ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
کاری از تیم ترجمهی سایت IMovie-DL
سلام، سلام به همگی
آره، پیرتر شدیم چاقتر شدیم
!موهامون سفیدتر شده ! اما برگشتیم
!ما برگشتیم
...و برای اولین بار، برنامهی ما
!به صورت همزمان در سراسر جهان پخش میشه
"bonjour, g'day "....پس
"moshi moshi und wilkommen"
....چیزی که الان به شما نشون خواهیم داد
..... چیزی هست که در 10 ! آره، 10 هفتهی آینده، شاهدش خواهید بود
آمادهای؟
! حالا
داریم توی دنیایی گاوچرونی، انقلابی برپا میکنیم
همه چیز رو به راهه
....اجازه نده که تخته گاز آمریکا
از تخته گاز انگلیس جلو بزنه
"هموند"
"دارم میام نجاتت بدم "هموند
!!..یه صداخفه کن جدید برای اگزوزت لازمه
!!!...یا خِشتَک مقدس
بیصدا، کنترلپذیر، نرم
!!..مناسب برای افراد بیمار
باک پُرِ !...منم آمپرم رفته بالا، میخوام بترکونم
اما این.... پسر عمهی استرالیایی "استیگ" ـه
!!خدایا رحم کــــن
خدایا، چه اتفاقی داره میفته؟
!! همهی اونها خیلی هیجانانگیز به نظر میرسیدن
!!اما امشب، برنامه رو یکم با لطافت بیشتری جلو میبریم
،اگه یادتون باشه، چند سال پیش یه مسابقه از وسط شهر "لندن" برگزار کردیم
،ما از وسیله نقلیه عمومی، ماشین شخصی .... و یه قایق سریعالسیر
.توی رود خانهی "تمز" استفاده کردیم ... و اون یکی از
.چالش های واقعا عالیِ ما بود اره همینطور بود، ولی همیشه مارو به دردسر مینداخت
چون دوچرخهای که توسط من رونده میشد، برنده شد
....و ماشین، که از رکن های اصلی این برنامه ـست
نفر آخــــرشد - !..آره، چون رانندش این بود -
آره - این عادلانه نیست، هست؟ -
ماشینی که من داشتم یه مرسدس بنز شاسی بلند غول پیکر بود
و برای شهر پُر ترافیکِ لندن، اصلا ماشین مناسبی نیست
حالا هر چی که شد، باشه؟ ما تصمیم گرفتیم که این مسابقه رو دوباره برگزار کنیم
...فقط این دفعه، از یه ماشینی استفاده کردیم که
برای روندن توی مرکزشهر مناسب باشه
:دقیقا، و سوالی که پیش میاد اینه که مرکزِ کدوم شهر؟
چون ما قبلا توی لندن این کار رو انجام دادیم
خب، "جرمی" یه نقشه و یه سوزن برداشت آورد و از اونجایی که قدش بلندِ
....و دست هاش مثلِ دستِ یه میمونه
اونجا رو انتخاب کرد
...اینجا "سن پترزبورگ" ـه، که
....در روسیه قرار داره. شمالی ترین و
بزرگترین شهر جهان
!..و این هم ماشینی هست که من استفاده خواهم کرد
این ماشین دو نفرهی " رنو توییزی" ـه
7000 پوند آب میخوره
!..و ماشینِ تمام الکتریکه
که منحصرا برای خیابان های باریک شهرهای اروپا طراحی شده
!! با این ماشین، عمرا اگه ببیازم
،آره بازم میبازه ...چون من میخوام از این استفاده کنم
...."این از همون دوچرخهایه که "کریس فروم
" Tour de France " توی مسابقاتِ امسال از اون استفاده میکرد
!...خب این گرونه
،9000 پونده "2000 پوند گرونتر از ماشین "جیمز
،برای یه دوچرخه قیمت زیادیه !..ولی از فیبر کربن خاصی ساخته شده
که باعث شده وزنش تنها 860 گرم باشه
من عاشقشم
تمام جزئیاتش....نگاه کن....واقعا باشکوهه - صبح به خیر -
خیلی خاصه، نگفتم؟ - خوبه -
لعنت بر شیطون - آره، میدونم -
باورنکردنیه - آره -
،آره، اما به درد تو نمیخوره !..."من میترسم "هموند
...من اینجا یه مقالهی پزشکی دارم
....این زین مسابقهای که اینجا هست
نزدیک 25 تا 40 درصد از وزن کل بدنت رو میندازه وسط لگن ـت
که میشه حدفاصل بین سوراخ مقعدت تا بیضه هات
....در نتیجه، سطح اکسیژن خون در اون نواحی
نزدیک 80 درصد کاهش پیدا میکنه - چی داری میگی؟ -
معمولا میگن که دوچرخه سواری برای سلامتی آدم خوبه - !! اشتباهه -
...باعث میشه شش هات به کار بیفتن، زیاد بهت فشار نمیاره - !!از بیخ اشتباهه -
!...برای قلب و عروقت خوبه، اما برای سوسیس ـِت زیاد خوب نیست - ...دیدی -
برای کجام بده؟ - ...سوسیس ـِت،... انصافا به این گوش بدید -
....دوچرخه سوارانِ بالای 40 سال بیشتر در معرض
.خطر بیماریهای ناتونی جنسی قرار دارن
،"دستت درد نکنه آقای دکتر"کلارکشون واقعا مطالب خوبی بود
ولی..."استیگ" چی میشه؟
اون، مثل دفعهی قبل، با وسایل نقلیه عمومی میره
و تو؟ - ...همونطور که میدونی، من دفعهی قبل -
،.از یه قایق سریعالسیر استفاده کردم تا از وسط لندن عبور کنم ...اما در پایان
،نتونست که توی خشکی حرکت کنه و من هم مجبور شدم بدوم که به قیمت از دست دادن مسابقه تموم شد
....این دقعه هم من یه قایقی انتخاب کردم که
....میتونه
وایسا ببینم، این همون "هاور ون" نیست؟
اون شبیه "هاور ون" ـه - ....خب، آقایون گوش کنید-
....خیلی از مردم به کار ما خندیدن
."وقتی که با "هاور ون" رفتیم توی رودخونهی "ایون ...اما روسیهای ها ایدهی مارو دزدیدن
و اون رو مرحلهی تولید رسوندن - این یه "هاور ون" ـه -
احساس افتخار میکنید؟ - عالیه -
درهای خفاشی که ما اصلا بهش فکر نکردیم
.یه داشبورد کامل توش گذاشتن - آره از "لادا" کِش رفتن -
واقعا شبیه یک ون ـه - ...همینطورم هست، موتور"لادا" هم روشه -
.دو تا موتور داره که هر کدوم 72 اسب بخار تولید میکنه قابل اطمینانه
نزدیک 72 اسب بخار قدرت؟ - آره هر کدومشون 72 تا قدرت داره -
چطوری این رو میرونی؟ - آره، اون دو تا پدال چیکار میکنن؟ -
اینا؟ - آره -
برای چرخوندن ـه - چرخوندن چی؟ - چرخوندن ملخ ها -
با چی هدایتش میکنی؟ با اون فرمون؟
نه، آره - نه، آره؟ -
...وقتی که داری تند میری
با فرمون اون سکان های عمودی به حرکت در میان، میبینی؟ - آره -
ولی اونها توی سرعتهای کم، کارآمد نیستن - پس اون موقع چیکار میکنی؟ -
با چرخوندن کل موتور - ...خب اگه بخوای با سرعت کم دور بزنی -
اون موقع اون سکانهای عمودی کارآمد نیستن - آره -
پس اون موقع سرعتت رو کم و زیاد میکنی، یا پروانه ها رو کلا میچرخونی؟
....خودشم نمیدونه - اون موقع چیکار میکنی؟ - از هردوش استفاده میکنم -
دفترچه راهنما داره - !! آره، ولی همش روسیهایه -
... پس تو میخوای با هاورکرفتی مسابقه بدی
...که از اونی که خودمون ساختیم قدرتش کمتره
.... به اضافهی اینکه اصلا از کنترلش سر در نمیاری
و دیگه اینکه دفترچه راهنماش کلا روسیهایه که از اون هم سر در نمیاری
...با افزایش اعتماد به نفسم
وقت اون رسیده بود که برای مسابقهی مهم خودمون آماده بشیم
،اگه موقعی که از دوچرخم پیاده شده باشم، از وسط چاک خورده باشم اونوقت حسابی کُفری میشم
از باشگاه قایقرانیه "وستاچنی" شروع کردیم
،و از اونجا به بعد .... نزدیک 29 کیلومتر
.....از میان "سن پترزبورگ" عبور میکنیم
،و تا خط پایان که در جزیرهی "یلیگین" قرار داره ....رقابت خواهیم کرد
.... بیرون یک کاخ که اسمش
"یلیگین ....شیشیاشلیشی "
اینا همش روسی نوشته شده
اینا همش روسی نوشته شده
،"خودشه، خداحافظ "استیگ !...پیش به سوی پیروزی
خودشه، داریم یه جورایی از عزت و شرف ماشین دفاع میکنیم
اصلا نمیدونم که اینا چه معنایای میدن
درسته، تقاطع
،پاهام رو چسبوندم به رکاب دیگه اصلا نمیتونم توقف کنم
پسر احمق
!! دنده اشتباهه
قدرت بیشتر
!!...تکون بخور
!!...وایسا، وایسا
!!یا عیس مسیح
!اوه...نه
....یه سنگ اونجاست
،داریم صاف میریم سمت اون سنگ ها و این فرمونه هم هیچ کاری انجام نمیده
!!!! بیا عقب
!!! این....بـــــــــــــــــوق
،دوباره میریم جلو، من خیلی سرم شلوغه !! خیـــــلــی
...فکر کنم یه دستانداز دیدم
!!...فکر کنم "سوسیسم" بیشتر در معرض خطر قرار گرفت
!!!لنگر رو بندازید
خدابا
...،الان داره همش دور خودش میچرخه !! ....پدال چرخاننده
در حال حاضر میخوام برم اون سمت
!!..خود کرده را تدبیر نیست
...همونطور که 3 تا رقیب من
!!....زودباش - ....خب الان شدن دوتا -
،که در مسابقه حضور داشتن من تازه داشت چم و خم ماشین دستم میومد
خب، دقیقا این "تویزی" چیه؟ ....یه قفس فلزیه
...که پنل های پلاستیکی سرتاسر اون رو پوشونده
،دو تا صندلی داره که اون یکی در پشت قرار داره !! مثل درشکه های قدیم
...زیر صندلی من باتری قرار داره که ......برق رو به موتور های
الکتریکی که 17 اسب بخار تولید میکنه میرسونن و اونها هم چرخ های عقب رو به حرکت در میارن
شتاب؟
خب شتاب صفر تا 100 نمیتونیم براش در نظر بگیریم چون سقف سرعتش 70 تاست
!...اما کیلومترش تا 100 تا نشانه گذاری شده
...و یه آپشن اضافه
!!درهایی مثل قیچی.... !قربان، شما از این درها دارید؟؟
!!!.نه
،اما تکنولوژی ساخت "تویزی" در مقایسه با دوچرخه ی من متعلق به عصر غارنشینی ـه
من سیستم تعویض دندهی الکتریکی دارم
...و وقتی که دکمه های روی فرمون رو فشار بدم
....دریلر"، وسیله ای که در پشت دوچرخه قرار داره"
و با صدایی مثل پلیس آهنی، دنده هارو عوض میکنه
....برای اینکه کل این مجموعه حداقل مقاومت در برابر هوارو داشته باشه
!!توی تونل باد "جگوار" تست گرفته شده
...حتی هوا رو به سمت دوشاخهی جلو و
و بطری آب هدایت میکنه تا به ساق پای دوچرخه سوار برخورد نکنه
.چون ساق ها زیاد ایرودینامیک نیستن !! می" اونجاست"
!!! هموند"، ببین این 17 اسب بخار چیکارا میکنه"
خدایا
....سوار تنها وسیلهای هستم که توی مسابقه سوخت مصرف میکنه
....و راهحل تمام مشکلاتم روپیدا کردم !!..طبق معمول قدرتِ زیادی بود
،اگه یکم سریعتر حرکت کنید سیستم هدایتش بهتر کار میکنه
!...الان دارم صاف میرم توی دیوار !!! نـــــه
دارم روی آب یه وری سُر میخورم
!! پرندهها، از سر راه برید کنار !! فرمون یُخدی
"در همین موقع، "استیگ ...کارش با ترن برقی تموم شد و
! الان داره میره سمت ایستگاه مترو
....دوباره افتادیم جلو !! تا آخر همین آشِ و همین کاسه
.چموش رو تحت کنترل در بیارم "HMS" توی رودخونه، بالاخره تونستم این
،"زودباش "هاور ون از "می" جلو بزن
...یه "هاور ون" دیگه اونجاست !! خدایا، چقدر طرفدار داره
.35 کیلومتر در ساعت دارم میرم ....باید یکم آروم تر برم
....آخه راه درازی در پیش دارم
اوه، واقعا؟
به راحتی هرچه تمامتر از دوچرخه سبقت گرفتم
یکم سرعت بگیرم
،وایسا ببینم، فکر کنم خودشه اوه نه، خودشه
"جون بِکَن "ون
مطمئنم که اون "جیمز می" ـه
!...هموند" کجاست ؟ نمیبینمــش" ...اوناهش
ریچارد هموند" توی میدان دید من قرار داره" و الان پشت سر من به آرومی داره حرکت میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.