Red Eye

Red Eye

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 2

릴리스 정보

Red Eye S02E04 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
다음의 해설 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 Red Eye 2025 زیرنویس فارسی سریال

태그

webdl
게시일: 2026-01-01
다운로드: 47
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 198줄입니다.

جناب سفیر، مهمان‌ها همه اومدن. بیاین شروع کنیم

من جواب می‌خوام؛ اینکه واقعاً چه اتفاقی برای پسرم افتاده

شما پدر پاتریک جانسون هستید؟

کارت شناسایی و کارت‌های دسترسی‌ت رو بده به من

چیه روت؟ سی-۴ هست، خانم

برای منفجر کردن هواپیماتون تو آسمون کافیه

یه نفر از داخل سفارت شما تماس گرفته و

تهدید کرده که تو پرواز ما بمب هست

«اگه ارتفاع هواپیما به زیر ۲۰ هزار پا برسه

بمب خودبه‌خود منفجر می‌شه.»

هنوز به دوربین‌ها یا داده‌های دسترسی درها دسترسی نداریم

قرنطینه رو شروع کنید. چی می‌دونید؟

فرض ما بر اینه که این یه تهدید از طرف روس‌هاست

لازم دارم که چشم و گوش من داخل اون سفارت باشی

داشتم روی این گزارش درباره یه مهندس نیروی هوایی کار می‌کردم

زنش مشکوکه که قتلی در کاره

روت، با بیوه‌ش حرف بزن، ببین شوهرش چی کشف کرده بود

نخست‌وزیر

«چقدر طول می‌کشه تا فرماندهی «تمز هاوس» رو به دست بگیری؟»

راهی برای خنثی کردنش نیست، نه؟ نه

سامسون دی-۳۰۰؟ اون فکر می‌کنه این موضوع تهدید رو به قتل‌ها ربط می‌ده

وزیر دفاع، کریگ استوارت و پری لمبرت

همگی در یک جلسه استماع در دی‌سی شهادت دادن

انگار داریم می‌ریم به یه طبقه

مزاحم تو آسانسور جنوبیه و داره می‌ره بالا. مامورها اقدام کنید

شلیک انجام شد

درها دارن بسته می‌شن. نه، نه. هانا؟

هانا

تیر خوردی؟ حالت خوبه؟

هی! هی، هانا

کجا رفت؟

نمی‌دونم

توی یکی از طبقات پایینه. برو

راه بیفتین. تمام مامورهای موجود مستقر بشن

در گوشه جنوب غربی ساختمان

مزاحم با لباس مبدل مامور دی‌اس‌اس هست

یادتون باشه، چاشنی دست اونه، پس به محض دیدنش شلیک کنید

تکرار می‌کنم، به محض دیدنش شلیک کنید

برودی، بیرون حمام: «هانا.»

خوبی؟

چطوری هنوز زنده‌م؟

چرا بهم شلیک نکرد؟

نمی‌دونم

عصر بخیر خانم مارتین. من روت بنکس هستم

بله، یکی زنگ زد و گفت دارین می‌یاین

می‌خوام درباره شوهرتون ازتون سوال بپرسم

البته. بفرمایید داخل

خب، راستش

داشتیم درباره نیک حرف می‌زدیم

داشتین حرف می‌زدین؟ با کی؟ یه خبرنگار

می‌خوام با... جس آشنا بشی؟

روت. شما دوتا همدیگه رو می‌شناسین؟

بله، می‌شناسیم

چای میل دارید؟ خیلی ممنون، عالی می‌شه

اینجا چیکار می‌کنی جس؟ دارم روی یه گزارش کار می‌کنم

سوال اصلی اینه که تو اینجا چیکار می‌کنی؟

باید بری. من برای یه ماموریت رسمی اینجام

ابداً

شما دوتا دارین درباره چی پچ‌پچ می‌کنین؟

داشتم به جس می‌گفتم

که چندتا سوال دارم که می‌خوام خصوصی ازتون بپرسم

خب، من هرچی می‌دونستم رو به اون گفتم

پس ترجیح می‌دم اونم بمونه

این یه مسئله امنیت ملیه

من واقعاً با حضور اون اینجا راحت‌ترم

لورن، شوهرت مدیر ارشد پروژه

سامسون دی-۳۰۰ بود، درسته؟

خب، بخش مربوط به بریتانیاش، بله

موتورها، سیستم‌های پرواز، قطعات الکترونیکی

خبر داشتی که اون شکایتی درباره هواپیما ثبت کرده؟

خب، بهم گفت که چیزی پیدا کرده

اما بهتره که من چیزی ندونم

بهش بگو بعدش چی شد

شروع کرد به گفتن اینکه یه عده دارن تعقیبش می‌کنن

تعقیبش می‌کنن؟

به ماشینش دستبرد زدن. دفترش رو تو محل کار زیر و رو کردن

رفت پیش پلیس؟

خب، اونقدر بدبین شده بود که با کسی حرف نمی‌زد

نمی‌دونست به کی می‌تونه اعتماد کنه

قبل از اینکه ناپدید بشه

من و دوقلوها رو فرستاد لیدز، خونه برادرم

نگران امنیت شما بود؟ بله

اتاق کار تو خونه داره؟ طبقه بالاست

اگه مشکلی نیست، می‌خوام یه نگاهی بندازم. منم باهات می‌آم

نیازی نیست، جس

ممنون. بله قربان

بفرما

خب، مطمئنی بلدی چطوری از این استفاده کنی؟

تو سرفصل‌های آموزشی «هندون» که دقیقاً نبود

از اون موقع تا حالا یه چیزایی یاد گرفتم

قربان... اولین دوربین داره وصل می‌شه

و سوابق دسترسی درها؟ الان میان بالا

همه مامورهای شما دارن از کارت دسترسی استفاده می‌کنن

پس قاتل چطوری جابه‌جا می‌شه؟

ممکنه خودش یکی ساخته باشه؟

سیستم رو برای مامور «مارکس» چک کردیم. توی لیست نیست

کارت جدیدی صادر شده؟ نه

و می‌دونیم که کارت «مک‌کویین» رو هم برنداشته

کارتی نساخته، و با اطمینان می‌دونیم هیچ کارتی هم گم نشده

لعنت

آخرین باری که مامور مک‌کویین از کارت دسترسی‌ش استفاده کرد کی بود؟

فکر می‌کنی از روش کپی کرده؟ وقتش رو داشت

دقیقه پیش ۲۰

این‌ها همه‌ش بخشی از نقشه‌ش بود

به نظر می‌رسه چندین بار به دفتر ۱۲-سی دسترسی داشته

اونجا مخفی شده بوده

تمام مامورها... نه، صبر کن

اون کل روز از ما جلوتر بوده. ممکنه صدامون رو بشنوه

«باشه. بیاین خودمون بریم چک کنیم.»

درها دارن باز می‌شن

«قطعاً همین‌جا قایم شده بوده.»

«و با توجه به این اوضاع، معلومه یه مدتی اینجا بوده.»

قهوه هنوز داغه. داره باهامون بازی می‌کنه

می‌دونسته داریم می‌ایم

آره. خب، من دارم کارت دسترسی مک‌کویین رو باطل می‌کنم

«بذار ببینم این کثافت بدون اون چطوری می‌خواد جابه‌جا بشه.»

«برودی هستم.»

«سطح دسترسی امنیتی مامور مک‌کویین رو مسدود کنید.»

هنوز نمی‌فهمم چرا ام‌آی‌۵ اینجاست

این اتفاق خوبیه

یعنی بالاخره یه عده دارن این موضوع رو جدی می‌گیرن

هیچ نسخه‌ای از شکایتش پیدا نمی‌کنم

و هارد دیسک شوهرتون هم از روی کامپیوترش نیست

می‌دونید چرا؟

نه. شاید پلیس نظامی بردتش؟

اونا همه‌چی رو چک کردن. منظورتون پلیس معمولیه؟

نه. اون سال‌هاست که از نیروی هوایی اومده بیرون

چرا باید پلیس نظامی سروکله‌ش پیدا بشه؟ نمی‌دونم

خب، فکر می‌کردید شبی که ناپدید شد کجاست؟

خب، گفت که دیگه راهی براش نمونده

و می‌خواد شکایتش رو به دست کسایی برسونه که به حرفش گوش می‌دن

گفت اون آدما کی هستن؟ نه. بهم نگفت

فکر کنم برای امنیت خودش بوده

چطور ممکنه فرار کرده باشه؟

فقط من و تو می‌دونستیم داریم می‌ریم اونجا

ممکنه کسی تو تیمت بهش آمار داده باشه؟

قبول دارم، یه جای کار می‌لنگه

اما تمام پرسنل سفارت به دقت تایید صلاحیت شدن

برای انتصاب سفیر جدید، دوباره ارزیابی شدیم

خب، شاید باید دوباره چک کنی

ممکنه کسی تحت فشار قرار گرفته باشه

خانم

هانا، ما فرستنده کیف دیپلماتیک رو پیدا کردیم

اون می‌دونه کی کیف رو فرستاده

طبق گزارش واشینگتن، توسط شخصی به اسم «ساموئل وب» فرستاده شده

«اون دیگه کیه؟» سناتور مینه‌سوتاست

مینه‌سوتا، قربان؟ اون چه ربطی به این موضوع داره؟

«هیچی. مشکل همینه. اون یه بن‌بسته.»

کیف ممکنه از دفتر اون فرستاده شده باشه

اما اون و تمام کارکنانش در دو هفته گذشته در ایالت خودشون بودن

در دو هفته گذشته در ایالت خودشون بودن

پس از یه دفتر خالی فرستاده شده

«هرکی پشت این ماجراست، رد پاش رو خوب پاک کرده.»

خیلی زیاد از حد خوب

اون چیه؟ «همیشه کمی فراتر.»

وقتی از «اس‌اِی‌اس» اومدم بیرون، زدمش

اما چرا این کلمات؟

زیر بنای یادبود «اس‌اِی‌اس» در هرفورد حک شده. چطور مگه؟

هانا، چه خبر شده؟

قاتل همون تتوی «برودی» رو داره

غیرممکنه

مطمئنم. منظورت چیه، برودی؟

یعنی قربان، اون روسی نیست

«اون از نیروهای ویژه بریتانیاست.»

نخست‌وزیر

«جان، از اونجایی که هواپیما الان تو مسیر پروازی به سمت هیترو قفل شده...»

«بهتره بی‌سر و صدا ساقطش کنیم.»

هنوز نه. هنوز وقت هست

«متوجه هستی که اگه بالای لندن منفجر بشه...»

«آوارش خیلی بیشتر از اون ۵ نفر داخلش تلفات می‌ده؟»

متوجهم، جناب نخست‌وزیر

«و در اون صورت، من مجبور می‌شم علیه مسکو تلافی کنم.»

«نمی‌تونیم بذاریم هواپیما به منطقه مسکونی برسه.»

و نمی‌ذاریم، قول می‌دم

اما اگه حتی یک ثانیه وقت باقی مونده باشه، به خدا قسم ازش استفاده می‌کنم

«تا ۵۰ دقیقه دیگه به خط ساحلی می‌رسن.»

«اگه تا ۴۰ دقیقه دیگه بهم نگی تهدید بمب خنثی شده...»

«هواپیما رو می‌زنم.»

متوجهم

لعنتی

حالا می‌تونی بهم بگی چرا ام‌آی‌۵ یهو اینقدر

به این داستان علاقه‌مند شده

می‌دونی چه اتفاقی برای نیک مارتین افتاده؟ نه

اما به یه موضوع بزرگ ربط داره، نه؟

معلومه که ربط داره، وگرنه تو اینجا نبودی

می‌تونم گوشیت رو قرض بگیرم؟ بیا

اِ... هی

هی! داری چیکار می‌کنی؟

می‌دونم اون تو صدام رو ضبط کردی

سعی داری جلوی گزارشم رو بگیری؟ نه، دارم سعی می‌کنم جون بقیه رو نجات بدم

پس واقعاً موضوع بزرگیه. بذار کمکت کنم

روال کار اینطوری نیست، جس

من می‌دونم نیک مارتین اون شب وقتی خونه رو ترک کرد، کجا رفت

لورن نمی‌دونست

لورن منبع من نبود. کجا؟

اگه منم تو بازی راه بدی، بهت می‌گم. این بازی نیست، جس

می‌خوای بگم بازداشتت کنن؟ اونطوری چطور می‌تونی جون بقیه رو نجات بدی؟

ببین، قبلاً ثابت کردم که می‌تونی بهم اعتماد کنی

More Farsi Persian subtitles for Red Eye

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left