처음 200줄입니다.
يک داستان واقعي
.رسيديم
.به فاصلهي 2.5کيلومتري رسيديد؛ همينـه بچهها
.ديگه با تو، زمپ - .دريافت شد -
.بتوني درست بزني، يه آبجو مهمونـت ميکنم
.عمراً من با تو برم بار، بچه خوشتيپ
.دخترا همه جذب تو ميشن
،دوربيناتونـو برداريد، بچهها .ميخوام مثل کريسمس آتيشبازي راه بندازم
.از خلبان به بمبانداز، نوبت توئـه
.از بمبانداز به خلبان، دريافت شد
.از بمبانداز به گروه، دريچهي خمپارهها باز ميشه
.دريچهي خمپارهها باز شد
.توپـاي لعني
.زودباش
.زودباش ديگه، زمپ
.ايناهاش
!بمبها پرتاب شد
.بمبانداز به خلبان، کار من تموم شد - .دريافت شد -
.خيليخب
.دور ميزنيم
.آره، درست مثل کريسمس شد
.دريچهي خمپارهها گير کرده
.هواپيماي مهاجم، موقعيت ساعت10، همتراز - .باشه -
.دارن ميان، بچهها. زنده نذاريدشـون
.بايد دريچه رو ببندي، زمپ - .دريافت شد -
.بزنشون، بزنشـون، ميچل
.از ارتفاع بالاتر در ساعت9
.همتراز در ساعت3
.نابودشـون کن، ميچل
.داره از زير مياد
!گلسمن، گلسمن
.ميدونم، ميدونم. بذار يه نگاهي بهت بندازم
.ميدونم درد داره، ميدونم شجاع باش پسر، باشه؟
.هنوزم قيافـت خوبه .هنوزم خوشتيپـي. هنوزم بدجور بهت حسودي ميکنم
!ايول
.ميدونم
.تو ميتوني پسر، تو ميتوني ...من همنجا کنارتـم
.ميخوام برم خونه - .به زودي ميري، هري -
به خونه فکر کن، باشه؟
!واي، پسر
لويي؟
.لامبرت
.بيا اينو بگير... بگيرش .باشه؟ چيزي نيست، بگيرش
فيلزبري؟
.کارتـون عالي بود، بچهها
.همه اون پشت تير خوردن، فيل - .کنترل هيدروليکـي رو از دست داديم، ولي هنوز پرواز ميکنيم -
.نيروي محرکهي بالها رو از دست داديم، فيل .که يعني هيچ ترمزي نداريم
چقدر تا پايگاه مـونده؟ - .نزديک پنج ساعت، اگه سوختمـون برسـه -
باند فرودگاه نزديک 1.8کيلومتره، ولي چون .ترمز نداريم، حداقل به 3کيلومتر براي توقف نياز داريم
.خداوند، دو نورِ بزرگ را آفريد
.نور بزگتـر، که در روز روشن است
.و نور کوچکـتر تا در شب روشن باشد
...حالا اين مسائل
...روشنايي و تاريکي
.شب و روز، از هم ديگه مجزا هستند
.خداوند هرکدام را درجاي خودش آفريده
.هيچ نزاعـي بين اونها بوجود نياورد
..."او ميگويد: "من هردو(شب و روز) را آفريدم
.بايد درهنگام شب هم زندگي کنيد
.باهاش جدال نکنيد
."زيراکه خداوند فرموده: "من شب را هم آفريدهام
...او، پسرش عيسي را براي جدال و نزاع نفرستاد
...نه اينکه براي گناهان انسان جنگ به پا کند
.بلکه اونها رو ببخشـه .گناهاشـون رو بيامـرزه
.به گناهکار لبخند بزنه
...تاريکي رو بپذيره
.درهنگام شبِ تاريک هم به زندگي ادامه بده
.به دشمنانـت عشق بورز
!زمپريني
بوي سير داره مياد؟ - چيکار داري ميکني، اروپايي؟ -
چرا برنميگردي به همون ايتاليا؟ - .تو اون خانوادهي اروپائيِ حالبهمزنـت -
.بلندش کن - .باشه -
...هي، هي - .از روم بلند شو -
.بخواب زمين، ايتالياييِ بدبخت
.از من جداش کنين، خدايا
.برو، برو، برو
،تنها دليلي که نفرستاديمـت مدرسه تهذيب اخلاقي .اينه که ما براي پدر و مادرت احترام زيادي قائليـم
.همه توي شهر ميخوان که شماها از اينجا برين
.متاسفم لوئيس، اون بازم داشت دعوا ميکرد
و اينو پيدا کرديم، الَکي .بهش رنگِ سفيد زده، نوشيدني الکُليـه
نوشيدني الکلي؟ چرا؟
چرا اينکارو ميکني؟
.نميدونم
چطوري تونستي اينکارو بکني؟
چه بلايي ميخواي سر اين خونواده بياري؟
!همينالانشـم کسي دوست نداره ما اينجا بشيم
اونوقت توام از اينکارا ميکني؟
ميخواي بيفتـي زندان؟
چرا ميخواي به اين کارات ادامه بدي؟
.لطفاً مراقب خانوادهام باش
.و خواهش ميکنم مراقب لويي کوچولوام باش
.زودباش جيمي، سريعـتر
کسي اون پائيـنه؟ !کي اون پائينـه؟
.خيلي احمقانهست - از کي تاحال تو باهوش شدي؟ -
.زودباش، سريعتر - .چرا؟ کسي که دنبالـم نيست -
.من دنبالتـم
.نميتونم، پيت. من مثل تو نيستم
.من هيچي نيستم. بذار همين هيچي باقي بمونم
چي داري ميگي؟ - .منکه نميتونم بيم توي تيمِ دو
.اصلاً نميدونم چرا همچين چيزي ازم ميخواي - .چرا ميتوني -
.اگه بتوني تحمل کني، موفق ميشي
!چي؟
.اگه بتوني تحمل کني، موفق ميشي
درسته؟ تو بيشتر و سختتر از ...بقيه تمرين و تقلا ميکني
.و ميتوني برنده بشي .خيلي راحتـتر از بقيه
اگه به همين مسيرت ادامه بدي .ميشي يه تيکه زباله وسط خيابون
.تو از پسـش برمياي، لو .فقط بايد به خودت اطمينان داشته باشي
.من به خودم اطمينان ندارم
!من دارم
.زودباش... بجنب
،زودباش !اروپاييِ بدبخت
.زودباش، لويي
.واقعاً که اون پسر ميتونه پرواز کنه
.بهش لقب «توفانِ تورنس(در کاليفرنيا)» رو دادن
اين پسر، زمپريني، طوري ميدوئه .که انگار پاهاش به زمين برخورد نميکنه
.زودباش، زودباش، ادامه بده
.زودباش، همينـه
توفانِ تورنس» تونست يک مايل رو» .در زمان 4دقيقه و 21.3ثانيه طِي کنـه
زمپريني، رسماً سريعتـرين .دوندهي دبيرستاني در تاريخ آمريکاست
.دوستان، اين پسر آيندهي خوبي توي المپيک در انتظارشـه
تو که نميبري، براي چي بيام؟ - .خودتـو مسخره کن، البته درستـه -
چهارسال تا المپيکِ بعدي .وقت دارم، اونموقع ميتونـم برنده بشم
.اين المپيک فقط براي تمرينـه
.توکيو - .توکيو -
پسرهي باهوش، مراقب خودت باش، باشه؟
.يکمـي هم عشقوحال کن
.از طرف من به اون دختراي خوشگل آلماني سلام کن - .حتماً -
.بيا ببينم
.ممنونـم، پيت
.براي همهچي
.برو
.لويي
.يک لحظه رنج کشيدن، به يه دنيا افتخار ميارزه
!يادت بمونـه
.چرخـا آزاد شدن - .خيليخب، برو که رفتيم -
!هنوزم سرعتمـون خيلي زياده، 110
!رسيديم
.سرعت هنوزم زياده... زودباش
.خيليخب
!لاستيک پنجر شد
!حالا داري دعا ميکني؟
.اونموقع سرم شلوغ بود
.مادرم هم بعضي اوقات دعا ميکنه - .آره، خيلي از مردم دعا ميکنـن -
جواب هم ميده؟ - .آره -
چي؟
.ميگه بمباندازت چقدر دربوداغونـه
جدي گفت؟
.خوبه، پسر
!حالا
.ايول لويي
.زودباش، پسر
.بيشتر فشار بيار
چيه، چي شده؟
.پسر
.شد 4:12، خيلي نزديک شدي
.خدا کنه به همين سرعت ارضا نشي
.پسر
.وسايلتـو جمعوجور کن، پرسرعت
.يه مأموريت داريم - .مأموريت حمله نيست. عمليت نجاتـه -
بي24 در مسير رفتن با کانتون(گوانگژو امروزي) بود .ولي به اونجا نرسيد... مثل اينکه به مشکلي خوردن
.تا اونجا اقيانوسِ زياديـه - .آره، برامـون افراد تازه آوردن -
هواپيماي تازه هم داريم؟
انگار وسط پذيرايي نشستيم .و ميخوايم کل خونه رو به پرواز دربياريم
قطعاتِ اينو براي هواپيماهاي .ديگه برداشتن. شانس آورديم موتور روشـه
.ستوان که ميگفت براي پرواز مناسبـه
.ميگفت تصديق شده - .توسط هلن کلر -
.اقيانوس بزرگيـه
.آره، اقيانوس بزرگيـه
.ميچل، نوبت توئـه - چيه؟ -
...يه اردکـه ميره تو يه بار
.فرض کنين با اون حالتِ اردکـي راه ميره
:ميره توي بار و به متصدي بار ميگه ...ميشه يه آبجوي شيرين به من بدي؟
.اصلاً نشونهي خوبي نيست .موتورِ اول از کار افتاد
.موتورِ دوم، سوخت بيشتري ميسوزونـه
اسمش چي بود؟ - .نميدونم -
مهندس؟ بيا به .اطاقک خلبان براي کنترل توان موتور
چي شده، بچهها؟ - .از کمکخلبان به راديو، پيام به مرکز -
خيليخب، کدوم يکي؟ - .سمت چپـي -
!توان بيشتري به موتورهاي چپ بفرست - .همشـو بفرست راست -
!فقط توان راست رو بيشتر کن - .نه، همشـو بفرست راست -
.لعنتي، هردو موتورهاي چپ از بين رفتن
.پس همـشو بفرست به راست، فيل - .باشه -
.هي فيل - چيه؟ -
...ما داريم - .براي برخورد به آب آماده باشيد -
.يکي بره سراغ قايق نجات - .گلسمن -
کسي قايق نجات رو داره؟ - .آره، من دارمـش
.خطر، خطر. ما «زنبور سبز» هستيم .ما داريم سقوط ميکنيم
!همه آمادهي برخورد. آمادهي برخورد
در يک اجراي عالي، «جسي اُونز»، سياهپوستِ ...آمريکايي از ايالت اوهايو
...4مدال طلا در مسابقات دوي 100متر، دوي 200متر
.پرش طول و دو 4در 400متر امدادي، کسب کند
مسابقهي بعدي، دوي 5کيلومتري با جلوداريِ .رکوردشکن آمريکايي، «دان لش» شروع ميشه
.همراه با نوجوان تازهوارد، لويي زمپريني
!آماده
.الان دوندهها به 3بخش تقسيم شدند
نفرات جلويي، دان لشِ آمريکايي و .سالمينن و هاکرتِ فنلاندي هستند
.فنلانديها هميشه در دوي استفامت جلودار بودند
.در گروه مياني هم لويي زمپرينيِ آمريکايي قرار داره
...هاکرت، لِيتنين و سالميننِ فنلاندي سرعتشـون رو زياد کردن
.و رفته رفته سرعتشـون بيشتر ميشه
No comments yet. Be the first to leave one.