처음 200줄입니다.
.بهش بگو چی گیر اوردی
.مذکر، سفید پوست، چهل ساله .ظاهرا تیر خورده
کجا؟ - .تويِ اتاقش -
.مردیم از خنده - .خیلی خب، باشه -
.خرده زیرِ قلبش
یه تیر خرده؟ - .اینطور بنظر میرسه، آره -
.اولش که گفتی ظاهرا تیر خورده
.آقای ترنر
.دکتر لَپ، الانِ که دیگه برسه
واقعا؟
.آقای ترنر بازم دیر کرده
.برگرد سرِ کارِت
میتونیم 5 دقیقه استراحت کنیم، بعدش برگردیم .سرِ کار
میدونی اگه جویی بود، چی میگفت؟ - .تنها مغزِ متفکرِ اینجا، اون نیست -
بیخیال، اه... چه نوع گلوله ای بوده؟
.داری از موضوع دور میشی، رِی - منظورت چیه؟ -
،کامپیوتر جواب میده که . " لطفا با یه کلمه دیگه توضیح بدید "
پس میخوای چی وارد کنی؟
.جوزِف ترنر. بدون اسمِ وسط - .تو 17 دقیقه دیر کردی -
میشه بکنیش 12 دقیقه؟ .داشتم خلافِ جهت باد حرکت میکردم
دکتر لَپ، تويِ بسته های اخیر چیزی برام نیومده؟
دکتر لَپ؟ - بله؟ -
.هیچ جوابی برای گزارشت نیومده
و لطفا اون کتابی که گذاشتم روی میزت رو بررسی .و گزارشِش رو تا ساعت 4 وارد کامپیوتر کن
،بله قربان .بهترِ این گیاهتون رو به نور نزدیک تر کنید
.برگهاش داره پژمرده میشه
.آروم باش گروهبان، آروم باش
.امروز ساعت 10:20 بارون میباره
.باید جزئیاتِ بیشتری باشه
.من فقط دو فصلش رو خوندم
هیچ سر نخِ دیگه ای نیست؟ - .تا الان که نه -
چه ساعتی اونو پیدا کردن؟ - .سرِ شب -
.اون اصلا نگفتن کالیبرِ گلوله چند بوده
.ظاهرا کالیبرِ 38 بوده - .بازم یه "ظاهرا" دیگه -
.جای زخم که مربوط به یه گلوله کالیبرِ 38 هست .اما نتونستن خودِ گلوله رو پیدا کنن
.هی، داریم به یه جاهایی میرسیم
.شما پسرا تَهو توشو در بیارین .من باید روزنامه های خاور دور رو بخونم
گلوله به دیوار خوردِ بود؟
.نه، در حقیقت گلوله از بدنش خارج نشده
،ما به جایی نمیرسیم .کتابو تموم کن، هارولد
...سلام، چیزایی که تا حالا فهمیدیم
.یخ
،بجای سرب !یخ
قاتل قالبِ یه گلوله کالیبرِ 38 رو با آب پُر ...کرده
اونو منجمد کرده و تا لحظه جرم به صورت جامد نگهش .داشته
.بعدش با گلوله یخی به یارو شلیک کرده
نیم ساعت بعدش پلیسا میرسن و فقط چند قطره آب .اونجاست
.گلوله هم که نباشه، امکان تشخیصِ کالیبرش نیست - .عالی بود -
.هی - چیه؟ -
این چیه؟
.همم، خوشنویسیت داره بهتر میشه
این چیه؟ - .تِن، معنیش میشه بهشت -
همین؟ چیزِ دیگه ای نیست؟
.خب، بعضی مواقع میتونه معنيِ بهترین رو هم بده چرا؟
.مطمئن نیستم
ما امشب میریم خونه سم و مِی، نه؟
.اِهم - پس چرا در موردش با سَم حرف نمیزنی؟ -
در این مورد؟ - .آره -
حرف زدم، اون گفت " خب، جالبه. اما مربوط به حوزه ".من نمیشه
که یعنی فکر نمیکنه چیزِ مهمی باشه، دقیقا مثل .دکتر لَپ
.و تو - .خب، چیزِ مهمی نیست -
کتاب معمایی که ترجمه شده؟ - ...کتاب معمایی که فروش نداشته -
.به یه سری زبونهای خیلی عجیب ترجمه شده
...ترکی اما فرانسوی نه، عربی اما روسی نه
.یا آلمانی... هلندی
اسپانیایی؟
.آره، آره
هی، اون روشِ یخی رو از کجا یاد گرفتی؟ ( دشیل هُمِت؟ ( نویسنده آمریکایی رمانهای پلیسی
دیک تِرِیسی. در موردِ این شکل مطمئنی؟
.به این صورت نگاه کن بهم میاد که در موردِ این شکل اشتباه کرده باشم؟
،صورت قشنگيِ .اما اون هیچ وقت توی چین نبوده
کی میتونم از کامپیوتر استفاده کنم؟ - دیک تِرِیسی؟ -
.اون کارآگاه رو خیلی دستِ کم گرفته بودن - .ساعت 2:45 یه وقت خالی هست -
.دارم بسته های صبح رو میبرم
.نه، نه، نه .به کارِت برِس، من میبرمش
چهار بسته، درسته؟ - .بله -
.وایسا، وایسا - .پنج تا -
.پنج تا تأیید شد - آقای هایدِگِر کجاست؟ -
.مریض شده، دکتر لَپ - .احتمالا دوباره زیادی مست کرده -
خیلی عجیبِ، من داشتم پرونده ها رو بررسی میکردم ...که
این کپی از تحقیقات رو دیدم که اون برای .مرکز فرماندهی خلیج فارس فرستاده
.اینکارو برای من انجام داد
.من ندیدم همچین چیزی بیاد تو دفتر من
.من ازش خواستم که برام یه سری تحقیق بکنه .احتمالا فکر کرده زیاد مهم نیست
.ای کاش شماها طبق سلسه مراتب عمل کنید
دارید چیکار میکنید؟
.خیلی خب
.این تو بسته هایی بود که از مرکز نیویورک اومده
...از مرکز فرماندهی لانگلی گفتن که
چیزی تو منابع اطلاعاتيِ نیست که نظرِ تورو تصدیق .کنه
.آقایون - اینجوری میخوای روی اون کتاب کار کنی؟ -
.تا ساعت 4 آماده روی کامپیوترِ
ما اینجا کسایی رو داریم که این دستتگاها رو تعمیر .کنن
این چیزا خیلی ساده هستن، اما فقط بنظر میرسه .که پیچیده ان
آقای ترنر، برام سوالِ که بدونم از اینجا بودن .راضی هستی یا نه
.با یه سری محدودیت هایی که داره، بله قربان - محدودیت؟ -
.برام سخته که نتونم به مردم بگم، کارَم چیه
چرا برات اینقدر سخته که اینو قبول کنی؟
.خب، در واقع من به یه چند نفر اطمینان دارم
.مشکل اینه
.فکر کنم نوبتِ توِ که ناهار رو بیاری
ساعت چنده؟
.یازده و 22 دقیقه - .بارون تا ساعت 11:30 بند میاد -
.میتونی 8 دقیقه صبر کنی
.آه، آره
آقای ترنر؟ !هی! هی
.لعنتی .نباید همینطوری خارج بشه
.همیشه وقتی بارون میباره، اینطوری میره بیرون .زودتر میرسه
.ورود و خروج کارکنان فقط باید با اجازه باشه
.جیمی
سلام شکسپیر، حالت چطوره؟ - .عالی -
من دارم یه کلکسیون بزرگ از برگه های عدم پذیرش .درست میکنم
آره، میدونم چی میگی. منم همیشه دلم میخواست (اِسکوفيِر بشم. (سرآشپز فرانسوی
شاید هنوز خیلی دیر نشده باشه. دردهای وَن گوگ هم ( از 30 سالگی شروع شد. ( نقاش نامدار هلندی
واقعا؟ - .برای دکتر لَپ توش مایونز نزار -
از طرف دیگه، موزارت هم از 3 سالگی شروع به پیانو ...زدن و از 6 سالگی
.شروع به آهنگ سازی کرد - .شروع سریع، احتمالا اینجوری بهترِ -
.نمیدونم
.ون گوگ تو کلِ عمرش یه تابلو هم نفروخت .موزارت هم توی گدایی مرد
اینجا مگه کتابخونه عموميِ؟ - .هی اون مردِ خیلی باهوشيِ -
این خیلی آموزنده ست، بخاطرِ همینِ که من میام .اینجا
.تو میای اینجا که مثل بقیه مریض بشی
.بیخیال دیگه - .روی ساندویچِ رِی کره نمال -
.اون خیلی از کره بدش میاد
.اون پشت بدش به جِنینگز .اون امضا میکنه
.ادوینا رز
،خانم راسِل ...گزارشِ کِرکِس داخلِ
.صبر کن، صبر کن، صبر کن
میشه لطفا از کنار پنجره بیای اینور؟
ببخشید؟ - میشه لطفا از کنار پنجره بیای اینور؟ -
.من جیغ نمیکشم
.میدونم
امنیت اینجا مشکلی پیدا کرده؟
داری چیکار میکنی؟
چی؟
.بیا اینجا
.هارولد
محض رضای خدا، چه غلطی داری میکنی رفیق؟
شبها بگیر بخواب، باشه؟
.سرگرد هستم - .من جو ترنر هستم -
مشخصات - چی؟ -
.مشخصات - .اسم من ترنرِ، من برای شما کار میکنم -
.خودتو معرفی کن - ...من -
اسمِ رمزت چیه؟ - ( کرکس، بخش 9 ، شعبه 17 . ( کندور: کرکس -
.به بخش حمله شده - چقدر؟ -
چقدر چی؟ - میزانِ خسارت؟ -
.همه. دکتر لَپ، جِنِس، رِی، هارولد ...هارولد توی
داری از خطِ شرکت زنگ میزنی؟ - .نه، من توی باجه تلفنم -
.یه کوچه اونورتر، توی خیابون هستم
.کرکس، تو داری قوانین ارتباط امن رو نقض میکنی
!گوش کن حرومزاده ...دارم بهت میگم که من ناهار گرفته بودم و
.داشت بارون میزد. همگی به قتل رسیدن .همه مردن
کسی از بیرونِ شرکت از حادثه خبر دار شده؟
.من... من نمیدونم .فکر نمیکنم
تو آسیب دیدی؟ - .آسیب؟ نه -
مسلح هستی؟
...من... من اسلحه خانمِ
.اسمِ رمزش یادم نمیاد .بلبل
میترسید که بهش تجاوز بشه بخاطرِ همین یه اسلحه .داشت. من اسلحشو برداشتم
.مشخصات اسلحه رو بگو - . 45 یه کلت اتوماتیک کالیبر -
میشه لطفا ازم محافظت کنید؟
.من یه مامور عملیاتی نیستم .من فقط کتاب میخونم
.از اون منطقه خارج شو - ...خیلی خب، میشه -
الان بیام به مرکز فرماندهی؟
.نه، یه جای امن پیدا کن - کجا؟ -
.از هر مکانی که میشناسی دوری کن .خونه نرو
.خونه نرو ...دو ساعت دیگه بیا بیرون و
.با سرگرد تماس بگیر
. 14:30 به وقت شما میشه ساعت
یه لحظه صبر کن، ساعت 2:30 درسته؟
.تلفن رو هم بیخیال شو. قطعش نکن
...قطع
.افسر وحشت هستم
.ممکنه به بخش 9-17 حمله شده باشه
.اقدامات لازم رو انجام بدید
. 469 ان وای 127 دی سی
.گزارش های بعدی رو بدید .منتظر باشید
.آگی 1 به نیویورک
. 1 اینجا مرکز نیویورک، بفرما آگی
با کی دارم حرف میزنم؟ - .هِگینز، معاون مدیر. بفرما -
.حمله تایید میشه، حداکثر خسارت .شش نفر مردن
کیفیت کار؟ - .تمیز، سریع و درجه یک -
گفتی 6 نفر؟
.به جز کرکس باید 7 نفر دیگه باشن
.تکرار میکنم، 6 نفر .اینم اسمِ مرده ها
...لَپ، شانگ، راسل
.جِنینگز، مارتین، میچِل
.خیلی خب آگی 1 ، نفر هفتم رو پیدا کن
.ممنون
.کرکس
...محقق
.علاقه مند به خوندن کتابهای کمیک
کیه؟
.یا مسیح
هی، شما زنگِ منو زدید؟
.اشتباهی زنگ زدیم، رفیق - .با شماها نبودم -
!هی، هی
هی، تو کی هستی؟
هی، تو کدوم خری هستی؟
.آگی 3 هستم، ما نفر هفتم رو پیدا کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.