Charmed

Charmed

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 5

릴리스 정보

Charmed S05E21 Necromancing the Stone 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
다음의 해설 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 21 Charmed زیرنویس فارسی سریال

태그

bluray
게시일: 2025-11-28
다운로드: 16
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

ببخشید، نمی‌خواستم بیدارت کنم

اشکالی نداره

فقط خوشحالم که هنوز اینجایی

فکر نمی‌کردی بمونم؟

خب، تو یه زن مرموزی، پیج

چرخ هستی سلتیک

چهار عنصر، همه‌شون در تعادل و به هم متصل

تو از کجا اینو می‌دونستی؟ هیچ‌کس اینو نمی‌دونه

...من فقط

خیلی چیزای مختلف خوندم، بعضی وقتا چیزای جادویی

تو هیچ‌وقت در مورد چیزای جادویی می‌خونی؟

نه، من اینو گرفتم چون فکر کردم باحال به نظر می‌رسه

شوخی می‌کنم. جدی نگفتم

بیا دیگه. بذار بره رو پیغام‌گیر

اوه، خواهرمه. سلام؟

یه راه پیدا کردم که رهبر خزنده‌ها رو نابود کنیم

باشه، الان وقت مناسبی نیست

ببخشید، ولی معجون قبلاً آماده شده

باید تا تنور داغه نون رو بچسبونیم

نمیشه

ببین، ما اونو از بین ببریم، کل قبیله‌شو از بین بردیم

یعنی دیگه هیچ شیطانی اون بیرون نمی‌مونه

که جشن ویکنینگ رو تهدید کنه. زمان‌بندی بده

کدوم قسمتشو نمی‌فهمی؟

باشه، قبوله

...اگه نمی‌خوای برادرزاده‌ات توسط اجدادش متبرک بشه

...و برات مهم نیست که طعمه شرارت بشه

باشه، باشه. مشکلی هست؟

همیشه

چی؟ داری میری؟ نه، فقط دارم میرم دستشویی

الان برمی‌گردم. قول میدم

باشه، بیا تمومش کنیم. اوه. ببخشید

آره، منم همینطور. چی داری؟

تو احضار کن، من نابودش می‌کنم

شیاطینی که در خرده‌های شب ساکنند

سایه‌هایتان را به دید جادوگران آشکار کنید

خزنده‌ها، اوکی

کارمون اینجا تموم شد؟ آره. گمشو برو

آره، خب، حداقل من یه چیزی گیرم میاد. آره، آره

پیج؟

ببخشید، صداتون رو نشنیدم

صدامو نشنیدی؟

لازم نیست اینجا قایم شی. می‌دونم چیکار می‌کنی

می‌دونی؟ آره

سیگار می‌کشی

خب، پس ما وود میست رو داریم

که یه جورایی طبیعی و خاکی‌طوره

یا روژ سنسیشن که قطعاً اون حس رو داره

بیشتر اون حس "وا-وا-وا-ووم" رو داره، می‌دونی؟

تو یه مردی. به نظرت جیسون از کدوم بیشتر خوشش میاد، ها؟

اینو داریم یا اینو

باشه، روژ سنسیشن انتخاب شد. خیلی خوبه

تو خیلی بامزه‌ای. آره خودتی

مادربزرگت وقتی ببینتت، دلش می‌خواد قورتت بده

ولی بالا نیاری

و از اون پی‌پی‌های سمی که دوست داری بکنی، خبری نباشه

چون اون از وقتی زنده بود، دور و بر بچه‌ها نبوده، باشه؟

پایپر اگه وایت تو لباس یکشنبه‌ش تو پنج دقیقه پایین نیاد، دیوونه می‌شه

سلام. می‌دونم، یکم حواسم پرت شد

هی، این آرایش اغواکننده چیه؟

جیسون از جت شخصیش زنگ زد و من میرم فرودگاه ببینمش

اوه، از هنگ‌کنگ برگشته. آره، فقط برای امروز

یه قرار عاشقانه بین‌المللی. خیلی تأثیرگذاره

هی، یه بچه تو اتاقه، پیج

ببخشید. ولی می‌دونی چی خوبه؟

من و پایپر دیگه مجبور نیستیم تو رو افسرده تو خونه ببینیم

افسرده نبودم

خیلی هم افسرده‌ای

باشه، خب، فقط به خاطر اینه که دلم براش تنگ شده بود

و انتظار نداشتم اینقدر دلم براش تنگ بشه

فقط کنجکاوم. کسی تا حالا طلسم حقیقت رو که تو کتابه، امتحان کرده؟

آره، و نکن

نکن چی؟ امتحانش نکن، مخصوصاً روی نیت

نمی‌خواستم انجام بدم

خوب باش

باشه، باشه، خب شاید می‌خواستم

ولی خب چطور بفهمم که می‌تونه راز بزرگ و تاریک رو تحمل کنه؟

فکر نمی‌کنی برای شروع این افکار، تو رابطه یکم زوده؟

نه، فکر نمی‌کنم. اون اولین پسریه که واقعاً از گلن خوشم اومده

و واقعاً فکر می‌کنم اون شاید بتونه با جادوگر بودنم کنار بیاد

واقعاً؟ از کجا می‌دونی؟

...می‌دونم این دیوونه‌کننده به نظر می‌رسه ولی اون یه جور تتو خنک و عرفانی

تتو سلتیک داره، و واقعاً می‌دونه معنیش چیه

تو می‌تونی روی جلد GQ باشی، انقدر که خوش‌تیپی

فکر نمی‌کنم اگه طلسم رو انجام بدم، واقعاً به چیزی آسیب بزنه

چون، می‌دونی بعد ۲۴ ساعت اثرش از بین میره

و اونم هر چی باشه همه چی رو فراموش می‌کنه. ضررش چیه؟

می‌تونه خیلی آسیب بزنه. هیچ‌وقت نمی‌دونی وقتی اون طلسم رو می‌کنی چی گیرت میاد

من می‌دونم اگه انجامش ندم چی گیرم میاد

باید ولش کنم. وگرنه جواب نمیده

!زود باش، عجله کن! باشه، داریم میایم

پس فکر می‌کنی لباس سبز بامزه‌ست؟

چون می‌تونم بگم اونو تو اون لباس ابریه بپوشن

اون نوه‌نتیجه‌شه. فکر نمی‌کنم براش مهم باشه چی پوشیده

اون به عنوان یه جدّه نمیاد

اون در مقام رسمی و به عنوان بزرگ خاندان ما میاد

خب، اصلاً نمیاد مگر اینکه ما احضارش کنیم

باشه

این کلمات را بشنو، صدای مرا بشنو ای روح از آن سوی هستی

به سوی من آی، تو را احضار می‌کنم اکنون از مرز بزرگ گذر کن

پایپر، بالاخره اومدی. کجا بودی انقدر دیر کردی؟

.سلام به شما هم، مامی

.اوه، ببخشید. فقط خیلی هیجان‌زده‌ام

چطوری عزیزم؟ تو هم هیجان‌زده‌ای؟

.سلام، مامی لئو

خب، کوچولو کجاست؟

.درست پشت سرته

.مامی، این نسل بعدی هالیول‌هاست

بچه وایت. وایت؟

این اسم برای یه دختر احمقانه نیست؟

.مامی، اون پسره

به لباسش نگاه کن. چی؟

نمی‌دونستی؟

...خب نه. یعنی من فقط فکر کردم که یه

چی شد؟ اشتباه؟

.خب، منظورم این نیست که "اشتباهِ" اشتباه، فقط ما همیشه دختر داشتیم

.خب، حالا یه پسر داریم

...آها، خب

.باشه، خب، ما کلی کار داریم تا قبل از اینکه مراسم ویکانینگ رو انجام بدم

کار؟ چه کاری؟ شوخی می‌کنی؟

.من قراره به همه مادرسالارهای خونوادمون از زمان محاکمات جادوگرها زنگ بزنم

.باید مطمئن بشیم که عمارت امنه

.اوه، اون رو حل کردیم

.هر شیطانی که می‌تونست به روحشون حمله کنه، از بین بردیم

.زامبی‌ها، سخت‌جان‌ها، خزنده‌ها

ما آماده‌ایم. نکرو‌منسر چی؟

.کی؟ باشه، شماها در مورد این صحبت کنید

.باید یه سر برم فرودگاه دوستم جیسون رو سوار کنم

.جیسون کیه؟ یه مرده، مامی

.بدون من ویکانینگ رو شروع نکنید. زود برمی‌گردم

.راستش، منم باید به مرد خودم سر بزنم

.می‌دونی، اونا با یه سگ خوشبخت‌تر بودن

.وفادارترن و زودتر هم می‌میرن

.ببخشید؟ اوه، به حرف من توجه نکنید

.من هیچ‌وقت با مردها زیاد شانس نداشتم

.تو چهار بار ازدواج کردی

.دقیقاً

پس می‌تونیم برگردیم سر بحث این نکرو‌منسر؟

.آره، باید سریع این کارو بکنیم

.آخرین بار که حمله کرد، موقع مراسم ویکانینگ مادرت بود

!و نمی‌تونیم ریسک کنیم که دوباره همچین اتفاقی بیفته. پس عجله کنید

.حالا فهمیدی چرا زیاد احضارش نمی‌کنیم

.آره

.حتماً داری شوخی می‌کنی

.آقا، از روی اندازه‌اش قضاوتش نکنید

.اون فقط یه پری معمولی نیست، اون یه ملکه‌ست

.نمی‌دونم... اصلاً به دردسرش نمی‌ارزه

.یادت رفت توی درش سوراخ کنی

.نه، اتفاقاً نکردم

.بفرمایید، آقا

.خب، این منو زیاد نگه نمی‌داره

باشه، خب، شاید باید برات یه غول بیارم؟

.یا شاید بهتره فقط خودت رو ببلعم

اما آقا، شما به من نیاز دارید، یادتونه؟

.صد سال پیش من به هیچ‌کس نیاز نداشتم

.من یه شیطان قدرتمند بودم

.یه فرمانروا

!زنده

.من از همه اینا خسته شدم

.به دنبال ارواح جادویی گشتن فقط برای اینکه یه مزه از زندگی بچشم

.راستش، من تمام اون گشتن و جمع کردن رو انجام می‌دم

می‌خوام دوباره زندگی کنم، می‌فهمی؟

.می‌خوام دوباره زنده بشم

.من دوباره زنده خواهم شد

.خیلی خوشحالم که برگشتی خونه

.خب، اگه رفتن باعث می‌شه دوباره این‌جور دور هم جمع بشیم، من بیشتر می‌رم سفر

.نه، هرگز نرو

.متاسفانه مجبورم

چی می‌گی عزیزم؟

.ما یه شرکت رسانه‌ای بزرگ آسیایی خریدیم، باید برم راه‌اندازیش کنم

خب، برای چه مدت؟

.شش ماه، شاید هم بیشتر

.برات یه چیزی آوردم

.بازش کن

.یه فرهنگ لغته

.چینی-آمریکایی

ممنون. دوستش نداری؟

.نه، دارم

.فقط... فهمیدم که قرار نیست تا شش ماه آینده ببینمت

.یه جورایی منتظر جواهرات یا همچین چیزی بودم

.خب، جواهرات بهت کمک نمی‌کنه تو هنگ کنگ گشت و گذار کنی

.فرهنگ لغت کمک می‌کنه

چی؟

.با من برگرد، فیبی

.به خاطر همین پرواز کردم تا ببینم با من برمی‌گردی یا نه

.فردا صبح پرواز داره

جدی می‌گی؟

.من نمی‌تونم همین‌جوری وسایلم رو جمع کنم و برم شش ماه تو هنگ کنگ زندگی کنم

.چرا که نه؟ خب، اول از همه، من یه کار دارم

.خب، من رئیس توام، انتقالت می‌دم

باشه، خونوادم چی؟

خواهرهام و اون برادرزاده کوچولوی جدیدم؟

.هر وقت دلت خواست می‌تونی از جت استفاده کنی

.در اختیارت خواهد بود

.دلم برات تنگ شده بود، فیبی

.منم دلم برات تنگ شده بود. خب، نمی‌خوام دوباره دلم برات تنگ بشه

.با من برگرد

آره، این چقدر درمیاد؟

.برای یه ترموستات جدید؟ بابا، می‌تونی بهتر از این عمل کنی

.باشه

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left