처음 200줄입니다.
هماهنگسازی با بلوری از آرمان Armanpe
همه توی این هواپیما ،قراره بمیرن
.از جمله من
.من فرنکلین فاکسم بعضیا منو به اسم "مرهم" میشناسن
یه وبلاگ دربارهی دستیابی به سلامت مطلوب مینویسم
مرد صندلی کنارم ،سیگ تورنسونه
کسی که اگه بازار دارو رو
با دارویی که میدونست
به شدت اعتیادآور و کشندهست
...پر نمیکرد، الان
.توی این مخمصه قرارنمیگرفت
،میگن که وقتی یه تجربهی نزدیک به مرگ داری
لحظات زندگیت از جلوی چشمات میگذره
.اما من فقط سه ماه گذشتهم رو دیدم
بذارید ببرمتون .به جایی که شروع شد
مترجم: سپهرطهماسبی SepSensi
توی مرکز سایترینیتی به عنوان بلیطگیر جا رزرو کردم
به امید اینکه بتونم برای وبلاگم
،با استاد فناوری و سلامت، آنتون بورل مصاحبه کنم
کسی که درآستانهی کشف ابزاری
برای سلامت مطلوبه
.چیزی که نیازی به قرص یا داروی معمولیای نداره
،از برنامه عقب بودم
و خیلی زود فهمیدم که بازی کردن با زمان
.هزینهی سنگینی داره
کار شما اسکن کردن ترایباندهاست
فقط رنگ سبز رو قبول کنید
...ترایباند کنترل از راه دور جدید، بهبود یافته
.دیرکردی
ببخشید
.کارتت رو بکش - ...ترایباند -
گفتم که فقط برای دیدن آنتون بورل
اینکارو گرفتم؟
،درموردش تحقیق کردم
اما دربارهی این کار کم حقوق تحقیق نکردم
.سادهتر و کارآمدتر
.سلامت مطلوب رو تجربه کنید
.ممنون
.روز اولمه
.لباس فرم
.دکمه بالا
.به مرکز سایترینیتی خوشاومدین
سفر خودتون رو
.به سمت سلامت بهتر برای دنیایی بهتر آغاز کنید
،داشتم میگفتم .فقط سبز رو قبول کنید
آنتون بورل
.ورود شما رو به مرکز سای ترینیتی خوشآمد میگه
.ممنون
از در عبور کنید
.تا وارد مسیر سلامت مطلوب بشید
ام، ببخشید
.معذرت میخوام، خانم
.این کارمند درست اسکنتون نکرده
.معذرت میخوام
.کار کوفتیت رو یاد بگیر، اسکل
...داریم کمک میکنیم
توی ماموریت دیدار با بورل بودم
،و نمیخواستم حواسم پرت بشه، اما میدونید
بعضیوقتا زندگی به صورت عجیبی میاد سراغت
.دفعه بعد، دستبندها رو اسکن کن، نه جیگرا رو
خب، لویی، نباید زنایی که باهاشون کار میکنی رو جیگر صدا کنی
دوست ندارم یه گزارش دیگه .به رئیست بدم
.عالی بود
فکرمیکنه برای این کار کوفتی .باهاش کنار میام
.شرط میبندم هنوز داره نگاه میکنه
.اوف. کاملاً
آره، و میخوای بدونی چرا؟ - چرا؟ -
.چون واقعاً جیگرم
.اه، شوخی بود
.اه، نه، نیست
.واقعاً جیگری
.هی، من فرنکلینم
.جیلا - جیلا، خوشبختم -
.لطفاً جاتون رو پیدا کنید
هی، میخوای، مثلاً، بعضیوقتا باهام بیای غذا بخوریم؟
بریم شام یا چیزی؟
باشه، الان چطوره؟
...الان؟ اه، من فقط
.اه، فهمیدم قرار اولمونه
.و همین الانشم یه کار بهتر داری
،نه، نه
.فقط اینکه برنامه داشتم مراسم رو ببینم
اوه، یه دعوتنامهی مخفی داری؟
.من که ترایبندت رو نمیبینم
.نه، نمیتونم پولشو بدم
داشتم جمع میکردم تا تورو شام بیرون ببرم
،خیلیخب، پسری که آینده رو میبینه
.طرفدار بورل
بیشتر اهل فناوریای هستم که نمیتونم بگیرم
فردا شب چطوره؟ - .نه، امشب -
.کوگان ساعت هفت
وایسا، بیا، بذار محض اطمینان .شمارهتو بگیرم
درمواقع اضطراری
درطول اجرای امشب
پیامهای هشدار به صدا درمیان و از صندلیهاتون هدایت میشید
...وایسا، اون - شمارهم؟ نه -
.اما برای 6:30 زنگ هشدار گذاشتم
باید به اندازهی کافی بهت وقت بده تا
.هرکاری که میخوای انجام بدی
مطمئن نبودم که ته این مسیر چی میشه
اما واقعاً میخواستم بفهمم
اما درحال حاضر، باید ،میرفتم پیش اندی
.کلید دیدارم با بورل
اندی؟
اندی؟ - احمق -
.ترسوندیم
شاید تو باید دستشویی باشی
چرا انقدر طولش دادی؟ داره شروع میشه
...ببخشید، من، اه
فکرکنم شاید با زن آیندهم آشنا شده باشم
پسر، سه تا احساس هست که میتونه یه مرد رو بکشه
.عشق، طمع، و انتقام
.حواست باشه خیلی خطرناکه
همم؟ - اوه -
نمیتونستی دیروز اینو برام بیاری؟
یه روز کار کارگری انجام نمیدادم؟
توی بدبخت پول لازم نداری؟
تازه، این بندهای کارمندی با دسترسی کامل
.امروز صبح رسیدن اینجا
.مال تورو از رئیسم کش رفتم
متوجه نمیشه؟
.با ترایباند دو جایگزینش کردم
.هیچوقت فرقشو نمیفهمه
.بههرحال، اونو هک کردم
از یه بطری آبجو دیانایت رو بارگزاری کردم
.آسون نبود
امنیت این چیزا .واقعاً قویه
اما کار میکنه، درسته؟
!مراقب باش
وایسا، وایسا، وایسا، وایسا
...شاید، شاید اون
.خب، حل شد. برو - باشه -
.لطفاً سرجاهاتون بشینید
آقای بورل درخواست دادن که عکاسی با فلش صورت نگیره
کی... و چرا؟
.اه، آقای بورل، من فرنکلین فاکسم
.دوست دارم باهاتون مصاحبه کنم
...من، من یه وبلاگ دارم که
کی... و چرا؟
مال تو نیست، درسته؟
--قربان، من - وقت نمایشه -
.همینجا بمون، از نمایش لذت ببر
همم؟
.اوه، نباید حواسم از محصول پرت شه
.خانمها و آقایان، آنتون بورل
درحالت عادی من با کلی سروصدا
.نور، موسیقی، یکی که اسممو فریاد میزنه، معرفی میشم
"امروز گفتم، "فقط همین کافیه
.شما منو میشناسید
ما همدیگه رو میشناسیم چون توی این سفر
باهم همراه شدیم، دست در دست یا باید بگم
مچ در دستبند؟
.ماموریت ما یکیه
و ما یه باور اصلی داریم که ،ایجاد یک دنیای بهتره
...ما باید
!وضعیت سلامت بهتری بسازیم
!وضعیت سلامت بهتری بسازیم
.سلامت روانی، سلامت جسمی، سلامت روحی
،وقتی این سه گانه باهم اختلاف داشته باشن .ما مریضی رو تجربه میکنیم
،وقتی در نظم و هارمونی باشن
.سلامتی مطلوب رو تجربه میکنیم
چند نفر از شما، از زمان ادغام
،یک ترایبند به زندگیتون
سلامت جسمی بهتری به دست آوردین؟ همم؟
چندنفر از شما آرامش بیشتری حس کردین ،و در عین حال
زندهتر از همیشه بودین؟
چندنفر یک ارتباط عاشقانهی جدید
با دنیای اطرافتون حس کردین؟
فناوری ما فیزیولوژی ،شما رو بررسی میکنه
دیانای شمارو رمزگشایی میکنه تا یک برنامهی سلامتی
.مخصوص شما طراحی کنه
،بعد
چون به یاد آوردن همهی اینا میتونه طاقتفرسا باشه
بهتون یادآوری میکنه که چه زمانی، و چطور باید ورزش کنید
.چه زمانی بخورید و چی بخورید
اما اگه لازم نباشه که بهتون یادآوری بشه چی؟
اگه فقط به صورت طبیعی از انجام همهی کارایی که
برای سلامتیتون خوبه لذت ببرید چی؟
...دوستان
.میخوام ترایبند پنج رو معرفی کنم
اینو بپوشید و دیگه نه تنها
هرروز صبح میخواید بیدارشید و ورزش کنید
بلکه بدون فکرکردن انجامش میدین .و لذت میبرید
،دیگه به قرصهای دیابت
.فشار خون بالا، اعتیاد غذایی، اعتیاد به مواد مخدر نیازی ندارید
با وجود ترایبند پنج روی دستتون همهی اونا قدرتشون رو از دست میدن
یه نخ دندون کشیدن ساده
.بهتون احساس گرمی و لطافت میده
چه خبر؟
تیزر جدید رو دیدی؟
.نه - .خوبه -
حالا چطور همهی اینا ممکنه؟
.سوال خوبیه
ما یک فناوری عصبی توسعه دادیم که بهتون اجازه میده
تا بدون تلاش کردن .بهترین خودتون باشید
،هنوز خودتونید .فقط در بهترین حالت
!سایترینیتی داره کنترلتون میکنه
.آشغال عوضی
!دستگاههای کشتار
!دستگاههای کشتار
No comments yet. Be the first to leave one.