처음 200줄입니다.
نسخه اصلاح شده ز?جرنو?جس - محمد گرمسيري
ميدوني من بدون عينك اصلا نمي تونم ببينم
هاوارد, نمي خواد داد بزني
قتل
موفق باشي, جان ترفيع نگرفتي؟
به لطف جناب عالي نه
جريان چيه؟ گوي قرمز, دو قتل
يه مرد, يه زن قاتل مرد, سفيد پوست,40 ساله
آگاتا زمان قتلو ساعت 8 مشخص كرده دوقلوها يه خرده در اين باره شك دارند
موقعيت هنوز نامعلومه شاهدان از راه دور به شبكه وصل شدند
پرونده ي شماره ي 8
صبح بخير, كاراگاهان
پرونده ي شماره ي 1108 كه توسط پيشگوها پيش بيني شده
و روي هولوسفر اداره ي جنايت هاي زماني ظبط شده
همكاران شاهد من دكتر كاترن جيمز واضي فرانك پولارد هستند
صبح بخير
آيا شاهدين اينبار پرونده ي شماره ي 1108 را بازبيني و تاييد ميكنند؟
مثبت. من تاييد ميكنم
شروع كنيد
منتظر باشيد زمان قتل:8:04
يعني 24 دقيقه و 13 ثانيه ديگه اتفاق ميفته يه توپ قرمز داريم
ميدوني من بدون عينك اصلا نمي تونم ببينم
خيلي خوب, هاوارد ماركس كجايي؟
هاوارد؟ هاوارد, صبحونه
چهار ماه و هفت سال پيش
بنظر آشنا ميومد كي؟
مردي كه تو پارك كنار خيابون وايساده بود
قبلا ديدمش چطور همچين حرفي ميزني؟
بدون عينكت نمي توني ببيني عينكت كجاست؟
تو اتاق خواب داره ديرت ميشه
ميدوني من بدون
هشت نفر هاوارد ماركس در منطقه داريم كه به ترتيب نژاد و سن طبقه بندي شدن
به گواهينامه و ثبت احوالشون يه نگاه بنداز ببينم ميتونم اينجا يه آدرس پيدا كنم
داشتم فكر ميكردم امروز خونه بمونم
جلست چي ميشه پس؟ من خيلي زياد كار كردم
ميتوني اونو بكشي؟ نا مشخصه
شش گواهينامه.كجا بزارمشون؟ اينجا, لطفا
ميدوني من بدون عينك اصلا نمي تونم ببينم
اونو تو فوكس هال شماره 4421 جين برو پيدا كرديم
گروه رو بفرست. ترتيب يه ميدان سنج رو بده بهشون بگو ما داريم ميايم
داشتم فكر ميكردم امروز بمونم خونه و هاكي بازي كنم
ما غذاي خودمان را با چي فكر ميكني؟
جلست چي ميشه پس ؟ دوباره برنامه ريزي ميكنم
من خيلي زياد كار كردم
ميتونيم با هم ناهار بخوريم
نظرت چيه؟ نمي تونيم تمركز كنيم
خيلي دوست دارم مردا شجاع, مرده و زنده
تو منطقه ي رلسر يه جشنه بايد برم اونجا
فكر كنم به اين خاطر خودتو خوشگل كردي
رئيس! تو وضعيتمون دچار مشكل شديم
ديگه اونجا نيست لعنتي
زمان باقيمانده؟ سيزده دقيقه
بازپرس فدرال اينجاست
دوست ندارم يكي از اونا اين اطراف بچرخه
رو تقويمت نوشتم
ببينيد همسايه ها ميدونند كي اونا رفتند
همه ي روابطو بررسي كنيد در حال بررسي
بهش يه خرده قهوه بده بهش بگو چطور من هر روز جونتون رو نجات ميدم
من قهوه خوردم, ممنون
دني ويتور, بازپرس فدرال
آدامس؟
يه وقت ديگه با هم ملاقات ميكنيم
اونا دو هفته قبل نقل مكان كردن. كسي نمي دونه كجا. هنوز داريم دنبالشون ميگرديم
وقت باقيمونده,دوازده دقيقه
اون داره تصاوير رو جابجا ميكنه, دنبال
سر نخي ميگرده تا محل قتل رو پيدا كنه
اصل الگوي رابطه آجر در حال اجراست جزئيات تو گرجستانه,آجر دوباره اشاره شد
و اين قوم, تحت لواي خداوند از صحنه ي روزگار محو نخواهند شد
قربانيان اينجا مشخص ميشن قاتلا اينجا
علاوه بر اون, تمام چيزايي كه ما بايد به هم وصل كنيم تصاويريه كه اونا ايجاد ميكنند
يه پليس اسب سوار ديده ميشه نزديك پارلمان ايالتي؟
چيزي ديده نميشه پياده رو؟
جورج تاون
پيشگوها ميتونن يه قتلو 4 روز جلوتر ببينن. چرا اينقد تاخير داشتين؟
يه توپ قرمز. جناياتي كه بر اساس هوس باشند با قصد قبلي نيستند, پس خيلي دير متوجه ميشيم
بيشتر تصاوير ما اتفاقات لحظه اي هستند به ندرت ميتونيم قصد قبلي رو تشخيص بديم
مردم پيام رو دريافت كردند
يه نمونه ي مشابه با دوايت كينگزلي پيدا كردم معمار سبك قرن 18
اون نقشه ي 24 خونه رو تو واشنگتن طراحي كرده وقت باقيمانده 10 دقيقه
اين بچه ها رو ببين
تو اين يكي اون سمت چپ مرده قرار گرفته
خوب. كه چي؟
تو اين يكي سمت راستشه
چرخ و فلك
يه پاركه
فقط 16 تا چرخ و فلك قديمي از اين نوع تو شهر باقي مونده
دو تا تو جورج تاون, يكي تو بارنابي وود بقيه هم تو وودلي
بايد تو بارنابي وود باشه اوانا, مدت زمان پرواز؟
اونطوري كه من ميرونم؟ سه دقيقه بعد از اينكه بلند شديم ميرسيم
آزاد آزاد
وقت باقيمانده, شش دقيقه
بريم تو اتاق خواب
بيا همينجا كارمونو بكنيم
ولي رختخواب نرمه نرم منم
لعنتي
كدومشه؟
رختخواب نه زود باش
نمي خوام تو اتاق خواب باشم
ما داريم به آينده ميرسيم خفه شو, اوانا. جد؟
جد؟ بگو
اون در جلويي رو بسته؟ چي؟
ماركس در جلويي رو بسته؟
در جلويي
نمي خوام تو رختخواب باشم
منفيه. در جلويي بازه وقت باقيمانده,سي ثانيه
عينكمو فراموش كردم
هاوارد
ميدوني كه بدون عينكم نمي تونم ببينم
هاوارد, داد نزن
ماركس
به من نگاه كن. به من نگاه كن
اون خود هاوارد ماكسه
به حكم اداره ي جنايت هاي زماني بخش كلمبيا
شما به جرم قتل در آينده ي خانم ماركس و آقاي دابلين
كه قرار بود ساعت 8:4 دقيقه ي امروز صورت بگيره بازداشت هستيد
من كاري نكردم. سارا؟ كلاه آقا رو بهش بده
خداي من اون حلقه رو روي سرم نزارين. سارا
دستاتو بزار رو سرت كمكم كنيد! من نميخواستم كاري بكنم
من افسر اسكات از واحد ضربت جنايت هاي زماني هستم
يه دقيقه اينجا بنشينيد و بهم گوش بديد
اداره ي جنايت هاي زماني شوهرتون رو بازداشت كرده
خداي من, هاوارد, نه
هاوارد, ناله نكن هاوارد, ناله نكن
خواهش ميكنم, هاوارد, ناله نكن خداي من. خداي من
فكر ميكردم اونا جلوي قتل رو گرفتن
اين فقط يه انعكاسه آشنا پنداري پيشگوها, اگه ممكنه
اين خيلي بده كه پيشگوها مرتب اونو ميبينن
والي, دريافتي ها رو پاك كن
يك دنياي بدون قتل را تصور كنيد
من بهترين دوستمو از دست دادم من خالمو از دست دادم
من بابامو از دست دادم من همسرمو از دست دادم
فقط 6 سال قبل, آمار قتل به ميزان قابل توجهي رسيده بود
بنظر ميرسيد فقط يك معجزه ميتواند به خونريزي ها پايان ببخشد
ولي به جاي معجزه, ما از نعمت سه نفر برخوردار شديم: پيشگوها
فقط طي يك ماه فعاليت برنامه ي جنايت هاي زماني
ميزان قتل در ناحيه ي كلمبيا نود درصد كاهش پيدا كرد
اونا منتظر من بودند ميخواست بهم تجاوز كنه
ميخواستند منو با چاقو بزنند درست اينجا
طي يك سال,جنايت هاي زماني بطور موثري جلوي قتل ها را در پايتخت كشور گرفت
طي شش سالي كه از برنامه ي ما گذشته
حتي يك قتل هم اتفاق نيفتاده
حالا شركت جنايت هاي زماني ميتواند براي شما به كار رود
ما ميخواهيم اطمينان پيدا كنيم كه هر آمريكايي
خيالش از بابت بي نقص بودن سيستم راحت باشد
و اطمينان حاصل كنيم چيزي كه كه موجب امنيت ما ميشود آزادي ما را سلب نكند
جنايت هاي زماني. جواب ميده جواب ميده
جواب ميده جواب ميده
جواب ميده جواب ميده
جنايت هاي زماني. جواب ميده
روز سه شنبه, 22 آوريل,براي به كارگيري آن در سطح ملي جواب مثبت دادند
چي شده؟ نمي توني بخوابي؟
يه خورده جنس ميخوام راست ميگي
جنس معمولي ميخواي يا نمونه ي جديد و پيشرفته ترش؟
از اون جديدا بهم بده
جنس جديد جنس, جنس. بله, البته
زود باش. زود باش
هلم نكن. فقط 4 تا بهم دادي تازه بيشترشون هم كه كهنه ست
خواباي خوب ببيني, رئيس
نگران نباش رازت پيش من ميمونه
ميتونم به يه نوشدني مهمونت كنم
فكر ميكني چي ميدوني؟
بابام هميشه ميگفت
در سرزمين نابينايان
مرد يك چشم پادشاهه
من خونم
بالا
پرده
شان سلام بابايي
ميتوني يادم بدي چطوري تندتر بدودم؟
چون همه ي بچه هاي كلاسمون تندتر از من ميدوند
عاليه
زانوهاتو بگير بالا
اينطوري. اينطوري بالا. بالا. اينطوري
ميبيني, تو يه دونده ي مادرزادي بايد همينطور بدوم
آره. بايد همينطور بدوي
بايد همينطور بدوي.
ميتونم يه روز مثله تو سريع بدوم؟ فكر كنم يه روز منو شكست ميدي
تو همه رو شكست ميدي فكر ميكنم يه روز همه رو شكست ميدي
من بايد برم. خداحافظ نه,نه, نه. صبر كن, صبر كن
اول بهم يه بوس بده بوس رو لب نه
فقط ماماني لبهاي منو ميبوسه
آره, باشه.باشه
دوست دارم
دوست دارم, شان دوست دارم, بابايي
منو ياد ساحل رزاريتو ميندازه
يادته؟
ما بيست دلار داشتيم و
تو اون ون منتظر بوديم تا آفتاب تعطيلاتمون رو روشن كنه
جان. جان. جان اون دوربينو خاموش كن
ببين, من براي رفتن به رختخواب آمادم اين چيه؟ نه. بزارش كنار
وقتشه اون دوربينو خاموش كني
و بياي به زنت برسي
چرا دوربينو خاموش نمي كني و با من به تماشاي بارون نمي شيني؟
نه؟ قول ميدم برات يه لحظه ي به ياد موندني بسازم
دوربينو خاموش كن وگرنه امشب هيچي گيرت نمياد
يه مقام قضايي ميخواد اينو از ما بگيره
تو يه هفته, مردم به اين راي ميدن
كه كاري كه ما كرديم يك اقدام شرافتمندانه بوده
يا فرصتي براي تغيير روش مبارزه ي اين كشور با جنايت
جان
No comments yet. Be the first to leave one.