처음 189줄입니다.
Forums.AnimWorld.net presents:
Blood winE
Production
ترجمه و ویرایش
elfelfelf
بالاخره به دور نهایی مسابقات مقدّماتی ناحیه ، رسیدیم !
ریکا - چان !
هوی ! من که گفتم مواظبش باش ! ببین زخمی شده !
ببخشید ، اتّفاقی اینطور شد ...
یوی !
ولی بخاطر کوتاهی من ، ریکا - چان در خلال مسابقه ، زخمی شد .
و ما مجبور شدیم ده نفره بازی کنیم .
اُوزو - کون !
هنوز نه ، هنوز به خودت نیومدی .
من احمقانه رفتار میکردم ،
ولی برادران فوریا ، منو از این حماقت ، نجات دادن .
و همون طور که مربّی هاناشیما گفته بود ،
ما از نقطه ی قوّت خودمون ، استفاده کردیم .
و بالاخره ، مسابقات ناحیه رو فتح کردیم .
تمام اشتیاقی که دارم ، نگاه به دور دست هاست
که مسیر آینده رو برام روشن میکنه
مهم نیست چقدر فریاد بزنم ، زمان در حال گذره
مهم نیست چقدر مبارزه کنم ، همچنان باید خودم رو محک بزنم
کافیه این روزهای سخت رو تحمل کنی
بالاخره ، با همدیگه ، اونو به فردا میرسونیم
با همین دستهام ، دنیا رو فتح میکنم
آینده ی تو هم فرا میرسه
و اون زمان ، دنیا تازه برات شروع میشه
خودت رو در آغوش بگیر
اگه حتّی تمام دنیای تو تاریکه ، به باریکه ای از نور چنگ بزن ، و راهت رو ادامه بده
بالاخره روزی میرسه که به خودت افتخار کنی
مطمئنّم
تصمیم " یو " های سه گانه
تصمیم " یو " های سه گانه
سلامتی ... !
فوق العادست !
مثل همیشه پر انرژی هستی .
آره ! نوشیدنی پیروزی ، بهترین چیزه !
آره ! واقعاً لذّت بخشه .
ریکا - چان ... در مورد زخم پات ، متأسّفم .
اشکال نداره .
درسته ، مامان ؟
آره .
اُتا - کون ، شاید در اون لحظه ، خیلی تند رفتم .
جدّاً معذرت میخوام .
نه ، معذرت خواهی لازم نیست .
خوب ، من جشن قبلی رو هم خراب کردم ،
این دفعه باید سنگ تمام بزارم .
عالیه ! ... چقدر لذیذه !
این یک گوشت فرد اعلاست ... 5 ستاره .
آره ، بهترین نوعش .
بدک نیست .
خوار و بار جشن رو از یک هتل 5 ستاره تهیّه کردم .
بچّه ها ، از خودتون پذیرایی کنید .
عالیه .... داره تو دهنم آب میشه !
آره ! ... واقعاً ماهیش تازه ی تازه هست !
آشپز جان ، 10 تکّه ماهی چرب و چیلی بده !
اُوئماتسو - کون ، نوشیدنی بزن !
بیا ، اُکیشیما - کون ، شما هم همینطور ، اُچیمورا - کون .
خودت هم باید بخوری ، شو - کون .
خوب ، من توی مسابقه حسابی گند زدم .
به لطف شماست که قهرمانی رو بدست آوردیم .
حدّاقل ای ضیافت رو من باید پیروز بشم .
اصلاً حرفت درست نیست .
تو هم نهایت تلاشت رو کردی ، شو - کون .
راست میگه ، بیخیال ما شو و برو یک استراحتی بکن .
مشکلی نیست ...
راست میگه .... استراحت یکی از عوامل مهمّه .
هنوز دو هفته تا مسابقات اصلی وقت داریم .
بهتره حسابی به بدنتون استراحت بدید .
بعد از سه روز استراحت ، تمرینات رو از سر میگیریم .
هاهاهاها !؟
وای ، من میخوام هرچه سریعتر ، یک فوتبالیست حرفه ای بشم !
خودم به تنهایی تمرین میکنم !
خوب ، حق با توئه .
تو باید 20 برابر بیشتر تمرین کنی ،
تا بتونی به ما برسی .
هوی ، اریکا - چان ... این دیگه خیلی زیاده !
واقعاً ؟
خوب ، حرف مربّی درست بود .
اگه بدنت رو خسته کنی ، ممکنه مصدوم بشی .
تو هم باید استراحت کنی ، کوتا .
نه .
من و ریکا با هم تمرین میکنیم .
شما میخواید چکار کنید ، سه " یو " ها !؟
خوب ، ما ...
شما درگیر کلاس های فوق برنامه برای دوران راهنمایی هستید ، درسته ؟
توی این سه روز میخواید سخت درس بخونید ، نه ؟
یو ، در سه " یو " استعاره از یوتوسه ، هست ، درسته ؟ یوتوسه یعنی دانش آموز برتر .
نخیر ، یوتوسه با " وای " شروع میشه نه " یو " !
میدونستم .
شوخی سرت نمیشه ؟
بیخیال .
خوب ما فردا کلاس تقویتی داریم ، پس با اجازه .
نمیتونیم بیاییم تمرین .
ت - تابعد .
واقعاً نمیخوان تمرین کنن ؟
پاس عالی ای بود .
من اومدم !
حلّه !
چرا دارید یواشکی تمرین میکنید ؟
خودت هم ، اُوئماتسو .
خوب ، یک دروغ گنده گفتیم .
خوب ، فکر میکردم شما هم بیایید .
زمانی که میتونیم فوتبال بازی کنیم ، به سرعت داره سپری میشه .
دیشب همش به این موضوع فکر میکردم .
تو مسابقات بعدی ، حریفهامون حسابی قوی تر میشن .
سه قلو ها بیشتر تحت نظر قرار میگیرن .
پس شرایط حمله کردن برای اونا سخت تر میشه .
آره .
اگه ما بتونیم خودمون رو هماهنگ کنیم و حمله های خودمون رو به اجرا در بیاریم ...
حتّی میتونیم مسابقات منطقه رو هم برنده بشیم !
پس تو این سه روز ، باید مثل سه قلو ها ، مثلّث خومون رو تشکیل بدیم .
مثل یک حرکت که مخصوص خودمون باشه .
آره ... فکر خوبیه !
تمرینات مخصوص برای درست کردن یک حرکت مخصوص ؟
خیلی هیجانیه !
اُوچیمورا ، اُوکی !
خوب ... بزن بریم !
خوب چرا اومدیم به کتاب خونه ؟
اوّل باید یک سبک بازی برای خودمون پیدا کنیم .
و اومدیم در موردش تحقیق کنیم .
از تو که کرم کتابی ، همین هم انتظار میره .
به من نگو کرم کتاب !
چی شده ؟ موضوع چیه ؟
نینجا !
از کوچیکی ، عاشق نینجا ها بودم !
نینجا ها چه ربطی به تمرین ویژه ی ما دارن ؟
ببین ! اینجا نوشته .
ما سه " یو " های نینجا هستیم !
نینجا ها سر بند های بلندی دارن .
اونا اینقدر تمرین سریع دویدن میکنن ، تا اون سر بند ها ، روی زمین کشیده نشه .
اگه هر روز همین تمرین رو انجام بدیم ، سرعتمون خدا میشه !
نخیر ، عمراً نمیشه !
ما فقط سه روز وقت داریم ، سه روز !
و تازه توی بازی هم از اون سربند های بلند ، نداریم !
هیس !
ب - ببخشید !
به هر حال ، یک چیز خیلی بدرد بخور تر لازم داریم .
کاراته ؟
آره .
مردم همش به من میگن ، کرم کتاب ،
ولی من بیشتر به آدم های قوی علاقه دارم .
اگه قوی باشی ، از پس هر چیزی بر میای !
آخ خ خ خ خ ! مادر جان !
شکوندن اونا غیر ممکنه .
و - ولی ...
فوتبال هیچ ربطی به دست نداره .
آخرش هم چیزی دستمون رو نگرفت .
پس باید دوباره از پایه شروع کنیم .
بیایید اوّل از اسم حرکت مخصوص مون ، شروع کنیم .
اسم حرکت مخصوص !؟
آره ، برای مثال ...
کِی اون کتاب عکس قهرمانان رو از کتابخونه قرض گرفتی ؟
ضربه ی کهکشانی سه " یو " ها !
خیلی الکیه ، اُچیمورا .
لازم نیست " کهکشان " رو به هر چیزی بچسبونی .
پس این چطوره ؟ این یکی حتماً با حال میشه !
حرکت مخصوص اُچیمورا !
از " حرکت مخصوص سوگورو " تقلید کردی !
برای سه " یو " ها چه اتّفاقی اُفتاده ؟
پس این چطوره ...
تارو !
آه ، مامان !
تا کی میخوای ول بچرخی ؟
زودباش برو کلاس !
لعنتی ، زمان از دستم در رفت !
یوتو ، همونجوری اونجا خشکت نزنه !
شرمنده !
کیی ، چکار مکینی ؟
باشه !
تمرین اختصاصی فردا رو چکار کنیم ؟
نظری نداری ؟
بنظر میرسه اُوئماتسو ، وقتش آزاده ، تو چی ؟
حرکت خاصّی به نظرت نمیرسه ؟
چیه ؟ شما هنوز فوتبال بازی میکنید ؟
بله .
بیزحمت ، قبل از کلاس تابستون ، کارتون رو تمام کنید .
روی درس خوندن تون اثر منفی میزاره .
بله .
دیگه داریم تعطیل میکنیم ! خیلی ازتون ممنونم !
دیگه وقتی نمونده !
اگه مسابقات منطقه رو ببازیم ، دیگه کارمون تمامه !
مگه به والدین مون قول ندادیم ؟
ما قول دادیم بعد از تمام شدن مسابقات ، روی امتحان ورودی و قبول شدن ، تمرکز کنیم .
این آخرین باریه که میتونیم باهم فوتبال بازی کنیم !
میدونم .
ما نهایت سعی مون رو میکنیم ...
شما اصلاً در این مورد جدّی هستید ؟
No comments yet. Be the first to leave one.