처음 200줄입니다.
برنامه پیشرو شامل الفاظ رکیک و صحنههای خشن است
و از همان ابتدا دارای مضامین بزرگسال میباشد
نمیتونم فراموشش کنم، هنوز تو گذشتهام
خیلی کوچولو بود... یالا جکی، بیا بیرون
من نکشتمش. تو پیداش کردی و خودت هم خاکش کردی
وقتی پای مسائل شخصی میاد وسط، نمیتونی از پسش بربیای
تکلیف خودت رو روشن کن
«ما تو مرحله حیاتی پرونده هستیم.»
«طوفان اهمیتی به تو یا تحقیقاتت نمیده.»
ارتباطمون کاملاً با بقیه دنیا قطع شده
بهم گفت نزدیک نشیم وگرنه «خوک سیاه» سعی میکنه غرقمون کنه
کی؟ دیلن
کجاست کارا؟ جکی، یالا، بجنب
کجاست؟
جیمزه. غیبش زده. نمیتونم پیداش کنم
«باید روی پیدا کردن اون یکی محل دفن زباله تمرکز کنیم»
تو دیواره. تو اون دیوارِ لعنتیه
از طرف سانیساید. محمولههای مربوط به دیوار ساحلی
«دیلن ریس امضاشون کرده.»
جیمز اینجاست؟ جکی. جیمز اینجاست؟
نه. خب، گم شده
چی؟ از محل تجمع... راه افتاد رفت
چرا اینطوری نگام میکنی؟ این چیه پوشیدی؟
چرا لباس محافظ پوشیدی؟
ام... ام، باید جیمز رو پیدا کنیم
کجا بودی؟ جایی نبودم
بهم دروغ نگو. جریان موی تو رو که روی جنازه «کفین» پیدا شده میدونم
فکر میکنی من تو قضیه کفین دست داشتم؟
نمیدونم چی فکر کنم. هیچی بهم نمیگی
نه. دوباره شروع نکن جکی، خب؟
من بیگناهم. همونطور که لیدیا بیگناه بود
نذار فکرت بره اون سمت. پس بهم بگو
دارم میگم. دارم میگم که سعی دارم توضیح بدم
که اینجا چه خبره. ولی تو هیچی رو توضیح نمیدی
داشتم... یه سری چیزا رو جمعوجور میکردم، خب؟
که سیل نبرتشون
دیلن، اون چه «چیزیه» که به لباس محافظ احتیاج داره؟
لعنتی، من وقتِ این حرفا رو ندارم، باشه؟ جیمز گم شده
باید پیداش کنیم
چرا جریان مو رو بهم نگفتی؟
چون حرفم رو باور نمیکردی. تو به من اعتماد نداری، جکی
این رو خیلی واضح نشون دادی
کفین تو آبِ سمی غرق شد، دیلن
نسا هم چند روز قبل از مرگش، عکس یه مرد با لباس محافظ رو کشیده بود
و فکر میکنی اون من بودم؟
لعنت بهت
میرم جیمز رو پیدا کنم
دیلن
جیمز! جیمز
جیمز! جیمز
هی! مراقب باش
جیمز
اون دور نرفته، مطمئنم نرفته
کارا، برو تو مزرعه پناه بگیر. ما به جستجو ادامه میدیم، منطقه رو وسیعتر میکنیم
آره، کیران، بیا بریم
نه، من... من نمیتونم برم
جای دیگهای به فکرت میرسه که ممکنه اونجا باشه؟
نمیدونم
اون فقط یه پسربچه ترسیده است. فقط همین
دنگ؟ فکر کنم محل دفن زبالهها تو سانیسایده
سانیساید؟
کجایی؟ ممکنه کفین اونجا مرده باشه؟
شاید. من تو راهم
درسته. بول، جیمز ریس
لعنتی
جیمز
جیمز
جیمز
وای خدای من
جیمز؟
جیمز
جیمز؟! جیمز؟
وای خدای من
دیلن
جکی، برگرد تو ماشین! باید از اینجا بریم
من از جام تکون نمیخورم. جکی، باید بریم
باید بریم سمت ارتفاعات
تا نگی چرا اون لباس رو پوشیدی، هیچ جا نمیآم
جیمز گم شده
این مسخرهبازیِ لعنتی چیه. باید پیداش کنم
بهم بگو
ما... ما زبالهها رو بازیافت میکنیم. زبالههای خطرناک رو
چی؟ تو سانیساید؟
آره! خردشون میکنیم و میریزیم تو بتنِ دیوار ساحلی
چیکار میکنین؟ این... این برای «مورفا»ست
جکی، فقط برگرد تو ماشین. خواهش میکنم، التماست میکنم
هر چی بخوای بدونی بهت میگم
واسه همین قصه خوک سیاه رو برای کفین و جیمز گفتی؟ که بترسونیشون؟
درسته؟ که بترسن و نرن سانیساید؟
ولی اون دقیقاً واسه همین رفت. رفت که دنبالش بگرده
کفین رفت سانیساید؟ تو اونجا بودی؟
هان؟ نه جکی، نه، منم، خب؟
منم! نگام کن. دارم راستش رو میگم، قسم میخورم
من هیچ دخالتی توش نداشتم
پس چرا جریان مو رو بهم نگفتی؟
چون بهم اعتماد نداری
میدونم
میدونم
تو حاملهای
ماههاست که میدونم. چی؟
و منتظر بودم خودت بهم بگی
ولی نگفتی. هیچوقت نگفتی
اصلاً برات مهم نیستم، نه؟
چی؟ منم فقط یه راه دیگهام واسه تلف کردن وقتت
دیلن، وقتی که با تو میگذرونم تنها چیز خوبیه که دارم
ولی گوش کن چی میگم
کی دیگه میتونسته اون لباس رو بپوشه که موی تو هم روش باشه؟
بهم بگو
کارِ مکه
مک؟
هیشکی دیگه با زبالهها سر و کار نداره. فقط منم و مک
آآآخ
نه
مک
مک جونز، در رو باز کن
در رو باز کن
لعنتی
ماشینش اینجا نیست! پشت خونه رو چک میکنم
هیس، هیس، هیس
مک اینجاست؟
هیس، هیس
نیشا، چرا نرفتی محل تجمع؟
مک فکر کرد اینجا امنتره. کجاست؟ مک کجاست؟
سانیساید. چطور؟
دیلن؟
چی شده؟ جریان سیله؟
نیشا، باید یه چیزی ازت بپرسم
و ازت میخوام با نهایت صداقت جوابم رو بدی
چی شده؟
اون روزی که کفین مرد
متوجه چیز غیرعادیای... در مورد مک نشدی؟
چی؟ با ما این کار رو نکن، جکی
مجبورم. نه
داری با این فکرا خودت رو دیوونه میکنی. فقط به حرفم گوش بده
اون روز مک مثل همیشه بود؟ بود؟
فکر کنم بهتره برید. جفتتون. ما داشتیم زباله دفن میکردیم
توی دیوار ساحلی. زبالههای سمی
داری چی میگی؟
اون بعدازظهر، کفین تو سانیساید بود
و توی اون زبالهها مرد
نیش... نه
میدونم سخته
ولی دلیل دارم که باور کنم وقتی این اتفاق افتاد، مک اونجا بوده
اصلاً نمیفهمی داری چی میگی
فقط برید. خواهش میکنم
باید یه چیزی یادت بیاد. نه
لازم نیست چیزی باشه. جکی، داری اشتباه میکنی
نمیتونم اشتباه کرده باشم
خواهش میکنم به اون روز فکر کن
فکر کن! التماست میکنم
جیمز! جیمز
جیمز
یالا... لعنتی
کسی هست؟ نمیتونید من رو اینجا ول کنید
کسی اونجا نیست؟
دیلن؟! خودتی، دیلن؟
منم، جیمز
جیمز
جیمز، خودتی؟ صدام رو میشنوی؟
دیلن؟
صدام رو میشنوی رفیق؟
من تو این اتاق گیر افتادم. به کمکت احتیاج دارم
من اریک بول هستم. صدام رو میشنوی رفیق؟
ازت میخوام کمکم کنی رفیق
گوش کن جیمز، باید سعی کنی من رو پیدا کنی
گوش کن ببین چی میگم رفیق
من همینطوری به حرف زدن ادامه میدم. باشه؟
من حرف میزنم و تو اگه صدام رو میشنوی
ازت میخوام همینطور بیای دنبال صدام، باشه؟
ولی باید عجله کنی. جیمز؟
میدونی؟ وقتی بچه بودم اسم بهترین دوستم جیمز بود
اسمش جیمز کوک بود. بهترین دوست دنیا بود برام
خیلی دوسش داشتم
واقعاً دوسش داشتم
اونم مرد
فقط ۱۴ سالش بود. جفتتون همسن بودیم
بچه بودیم
نه، نه، نه
جیمز، صدام رو میشنوی؟
من و جیمز عاشق رفتن تو ساختمونهایی مثل اینجا بودیم
اوه
ولی ببین، اونجایی که ما بزرگ شدیم مثل اینجا نبود
مثل مورفا نبود
خطرناک بود، میفهمی؟
و اون خودش رو تو موقعیت خیلی خطرناکی انداخت
و من اونقدر ترسیده بودم که نتونستم بهش کمک کنم
واسه همین میدونم چه حسی داره
و میدونم چه حسی نسبت به کفین داری
میدونی، من هر روز بهش فکر میکنم
هر روزِ زندگیم
و میدونی چرا؟
چون اون یه ستاره بود. یه فوقستاره بود
کفین هم یه فوقستاره بود
گوش کن. خب. من الان دمِ درم
خب، حالا ازت میخوام
خوبی؟ حالت خوبه؟ آره؟
آره. مطمئنی؟ آره
گوش کن، اصلاً نباید میاومدی اینجا، خیلی خطرناکه
مجبور بودم بیام. کفین اینجا بود
میخواستم ثابتش کنم. میدونم بود، رفیق
No comments yet. Be the first to leave one.