The Bureau

The Bureau (Le Bureau des légendes)

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

The Bureau S01E09 720p BluRay x264-SerialBaran
다음의 해설 MMixMkv
هم اکنون عضو کانال تلگرام ما شوید ..:: @SerialbaranTV ::.. | ارائه ای از وب سایت سریال باران

태그

BluRay
x264
720p
720
게시일: 2019-09-06
다운로드: 92
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫ارائه اختصاصی از وب سایت "سریال باران" ‫کانال تلگرام ما را دنبال نمایید: ‫SerialbaranTV@

‫کاراکترها و وقایع این سریال ‫کاملا ساختگی می باشند.

‫هرگونه شباهت با شخص اصلی یا ‫واقعه کاملا تصادفی می باشد.

‫"دفتر"

‫منطقه محافظت شده

‫فکرکردی مردم به اینا نگاه میکنن؟

‫هیچکس از اونا خوشش نمیاد, ‫زیادی خشک هستن.

‫نمیتونی هرکدوم رو توی, ‫کمتر از 15 ثانیه بخوری.

‫رشید بنافرا به عنوان رئیس سرمایه گذاری ‫برای الجزایر کار میکرد.

‫گروه اسلامی ساحل از شبکه ‫اجتماعی استفاده کردن.

‫تا مدعی شوند انها در پشت ادم ربایی هستند.

‫این موضوع توسط وزارت امور خارجه اعلام شده...

‫چه مدته خبر داری؟

‫صبح بخیر.

‫من از تلویزیون شنیدم....

‫اینها اخرین گزارش ها از دفترهای ‫چین و ترکیه هست.

‫مرسی.

‫ما دیشب باخبر شدیم.

‫الجزایری ها مامور ما رو گرفتن و ‫دادن به تروریست ها!

‫باید بگم, یک رابط.

‫اون خودش رو تو تحویل الجزایری ها داد.

‫اما اره, الان هم در دستان ‫گروه اسلامی ساحل هست.

‫ما همین طوری میزاریم, ‫این اتفاق بیوفته؟

‫به زودی خواهی فهمید.

‫ممنون.

‫چه مدت دیگه؟

‫دو دقیقه دیگه, قربان.

‫قربان, قهوه میل دارید؟ ‫نه, ممنون.

‫خیلی خب, از لیبی شروع کنیم؟

‫نه, مستقیم بریم سر اصل مطلب.

‫ظاهرا قصد ارائه پیشنهادی دارند.

‫باید امیدوار باشم.

‫10 ثانیه, آماده باشید.

‫صبح بخیر, اقایون.

‫ژنرال, حالتون چه طوره؟

‫خوبم, ممنون.

‫از ضرب و شتم بهبود پیدا کردید؟

‫مگه کسی سرقت ازش رو فراموش میکنه؟

‫دفعه بعد, مطمئن میشم, ‫جوابی براش دارم.

‫ایا توپ دست اون رو لمس کرد, ‫یا دست او توپ را لمس کرد؟

‫فقط خدا میدونه.

‫متاسفانه برای مردم الجزایر,

‫خدا, داور بین المللی نیست.

‫پایر, شما چه طور هستین؟

‫دروغ نگن, نگرانیم.

‫اما شاید شما در جایگاهی باشید, ‫که به ما اطمینان بدین.

‫من از طرف دولت و سرویس ‫اطلاعاتی الجزایر مامور شدم,

‫به شکل صادقانه ای عذرخواهی کنم.

‫طبیعتا ما تمام توانمون رو به کار میگیرم.

‫تا از ازادی عامل شما حمایت کنیم.

‫متوجه نمیشم, ژنرال.

‫چه طور باید چنین عملیاتی رخ بده,

‫بدون این که "دی ار اس", ‫سرویس اطلاعاتی شما, متوجه بشه؟

‫یک عمل محلی بود که متاسفانه, ‫از نظر ما دور بود.

‫همین.

‫شاید درکش راحت تر باشه, اگر یادآوری کنم

‫که ما از حضور مامور شما در ‫کشورمان بی خبر بودیم.

‫به هر حال, برای جبران این موضوع,

‫یک پیشنهادی داریم که دوست داریم, ‫با شما به اشتراک بزاریم

‫اطلاعاتی که کسب کردیم

‫از سمت عامل نفوذی ما, در گروهی که سیسلون شما...

‫در دستانش هست.

‫یک نمونه از اطلاعاتی که دریافت کردیم ‫رو براتون ارسال میکنم.

‫خواهید فهمید

‫خیلی ارزشمند است.

‫اگر درست متوجه شده باشم,

‫تو میگی, الجزایری ها پیشنهاد کمک به ما دادن

‫مذاکره ای برای آزادی گروگان

‫همان شخصی که, مامور خودشون ‫کمک به دزدیده شدنش کرد.

‫بله, همین پیشنهاد رو داد.

‫و این اطلاعات برای ما کافیه,

‫تا این جشن بالماسکه رو تمامش کنیم.

‫به نظر میاد.

‫که اینطور.

‫غذاخوری تو به خوبی قبلناش هست؟

‫در حال حاضر, در سطح جهان ‫ارز جدیدی اومده,

‫بهش میگن "جیدا"

‫میدونی اون چیه؟ ‫اطلاعات جهاد.

‫اره, اطلاعات جهاد.

‫از شبکه جهادگرای سوری.

‫همه دوست دارن دستشان, بهش برسه.

‫آمریکایی ها, روسی ها, ایرانی ها.

‫صدالبته سوری ها.

‫اگر بتونی به "جیدا" پرداخت کنی, ‫میتونی هرچی که بخوای بخری.

‫یعنی میگی وزارت این قرار داد ‫رو قبول میکنه؟

‫من میگم, اونا درک میکنن, ‫دقیقا چه چیزی به ما پیشنهاد شده.

‫معدن طلا جیدا.

‫این مال تو هست یا اون؟

‫اون.

‫در هر صورت, تیغ تیغه دیگه.

‫خب؟

‫چی گفتن؟

‫وزارت, معامله رو قبول کرده.

‫اما ما نه.

‫ما بازی رو, بازی میکنیم.

‫یک کمیته بحران, با کمک الجزایری ها ‫با این وضعیت گروگان گیری کنار میاد.

‫رسما کارمون از سرزنش شدن گذشته.

‫یک کشور دیگه, اجازه نداره از مامور ‫ما به این شکل استفاده کنه.

‫احتمالا یک راهی برای اینکه بدونیم, ‫سیسلون کجاست وجود داره.

‫عامل نفوذی لفکیر, بهش گفته؟

‫به این معنی هست, ‫ممکنه, تو هم بتونی بفهمی.

‫ماموریتت تغییر نکرده.

‫سیسلون رو به ما برگردان.

‫مالوترو, تا زمانی که اینکار با احتیاط انجام بشه, ‫مشکلی برات پیش نمیاد.

‫اگر شکست بخوری, ‫همه ما شکست خوردیم.

‫فشاری نیست.

‫خیلی خب, اجازه میدیم, ‫تمیزکاریت تمام بشه.

‫می بینمت.

‫و نادیا ال منصور؟

‫خبری رسیده؟

‫میخوای پیگیری کنیم؟

‫حس میکنم مسئولم.

‫همه ما صلیبی برای تحمل کردن داریم.

‫سلام؟

‫اقای, لوفور؟

‫تماسی با شما انجام شده.

‫انها پیامی داشتن تا این که بخواهند, ‫مستقیم با شما صحبت کنن.

‫کی بود؟

‫اون (زن) اسمش رو نگفت.

‫یک زن؟

‫بله, یک زن.

‫پیام چی بود؟

‫اون گفت, سعی کرده با ‫موبایلت تماس بگیره.

‫اما کسی پاسخ نداده.

‫و؟

‫همین.

‫ممنون.

‫سلام؟

‫یک پیام از شماره ای ناشناس

‫درحال بازکردن پیام.

‫همه چیز در اطرافت شروع ‫به فرو ریختن کرد.

‫همه چیز به آرامی فرو می ریخت.

‫تا اینکه با خرابی ها احاطه میشی.

‫و ان, اخرین مجازات تو هست.

‫تنها بازمانده بودن.

‫احاطه شده با قربانیان.

‫حس میکنم اتفاقات عجیبی قراره رخ بده.

‫اتفاقات عجیب؟ ‫اره.

‫مثلا درخت های "باباب", توی پاریس رشد کنه. ‫(=درختی کوتاه, تنه کلفت, با میوه خوراکی و عمری طولانی)

‫باباب؟ ‫اره.

‫مثل داخل فیلم "پرنس کوچک"

‫درسته, حس میکنم تلف شدم.

‫چی کار میکنی؟

‫حدودا 15 بار ازم سوال کردی.

‫من زلزله شناسم.

‫سلام.

‫متوجهی, یا توضیح بدم؟

‫زلزله شناسی, واسه زمان هایی ‫هست که زلزله اتفاق می افته.

‫میدونم چیه.

‫تاحالا موج زلزله رو حس کردی؟

‫اگر بخوای بهت نشون میدم.

‫با من بیا و بهت نشون میدم, ‫چه طور موج زلزله رو احساس کنی.

‫برای فرانسه کار میکنی, نه؟

‫زمانی که مرتضوی توی فرانسه بود, ‫بهش نزدیک شدی.

‫تا بتونه تو رو با خودش بیاره اینجا.

‫جواب بده.

‫بخور, ‫نه نه, دیگه نه.

‫بخور!

‫همه چیز رو بگو تا تمامش کنم.

‫هنوز چند پیک مونده.

‫هیچی نیست بگم ...

‫هنوز داری به من دروغ میگی.

‫نمیتونه الکل خوردنش رو کنترل نه, ‫اما پوشش رو حفظ میکنه.

‫اینجا هستن.

‫چند نفر؟ ‫یک نفر روی سقفه.

‫دو تا ماشین با سه نفر ادم هم بیرون.

‫باشه.

‫نفر بعد؟

‫کنسل شد.

‫انها اینجا هستن.

‫اره, اما کنسل شد.

‫چاکال نمیاد؟

‫نه این دفعه.

‫راه های ارتباطی چی؟ ‫میتونی دوباره بازشون کنی.

‫آمریکایی ها دارن فلیس رو کنسل میکنن.

‫میدونم, ‫میگن دیگه پایدار نیست.

‫یکی از مامورین ما در ان منطقه دزدیده شده.

‫از کجا میدونن پیوندی وجود داره؟

‫ممکنه کسی درباره سیسلون, ‫چیزی بهشون گفته باشه؟

‫نه.

‫خیلی خب, این دولت اسلامی ساحل است.

‫سیسلون دست انها هست.

‫به همراه گروهی که عامل نفوذی, ‫ژنرال فلکیر داخلش هست.

‫عامل نفوذی در ارتباط با دفتر ژنرال است.

‫چه طور؟ ‫از طریق اینترنت نیست.

‫استفاده از جی پی اس, براش ریسکی هست. ‫کامپیوتر, یا هرچیزی مثل اون.

‫ما تقریبا مطمئنیم, ‫پیام ها را "دد دراپ" قرار میده.

‫کجا؟ ‫کی؟

‫اگر بفهمیم, میتونیم ‫باهاش ارتباط برقرار کنیم.

‫این لیست تمام افراد, ‫داخل دفتر لفکیر است.

‫بعضی از انها پاسخ سوالی ‫که داریم رو میدونن.

‫باید کسی رو پیدا کنیم, ‫که اون اطلاعات رو به ما بده.

‫موفق باشید.

‫ممنون از تیمی که در اختیار گذاشتی. ‫باعث افتخاره.

‫میخوای اخرین اطلاعات مارینا لوئیزو بشنوی؟

‫گزارش هات رو خوندم.

‫قبل رفتنش باهاش صحبت میکنی؟

‫کلی کار دارم, ‫اما تلاشم رو میکنم.

‫گیومه.

‫چی؟ ‫میخوای عکس ها رو بهم نشون بدی؟

More Farsi Persian subtitles for The Bureau

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left