처음 200줄입니다.
Forums.AnimWorld.net presents:
Blood winE
Production
ترجمه و ویرایش
elfelfelf
من اُتا شو هستم !
بازیکن سابق ، هاناشیما - سان ، مربّی ما شده .
بالاخره تیم مومویاما احیا شد !
و با اینکه فکر میکردم بدترین بازیکن تیم هستم ، کاپیتان شدم .
همه به من اعتماد کردن ،
ولی من دوباره میتونم فوتبال بازی کنم !
و نهایت تلاشم رو میکنم !
بعد در دنیا بهترین میشیم ... نه ...
بهترین تیم فوتبال کهکشان میشیم !
تمام اشتیاقی که دارم ، نگاه به دور دست هاست
که مسیر آینده رو برام روشن میکنه
مهم نیست چقدر فریاد بزنم ، زمان در حال گذره
مهم نیست چقدر مبارزه کنم ، همچنان باید خودم رو محک بزنم
کافیه این روزهای سخت رو تحمل کنی
بالاخره ، با همدیگه ، اونو به فردا میرسونیم
با همین دستهام ، دنیا رو فتح میکنم
آینده ی تو هم فرا میرسه
و اون زمان ، دنیا تازه برات شروع میشه
خودت رو در آغوش بگیر
اگه حتّی تمام دنیای تو تاریکه ، به باریکه ای از نور چنگ بزن ، و راهت رو ادامه بده
بالاخره روزی میرسه که به خودت افتخار کنی
مطمئنّم
یازده بازیکن
یازده بازیکن
چند وقت قبل کاملاً اندازه بود ...
از وقتی بیکار شدی ، شکمت کمی گنده شده .
آه ، ساکت باش .
چطوره ؟
ماسارو - چان ، خیلی بامزه ای !
درش بیار تا دکمش رو بدوزم .
صبح بخیر !
اومدم !
من دارم میرم .
مربّی .
نمیتونستی حداقل صورتت رو اصلاح کنی ؟
این ساده ترین مورد آداب معاشرت هست ؟
اتّفاقات زیادی اُفتاد ، برای همین وقت نکردم .
کُتت هم اصلاً خوب نیست .
درسته ، اریکا - سان ؟
آره ، یک جورایی درب و داغونه .
شاید بهتره عوضش کنم ؟
اونجوری دیر میشه .
کی به ظاهرش اهمّیّت میده ؟
اگه اون پیری موزی رو منتظر بزاریم ، عواقب خوبی نداره .
Let's go like this.
تو ما رو نگران کردی ، مربّی .
و حالا ...
صبح بخیر !
چی شده ، شو - کون ؟
یک چیزی دیدم که نباید میدیدم .
ها ؟
چی شده ؟ بیایید داخل .
میتونیم ؟
البته .
اومدی منو ببینی ، درسته ؟
بله !
خوب ، چی میخوای ؟
خواهش میکنم اجازه بدید تیم کلاس ششم رو دوباره راه اندازی کنیم !
دوباره همون بحث ؟
نمیخوای بیخیال بشی ؟
هر دفعه همین جواب رو خواهی شنید .
اگه ما هم برگردیم ، جواب همینه ؟
چی !؟
من بخاطر شما مربّی رو اخراج کردم .
برای همین بازیکن ها یکی یکی رفتن و تیم منحل شد .
حالا اومدین معذرت خواهی کنید ؟
نخیرم .
چی گفتی !؟
پس برای چی اومدید ؟
هاناشیما - سان اومده که مربّی ما بشه ،
برای همین فوریا ها هم موافقت کردن به تیم برگردن .
من هاناشیما ماسارو هستم .
به قیافت نمیخوره مربّی باشی .
احساس میکنم قبلاً جایی دیدمت .
حالا یادم اومد !
تو همون یارو مسته هستی که تو زمین تمرین ما بود .
والدین بهت مشکوک شدن !
کاملاً مست نیست ، نیمه مسته !
چه فرقی میکنه !
نمیتونم اجازه بدم شخصی مثل اون مربّی بشه .
هوی ، پیری !
نباید از روی جلد در مورد یک کتاب قضاوت کنی .
تو آیینه به خودت یک نگاهی انداختی ؟
اوم ...
هاناشیما - سان یک بازیکن حرفه ای بوده .
اون یکی از بهترین های آذرخش های چیبا بوده .
چی !؟ یک از بازیکن های لیگ !؟
اونو به اسم تابش آذرخش میشناسن !
در موردش شنیدم .
نائومی - کون .
بله .
پیداش کردم .
تابش آذرخش ! قدرت مهیب ضربه ی پای راست ؟
بعد از بازنشستگی ، مربّی بچّه ها بوده .
تیمش هم به یک چهارم نهایی بازیهای ملّی رسیده .
چی !؟ بازیهای ملّی ؟ یک چهارم نهایی ؟
هاناشیما - سان ، شرمنده که بی احترامی کردم .
لطفاً بفرما بنشینید .
ما خیلی خوشحال میشیم که شخصی مثل شما مربّی ما بشه .
ولی ...
ولی ؟
این سه نفر متخلّف هستن .
هوی ، پیری !
اصلاً تغییر نکرده .
دیگه چی ؟
فقط میخواستم بدونی .
احتمالاً مربّی اونا میشی ، درسته ؟
فوریا ها هم میخوان اون مربّی مون بشه .
خوب ، اگه همه موافقن ...
خیلی ازتون ممنونم .
اینه !
ولی دو شرط برای مربّی شدن شما لازمه .
اوّل : مهلت نهایی برای مسابقات ساعت 3 بعد از ظهر دو روز دیگه هست .
باید تا اون موقع ، لیست بازیکن ها رو مشخّص کنی .
حدّاقل باید 11 بازیکن داشته باشی .
خودمون یک کاریش میکنیم !
دوّم : باید تیم سوباکیموری که در ناحیه بهترینه رو شکست بدی .
و واجد شرایط مسابقات ناحیه بشی .
سوباکیموری ؟
تیمی که توسّط رقیب کاری اون مدیریّت میشه .
اون یارویی که باهامون بازی تمرینی کرد ، سوگورو - کون ، کاپیتان تیمه .
اون بچّه که استایل خوبی داشت ؟
ما به همچین تیمی نمیبازیم .
به هر حال ، اگه تا مسابقات ناحیه ای آماده نشید ،
مربّی تون اخراج میشه .
مشکلی نیست .
من فکر میکنم بتونم این بچّه ها رو تا سطح ملّی بالا ببرم .
سطح ملّی ؟ فوق العادست .
باشه ، باشه ، خیلی ازتون ممنونم .
قابلی نداره .
مشکل اصلی کامل شدن 11 نفر ، اونم تو دو روزه .
احتمالاً 3 یو موافقت میکنن .
اونا عاشق فوتبالن .
پس ما سه نفر بیشتر نمیخوایم .
یک کاریش میکنیم .
فکر میکنی آسونه ؟
میریم از اونایی که تیم رو ترک کردن ، یکی یکی خواهش میکنیم .
منم کمکت میکنم !
تو مدرسه ی شما کس دیگه ای که مشتاق باشه نیست ؟
نه .
خیلی رکّی ! شما هیچ دوستی ندارید ؟
ناسلامتی ما متخلّف هستیم .
لازم نیست بهش افتخار کنی ، واقعاً که .
از کلاس پنجم کسی نیست که مایل به همکاری باشه ؟
کلاس پنجم ...
هیچ کدومشون خوب نیستن .
خوب ، کسایی هستن که بهتر از شو - کون باشن ؟
ممکنه باشن .
اریکا - چان ، تو هم .
اشتباه میکنی !
خوب ، جمع آوری هم تیمی ها رو به تو میسپاریم .
منتظر نتیجه هستم ، کاپیتان .
پس فقط در این مواقع کاپیتانم ؟
از اوّل نباید این مسئولیّت رو قبول میکردم .
نه ، تو باید کاپیتان باشی .
درسته ؟
آره .
آره .
واقعاً ؟
باشه ، تمام سعیم رو میکنم !
چه آدم ساده ای .
آه ؟ مربّی گرفتید ؟ عالیه .
دیگه بهترین تیم کشور شدن ، دور از دسترس نیست .
اریکا - چان !
صبح بخیر .
صبح بخیر .
صبح بخیر .
من به اُئماتسو - کون و دوستاش زنگ زدم و اون هم قبول کردن .
واقعاً ؟ پس فقط سه نفر دیگه مونده .
سه نفر ؟
هنوز بازیکن کافی نداریم .
باید تا فردا ساعت 3 لیست بازیکن ها رو آماده کنیم ، وگرنه نمیتونیم تو مسابقات منطقه شرکت کنیم .
کمکم کن ، اریکا - چان .
باشه !
من زودتر میرم .
اریکا - چان ! توپّت !
اینو توی پارک یادت رفته بود ...
فوریا ها برگشتن !
یک مربّی عالی هم داریم !
حتّی میتونیم به مسابقات ملّی هم بریم !
غیرممکنه .
تا زمانی که تو راهنمایی هستم نمیتونم فوتبال بازی کنم .
بیخیال ، بیخیال .
نفر بعدی ...
آوکی - کون !
من کلاس رقص دارم !
نمیشه یک کاریش بکنی ؟
نه یعنی نه .
ما که سگ نیستیم !
دیگه از بازیکن های قبلی کسی نیست ؟
سه نفر دیگه تو کلاس بعدی هستن .
پس بزن بریم .
ریکا - چان ، واقعاً فوتبالت خوبه !
ها ؟ واقعاً ؟
آره ، استعداد فوتبالت بالاست .
No comments yet. Be the first to leave one.