Red Eye

Red Eye

Farsi/persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Red Eye 2024 S01E03 Filamingo Fa
다음의 해설 filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

태그

webdl
게시일: 2026-07-16
다운로드: 9
청각 장애인용: No

Farsi/persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‏ خانم، روث هستم. در پرواز ۳۵۷ یه نفر مرده ‏

‏باید مسیر هواپیما رو عوض کنین‏

‏هرچی می‌گی تا به پکن نری و متهم نشی‏

‏می‌خوام بدونم از قبل بیماری قلبی داشته یا نه‏

‏پس سالم بود، نه؟‏

‏توی یه کلوب پکن یکی از بادیگاردها چاقوم زد‏

‏کلوب؟ با یه دختر بودی؟‏

‏ـ اون توی ماشین با من نبود‏ ‏ـ خدای من، رفیق‏

‏ـ می‌شه گوشی‌ت رو قرض بگیرم؟‏ ‏ـ چه خبره؟‏

‏خانم، سگ‌تون از غذای اون مرد خورده؟‏

‏یکی کمکش کنه!‏

‏یه نفر دیگه هم در پرواز ۳۵۷ مرده؛ استیون هرست‏

‏فقط به‌خاطر تو اینجاست‏

‏سردبیرم ویدیوی زندانیت توی هیترو رو دید‏

‏و گزارشش رو به من سپرد‏

‏نمی‌خوام باز بحث کنیم. کار دارم‏

‏آروم باشین، کارآگاه لی‏

‏ـ تو کی هستی؟‏ ‏ـ افسر ژانگ، مارشال هوایی‏

‏برای مردنش متأسفی یا برای‏ ‏اینکه باهاش رابطه داشتی؟‏

‏اینجا چه‌کار می‌کنی؟‏

‏این بار خیلی از محدوده‌ات خارج شدی، مادلین‏

‏به‌نحوی به این زن، شن ژائو، ربط داره‏

‏باید هرچی از اون شب یادت میاد برامون تعریف کنی‏

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏یه جک دنیلز دیگه، لطفاً، و یه لیوان شامپاین‏

‏مت، سرت رو از توی اون کارت‌ها بیار بیرون‏ ‏می‌خوام یکی رو معرفی کنم‏

‏ـ سلام، متیو نولان‏ ‏ـ شن ژائو‏

‏از آشنایی‌تون خوشحالم‏

‏پس شما با ذهن کار می‌کنین یا بدن؟‏

‏ـ امیدوارم هردو‏ ‏ـ منظورم تخصص‌تون بود‏

‏شن پزشک نیست، از دوستان سِر جورجه‏

‏آهان، درسته. باید از نداشتن کارت اسم می‌فهمیدم‏

‏این‌قدر جدی چی می‌خونی؟‏

‏این‌ها؟ فردا صبح یه سخنرانی دارم‏

‏دربارهٔ ارتباط استاتین‌ها و جراحی‏

‏ولی راستش سخنران خیلی بااعتمادبه‌نفسی نیستم‏

‏بااین‌حال قبول کردی نصف دنیا رو‏ ‏پرواز کنی تا همین کار رو بکنی‏

‏ظاهراً مزایاش از معایبش بیشتره‏

‏چین رو دوست داری؟‏

‏مردمش رو دوست دارم‏

‏اصلاً کسی اهمیت می‌ده من چی دوست دارم؟‏

‏حتی زنت هم نه، کریس‏

‏به سلامتی‏

‏متیو، داریم می‌ریم شام. باهامون بیا‏

‏یه جای کوچیک که جورج پیشنهاد کرده‏

‏غذای اصیل‏

‏می‌شناسیش؟‏

‏کی رو؟‏

‏دارم با خودم حرف می‌زنم؟‏

‏نظرت چیه، متیو؟‏

‏امبر و استیون رو هم دعوت کردم‏

‏خیلی دوست دارم، کریس، ولی امشب نمی‌تونم‏

‏شن‏

‏استیون، امبر، شن رو دیدین؟‏

‏فکر نکنم. از آشنایی‌تون خوشحالم‏

‏اوه... الو؟‏

‏راستش می‌ترسم باید خداحافظی کنم‏

‏داری می‌ری؟ تازه رسیدی‏

‏فکر می‌کردم قراره شام دیرهنگام بخوریم‏

‏ـ روی ما حساب کن‏ ‏ـ من عاشق غذای خوبم‏

‏شن، یه‌کم بیشتر بمون‏

‏حالت خوبه؟‏

‏خوبم‏

‏هدیهٔ سِر جورج یادت نرفت؟‏

‏ـ از دیدن همه‌تون خوشحال شدم‏ ‏ـ ما هم همین‌طور‏

‏می‌دونه خروجی از اون طرف نیست، نه؟‏

‏عجب آدم عجیبی گیرت اومده، کریس‏

‏امیدوارم حالش خوب باشه‏

‏منم همین‌طور‏

‏برای ارائه‌ات آماده‌ای، مت؟‏

‏نه‏

‏با این حساب... بهتره برم استراحت کنم‏

‏ـ نبوغ که خودش نوشته نمی‌شه‏ ‏ـ میان‌مایگی هم همین‌طور‏

‏تو بهتر می‌دونی. توی هتل می‌بینمتون‏

‏سلام، ببخشید مزاحم شدم‏

‏دارین برمی‌گردین شهر؟‏

‏بله‏

‏ماشین لازم دارین؟‏

‏ممنون می‌شم‏

‏پس بریم‏

‏همه‌چیز خوبه؟‏

‏معلومه‏

‏کجا بریم؟‏

‏شما کجا می‌رید؟‏

‏هتل. باید کار کنم‏

‏ولی هنوز خیلی زوده‏

‏بذارین یه نوشیدنی مهمون‌تون کنم‏

‏واقعاً نباید‏

‏اصرار دارم، دکتر نولان‏

‏پس بهتره مت صدام کنین‏

‏خب، کجا؟‏

‏هِی‌لونگ. یه کلوبه‏

‏جای جالبیه‏

‏زیاد اینجا میاین؟‏

‏فقط وقتی می‌خوام ناپدید بشم‏

‏ـ از چی؟‏ ‏ـ زندگی‏

‏پدرم نفوذ زیادی داره‏

‏ـ همه‌جا گوش داره‏ ‏ـ منظورتون چشمه‏

‏اون‌ها رو هم داره‏

‏بگین ببینم، سِر جورج رو چقدر می‌شناسین؟‏

‏طی سال‌ها فقط چند بار باهاش ملاقات کردم‏

‏تا حالا هدیه‌ای بهتون داده که براش ببرین؟‏

‏گاهی یه بطری ویسکی سینگل‌مالت‏

‏چرا؟‏

‏چون این یعنی می‌تونم بهتون اعتماد کنم‏

‏نباید قبل از سوارشدن به‏ ‏ماشینم تصمیم می‌گرفتین؟‏

‏حرف‌تون منطقیه‏

‏ببخشید، ما این رو سفارش ندادیم‏

‏به سلامتی دوست‌های جدید‏

‏بعد از این واقعاً باید برم‏ ‏صبح سخنرانی دارم...‏

‏چی داشتین می‌گفتین؟‏

‏کدوم سخنرانی؟‏

‏متأسفم‏

‏برای چی؟‏

‏این مستی نیست‏

‏چی بهم دادین؟‏

‏خواهش می‌کنم بدونین چاره‌ای نداشتم‏

‏ازم دور شو! باید برم، دارم می‌رم!‏

‏پول! همین الان پرداخت کن!‏

‏عقب برو! عقب برو!‏

‏کیت خیاطی...‏

‏بعد وسایلم رو برداشتم‏

‏و با ماشین رفتم فرودگاه‏

‏زخمت رو منگنه کردی؟‏

‏برای بندآوردن خون‌ریزی، آره‏

‏این... تحسین‌برانگیزه‏

‏توی سالن فرودگاه درست بخیه‌اش زدم‏

‏پس می‌گی شن ژائو کسی بوده که بهت دارو داده؟‏

‏یا یکی توی کلوب... من...‏

‏فکر می‌کنم با اون‌ها همکاری می‌کرد‏

‏متأسفانه توی پکن از این‏ ‏کلوب‌های مافیایی زیاد هست‏

‏ولی مطمئنی شن رو توی کلوب جا گذاشتی؟‏

‏ـ آره‏ ‏ـ گیج نشدی؟‏

‏داشتم ازش فرار می‌کردم.‏ ‏چرا باید با خودم می‌بردمش؟‏

‏درسته‏

‏و فکر می‌کنی برای همین بهت دارو داد؟‏

‏تا بتونن ازت دزدی کنن؟‏

‏یا توی وان حموم بدون چند تا عضو بدن بیدار بشم‏

‏در هر صورت نمی‌خواستم صبر کنم تا بفهمم‏

‏پس ماشین رو بدون حضور شن ژائو تصادف دادی‏

‏ولی وقتی پلیس رسید، پیکرش اونجا بود‏

‏این چیزیه که می‌گن‏

‏عکس‌ها رو دیدم. اونجا بود‏

‏این چه ربطی به اتفاق‌های این بالا داره؟‏

‏نمی‌دونم. ببخش، نولان‏

‏خیلی از حرف‌هات با هم جور درنمیاد‏

‏دارم حقیقت رو می‌گم‏

‏باشه، ولی چرا تو رو هدف بگیرن اگه...‏

‏دکتر پیل از قبل باهاش قرار شام داشته؟‏

‏و سِر جورج کیه؟‏

‏سِر جورج چپمن، صاحب ورلد پسیفیک مدیسین‏

‏اون از کجا این رو می‌دونست؟‏

‏تحقیق کرده بود. باشه‏

‏اگه برای توریست‌های پولدار‏ ‏دام عشقی پهن می‌کرده‏

‏چرا باید خودش رو بکشن؟‏

‏باید با کیت وارد حرف بزنم‏

‏ببینم چی یادشه‏

‏کجاست؟‏

‏پیداش می‌کنم‏

‏یکی هم باید به امبر سر بزنه‏

‏حسابی مشروب و قرص خورده بود‏

‏آره، من می‌رم‏

‏اونجاست‏

‏دکتر وارد؟‏

‏می‌شه دوباره باهاتون حرف بزنم؟‏ ‏ـ بله، حتماً‏

‏ممنون‏

‏می‌خوام بدونم از شن ژائو چی یادتونه‏

‏ـ اسم همون دختریه که می‌گن مت...؟‏ ‏ـ آره‏

‏راستش هیچی‏

‏عضو همایش ما نبود‏

‏یا حداقل قبلاً ندیده بودمش‏

‏دیدم کنار بار با کریس و مت حرف می‌زد‏

‏ـ شما باهاش حرف زدین؟‏ ‏ـ فقط گفتم ببخشید‏

‏وقتی از دست‌شویی می‌اومدم بهم خورد‏

‏عجله داشت؟‏

‏بیشتر حواس‌پرت به نظر می‌رسید‏

‏بعدش چی؟‏

‏دیگه ندیدمش، ولی زیاد هم حواسم نبود‏

‏فقط یادمه یه‌کم همهمه شد‏

‏بین پیشخدمت‌ها‏

‏ـ یعنی چی؟‏ ‏ـ دو نفرشون با عجله بیرون رفتن‏

‏می‌دونین چرا؟‏

‏نه، بعدش...‏ ‏ـ دکتر وارد‏

‏ـ چه‌کار می‌کنین؟‏ ‏ـ به ظن قتل بازداشتی‏

‏امبر و استیون هرست. چی؟!‏

‏ـ امبر مرده؟‏ ‏ـ آخ!‏

‏همین الان از این طرف‏

‏به دکتر نولان بگو فوراً بیاد‏

‏لعنتی‏

‏دست‌هاتون رو ازم بکشین!‏

‏من هیچ کاری نکردم!‏

‏آخ!‏

‏اوضاع رو برای خودت بدتر نکن‏

‏لعنتی‏

‏خدای من‏

‏امبر‏

‏می‌تونی بفهمی چطور مرده؟‏

‏مهمه؟‏

‏مثل بقیه به قتل رسیده‏

‏و قرار بوده قربانی اول من باشم‏

More Farsi/persian subtitles for Red Eye

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left