처음 200줄입니다.
لعنتی!
اوه، خدای من.
اوه، اوضاع داره بدتر و بدتر میشه.
لعنتی
آه، گوه توش!
اوه.
تو همیشه نامه هات رو وقتی شکار میری همرات میاری؟
هی
این یه ثروت کوچیکه.
چیزی نیست که تو ماشین جا بذارم.
من اهل کار و کسب هستم.
باشه.
بریم ادامه بدیم.
نکن!
حواس منو پرت کردی!
گندش زد.
فصل شکار مادههاست.
کی اهمیت میده فصل چیه؟
باید ردش رو بگیریم.
چی؟ بدون سگ؟
فقط باید رد خون رو دنبال کنیم.
آره، و تا وقتی ما برسیم اونجا،
پر از آدرنالین شده،
فقط به درد غذای سگ میخوره.
در هر صورت،
به فاک رفتم، خیلی درد دارم، باشه؟
تو تنها کسی نیستی که درد داره.
اوه.
باشه.
هر کاری لازمه انجام بده.
بلدی از این استفاده کنی؟
آه.
اوو.
آخ!
چه فکری میکردی؟
به تو فحش میدم، لئو.
تو تو دردسر بزرگی.
شکار تموم شد.
بریم.
یکی از راهنماهای دیگه پیداش کرده.
توی راه برگشت غش کرده.
سکته قلبی.
اوه، لعنتی.
قانون اول چیه؟
-من-- -آه، آه، آه، آه.
قانون اول چیه؟
امنیت مشتری، اما--
گورتو گم کن از اینجا!
-ولی اون شلیک کرد-- -و اصلاً فکر نکن
برگردی.
هنوز به من بدهکاری.
بی خیال شو.
مکس، به اون پول احتیاج دارم.
منم حق و حقوقی دارم، می دونی؟
با این حرفای مسخره سراغ من نیا.
امروز آخرین روز تو بودی به عنوان راهنمای شکار.
لعنتی.
این دفتر دکتر اسپنْگلر است...
عمل جراحیت.
نوبت بستری شما برای روز دوشنبه تنظیم شده.
اما ما نمیتوانیم هیچ سوابقی از بیمه درمانی
در پرونده شما پیدا کنیم.
لطفاً به محض دریافت این پیام با ما تماس بگیرید.
متشکرم.
اما این موضوع تغییری نمیدهد که ما باید اساساً
نگرش خودمان را نسبت به افسانهها و اساطیر حوزه فرهنگی خودمان بازنگری کنیم.
مدتهاست که ما معتقدیم که میتوانیم...
...از قرون گذشته--
اما ما...
...به این سادگیها هم نیست.
منابع بسیاری از...
...بسیاری از موارد امروزی--
همین حالا ترتیبات لازم را بدهید.
نفر بعدی در لیست انتظار--
متوجه ام، ولی پول رو دارم.
شما باید تأیید کنید که--
میدونم که باید خودم هزینهها رو بپردازم،
ولی به همین دلیله که دارم زنگ میزنم. من--
میبینم که هنوز--
الو؟
الو؟
اوه، گند زدم.
لعنت، لعنت، لعنت.
خدای من!
خیلی متأسفم.
حالت خوبه؟
میتونی بلند شی؟
اشکالی نداره، تو در امانی.
-اینجا در امانی. -نه، نه، نه، نه، نه.
رقابت هنوز ادامه داره.
ما-- ما باید بریم.
زود باش!
بیا اینجا.
سوار شو.
زود باش، داره میاد.
این دیگه چه کوفتیه؟
بزن برو! بزن برو!
ساکت باش!
لعنت!
حالت خوبه؟
هیچ کس توی دهکده با مشخصات شما نیست.
شاید کسی از بیرون شهر بوده باشه.
ما توی این اطراف غریبه زیاد نمیبینیم.
من اینجام.
آره، و برای چی اینجایی؟
گم شدم.
دقیقاً.
اَه.
امشب جایی نمیتونی بری.
و اِم...
کارگرای جنگل تا روز دوشنبه نمیرسن
تا اون چیز رو از سر راه بردارن.
من نمیتونم تا دوشنبه صبر کنم.
خب، میتونی سوار قطار قدیمی بشی.
این تنها راه دیگهات میشه.
مگر اینکه بخوای غیب بشی
مثل اون دوست مرموزت.
من دیوونه نیستم.
به هر حال، اون زن، هنوز کت منو داره.
اوه واقعاً؟
اون کتی که پوشیدی چی؟
این یه کت دیگهست.
اینا چی؟
اصلاً باید قرص بخوری
و همزمان رانندگی کنی؟
به نظر من اگه اینا رو با یه کم الکل قاطی کنی
ممکنه دچار توهمات خفن بشی.
من مشروب نمیخورم.
آفرین به تو.
حداقل باید یه نگاهی بندازی.
حتماً ردی از درگیری یا چیزی باید باشه.
باشه، اگه اصرار داری.
نمیتونی دنبالش بری؟
نه.
نمیشه این کارو کرد.
چرا؟
ملک خصوصیه.
مال کنتسِ.
خب، هر چی.
اون زن به کمک نیاز داره.
به من نگو چطور کارم رو انجام بدم.
خرابی اکسل.
هزینهاش زیاده،
و یه مدتی طول میکشه.
اَه، لعنتی!
من باید همین حالا راه بیفتم.
اوه، این اتفاق نمیفته.
چرا... یه مدتی
بمونی و
تو شهر زیبای ما احساس راحتی کنی؟
این فایده نداره.
اون عجله داره.
اَه.
اگه این بچه رو تکه تکه کنم،
البته بهت پول میدم.
به اندازه یه بلیط قطار.
هیچی مثل یه شکار خوب
آدم رو زنده نمیکنه.
آقای کینگ؟
حال شما چطوره؟
خیلی نگران بودیم.
آه، زندهام و سرحال.
دکترهام توصیه میکنن از...
هیجان زیاد دوری کنم.
خیلی بیورزشی بود ازت که ازم دزدی کنی.
فکر نمیکنی؟
نمیدونم در مورد چی حرف میزنی.
آه، فکر کنم میدونی.
خلاصه بگم،
انتظار دارم مال و اموالمو برگردونی.
من ویژگیهای زیادی دارم، خانم لرنز.
صبر،
صبر جزوش نیست.
آقای کینگ،
ببین، فکر کنم که...
من...
خب، این...
یه تصادف شده و...
برام اصلاً مهم نیست!
پیدات میکنم،
هر جا که باشی،
و پاکتم رو پیدا میکنم.
فکر میکنی...
فکر میکنی درد رو بلدی؟
میرم عوض کنم.
توی ماشین میبینمت.
باید بریم.
برو! برو!
اوه خدای من.
چی... با تو چیکار کردن؟
از اینجا میارمت بیرون.
حالت خوب میشه.
نگران نباش.
متأسفم.
خیلی متأسفم، خیلی متأسفم.
نمیتونم.
در نهایت همه بازندهان.
تو داری میمیری.
ساکت باش، ساکت باش.
هی! هی!
No comments yet. Be the first to leave one.