Ginga e Kickoff!! (銀河へキックオフ!!)

Ginga e Kickoff!! (銀河へキックオフ!!)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Ginga e Kickoff!! -2012-E06-E10
다음의 해설 mamali123nf

태그

other
게시일: 2012-11-19
다운로드: 36
청각 장애인용: Yes

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

Forums‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏net presents‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

Blood winE

Production

‏ترجمه و ویرایش

elfelfelf

من اُتا شو هستم ‏!‏

بازیکن سابق ‏،‏ هاناشیما ‏-‏ سان ‏،‏ مربّی ما شده ‏.‏

بالاخره تیم مومویاما احیا شد ‏!‏

و با اینکه فکر میکردم بدترین بازیکن تیم هستم ‏،‏ کاپیتان شدم ‏.‏

همه به من اعتماد کردن ‏،‏

ولی من دوباره میتونم فوتبال بازی کنم ‏!‏

و نهایت تلاشم رو میکنم ‏!‏

بعد در دنیا بهترین میشیم ‏.‏‏.‏‏.‏ نه ‏.‏‏.‏‏.‏

بهترین تیم فوتبال کهکشان میشیم ‏!‏

تمام اشتیاقی که دارم ‏‏‏‏‏‏،‏‏‏‏‏‏ نگاه به دور دست هاست

که مسیر آینده رو برام روشن میکنه

مهم نیست چقدر فریاد بزنم ‏‏‏‏‏‏،‏‏‏‏‏‏ زمان در حال گذره

مهم نیست چقدر مبارزه کنم ‏‏‏‏‏‏،‏‏‏‏‏‏ همچنان باید خودم رو محک بزنم

کافیه این روزهای سخت رو تحمل کنی

بالاخره ‏‏‏‏‏‏،‏‏‏‏‏‏ با همدیگه ‏‏‏‏‏‏،‏‏‏‏‏‏ اونو به فردا میرسونیم

با همین دستهام ‏‏‏‏‏‏،‏‏‏‏‏‏ دنیا رو فتح میکنم

آینده ی تو هم فرا میرسه

و اون زمان ‏‏‏‏‏‏،‏‏‏‏‏‏ دنیا تازه برات شروع میشه

خودت رو در آغوش بگیر

اگه حتّی تمام دنیای تو تاریکه ‏‏‏‏‏‏،‏‏‏‏‏‏ به باریکه ای از نور چنگ بزن ‏‏‏‏‏‏،‏‏‏‏‏‏ و راهت رو ادامه بده

بالاخره روزی میرسه که به خودت افتخار کنی

مطمئنّم

یازده بازیکن

یازده بازیکن

چند وقت قبل کاملاً اندازه بود ‏.‏‏.‏‏.‏

از وقتی بیکار شدی ‏،‏ شکمت کمی گنده شده ‏.‏

آه ‏،‏ ساکت باش ‏.‏

چطوره ؟

ماسارو ‏-‏ چان ‏،‏ خیلی بامزه ای ‏!‏

درش بیار تا دکمش رو بدوزم ‏.‏

صبح بخیر ‏!‏

اومدم ‏!‏

من دارم میرم ‏.‏

مربّی ‏.‏

نمیتونستی حداقل صورتت رو اصلاح کنی ؟

این ساده ترین مورد آداب معاشرت هست ؟

اتّفاقات زیادی اُفتاد ‏،‏ برای همین وقت نکردم ‏.‏

کُتت هم اصلاً خوب نیست ‏.‏

درسته ‏،‏ اریکا ‏-‏ سان ؟

آره ‏،‏ یک جورایی درب و داغونه ‏.‏

شاید بهتره عوضش کنم ؟

اونجوری دیر میشه ‏.‏

کی به ظاهرش اهمّیّت میده ؟

اگه اون پیری موزی رو منتظر بزاریم ‏،‏ عواقب خوبی نداره ‏.‏

Let's go like this‏.‏

تو ما رو نگران کردی ‏،‏ مربّی ‏.‏

و حالا ‏.‏‏.‏‏.‏

صبح بخیر ‏!‏

چی شده ‏،‏ شو ‏-‏ کون ؟

یک چیزی دیدم که نباید میدیدم ‏.‏

ها ؟

چی شده ؟ بیایید داخل ‏.‏

میتونیم ؟

البته ‏.‏

اومدی منو ببینی ‏،‏ درسته ؟

بله ‏!‏

خوب ‏،‏ چی میخوای ؟

خواهش میکنم اجازه بدید تیم کلاس ششم رو دوباره راه اندازی کنیم ‏!‏

دوباره همون بحث ؟

نمیخوای بیخیال بشی ؟

هر دفعه همین جواب رو خواهی شنید ‏.‏

اگه ما هم برگردیم ‏،‏ جواب همینه ؟

چی ‏!‏؟

من بخاطر شما مربّی رو اخراج کردم ‏.‏

برای همین بازیکن ها یکی یکی رفتن و تیم منحل شد ‏.‏

حالا اومدین معذرت خواهی کنید ؟

نخیرم ‏.‏

چی گفتی ‏!‏؟

پس برای چی اومدید ؟

هاناشیما ‏-‏ سان اومده که مربّی ما بشه ‏،‏

برای همین فوریا ها هم موافقت کردن به تیم برگردن ‏.‏

من هاناشیما ماسارو هستم ‏.‏

به قیافت نمیخوره مربّی باشی ‏.‏

احساس میکنم قبلاً جایی دیدمت ‏.‏

حالا یادم اومد ‏!‏

تو همون یارو مسته هستی که تو زمین تمرین ما بود ‏.‏

والدین بهت مشکوک شدن ‏!‏

کاملاً مست نیست ‏،‏ نیمه مسته ‏!‏

چه فرقی میکنه ‏!‏

نمیتونم اجازه بدم شخصی مثل اون مربّی بشه ‏.‏

هوی ‏،‏ پیری ‏!‏

نباید از روی جلد در مورد یک کتاب قضاوت کنی ‏.‏

تو آیینه به خودت یک نگاهی انداختی ؟

اوم ‏.‏‏.‏‏.‏

هاناشیما ‏-‏ سان یک بازیکن حرفه ای بوده ‏.‏

اون یکی از بهترین های آذرخش های چیبا بوده ‏.‏

چی ‏!‏؟ یک از بازیکن های لیگ ‏!‏؟

اونو به اسم تابش آذرخش میشناسن ‏!‏

در موردش شنیدم ‏.‏

نائومی ‏-‏ کون ‏.‏

بله ‏.‏

پیداش کردم ‏.‏

تابش آذرخش ‏!‏ قدرت مهیب ضربه ی پای راست ؟

بعد از بازنشستگی ‏،‏ مربّی بچّه ها بوده ‏.‏

تیمش هم به یک چهارم نهایی بازیهای ملّی رسیده ‏.‏

چی ‏!‏؟ بازیهای ملّی ؟ یک چهارم نهایی ؟

هاناشیما ‏-‏ سان ‏،‏ شرمنده که بی احترامی کردم ‏.‏

لطفاً بفرما بنشینید ‏.‏

ما خیلی خوشحال میشیم که شخصی مثل شما مربّی ما بشه ‏.‏

ولی ‏.‏‏.‏‏.‏

ولی ؟

این سه نفر متخلّف هستن ‏.‏

هوی ‏،‏ پیری ‏!‏

اصلاً تغییر نکرده ‏.‏

دیگه چی ؟

فقط میخواستم بدونی ‏.‏

احتمالاً مربّی اونا میشی ‏،‏ درسته ؟

فوریا ها هم میخوان اون مربّی مون بشه ‏.‏

خوب ‏،‏ اگه همه موافقن ‏.‏‏.‏‏.‏

خیلی ازتون ممنونم ‏.‏

اینه ‏!‏

ولی دو شرط برای مربّی شدن شما لازمه ‏.‏

اوّل ‏:‏ مهلت نهایی برای مسابقات ساعت 3 بعد از ظهر دو روز دیگه هست ‏.‏

باید تا اون موقع ‏،‏ لیست بازیکن ها رو مشخّص کنی ‏.‏

حدّاقل باید 11 بازیکن داشته باشی ‏.‏

خودمون یک کاریش میکنیم ‏!‏

دوّم ‏:‏ باید تیم سوباکیموری که در ناحیه بهترینه رو شکست بدی ‏.‏

و واجد شرایط مسابقات ناحیه بشی ‏.‏

سوباکیموری ؟

تیمی که توسّط رقیب کاری اون مدیریّت میشه ‏.‏

اون یارویی که باهامون بازی تمرینی کرد ‏،‏ سوگورو ‏-‏ کون ‏،‏ کاپیتان تیمه ‏.‏

اون بچّه که استایل خوبی داشت ؟

ما به همچین تیمی نمیبازیم ‏.‏

به هر حال ‏،‏ اگه تا مسابقات ناحیه ای آماده نشید ‏،‏

مربّی تون اخراج میشه ‏.‏

مشکلی نیست ‏.‏

من فکر میکنم بتونم این بچّه ها رو تا سطح ملّی بالا ببرم ‏.‏

سطح ملّی ؟ فوق العادست ‏.‏

باشه ‏،‏ باشه ‏،‏ خیلی ازتون ممنونم ‏.‏

قابلی نداره ‏.‏

مشکل اصلی کامل شدن 11 نفر ‏،‏ اونم تو دو روزه ‏.‏

احتمالاً 3 یو موافقت میکنن ‏.‏

اونا عاشق فوتبالن ‏.‏

پس ما سه نفر بیشتر نمیخوایم ‏.‏

یک کاریش میکنیم ‏.‏

فکر میکنی آسونه ؟

میریم از اونایی که تیم رو ترک کردن ‏،‏ یکی یکی خواهش میکنیم ‏.‏

منم کمکت میکنم ‏!‏

تو مدرسه ی شما کس دیگه ای که مشتاق باشه نیست ؟

نه ‏.‏

خیلی رکّی ‏!‏ شما هیچ دوستی ندارید ؟

ناسلامتی ما متخلّف هستیم ‏.‏

لازم نیست بهش افتخار کنی ‏،‏ واقعاً که ‏.‏

از کلاس پنجم کسی نیست که مایل به همکاری باشه ؟

کلاس پنجم ‏.‏‏.‏‏.‏

هیچ کدومشون خوب نیستن ‏.‏

خوب ‏،‏ کسایی هستن که بهتر از شو ‏-‏ کون باشن ؟

ممکنه باشن ‏.‏

اریکا ‏-‏ چان ‏،‏ تو هم ‏.‏

اشتباه میکنی ‏!‏

خوب ‏،‏ جمع آوری هم تیمی ها رو به تو میسپاریم ‏.‏

منتظر نتیجه هستم ‏،‏ کاپیتان ‏.‏

پس فقط در این مواقع کاپیتانم ؟

از اوّل نباید این مسئولیّت رو قبول میکردم ‏.‏

نه ‏،‏ تو باید کاپیتان باشی ‏.‏

درسته ؟

آره ‏.‏

آره ‏.‏

واقعاً ؟

باشه ‏،‏ تمام سعیم رو میکنم ‏!‏

چه آدم ساده ای ‏.‏

آه ؟ مربّی گرفتید ؟ عالیه ‏.‏

دیگه بهترین تیم کشور شدن ‏،‏ دور از دسترس نیست ‏.‏

اریکا ‏-‏ چان ‏!‏

صبح بخیر ‏.‏

صبح بخیر ‏.‏

صبح بخیر ‏.‏

من به اُئماتسو ‏-‏ کون و دوستاش زنگ زدم و اون هم قبول کردن ‏.‏

واقعاً ؟ پس فقط سه نفر دیگه مونده ‏.‏

سه نفر ؟

هنوز بازیکن کافی نداریم ‏.‏

باید تا فردا ساعت 3 لیست بازیکن ها رو آماده کنیم ‏،‏ وگرنه نمیتونیم تو مسابقات منطقه شرکت کنیم ‏.‏

کمکم کن ‏،‏ اریکا ‏-‏ چان ‏.‏

باشه ‏!‏

من زودتر میرم ‏.‏

اریکا ‏-‏ چان ‏!‏ توپّت ‏!‏

اینو توی پارک یادت رفته بود ‏.‏‏.‏‏.‏

فوریا ها برگشتن ‏!‏

یک مربّی عالی هم داریم ‏!‏

حتّی میتونیم به مسابقات ملّی هم بریم ‏!‏

غیرممکنه ‏.‏

تا زمانی که تو راهنمایی هستم نمیتونم فوتبال بازی کنم ‏.‏

بیخیال ‏،‏ بیخیال ‏.‏

نفر بعدی ‏.‏‏.‏‏.‏

آوکی ‏-‏ کون ‏!‏

من کلاس رقص دارم ‏!‏

نمیشه یک کاریش بکنی ؟

نه یعنی نه ‏.‏

ما که سگ نیستیم ‏!‏

دیگه از بازیکن های قبلی کسی نیست ؟

سه نفر دیگه تو کلاس بعدی هستن ‏.‏

پس بزن بریم ‏.‏

ریکا ‏-‏ چان ‏،‏ واقعاً فوتبالت خوبه ‏!‏

ها ؟ واقعاً ؟

آره ‏،‏ استعداد فوتبالت بالاست ‏.‏

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left