처음 200줄입니다.
آنچه گذشت
به اولين کلاس از موسسه غرب ميانه
خوش آمديد U.M.K.C. براي ناشنوايان در
آيريس هستم
دفني. سلام
من در برنامه مترجمين هستم
بذار در قهوهخانهات بهت کمک کنم
چطوري کمک کني؟
من ميتونم پول بيارم و من طراح داخلي هستم
ميتونم اينجا رو اونجوري که ميخواي براي بازگشايي
تحويلت بدم
ما حتي همديگه رو نميشناسيم
من رجينا هستم
اريک
اين ايده اون بود
آره، و تو هم گذاشتي که انجامش بده
من ميرفتم زندان
باهاش ميخوري
باهاش ميخوابي
ساعت 7 بعدازظهر بايد خونه باشي
من شرمندم که اين جريان اينقدر بهم ريخت
ميخوام که از اتاقم بري بيرون
بابا، من بايد بهش التماس ميکردم که بدون من بره به لس آنجلس
و اون هنوز هر لحظه ميتونه نظرشو عوض کنه
ناراحت نباش کاري نميتونستم بکنم
ناراحت نيستم. داغونم کاش اينجا بودي
5 ساعت قبل
ناراحت نيستم. داغونم کاش اينجا بودي
تو توي کلاس تئوري فيلم هستي. درسته؟
آره
من قبلاً پرستار بچه بودم
يه پسر کوچولوي ناشنوا
توي دبيرستان، پس،...
يه کمي زبان اشاره بلدم
اسم من
اسکاي است
مثل آسمون
مم-هوم
امت
امت
تو همون پسره هستي
که توي اون فيلم ترسناکها هستي
درسته؟
هي، من دارم ميرم پياده روي
ميخواي بيايي؟
آه
تو منتظر تلفني
گرفتم
مشکلي نيست
اوکي، خب، اين اطراف ميبينمت
پس...
کدوم فيلم ترسناک رو از همه بيشتر دوست داري؟
رواني، البته
اون صحنه دوش
هر دفعه منو ميترسونه
اين بهترين
شام تولدي بود که تا حالا داشتم
هي، سختتر و سختتر ميشه که خودمو بالا نگه دارم
تا حالا چند تا شام تولد داشتي؟
آره، در واقع چندمين تولدته، جان؟
بذار ببينم
من 20 سالمه
و وقتي من به دنيا اومدم بابام
20 سال جوونتر بود
درسته، دوستم
بحث مايل(مسافت) نيست توبي
اينه که چطوري زندگي کرده باشي
بله، و اگه يه وقتي يه نفري
لياقت داشته باشه بيشتر از زمان طلاييش در آرامش زندگي کنه
اون تويي
کيک من کوش؟
حاضري؟
آره، اگه بهم کمک کني
پس، دانشگاه چطور بود؟
خوب بود
هي، اوم
از يه جهتي بهت خيلي سخت گرفته بودم
مشکلي نيست
درحقيقت، خوشحالم که يکي سرم داد زد
و واقعاً خيلي خوشحال شدم که به اون دانشگاه نرفتم
آره، منم همچنين
پس ما... ما خوبيم با هم؟
آره، مشکلي نيست
اگه فقط ميتونستم ازش رد شم... هي
اين شمعها خيلي زيادن، بايد ميگفتيم آتش نشاني ميمومد نزديکمون
ميدوني، من چندين بار بهت پيامک دادم
هيچوقت جوابي نگرفتم
آره، در حقيقت نميتونم از گوشيم استفاده کنم
گوشيم توي يه سري باندهاي زنجيرهاي افتاد
بقيه زمانها هم دارم با امت چت ميکنم
سعي ميکنم وانمود کنم
که 2000 مايل از هم فاصله نداريم
درسته
خيلي شرمندم
ميدونم که هستي
نميتونم به اندازه کافي بگم
هر دومون ميدونيم که اين انتخاب من بوده
پس در واقع نميتونم از تو ناراحت باشم
اما هستي
بيا، بريم يه کم حال کنيم
اه، صبح بخير، براي يه دونه
کيک شکلاتي از سالن غذاخوري گرفتم
مرسي
و قبل از اينکه برگردي به يونها
ميخواستم بدونم که دوست داري با من
فوتبال حبابي بازي کني؟
چي؟
فوتباله اما همه توش يه
يه توپ موشي بزرگ که روي سرشون ميذارن
به نظر جالب مياد
من واقعاً بايد درس بخونم
اوکي
اوه، يه انجمن سلام کيتي هم توي شهر هست
و ميتونيم توش تتوي هاي عين هم بزنيم
من بايد درسمو پاس کنم
اوکي
اين بوي چيه؟
چي شده؟ يکي از اين بمبهاي متعفن زده
کي ميتونه باشه؟
احتمالاً همون بازندهاي که ديروز به همه دستگيرههاي در وازلين زده بود
احمقانه است
ما بايد از اينجا بريم بيرون. سردرد گرفتم
من نميتونم برم
بايد درس بخونم
تا چند ساعت آينده هيچ کاري نميتوني اينجا بکني
هي هي
به چي نگاه ميکني؟
دارم به کاتالوگهاي درسي نگاه ميکنم U.M.K.C. دانشگاه
عزيزم، بيا مثل والدين مزاحم نباشيم
دفني کاملاً تواناييشو داره که کلاسهاشو خودش برداره
درحقيقت، داشتم براي خودم نگاه ميکردم
کلاس بگيري U.M.K.C. تو ميخواي توي
ميدوني، ديشب داشتم فکر ميکردم که بعدش چي
و من هيچوقت نرفتم دانشگاه
بخاطر بيسبال
هميشه فکر ميکردم يه چيزي گم کردم
ديونه هستم؟
نه، فکر ميکنم يه ايده قشنگيه
عزيزم، بهت افتخار ميکنم
و سواره نظام وارد ميشود
اونجا چي گرفتي؟
تدارکات
اين هفته نوبت منه که بي رو نگه دارم براي اين حبس خانگيش
من به يه کيسه پر از سرگرمي نياز داشتم
تو مرد باهوشي هستي
ميدوني، هفته پيش وظيفه نگهداري بي با من بود
يکشنبه شب از ديوار ميخزيد و بالا ميرفت
آره، خيلي بد عنقه
عنق رو تعريف کن
مثل يه مار
من نيستم
منم همينطور. موفق باشي.
اين جيغ خوشحالي بود؟
اوه، اگه اين اتهام رو نداشتم الان از خوشحالي ميرقصيدم
اين يه چيز احمقانه است
الان يه ايميل گرفتم
از يه نمايشگاه هنرمندان کانزاس سيتي
من به دور نهايي رسيدم
عاليه
معنيش چيه؟
اگه من ببرم
اونها يکي از کارهامو توي شهر پلازا قرار ميدهند
کنار کار هنرمندهاي مهم
عاليه
مبارکه
اين واقعاً اولين چيز خوبيه که براي من توي طول عمرم اتفاق افتاده
خوشحالم که ميبينم ديگه عصباني نيستي
من هنوز بايد يه مصاحبه توپ داشته باشم
خانمه فردا ساعت 10 صبح مياد
اون ميخواد کارهاي منو ببينه
هنوز يه عالمه کار دارم که بايد تمومشون کنم
آروم باش
ما کاري ميکنيم که بشه
اوه! نميتونم صبر کنم تا به امت بگم
اوکي.اوو
سلام
دنبالت ميگشتم
يه خبرهايي دارم
من يه کاري گرفتم براي پردازي داده ها
توي يه فيلمي که اين هفته فيلمبرداريش شروع ميشه
عاليه. اين کاريه که آرزوش رو داشتي
و کسي که کارگردانشه
يک توليد کننده بزرگي داره
که يه پدريه
که
اون يه کمي بهش سخت گرفته
و ما رو وارد يه صحنه بزرگ نمايش کرده
روي يک استوديوي واقعي
عاليه. مبارکه
و
و من تو رو به عنوان
نيروي کمکي ميبرم
من، واقعاً؟ آره
آررره
شايد ما بايد يه کمي شراب و پنير
يا يه چيزهايي بچينيم
چيکار ميکني؟
دارم يه کمي در مورد اين زنه که فردا مياد اطلاعات ميگيرم
اوه، نه.
نه، نه، نه، نه، نه، نه.
No comments yet. Be the first to leave one.