش داره که من بهش دسترسي ندارم
بگو منظورت چيه؟
بزار يکم کنجکاوي جفتمون رو فروکش کنم
لعنتي
به اينا ميگن شيشه چند جداره احمق جون
آخه "شارلوت" از چيه تو خوشش مياد؟
....من ميدونم که من حق ندارم بهش نزديک بشم
ولي خدايي تو هم خيلي بدرد اون نميخوري....
چيزي از بودن با اون گيرت مياد؟
آره
من از همه دخترايي که دور و برم هستن اخاذي ميکنم...
ميخواستم يه چيزي غير قابل توضيح رو برات توضيح بدم
انگار بابات سردش شده
....ميدوني، شايد اگر اون بتونه درب رو باز کنه
...شما بتونيد با همديگه بريد بگرديد...
و من و "شالوت" هم مجبور نباشيم که... ديگه ريخت تو رو تحمل کنيم
متاسفم، من جايي نميرم
و بدبختانه تو هم جايي نميري
....خيلي از همه شما ممنونم که
ابرازِ تمايل کرديد تا اينجا بمونيد...
...ولي خيلي مهمه که مطمئن بشيد
عزيزانتون الان در امنيت بسر ميبرند...
....خواهش ميکنم اون بيرون مراقب باشيد
و من به محض اينکه برق وصل شد... دوباره همه شما رو ميبينم
باشه؟ ممنونم
باشه
تونستي يه راه واسه ارتباط پيدا کني؟
....نه، فقط واسه خودم يه پيغام صوتي گذاشتم
تا متن سخنرانيم يادم نره....
اميدوارم برق تا موقع انتخابات وصل بشه
....ميبينم که تو قادر نيستي مثل من اعتماد به نفس
رو توي ذهن مردم القاء کني....
سالهاست که توي منهتن زندگي ميکنم
هليکوپتر سوختگيري کرده؟ آماده حرکت شده؟
آره، بالاي ساختمانِ "گريسون" منتظر شماست
شما هنوزم قصد داريد واسه جمع کردن راي ...بريد به شمالِ ايالت
اونم بدون توجه به قطع بودنِ برق؟....
نه، نه، نه
...تنها جايي که فردا صبح اون هليکوپتر منو ميبره
خونه است، تا همسرم رو قانع کنم...
ميخوام همه 24 ساعت آينده رو در کنارم باشه
....تا اونموقع، ميخوام برگردم يه سوئيت خودم
تا يکم چرت بزنم و انرژي بگيرم...
....تمام پنج منطقه شهر نيويورک
...و همه مناطق اطراف اونا...
....برقشون بطور کامل قطع شده...
اين روند 5 ساعته که ادامه داره....
...هيچکدام از مقامات قادر نيستند به اين سوال پاسخ دهند که
...چطور يک شبکه برق چندگانه...
...که هر بخش از اون يک شبکه ارتباطي جداگانه داره...
...همزمان از کار افتاده....
کارِ "کَريون"ـه
...ولي من فکر ميکردم تنها کسي که ميتونه
نرم افزار رو فعال کنه "فالکن"ـه...
اون چطور ميتونه وقتي پشت ميله هاي زندانه اينکارو بکنه؟
اون نياز نداشته بيرون از زندان باشه
تو اينکارو براش کردي
حق با "اميلي"ـه
...فالکن" تونسته "کَريون" رو طوري دستکاري کنه"
..."که به محض ورود ما به حسابِ بنيادِ "آماندا کلارک....
يک ماشه رو بکشيم تا فرايند کار عملي بشه....
.....اون مطمئن بوده که تو از کد دسترسيِ "اِيدن" استفاده ميکني
تا کارت رو پيش ببري...
...هرکاري کرديم تا جلوي اين اتفاق رو بگيريم
ميدونم همه چي تقصير منه
...حالا ديگه حتي نميدونيم
توي اين مدتي که برق شهر قطع شده.... اونا ميخوان چيکار کنن
ممکنه يه فاجعه به بار بياد
اِيدن" تو بايد بري مخفي بشي"
لازم نيست، من ميتونم از پس اينکار بر بيام
نه، گوش کن ببين چي بهت ميگم من قبلاً تو همچين موقعيتي بودم
من نميخوام بگيرم يه گوشه بشينم و ...ببينم که اونا دارن
تو رو تبديل ميکنن به يه "ديويد کلارک"ـه ديگه....
"ببين پاتو کجا ميزاري "جک
درست پشت اون ميزه
من فکر نميکنم اون گاوصندوق واسه يه کامپيوتر جا داشته باشه
فکر کنم بهتر باشه اينو دست خودمون نگهداريم
شيطان صفتيِ شوهر من از اون چيزي ...که تو ديدي و فکر ميکني خيلي بيشتره
نميشه حدس زد اگر مُچ ما رو اينجا بگيره چيکار ميکنه...
اون اينجا نيست
اينم يه بن بست ديگه
اين چيه؟
کنراد" يه پرونده در مورد زن من داره؟"
نه، اين مال منه
بخاطر همون دلايلي که برات گفتم
ديگه بهش نيازي ندارم
اگر ميخواي نگهش داري ايرادي نداره
شايد وقتي برق وصل شد تونستي پيداش کني
..."جک"
ميخوام از "اشلي" در مورد اين لپ تاپِ مرموز سوال کنم
اشلي" نميدونه که اون کجاست"
...منظظورم اينه که، فکر نکنم که اون
...دست به چيزي بزنه که ندونه ...
اون چيز اصلاً چي هست....
خب، ميشه يه جستجومون ادامه بديم
من وقت ندارم
فکر کنم همون صداي ضبط شده کفايت کنه
ميخواي ببري به پليس تحويلش بدي؟
ميخوام بدمش به رسانه ها
اگر اين سابقه کوتاه من توي سياست ....يه چيزي بهم ياد داده باشه
اينه که مردم هميشه به حرف کسي گوش ميدن... که ميکروفن توي دستشه
من سخنراني امروز بعد از ظهر کنراد رو از دست نميدم
...راهي هست که بشه کاري کرد
..."که انکار حسابِ "آماندا کلارک...
No comments yet. Be the first to leave one.