The Tiger's Apprentice

The Tiger's Apprentice

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

The Tigers Apprentice 2024 WEB H264-RBB
다음의 해설 mmli_sm

태그

web
webrip
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
TS
YTS
HD
게시일: 2024-02-02
다운로드: 52
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫ببین کی بالاخره بیدار شده.

‫می‌تونی اولین آتیش‌بازی‌های عمرت رو ببینی.

‫خیلی خوشگلن، ‫نه؟

‫درست عین خودت، عزیزم.

‫همم؟

‫عجیبه.

‫وای نه. ‫پیدامون کردن.

‫عزیزم، ‫تو پستونکت رو بمک.

‫بسپارش به مامان‌بزرگ.

‫این یائوگوای اسکل رو نگاه.

‫بای‌ بای عروسک!

‫واقعاً هم بای بای.

‫بد به دلت راه ندی تام. ‫الان کمک می‌رسه

‫بدرود، بی‌عرضه‌ها!

‫هان؟

‫میو، میو.

‫بیا عزیزم. ‫گفتم که نگران چیزی نباش.

‫بیخیال دیگه.

‫پس کجایین؟

‫ببخشید. ‫مراقب باشین. دارم رد میشم.

‫برین کنار که ‫ خوکیِ سریع‌السیر داره میاد!

‫کی گفته خوک‌ها نمی‌تونن پرواز کنن؟

‫می‌بینم که بالاخره تصمیم گرفتین بیاین.

‫راه رو باز کن بُزی.

‫بزنین بریم. خودتون کارتون رو بلدین. ‫زودیاک. مراقب نگهبان باش.

‫حمله!

‫حالت رو جا میارم.

‫حملۀ ناز نازی!

‫اسبی، ‫محاصره‌شون کن.

‫اوه، ‫خیلی بد شد که.

‫خانم لی!

‫- ببری،‌ نه! ‫- وایسا ما هم بیایم!

‫دفعه بعد مواظب باش ‫ پات رو کجا می‌ذاری بی‌عرضه.

‫شاید هم تو باید مواظب راه رفتنت باشی، ‫ باعرضه.

‫گمون نکنم.

‫حالت خوبه؟

‫آره، ‫عالی‌ام.

‫هی، ‫دختر جدیده تویی پس.

.چندوقتی هست که دخترم

‫اسم من تامه. ‫خب، الان برمی‌گردم.

‫تو بد دردسری افتادی.

‫دردسر بد؟ ‫مگه دردسر خوب هم داریم؟

‫ارزشش رو نداره رفیق.

‫بزن به چاک اسکل!

‫دارم راه میرم، ‫فرار نمی‌کنم.

‫تاحالا کسی خونه‌‌شون رو دیده؟

.کلی آت و آشغال تو خونه‌شونه

‫دورش هم پر از عود و جادو جنبله.

‫مال مادربزرگ روانیشه.

‫نکنه جادوگری چیزیه؟

‫میشه جداً پای مامان بزرگم رو نیاریم وسط؟

‫وگرنه چی‌ میشه؟

‫بگو که ‫«مامان بزرگم یه جادوگر روانیه.»

‫مامان بزرگت یه جادوگر روانیه؟

‫چی؟ ‫نه، نه،‌ نه!

‫حق‌تون همینه. ‫تو و این مادربزرگ جادوگرت.

‫گفتم پای مامان‌بزرگم رو نیار وسط!

‫شما هم دیدین؟

‫شرتش معلومه.

‫چیشد یهو؟

‫هی! ‫باشگاه مشت‌زنی!

‫چیزی نیست. ‫منم.

‫آره خب، ‫غافلگیرم کردی.

‫اسم من رَوه.

‫من هم تامم.

‫آره، ‫اون موقع هم گفتی،

‫قبل این که پسره رو بچسبونی به سقف. ‫یادت رفته؟

‫شاید به خاطر اون شکلات پروتئینی بود ‫ که صبح خوردم.

‫وای. ‫من هم باید بخرم.

‫اوه.

‫- یه لحظه وایمیسی؟ ‫- حتماً.

‫سلام.

‫گفتم پیاده میام خونه.

‫بریم. ‫بجنب.

‫به روی چشم.

‫مامان بزرگت از این‌ها درست می‌کنه؟

‫- اوهوم. ‫- وای.

‫مادرخونده‌ام عاشق این چیزاس.

‫مامان بزرگم کلی داستان درمورد این که ‫چطوری ارواح شیطانی رو دور کردن بلده.

‫وایسا ببینم. ‫ارواح شیطانی؟

‫- شرمنده! ‫- برین کنار!

‫مامان‌بزرگ‌ها همیشه از این داستان‌های مسخره ‫تعریف می‌کنن.

‫آره، .راستش من نمی‌دونم

‫- اوه،‌ شرمنده، منظوری نداشتم... ‫- اشکال نداره.

من هم بالاخره شانسم گفت .و یه سرپرست پیدا کردم

‫خونه‌ای که الان هستم خیلی خفنه.

‫چه باحال.

از وقتی خیلی کوچیک بودم ‫مامان بزرگم تنهایی بزرگم می‌کنه.

‫اما خیلی خوبه.

‫- البته بعضی‌وقتا... ‫- چی؟ عجیب و خجالت‌آور میشه؟

‫آره. ‫اما باحال هم هست.

‫من که پایۀ جادوگرای باحالم.

‫چیزی رفته تو دندونم؟

‫نه. ‫چیزی نیست.

‫الان چی؟

‫سلام جی‌جی.

‫وای، حالش خوبه؟ ‫همیشه همینطوریه؟

‫آره،‌ آره. ‫با چشمای باز می‌خوابه.

‫خدافظ جی‌جی.

‫چشمات می‌خشکن‌ها.

‫لطفاً تا دیر نشده برگرد.

‫اگه ببینیش ‫ دیگه نمی‌تونی از ذهنت خارجش کنی.

‫بیخیال تام، ‫مطمئنم اونقدرا هم بد نیست.

‫بچه‌ها به‌خاطر خونۀ کاملاً طبیعی‌مون ‫کتکم می‌زنن.

‫زیادی بزرگش می‌کنی.

‫یا خدا.

‫خیلی‌ها رو راه‌پله‌مون پرتقال می‌ذارن

‫چون فکر می‌کنن معبدی چیزیه.

‫اما عوضش پرتقال مفتی داریم.

‫سلام تامی!

‫دوستته؟ ‫چقدر خوشگله.

‫سلام مامان‌بزرگِ تام.

‫ای خدا، ‫من رو از دست اینا خلاص کن.

‫تام، ‫دعوتش کن بیاد داخل.

‫باشه، ‫الان میام مامان‌‌جون!

‫تا فردا.

‫مامان بابات هم ‫ تو دبیرستان با هم آشنا شدن.

‫کجا با این عجله مامان‌جون؟

‫فقط دوستیم، ‫خب؟

‫اصلاً شاید بعد دیدن خونۀ عجیب‌مون ‫ حسابی ترسیده باشه.

‫عجیب و خارق‌العاده؟

‫خوبه حداقل توی خونه رو ندید.

‫تام،‌ حتی اگه این طلسم‌ها ‫واست مسخره باشن،

‫برای من مهمن.

‫با این حال اصلاً معنی‌شون رو نمی‌دونم.

واسه فهمیدن لازم نیست بدونی.‏

‫مامان‌جون، ‫چرا رمزی حرف می‌زنی؟

‫یه روزی،

‫خودت متوجه میشی ‫که واقعاً کی هستی

‫نه اینی که ظاهرت نشون میده.

‫یعنی چی اون‌وقت؟

‫ما که درموردش حرف زده بودیم.

‫تام، ‫ما از این‌ها استفاده نمی‌کنیم.

‫از اینجا و اینجا استفاده می‌کنیم.

‫اصلاً لازم نیست دعوا کنیم.

‫بعدش هم، ‫تو اصلاً دعوا بلد نیستی.

‫پسره بهت گفت جادوگر.

‫خب؟ ‫شاید هم جادوگرم.

‫هاها. ‫خیلی خنده‌دار بود.

برای کسی که تو مدرسه اذیتت کرده ‫باید دلسوزی کنی.

‫چی؟ ‫چرا؟

‫چون احتمالاً خودش ‫ از یه چیزی آسیب دیده.

.آدم‌ها ذات‌شون پاکه، تام

‫خونوادۀ ما همیشه ‫به این موضوع اعتقاد داشته.

‫کدوم خونواده؟ ‫فقط خودمم و خودت.

‫اصل و نسب تو ‫ به هزاران نسل پیش برمی‌گرده.

‫سنت‌های ما ‫ تو رگ‌هات جریان داره.

‫آره خب، شاید بعضی‌وقتا ‫ باید بیخیال این سنت‌‌هامون بشیم.

البته من که بهش افتخار می‌کنم ‫ یا هرچی.

‫«یا هر چی؟»

‫من فقط می‌خوام معمولی باشم.

‫تام، ‫تو معمولی نیستی.

‫عالی شد. ‫ممنون.

‫کل خونوادۀ ما اصلاً معمولی نیستن.

‫خیلی وقت بود که منتظر بودم ‫تا درموردش باهات حرف بزنم.

‫اما اول از همه ‫باید طلسم‌ها رو آویزون کنی.

‫بعدش حرف می‌زنیم.

‫باشه مامان‌بزرگ.

‫بجنب!

‫نباید همینطوری آویزون‌شون کنی.

‫هی، ‫رفیق!

‫این کار قانون داره.

‫شما کی باشی؟

‫چندوقت بود که طلسم‌های محافظت‌کننده ‫آویزون نبودن؟

‫شاید حدود پنج دقیقه.

‫- تو رو می‌شناسم؟ ‫- نه.

‫اما من تو رو می‌شناسم.

‫هوی! ‫داری من رو بو می‌کشی؟

‫آره، ‫چقدر هم بو گند میدی بچه.

‫نه، ‫نمیدم.

‫مامان‌بزرگت کجاس؟ ‫خانم لی،‌ حال‌تون خوبه؟

‫آقا. ‫خیلی‌خب.

‫کفشات هم در نیار. ‫اصلاً هم بی‌ادبی نیست.

.به به ‫کلی هم گِل و خاک با خودش آورد.

‫- هو! ‫- می لینگ.

.چقدر از دیدنت خوشحال شدم

‫حالا نیشگون گرفتن لازم نیست. ‫درموردش که حرف زده بودیم.

‫تام، ایشون هو هستن، ‫دوست قدیمیم.

‫دوست قدیمی؟

‫دقیقاً منظورمون چه دوستیه؟

‫ایشالا که دوست معمولیه.

‫وقت واسه این کارها نداریم.

‫امروز تو مدرسۀ این آقا پسر ‫بوی «فاشو» به مشامم خورد.

‫جادو؟

‫می‌دونم. ‫خودم هم فهمیدم.

‫بو گندش همه‌جا رو برداشته. ‫برات خطرناکه.

‫آروم باش.

‫همین حالا می‌خواستیم ‫درموردش حرف بزنیم.

‫اَیی، نه مامان‌جون. ‫لازم نیست درمورش حرف بزنم. پونزده سالمه‌ها.

‫طلسم‌ها آویزون نبودن، ‫این هم هنوز نمی‌دونه کیه،

‫هیچ‌کدوم از زودیاک‌ها هم ‫دستورالعمل‌هام رو رعایت نکردن.

‫تام، تو دعوای امروزت ‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

‫پسره از دستم عصبانی شده بود.

‫هیکلش گنده بود. شونه‌هاش دم کرده بود. ‫راستش یکم شبیه تو بود.

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left