처음 200줄입니다.
.دو تکه کيک شکلاتي واسه بردن، لطفاً
هي خوشکل خانم، جريان اين دو تکه کيک شکلاتي روال هر روز چيه؟
تقريباً يه هفتهست که اينجام و .و هر روز همين بوده
يا شيفتهي کيک هستي .يا هم دوستپسر داري
،اگه من دوستپسرت بودم .لزومي نبود هيچ کيکي برام بخري
.بهتره تصميمت رو بگيري .ممکنه هفتهي آينده برم
چطوره، خوشکل خانم؟
!هي، عزيزم !اينجا
.سلام، متاسفم که دير کردم .نتونستم پيدات کنم
.اوه، درسته .يکي ديگه نيمکت ما رو گرفته
زياد منتظر شدي؟ - .نه، تازه رسيدم -
.بازش کن، دارم از گرسنگي ميميرم - .منم همينطور -
گاز زدي؟
.نتونستم منتظر بشم .يه جفت از اون کوچيکها اونجا واسه توئه
،ممنون، فردا ناهار با من .و من اول اينجام
.امروز دسر آوردم - .اونش مهم نيست -
.امروز صبح يه اتفاقي افتاد
.يه اتفاق مهم - .خب، بهم بگو -
...من
.اضافه حقوق گرفتم
ده دلار؟
.ده دلار تمام، عزيزم، حساب کن - يه هفته؟ -
.و 52 هفته در يک سال هست
واکس، آقا؟
.ميشه بري پسرم .کار دارم
چطور ميخواين با کفشهاي اين شکلي با يه خانم جايي برين؟
.لعنتي
،مشکلي ندارم، ممنون .حالا ميشه بري
.باشه، اگه خودت دوست داري ژوليده باشي
.برا من که فوقالعادهاي
.منتظر شنيدن همين بودم
ببين، ميدوني اون ده دلار يعني چي، آره؟
يعني اينکه شرکت تامين خودکار بنتون .اون رو به عنوان يه کارمند خوب شناسايي ميکنه
.دلم ميخواد چيزي مثل اين براي منم پيش بياد
.عزيزم، اين چيزيه که ما منتظرش بوديم
ميتوني کار خودت رو ولي کني، ميتونيم .اون آپارتماني که دنبالش بوديم رو بدست بياريم
.ديگه نبايد منتظر بشيم .و گوش کن
.گوش کن
.تو و من به اندازهي کافي با هم بوديم
.اميدوار بودم همينو بگي
...خب
.امشب به مامان و بابا ميگيم
.ميتوني براي شام بياي
اوه، عزيزم، نميتوني الان بهشون بگي؟
.ميدوني چه اتفاقي ميفته
من ميرم سر مسئلهي اصلي و .بابات شروع ميکنه از هندسه حرف زدن
.و من ديگه کارم ساختهست
.بهت ميگم چي
تو اول برو و آمادهشون کن .و بعد من ميام
.اوه، نگران اون نباش، عزيزم ...اين فقط
اون يه معلمه و ...چيزها رو جدي ميگيره و
بابات رو ميشناسم و ...باور کن اون
برا شام مياي، آره؟
قراره مرغ سرخشده بخوريم .و... ميخوام آبگوشت درست کنم
.اوه، برادر
.باشه
.فعلاً نميتونيم کاري بکنيم
.توي ظرفها بهت کمک ميکنم، مادر - .نه، خودمون همهچيز رو روي ميز ميذاريم -
.شما بچهها هر شب که اينجا نيستين
آن" ميتوني توي اين بهم کمک کني؟" - .اوه، البته -
.تو بپيچ - .باشه -
.چه رنگ روشني
ميدوني، ميخواستم سبز بگيرم و ...بعد فکر کردم
...همونطور که داشتم ميگفتم
.دانشآموزانم ممکنه از من خوششون نياد
.ولي من سعي ميکنم احترامشون رو بدست بيارم
.بله، آقا، متوجهم
.خب، از اينها گذشته، خيلي مهمه
.بله، البته
.تو زماني دانشآموزم بودي، جيمز .هندسه
اذيت ميشي؟
.نه، آقا، نه زياد
.فقط در آخر
در آخر؟
.خب، آره، مردودم کردين
.ولي الان خيلي باهوشم، آقا
.خب، البته که هستي، عزيزم
.آره
...آره، اون
...اون خيلي باهوشه که
.اضافه حقوق گرفته
.آره، الان شدم هفتهاي 90 تا، آقا - .خب، پس منم يه راضي رو بهت ميگم -
.تو بيشتر از من درمياري
.با اين حال فکر کنم پاداشهايي داره
."مثل تماشاي بزرگ شدن "آن
.کاش فقط مي تونست به کالج بره
،کالج مشکلي نداره، آقاي والتون .ولي چيزهاي ديگهاي هستن
.ميدونين
.هميشه ميخواستم "آن" معلم بشه
نياز مبرمي هست که جوونها .جايگزين معلمين پير بشن
.مدارس پر جمعيت، کلاسهاي خيلي بزرگ
،آن" استعداد خوبي توي دبيرستان از خودش نشون داد" .مخصوصاً توي رياضيات
.آره، ولي چيزهاي ديگهاي هستن، آقاي والتون
مثلاً چي؟ - .مثل ازدواج -
ازدواج؟
.آقاي والتون، مطمئنم که تعجب زيادي نداره .مي خوام با "آن" ازدواج کنم
.ولي اين عاليه
کي براش برنامهريزي کردي؟ - .سريع -
نميخوام استلا کارتر با زنهاي ديگه .اونو از من دور کنن
هيچکسي توي دنيا نيست که من .به اندازه تو بخوام پسرم باشه
.اوه، بابا
.اينقدر غمگين نباش
.فقط يه زن بهت غر ميزنه
.شما دوتا واسه ازدواج خيلي جوون هستين
.نه، نيستيم، بابا .واقعاً نيستيم
.آن" بيا اينجا"
.ميخوام دوتاتون رو بغل کنم
.خب، بهت تبريک ميگم، جيم
.زندگي شاد و طولاني با هم داشته باشين - .ممنون، آقا -
.صبح بخير، اندي - ."صبح بخير، "آن -
.خب، امروز صبح خيلي خوشحالي
.اوه، البته خوشحالم
دليل خاصي داره؟
.آره
شصت ميليون مرد توي اين کشور وجود داره .و من آدم درستش رو پيدا کردم
.زياد مطمئن نباش
.سلام، اندي - .سلام -
.چطوره امروز ناهار رو با من و ايو بخوري
.اوه، نميتونم .قرار دارم
.به نظر مياد که تو هر روز قرار داري
،خب دارم .ولي اين يه قرار ويژهست
چرا؟
.ميخوام يه چيزي بذارم توي انگشتم - کدوم يکي؟ -
.اين يکي
!"اوه، "آن .خيلي خوشحالم
بيا بعداً بريم بيرون .و قهوه بخوريم و درموردش صحبت کنيم
.باشه - .خوبه -
.تبريک ميگم - .ممنون -
استلا سعي کرد تو رو واسه اضافه کاري نگه داره؟
.نه تنها سعي کرد، بلکه نگه داشت
.اشکالي نداره .جيم تا ديروقت کار ميکنه
.بهتره برگرديم
عجله واسه چي؟
.اين تويي که ميخواي ازدواج کني .من کارمو نياز دارم
.يه فنجون قهوه، لطفاً
يه فنجون قهوه چطوره؟
.شببخير، مارا - .شببخير، عزيزم -
!هي !خوشکل خانم
!هي
!هي
!لطفاً .لطفاً يکي کمکم کنه
!تاکسي
!تاکسي
."آن"
."آن"
چه اتفاقي برات افتاده؟
.بهم بگو چه اتفاقي برات افتاده؟
آن" جريان چيه؟"
.بگو جريان چيه، عزيزم
حالش چطوره؟
.نياز به يه استراحت شبانهي خوب داره .يه آرامبخش ملايم بهش دادم
.ايشون دکتر هافمن هستن
گروهبان هندريک و خانم ميلر .از دفتر مرکزي پليس
.اومدن "آن" رو ببينن
.اين دختر شوکه شده نميشه تا فردا صبر کنين؟
،اگه بتونيم بفهميم کجا اتفاق افتاد ...و مشخصات کامل اون مرد رو بدست بياريم
.ممکنه امشب بگيريمش
.فکر نميکنم در وضعيت درستي باشه
.ولي فکر کنم شما مجبور باشين
.خانم ميلر، ميشه لطفاً برين بالا
.تو بهتره کمي بخوابي، اريک .کاري نيست که تو بتوني انجام بدي
.لطفاً نگران نباش .من اينجا ميمونم
.کنار پلهها ميايستم
.امشب به شکل وحشيانهاي به دخترم حمله شد
چرا در اين باره کاري انجام نميدين تا از چنين جناياتي جلوگيري بشه؟
،هر کاري از دستمون بربياد انجام ميديم .ولي کار ما گرفتن ولگردهاست
.هر روز از اين پروندهها داريم .ميندازيمشون زندان
.بعد از اون، نميدونم چه اتفاقي ميفته
.من قانون نمينويسم .من فقط اجراش ميکنم
،به محض اينکه اطلاعاتي از دخترتون گرفتيم .مستقيم ميريم سراغ کار
به خاطر همين دختر بزرگ کردي؟
به خاطر همين عشق ورزيدي و فداکاري کردي؟
چه زمانهايي هستن که چنين چيزهايي ميتونه اتفاق بيفته؟
تازه همين امروز صبح بود که بيخيال ...و خوشحال بود و الان
.متاسفم
.مشکلي نيست
.ادامه بده
اولين بار کي متوجه شدي که اون مرد دنبالت ميکنه؟
اولين بار کي متوجهش شدي؟
.به رفتن ادامه دادم
.تندتر و تندتر
.نميتونستم خلاص بشم
.نميتونستم خلاص بشم
چه شکلي بود؟
ميتوني بهم بگي چه شکلي بود؟
.اصلا صورتش رو نديدم
.فقط يه زخم روي گردنش
و کت چرمي .و نزديکتر شدنش
.نميتونستم تکون بخورم
!نميتونستم تکون بخورم
قدش چقدر بود، عزيزم؟
.لطفاً
.ديگه نه
.دکتر هافمن رو بيارين
.آن" تو بايد چيزي بخوري"
.همه زل زدن به اين خونه
.دارن پچپچ ميکنن
.تمام روز داشتن نگاه ميکردن
.آن" مردم بابت اتفاقي که افتاده متاسف هستن"
.فردا برميگردم سر کار
No comments yet. Be the first to leave one.