처음 200줄입니다.
ستوان پارک،من کارآگاه لي جائه هان هستم
تو کي هستي؟ تيمارستان سونيل؟
تو چته؟
از کجا ميدونستي که اون جسد سو هيونگ جون ــه؟
ديوونه ايي؟
گفتي که ميخواي دستگيرش کني،اين تنها راهه
کارآگاه لي جائه هان؟ به لطف شما،پرونده حل شد
اخبارُ ديدي درسته؟ شما تو کدوم بخشي؟
فک کنم اين آخرين مخابره ام باشه
من يه تيم ويژه ي پرونده هاي راکد تو سئول ميزنم
گفتي که اين اولين پرونده ي رئيس بوده؟
پرونده ي قتل هاي سريالي گيونگي نامبو
معروفترين پرونده ي راکد کُره
پس اون رفته
فک کنم ارزش امتحان کردنُ داشته باشه
الآن ديگه بايد ترتيب همه چي رو بدم
کارآگاه لي جائه هان؟
افسر شماره ي 22،بخش گيونگي يونگ سان
کوه اوسونگ؟
اون تو يه نيزار کنار جنگل درختاي خاردار در بزرگراه شماره ي 3 پيدا شده
تو کي هستي؟
تو تيم تون ستواني به اسم پارک هائه يونگ دارين؟
خب من يه چيز عجيب از بي سيم شنيدم
از اينجا برو بيرون - من چيزي ميشنيدم؟ -
اون مخابره ها واقعي بودن؟
تـــرجـــمـــه از ســــــامـــــان جــــلالـــــي
پنجم نوفمبر سال 1989،ايستگاه] [راه آهن هيون پونگ
هي هي،تو اينکارو کردي؟
چي ميگي؟
اينجا نوشته شده که قرباني لي مي سان زنده است
درسته،اون زنده است
بله چي شده؟ - راجب لي مي سان ــه -
کسي که نزديک بود تو ايستگاه راه آهن هيون پونگ بميره
راجب چي حرف ميزني؟
اون فقط يه اقدام به قتل بود
منظورت چيه؟ چه اقدامي؟
لي مي سان قطعاً مُرده
مشاور پارک هائه يونگ بلد نيستي بخوني؟
لي مي سان از اون حمله جون سالم به در برده
من...آزادت ميکنم
خيلخب،ميخوام کمکت کنم فقط دووم بيار
چيزي نيست من يه افسر پليسم
دووم بيار
...چيکار داري ميکني - عوضي آشغال -
!صبر کن
چرا اينکارو ميکني؟
آشغال
چيکار ميتونم برات بکنم؟
ستوان پارک هائه يونگ از پليس سئول هستم
،شما همون کارآگاه،کيم تائه يونگ
مسئول پرونده ي گيونگي نامبو هستين؟
صبر کنين،فقط يه سوال ازتون دارم
برو،من حرفي واسه گفتن ندارم
...ايستگاه هيون پونگ
لي مي سان واقعاً زنده موند؟
اون موقع چي شد؟
همش بخاطر اون افسر لعنتي بود
افسر لي جائه هان از بخش يونگ سان
لي جائه هان؟
اون يه چيز عجيب راجب يه مخابره ي راديويي که دريافت کرده بود،ميگفت
مخابره ي راديويي؟
اون يارو همه چي رو خراب کرد
!اون يارو
سلام
!بيا بيرون،زود باش
خداي من باورم نميشه
...واقعاً
اين خودشه؟ - آره،تو محل جرم گرفتمش -
يه شاهد هم هست که تقريباً داشت بهش حمله ميشد
کارآگاه،من نبودم
ساکت،اينو ببرين داخل
چرا با کسي که اشتباهي نکرده،اينکارو ميکنين؟
!واقعاً بي عدالتي ــه
دارم ديوونه ميشم - !برو داخل بينم -
!دارم بهتون ميگم که من نبودم
کارت خوب بود - متشکرم -
کارت خوب بود
کارآگاه لي جائه هان هستم شما اونجايي،ستوان؟
جسد سو هيونگ جون ــه،مظنون پرونده ي ربوده شدن کيم يون جونگ
سو هيونگ جون سال 2000 مُرد اما اون گفت که يه جسد بوده
نگفت که بقاياي استخون هاش ــه
فک کنم اين آخرين مخابره ام باشه
سال 2000...آخرين مخابره
ولي اين آخر کار نيست
بازم از اين اتفاقا مي افته
اون موقع است که...بايد منو متقاعد کني
سال،سالِ 1989 خواهد بود لي جائه هانِ اون زمان
افسر لي جائه هان سالِ 1989
افسر شماره ي 22،بخش گيونگي يونگ سان لي جائه هان هستم،کي پشت خطه؟
پليسي تو اين کشور هست که اينو ندونه؟
هفتمي تو يه نيزار در بزرگراه شماره 3 بود
هشتمي تو ريل ايستگاه راه آهن هيون پونگ بود
همش بخاطر اون افسر لعنتي بود
افسر لي جائه هان از بخش يونگ سان
راجب هشتمين قتل که تو ايستگاه راه ...آهن هيون پونگ اتفاق مي افته
!برو بيرون
اون يه چيز عجيب راجب يه مخابره ي راديويي که دريافت کرده بود،ميگفت
امکان نداره معني نميده
افسر شماره ي 22،بخش گيونگي يونگ سان،لي جائه هان هستم
افسر شماره ي 22
افسر لي جائه هان از بخش يونگ سان تو کي هستي و کجايي؟
تو کي هستي؟
ستوان پارک هائه يونگ؟ بله،لي جائه هان هستم
جدي ميگم،تو کي هستي؟ چيکارم کردي؟
نميفهمم منظورت رو
اما من قاتلِ تو ايستگاه هيون پونگُ گرفتم
همش بخاطر شما بود ستوان پارک
،اينو ميپرسم،چون خيلي کنجکاوم بدونم
چطوري راجب ايستگاه هيون پونگ ميدونستي؟
به نظرت حالا وقت شوخي ــه؟
تو الآن کجايي؟سريع خودمُ ميرسونم،بهم بگو
!کجايي؟
کجا ديگه ميخوام باشم؟ جلوي بخش اوسونگ
تازه"چويي يونگ شين" رو تحويل دادم
...تو واقعاً
چويي يونگ شينُ دستگير کردي؟
آره،خودم گرفتمش
يه پسر جوون بيکار بود
داري بهم ميگي که تو در سال 1989 هستي؟
چرا اينطوري رفتار ميکني؟ مريضي يا مشکلي داري؟
نميدونم هدفت چيه
،ولي اگه تو واقعاً در سال 1989 هستي
!چويي يونگ شين مي ميره
!شماها ديوونم ميکنين
کارآگاه ها،حق همچين رفتاري با کسي رو دارن؟
!پاشو
!پاشو - هي آشغال -
راه بيفت ديگه چيکار داري ميکني؟
کارآگاه يه لحظه صبر کن
صبر کنين
چي ميگي؟چرا بايد چويي يونگ شين بميره؟
!قاتل واقعي،چويي يونگ شين نيست
،وقتي چويي يونگ شين ميميره
هشتمين قرباني،جلوي سوپرمارکت اوسونگ دونگ به قتل ميرسه
اگه تو واقعاً يه پليس از سال 1989 هستي بايد بتوني جلوشُ بگيري
داري چي بلغور ميکني؟
الو...ستوان؟
ستوان؟
!بجنب !درست راه برو
اين ديگه چجور فيلمي ــه که بازي ميکني؟
اون چشه؟
نه،امکان نداره
چي شده؟
چي شده؟ !چي؟چي
!هي هي
تو نميتوني بميري
...مين جو
!يه قرباني ديگه پيدا شده
جلوي سوپرمارکت اوسونگ دونگ اون هشتمين قرباني ـــه
قاتل واقعي،چويي يونگ شين نيست
،وقتي چويي يونگ شين ميميره
هشتمين قرباني،جلوي سوپرمارکت اوسونگ دونگ ميميره
مرگ تاسف بار مرد جواني که] [به عنوان يک مظنون،مُرد
حتي مقاله ها عوض شده
چطور ممکنه؟
اون مخابره ها واقعي بودن
فقط يه لحظه
نشنيدي گفتم بري بيرون؟
داريم راجب پرونده ي گيونگي نامبو تحقيق ميکنيم
...همسر شما تنها کسي ــه که زنده مونده
من قبلاً با کارآگاه هاي ديگه حرف زدم
اونجا تاريک بوده و حتي نتونسته صورتشُ ببينه
ميدونم که اين خواهشم گستاخانه است اما ميشه به دارايي هاي همسرتون يه نگاهي بندازم؟
همونطور که گفتي،همسرم با اون حمله ي وحشتناک،زندگيشو ميکرد
اما ميدوني آخرش چي اونو به کشتن داد؟
آدمايي مثل شماها
"چي شد؟چجوري شد؟"
اون نميخواد که يادش بياد پس چرا همش ميپرسين؟
شماها بودين که اونو به کشتن دادين
متاسفم
يه وقت ديگه مي يام متاسفم
چي تورو به اينجا کشونده؟
هميشه اينجوري هستي؟
اينکه من هميشه اينجوري ام باعث ميشه بترسي؟
نه فقط کارآگاه هاي ديگه مسخره مون ميکنن و بهمون توهين ميکنن
بلکه خونواده ي قرباني ها،خيلي بدترن
اگه نتوني مجرمُ بگيري،خيلي بده
ببخشين
بخاطر پدرم متاسفم
گزارشگرا و کَساي ديگه همش مي يان
اوقات خيلي بدي داره
متاسفم که اينو ميپرسم
ولي مادرت درباره ي حادثه باهات حرف زده؟
ما راجب حادثه چيزي نشنيديم
اونجا تو مغازه،خواستين که دارايي هاي مادرمُ ببينين
اون خيلي کم ميرفت بيرون و هميشه تو خونه بود
چيز زيادي نيست
دفترچه خاطراتي،روزنامه ايي،چيزي،چطور؟
نه،فقط همينه
...حتي اگه الآن زنده بود
مطمئنم که از قبل همه چي رو به کارآگاه ها گفته بود
گفت که بهترين تلاششو تو اون تحقيقات کرد
گفت که بخاطر اون ــه که ما تونستيم اون عکسُ بگيريم
افسري که تو ايستگاه راه آهن،جونشو نجات داد
اون موقع،منو حامله بود
...اگه اون يکم ديرتر رسيده بود
،اگه به موقع اونجا نمي بود
نه من و نه مادرم،تو اين دنيا نمي مونديم
چندباري رفت دنبالش اما قبول نکرد که ببينتش
نتونست شخصاً ازش تشکر کنه
No comments yet. Be the first to leave one.