처음 200줄입니다.
مترجم دانيال زينالعابديني
سلام
فکر ميکني بايد منتشرشون کنم؟
چي؟
اشعارم، ميدوني شعر مينويسم
چرا داري از من ميپرسي؟
حس خيانت کردن به چيزي ميده، ولي نميدونم
تو چي؟
من؟
يه دکوراتورم
يه دکوراتور
چرا يه هنرمند واقعي نه؟
يه هنرمند واقعي؟
دکوراتور يه هنرمند واقعيه
به نظر ميرسه خيلي از من خوشت اومده
به خاطر اينکه من حشيش دارم؟
ميدوني من هيچوقت نميخوام مشهور يا مهم بشم
ميخوام ناشناس باشم
بگذريم. ما هميشه تنهاييم
ژان-کريستوف وانمود ميکنه نميفهمه
و تو خيلي خوب فهميدي
ميبيني، ما بدون کلمات ارتباط برقرار ميکنيم، هيچوقت باورش نميکردي
مامان
فرانسوا درويو؟
براي تست پزشکيت خدمت نظامي جواب ندادي
- وسايلت رو بردار و با من بيا - نميتونم
- قانونه، بايد انجام بدي - نميتونم باهات بيام
باهات نميام
با من مياي
اين چيه؟ يه اسلحه؟ خب بهم شليک کن
بهم شليک کن، دارم بهت ميگم بهم شليک کن
با من شوخي نکن
...خيلي خب، اگر اينجوره
اين فرم رو براي تاييد رد کردنت امضا کن
من هيچ برگهاي امضا نميکنم
بايد امضا کني مرد جوون
امضا نميکنم و جايي هم باهات نميام جناب افسر
- رفتن؟ - آره
- ديدي چه اتفاقي افتاد؟ عاليه - چه بد
در بولوار سن مشل يکي بهم يه مولتوف داد
تنها کاري که بايد ميکردم اين بود که پرتش کنم
پس رفتم به سمت دوراهي که پليس توقف کرده بود
پر از پليس
به خودم گفت آتشش ميزنم و غلش ميدم زير ماشين
و پنج پليس زنده ميسوختن
ولي بعد با خودم فکر کردم که نميتونم آدم بکشم
پس من اون مولتوف رو تو جوي انداختم
ميبيني؟
تکرار بسه، به پيش برو
...دفعه بعدي که دير برسي
اميدهاي گلوله
رفيقاي ما رو آزاد کنيد
و حزب چي ميگه؟
حزب؟ چه حزبي؟
ما خود حزب هستيم
درست ميگي
اگر کسي ميخواد قدرت رو بگيره بايد براي اجازه صبر کنه
يعني اون ترجيح ميده فرمانبردار باشه تا قدرتمند
اشتباه ميکني، هيچکاري نيست که نتوني با سازماندهي اوليه انجام ندي
قدرت رو اول بگير بعد سازماندهي کن
سازماندهي براي گوسفنده
چيزي که ما ميخوايم آنارشيسمه
بعدش چي؟
خيابون دو مين، ساعت 11، فردا
بايد الان متفرق بشيد
ژيرونديستها دارن ميان
بريد عقب رفقا
حرومزادهها! عوضيا
مسير رو ببند، برگرد
جاي وايستادن، مسير رو ببند
با چي بايد ببنديمش؟
خانوم صدام رو ميشنوي؟
سعي کن بيدار شي
يالا خانوم
يه کم تلاش کن
پليس اس.اس! پليس اس.اس
رفقا رو صدا کن هي رفقا! يکي اينجا
بيايد اين رو تکون بديم
ببرش اونجا نه دورتر
آروم! اونجا
يهکم جلوتر
وايسا! برو اون سمت
بيا برعکسش کنيم
حقوق قرديتها، شما حرومزادهها
مواظب باش
زودباش يالا
هيچ عابري تو پارک نيست
بذار يکي رو قبل از اينکه پرش کنن، خرابش کنيم
يهکم ميخواي؟
افسر، آماده است
آروم. بايد آروم بريم
برگرديد
پس، فردا در چمپ د مارس
- من يه صلحجو هستم - مشکلي نيست
من يه صلحجو هستم
اولي سمت راست، بعد دوباره به راست
بعد از در اصلي قبل از اينکه به گوشه برگردن
اگر من رو ببينن، مردم
کيه؟
آقا من خيلي ترسيدم لطفا بذاريد بيام تو
- تو هموني که ماشينا رو ميسوزوني؟ - آره
بايد قبلا بهش فکر ميکردي
لعنت
از پلهها برو
حياط رو چک کن
خب؟ کسي نبود؟
برو و 5تا مشعل بيار
- هيچي؟ - چيزي براي گزارش نيست
بريم مشعلها رو بياريم
بحران: اولين ارتباط بين دولت و اتحاديههاي کارگري
درگيريهاي تازه در چهارراه لاتين
بازسازي کابينه
پمپيدو نخستوزير بافي ميمونه دبره ممکنه فرانسه رو ترک کنه
:اعتصابها کارخانههاي بيشتري اشغال شدند
فرانسوا! صدمه ديدي؟
جدي نيست ميتونم اينجا قايم بشم؟
بيا تو
داشتم به راديو گوش ميدادم
پليس داشت تعقيبم ميکرد
و کارم رسيد به اين محله
- بيا - ممنون
شکر
با خانوادت تماس بگير بايد نگران باشن
نه يه دکتر ديشب ديدم چيز جدي نيست
عجب کابوسي
هيچ ايدهاي نداري پليسا چه حرومزادههايي هستن
اولش نزديک سنگري که درست کرديم شدن
وقتي داشتيم برميگشتيم
با ونهاشون خرابش کردن
وقتي داشتيم يکي ديگه ميساختيم
يه بزرگش رو، دو متر با کابلها و نشانههاي جاده
و بقيه چيزاي مشابه به جاي حراب کردن سنگر
پليساي وحشي از ونهاشون بيرون اومدن و ازش بالا رفتن
و با باتوم دنبالمون کردن
خطرناکن زنها رو ميزنن
برات وان رو آماده کنم؟
- برات وان رو آماده کنم؟ - آره خيلي خوب ميشه
بهت لباساي پدرت رو ميدم
شلوار ممکنه زيادي بزرگ باشه
نه خوبه
- بلوز - آره
- داري مياي؟ - آره
بابام تسليم شده؟ داره اينجا نقل مکان ميکنه
کاش ميدونستم
هربار وسايل بيشتري رو اينجا رها ميکنه
داره هشياريش رو کم ميکنه
- حوله - ممنون
بايد برم سر کار
اگر بخواي ميتوني روي تختم بخوابي
- وقتي ميري در رو قفل کن - ميکنم
ببخشيد واقعا بايد برم
قرار يه دوست رو ببينم با هم يه دور ميزنيم
- تو يخچال غذا هست - باشه
- به خانوادت زنگ ميزني؟ - ميزنم
- خدافظ - خدافظ، ببخشيد نميتونم بغلت کنم
در همين لحظه در مرکز فروش سهام آتشي به پاست
کمي پيش، معترضين وارد ساختمون شدن
اونا دروازههاي ورودي رو شکستن و وارد شدن
...درها رو محکم زدن، ترک داخل
بگا رفتيم
طبقه کارگر قراره تسليم بشن
سنديکا بيشتر از بورژوازي از انقلاب ميترسن
چيزي که ميخوان اينه که پول بيشتري از رئساشون بگيرن
طوري که خوشحالترشون کنه
متوجه نميشن اين زندگيه که بهحساب مياد، نه پول
و پول زندگيشون رو تغيير نميده
خيلي سخته قسم ميخورم من رو ديوونه ميکنه
پس الان تنها سوال اينه که
آيا ميتونيم انقلاب کنيم
براي طبقهي کارگر، عليرغم تسليم شدن طبقه کارگر؟
- فقط صبر کن، اوضاع عوض ميشه - نميشه
نميتونن عوض بشن
برو روي تخت راحتتري
مامان، ما شکست نخورديم، ميدوني فقط نميخواستيم کسي بميره
واقعا فکر ميکني مردم ممکن بود بميرن؟
- چطور پيش ميره؟ - و تو؟
- انگشتت؟ - خوبه
- خوبه، نميتوني چيزي رو ببيني - درد داره اولش، ولي الان نه
چيزي نيست
- سلام - سلام لوسين
- همه چيز خوبه؟ - آره
تموم شد
- تموم شد؟ - آره
چيزي براي خوشحالي نيست ولي تموم شده
قبل از اينکه اتفاق مشابهي شروع بشه
همين. فروشگاهها خالين
- سردن - معلومه که هستن
ترسيده بودم
- وزن کم کرده، اينطور فکر نميکني؟ - يه کم
چيزي نيست، غذا ميخورم، خوبم
ميدوني وقتي به يه سن مشخصي ميرسي ...صد سال يا بيشتر
ممنون، مثل يه بچه بهت ميرسن
داري غدا ميخوري؟ بله، سوپ رو نميخوام
بعضي موقعها عادت داشتم پرتش کنم
کمکت کنم؟
قادر خواهيم بود چيزي رو که دوست داريم بخوريم
حتي بنزين رو تامين ميکنن
پس براي آخر هفته ميريم يه جايي
همهاش برنامهريزي شده اول ماشين رو ميشوريم
ببين روز اينجور پيش ميره صبح ماشين رو ميشوريم
No comments yet. Be the first to leave one.