처음 200줄입니다.
سپاس راپو مقدس را
من به درگاهت دعا می کنم
برای آب و آذوغه
من به درگاهت دعا می کنم نه برای خودم
بلکه برای دخترم
من خسته ام
آه اینجا چی داریم؟
نگاه اش کنید
داره همه میوه هام رو می بلعه
راپو
آورنده نور
اوه اون یکی از القاب ام هست
من گور هستم
آخرین فرد از پیروان ات
ما همه چیز مان را از دست دادیم معبود من
سرزمین خشک شده
تمام موجودات زنده از دست رفتن
ما به تو وفاداریم، هرگز وفاداری مون را به شما از دست ندادیم
و حالا ما منتظر
نویدِ ارمغان ابدی هستیم
واشه همین داری جشن می گیری؟
اون فکر می کنه ارمغان ابدی ای در کار هست
نه ...نه متاسفم
هیچ ارمغان ابدی ای برای تو در کار نیست توله سگ
چیزی که ما براش جشن می گیریم قتل تازه مون هست
ما تازه مالک نکروسورد را شکست دادیم
پیش از این که اون بتونه با اون شمشیر نفرین شده به خدای دیگری صدمه بزنه
خواهی دید- تهدیدی برای پایان امپراتوری من-
ولی معبود من
امپراتوری شما در حال حاضر هم به پایان رسیده
پیرو ای باقی نمانده تا شما را بپرستد
پیروان دیگری برای جایگزینی تو خواهند اومد
همیشه پیروان ای وجود دارن
...ما سختی کشیدیم
و ما گرسنگی کشیدیم
دختر من مُرد
به وفاداری به نام شما
و خب تو هم باید بمیری
عذاب کشیدن برای خدایان تنها هدف تو هست
...هیچ چیزی پس از مرگ در انتظار تو نیست
...به جز مرگ
تو خدا نیستی
من انکار ات می کنم
حالا زندگی بی معنی تو
بالاخره هدفی داره
که خودت رو برای من فدا کنی
تو در جست و جوی انتقام هستی
تمام خدایان را بکش
پیش اترنیتی برو
تو در جست و جوی انتقام هستی
...چکش ...بایفراست بایفراست: رنگین کمانی که آزگارد ای ها برای رفتن به ده قلمرو) (و جهان های دیگر ازش استفاده می کنن
اترنیتی
چکش بایفراست
اترنیتی
پس اون شمشیر تو رو انتخاب کرده
ولی حالا تو نفرین شدی
جالبه
احساس نفرین شدگی ندارم
احساس ای مثل یک سوگند دارم
بنابراین این سوگند من خواهد بود
تمام خدایان خواهند مُرد
Aschkahnn مترجم Dc_Marvel_Empire ارائه از CinemaEmpire
بیاید همه رو جمع کنید
و به افسانه وایکینگ فضایی گوش کنید
یا همون خدای ثاندر
یا همون پسر اودین
بزرگ شده مثل یک جنگجو
ثور آموزش داده شد تا کمک کنه که موازنه رو بوجود بیاره
خوب مبارزه کنه ، به خاطر اونایی که خودشون نمی تونن مبارزه کنه
اون بزرگ شد
و بزرگ شد
و بزرگ شد
اون حساس بود، مثل یه لبخند
و طبع دوس داشتنی اون از هم گسیخته نشد
اون حتی یه بار عاشق یه پاسانیستا شجاع شمشیرزن شد
یه بار دیگه هم، عاشق یه گرگ زن نما شد
یه زن گرگ نما
ولی عشق حقیقی ثور یه زن زمینی به نام جین فوندا بود
...ولی وایسا نه
جین فاستر
ولی متاسفانه
در نبرد عشق، ثور شکست خورد
در حقیقت، اون افراد زیادی رو اون روزها از دست داد
مادرش
پدرش
و اون یارو
...و اون یارو
حالا هر کی که هست
و هایمدال
و برادرش
و دوباره برادرش رو از دست داد
و دوباره از دستش داد
ثور بیچاره باید تماشا می کرد باید نابودی جهان اش رو می دید
و بعدش اون گفت، من چی کار کردم؟
به نظر میومد که هر چیزی و هر کسی که اون دوستش داشته رو از دست داده
و خب اون قلب اش رو در بدن ای زخمی مخفی کرد
تا قلب اش هرگز دوباره نشکنه
ولی چون اون از عاشق شدن دست کشیده بود، به این معنا نبود که از مبارزه کردن دست کشیده بود
اون با گاردینز آو گلکسی هم تیمی شد
و شروع کرد به رفتن دنبال ماجراجویی های کلاسیک ثور
اون روی فرم اومد
...سخت تلاش کرد
...رنج رو به گنج تبدیل کرد
و هیچ وقت بی خیال تمرین کردن روی پاهاش نشد
شکم خودش رو از حالت حاجی طوری به حالت خدا طوری تغییر داد
...ولی در پس این شکم خدا طور
هنوز هم فرد ای ناراحت وجود داشت که سعی می کرد خودش رو بیرون بکشه
چون که تمام شکل هایی که ثور در طول سال ها از خودش نشون داده بود
نمی تونست درد ای که اون درون اش احساس می کرد رو پنهان کنه
پس از جست و جو بیهوده اش دست کشید
پذیرفت که اون فقط به درد یه کار می خورد
کاملا در افکار خودش فرو می رفت تا کسی بگه
ثور
ما به کمک ات نیاز داریم تا این جنگ رو پیروز بشیم
ثور
ما به کمک ات نیاز داریم تا این جنگ رو پیروز بشیم
بزن بریم
خیلی خب من آماده ام
زودباش استورم بریکر
واو، ثور حالت خوبه؟
مردم دارن میمیرن
اون پایین می بینمت
عجله کن
اونا رو بده بهم
می شکنیشون
من گروت ام- اوه، کل اش رو صمغ ای کردی-
سلام به همگی
خب خب ببین کی اومده
حالتون چطوره رفقا؟ داغونیم-
همه مون قراره بمیریم
تو گفتی این سیاره یه تعطیلات آرامش بخش میشه
گفتم ان شاالله که یه تعطیلات آرامش بخش میشه
خب به آسمان شهاب سنگی شگفت انگیز چشم نواز مون نگاه کن
چی میتونه از این آرامش بخش تر باشه.
یه تعطیلات واقعی
بمیر جهش یافته عوضی
خدای ثاندر- شاه یاکان-
تو بالاخره به نبرد ما محلق شدی
خب همون طور که میگن دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
خیلی هم خوب
همون طور که میدونی، ما توی صلح زندگی می کردیم
ولی بعد خدایان مون به قتل رسیدند؟- به قتل رسیدند؟-
و حالا معبد مقدس مون بدون نگهبان باقی مونده
و هابوسکای هورد کنترل اش رو به دست گرفته
...به حرم مطهر بی احترامی شده
زیاد طول نمی کشه
شاه یاکان
بهشون بگو امروز چه اتفاقی افتاد
که بدونن زمانی هست که ثور
گروه بی نظم، بی قانون ، از دیوانه های جدا افتاده
زمان نبرد رو پیدا کردن و اسم شون رو در تاریخ حک کردن
ممکنه غریبه ها بر علیه ما باشن
ولی من این رو به رایگان بهتون میگم- بزن بریم-
این قضیه اینجا و همین حالا تموم میشه
لطفا بهش اجازه ندا وارد معبد بشه
خیلی خب همگی
ما میتونیم کاملا اعتبار این کار رو به نام خودمون ثبت کنیم، از اونجایی که به عنوان تیم با هم کار کردیم
ما از قلب ها و ذهن هامون استفاده کردیم تا دشمن رو شکست بدیم
با کمترین آسیب یا شکست
عجب ماجراجویی کلاسیک ای ثور گونه ای بود
کتاب خوبیه؟
اره
من نوشتم اش
شما.. شما دکتر جین فاستر هستید؟
خودم ام
سلام- سلام-
پل اینشتین روزن چطور هست؟
سخته
اره- خیلی سخته-
یه مدل سه بعدی نیاز دارید
تا حالا افق رویداد رو دیدید؟
نه
میان ستاره ای رو چطور ؟- نه-
اون فیلم همه چیز رو کاملا به صورت واضح توضیح میده
خیلی خب
پل اینشتین روزن فضا رو می بنده
بنابراین یونیک ای و یونیک بی در کنار هم در فضا وجود دارن، اینجوری
تو کتاب خودت رو خراب کردی
اره ولی خب الان مفهوم کرم چاله رو یاد می گیرید
اون فیلم ها رو ببین- اوکی-
آه چی توز داغ، باید می گرفتم
خب کلاب ..کلاب چطور پیش میره؟
فوق العاده اس
به غیر من
به کسی چیزی گفتی؟
وقتی مردم بفهمن . شروع می کنن عجیب رفتار کردن
اونا فقط
متفاوتن
و منم الان نترسیدم
بهرحال این واگیردار نیست
جین این مرحله چهار هست
از حدود چند تا مرحله؟
چهار- که ما درباره شون میدونیم-
اوه تو باید
الان جای دیگه ای باشی ، که از شیمی درمانی مهم تره
نه
سعی می کنی برگردی به آزمایشگاه، مگه نه؟
من چندتایی ایده دارم ، دارم سعی می کنم- اوکی نه وقت استراحت-
میدونم که فکر می کنی کار آزمایشگاه ات کاری هست که باید انجام بدی
در غیر اینصورت تمام شهروندان رو ناامید می کنی ولی
No comments yet. Be the first to leave one.