The Longest Nite

The Longest Nite (暗花)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

The Longest Nite 1998 1080p BluRay DD5 1 x264-RO
다음의 해설 warez
Translated subtitle from English to Persian Aam fa 1998 زیرنویس فارسی فیلم

태그

bluray
게시일: 2025-11-23
다운로드: 14
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

ماکائو پاتوق گروه‌ها و باندهای مختلفه

خیلی‌ها می‌خوان سهمی از این سفره داشته باشن

دو باند اصلی که کنترل...

تمام فعالیت‌های غیرقانونی رو دست آقای کِی و آقای لانگه

آقای لانگ دو سال گذشته داشته عضوگیری می‌کرده

قدرتش داره بیشتر و بیشتر می‌شه

حتی می‌خواد تمام سودها رو برای خودش برداره

با این حال، آقای کِی بیش از یه دهه‌ست که رهبر اصلیه

موقعیتش بدون شک محکم و پابرجاست

حتی پلیس و بقیه اعضای باند هم بهش احترام می‌ذارن

این دو باند بزرگ هشت ماه گذشته دارن با هم می‌جنگن

این باعث شده بقیه کسب و کارها کساد بشن

رئیس هانگ، که پشتیبان این کارهاست، خیلی عصبانیه

خبر پیچیده که اون می‌خواد هر دوشون رو از ماکائو بیرون کنه

به خاطر تهدید آقای هانگ...

آقای کِی و آقای لانگ مجبور شدن خودشون رو قایم کنن

تازه، می‌خوان با هم متحد بشن

تا آقای هانگ دیگه بهانه‌ای برای حذف کردنشون نداشته باشه

اما همزمان...

شایعه شده که آقای کِی برای سر آقای لانگ پنج میلیون دلار جایزه گذاشته

من که قبلاً به بقیه گفته بودم

که تو برای کشتن آقای لانگ جایزه نذاشتی

ولی آدمکش‌ها همینطور دارن میان

پنج میلیون دلار! کیه که نخوادش؟

ممکنه خود آقای لانگ جایزه رو گذاشته باشه؟

من الان دارم باهاش مذاکره می‌کنم، فکر نمی‌کنم این کارو بکنه

به نظرم کار آقای هانگه

آقای هانگ؟

وقتی معامله رو جوش بدیم

اون دیگه بهانه‌ای برای اذیت کردن ما نداره

پس قبل از اینکه آقای لانگ فردا شب برگرده...

نباید بذاریم هیچ مشکلی پیش بیاد

مخصوصاً نباید بذاریم آقای لانگ بمیره

و باید حواست به مارک باشه

این بچه خیلی خامه، فقط بلده اسلحه دستش بگیره

راحت باش، خودم حواسم هست

من بیش از ده ساله با آقای کِی هستم، اون از پس هر کسی برمیاد

من تا حالا اونو اینجوری ندیده بودم، ترسیده

در هشت ماه گذشته...

خیلی آروم بود، حتی وقتی مقابل آقای لانگ ایستاده بود

این دفعه با هم کنار اومدن...

فقط به این خاطر که آقای لانگ می‌دونست داره می‌بازه

فردا شب همه چی حل و فصل می‌شه

چرا هنوز باید از آقای هانگ بترسیم؟

یه پیرمرد که بیش از یه دهه‌ست پاش به ماکائو نرسیده...

الان دیگه چه کاری از دستش برمیاد؟

اگه واقعاً اونقدر که مردم میگن قدرتمنده...

منم دوست دارم ببینمش

برای چه مدت می‌خوای بمونی؟

یه شب

چیزی نمی‌خوای؟ یه دختر؟

نه

سروان، تونی هستم

امشب ساعت چهار صبح

لازم نیست منو بشناسی

فقط سر وقت حاضر شو

آقا، چی میل دارید سفارش بدید؟

ناهار مخصوص سزار

با چه سوپی؟

سوپ مینسترونه

مارک!

بلندتر حرف بزن! مارکی؟

تونی هستم

باید باهات حرف بزنم

ساعت هفت شب تو "چاینا سیتی" همدیگه رو ببینیم

تونی هستم

شماره تلفن اینجا چنده؟

پلیس!

از در پشتی برو بیرون!

تکون نخور! وگرنه مغزت پخش زمین می‌شه!

دو بار بهت گفتم برو

هنوزم اینجایی داری ناهار می‌خوری؟

ستاره سیاه، با هفت تا گلوله

اسلحه پره، یعنی الان می‌تونه بکشه؟

درسته؟

درسته؟

گفتم درسته؟! آره!

تو هیچ سهمی از اون پنج میلیون نداری

کیفت رو جمع کن و گورت رو گم کن!

اسلحه رو بگیر!

الو؟ منم

منم!

مگی هستی؟ بلندتر حرف بزن، این تلفن کار نمی‌کنه

چی؟

تازه رسیدم، همه چی ردیفه

همین

اگه باز تونستی اسلحه دستت بگیری...

برگرد و اول منو بکش

از قیافت خوشم نمیاد

هر چه زودتر از اینجا برو

عمو چاقه

یه خائن گرفتیم

این اون بود که شایعه رو پخش کرد که...

آقای کِی جایزه رو گذاشته

الان داریم ازش بازجویی می‌کنیم

بگو!؟

نگهش دارین!

کی بهت دستور داد این کارو کنی؟

بگو؟

نه بار دیگه!

سرخته

به نظرت کدوم عوضی داره اوضاع رو بیرون به هم می‌ریزه؟

می‌دونی آقای لانگ از کجا برمی‌گرده؟

امشب ساعت دوازده از گمرک برمی‌گرده.

باید آدماتو آروم کنی.

نذار امشب گندی بزنن.

حلش می‌کنم، باهاشون حرف زدم.

فقط می‌ترسم یه مشت احمق اون بیرون باشن که کارشو تموم کنن.

من و بچه‌هام تو اداره پلیس حواسمون هست.

بعد از امشب می‌تونیم راحت بخوابیم.

ده تا از ناخوناشو بکَن و بعد بکشش.

چه حقیقتو بگه چه نگه.

الو

الان میام.

دور بزن.

قربان!

قربان، یه تماس ناشناس داشتیم.

گفتن تو خونه‌تون یه جسده.

فکر کردم سرکاریه.

سرشو پیدا نکردیم.

بدن کاملاً بی‌زخمه، فقط سرش نیست.

جسد جابجا شده.

اصلاً لکه خونی نیست.

سریع اثر انگشتشو چک کنین.

از این طرف، لطفاً.

مواظب باش.

بشینید.

آقا، چی میل دارید بنوشید؟

اون کچله یه کم عجیب غریبه.

باشه، حواسم بهش هست.

مِی، دنبال آقای لو بودی؟

آره، یه کچله اینجاست، خیلی وقته نشسته.

فقط یه لیوان آب خواسته.

پرسیدم چیزی میل نداره، هیچی نگفت.

نمی‌دونم چی می‌خواد.

داره دردسر درست می‌کنه؟

نه، مثل کنده درخت بی‌حرکته.

برو به جو و فوک بگو حواسشون بهش باشه.

آقای لو داره برمی‌گرده.

مارک

تونی

معامله سیگارای قاچاق ماه پیش، همه‌ش به خاطر کمک تو بود.

وگرنه همه‌شون رو از دست می‌دادم.

با اینکه فقط یک بار همو دیدیم، واقعاً رو تو حساب می‌کنم.

اونجوری نگاه نکن. حرف بدی زدم؟

من اینجا اومدم تا قرارداد رو بگیرم.

مگه نمی‌دونی آقای لانگ رئیس اینجاست؟

تو جرأت می‌کنی همچین حرفایی بزنی؟ چی می‌خوای؟

با من شوخی نکن.

بابات می‌خواد آقای لانگ رو بکشه، همه می‌دونن.

شاید خودت این شایعات رو پخش کردی؟

چطور شده من یه کلمه حرف زدم تو اینقدر عصبی شدی؟

چی گفتی؟

بگو خل شدی، وگرنه می‌کشمت!

شاید تو واقعاً حقیقتو نمی‌دونی.

برو خونه و از بابات بپرس که آیا این حقیقت داره.

فکر کردی من خرم؟ خودت خری.

برو آقای لو رو بیار.

یه بار دیگه بگو.

مارک، چه خبره؟

تفنگ جدید گرفتی؟

به تو ربطی نداره.

تو دنیایی مثل این، یه جنگ می‌تونه فقط با یه شلیک تفنگ شروع بشه.

تو هم برا خودت کسی هستی.

من تو کار تو دخالت نمی‌کنم.

ولی لطفاً کار رو برام سخت نکن.

پس اینطور چطوره؟

تقصیر اونه که روت بالا آورد.

ولی اون از آدمای منه، من مسئولشم.

این خوبه؟

اینطور چطوره؟

حالا راضی شدی؟

بیخیال.

بیخیال؟ واقعاً بیخیال؟

تو اینجا اسلحه آوردی و کار منو خراب کردی.

اونوقت چی؟

همه اینو می‌دونن.

هر دو طرف دارن مذاکره می‌کنن، هر اتفاقی بیفته اوضاع رو خراب می‌کنه.

بابات نمی‌تونه مراقبت باشه، ولی لااقل...

این رو بهت نگفت؟

دیگه هیچ‌وقت نبینمت.

آهای تو، اونجا!

آهای همه، بابت این قضیه عذر می‌خوام.

اشکالی نداره. حالا ادامه بده.

خوش بگذره.

هی، آخه واسه چی تفنگ کشیدی؟ لعنتی!

فقط اومدی دردسر درست کنی؟ آره.

از مارک یا آقای لو خوشت نمی‌اومد؟

اگه بیای تو بهت میگم.

تو کی هستی؟

اگه بیای تو بهت میگم.

پسر، من فقط یه زنگ بزنم می‌فهمم کی هستی.

میای تو؟

نه؟

حرومزاده!

گمشو!

در ادامه گزارش هواشناسی را می‌شنوید.

هوای امروز به تدریج سرد خواهد شد.

دمای هوا الان ۲۴ درجه‌ست.

رطوبت ۸۰ درصده.

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left