Charmed

Charmed

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 2

릴리스 정보

Charmed S02E15 720p BluRay FLAC2 0 x264-NTb
다음의 해설 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 15 Charmed زیرنویس فارسی سریال

태그

bluray
게시일: 2025-11-16
다운로드: 16
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

خب، جسوپ، بریم.

کجا؟ مرکز شهر. جلسه استماع شواهد.

دادگاه من؟ قرار بود هفته دیگه باشه.

افتاد جلوتر.

باز کن بین جسوپ. دارم جسوپ رو باز می‌کنم.

من قبلاً شما رو ندیدم.

هی، ببین، این دادگاه توئه. اگه نمی‌خوای بری، باشه.

هرچی کاشتی همون رو درو می‌کنی، آره؟

لیتواک تو رو فرستاده، مگه نه؟

هی. هی.

وایسا.

هی، اینجا چه خبره؟

لیو الان یه آدم معمولیه و از این حرفا، ولی تا کی؟

یعنی، از کجا بدونم یه روز بال‌هاش رو پس نمی‌خواد؟

و بعدش هم دَن هست که هنوز عالی و عادیه.

که خوبه چون من نیستم. بیست و هشت دقیقه، سی و سه ثانیه.

واقعاً؟ اینقدر طول کشید؟

نه، دارم زمان می‌گیرم که چقدره داری لیو و دَن رو با هم مقایسه می‌کنی.

من مقایسه نمی‌کردم، فقط داشتم حرف می‌زدم.

یک بند.

خب، تو خواهر منی، من مشکل دارم.

حداقل کاری که می‌تونستی بکنی این بود که بیشتر درک کنی.

پایپر، من درک می‌کنم.

تو عاشق دو تا پسری هستی که هر دو عاشقتن.

می‌فهمم. کاملاً.

ولی چیزی که نمی‌فهمم اینه که چرا نمی‌ذاری کمکت کنم.

کمکم کنی؟ می‌خوای چیکار کنی؟ یکی‌شون رو از دستم بگیری؟

این امکان‌پذیر نیست.

ببین، گیر کردی.

نمی‌خوای سر دواندن‌شون کنی ولی نمی‌تونی انتخاب کنی.

کمک لازم داری، یه نشونه.

یه نشونه؟ یه طلسم.

یکی که تیر جادویی رو به سمت عشق واقعی‌ت نشون بده.

و به این بحث بزرگ برای همیشه پایان بده.

انگار که منفعت شخصی روی پیشونی‌ش خالکوبی نشده.

نه لزوماً. من روی طلسم‌هام کار کرده‌م.

فکر می‌کنم می‌تونم یکی برات بنویسم که هیچ عواقبی نداشته باشه.

همه‌اش تو کلماتشه.

نه. نمی‌تونم. چرا نه؟

چون نمی‌تونم انتظار داشته باشم جادو مشکلات شخصی‌ام رو حل کنه.

ولی قشنگی‌اش همینه. تو لازم نیست. من برات انجامش می‌دم.

هی، تجهیزات دوربینم کِی رسید اینجا؟

اوه، حدود یک ساعت پیش. نخواستم بیدارت کنم. همه‌اش هست؟

آره، اینطور به نظر میاد.

ای وای، پرو، فکر نمی‌کنی به اندازه کافی خرید کردی؟

آره، می‌دونم. خیلی زیاده.

ولی الان بیشتر عکاسی دیجیتال شده.

که اگه بخوام جدی دنبالش کنم، باید تجهیزات درست حسابی داشته باشم.

صبر کن، داری به این فکر می‌کنی که یه عکاس حرفه‌ای بشی؟

آره. چرا، فکر نمی‌کنی باید بشم؟

نه، نه، منظورم اینه، اگه کاریه که می‌خوای انجام بدی عالیه، فقط...

فقط چی؟

خب، عکاسی از نظر مالی یه شغل خیلی پرخطری نیست؟

می‌دونی، تمام حرفم اینه...

اینه که، چند تا عکاس حرفه‌ای زن می‌شناسی؟

می‌دونم، و این یه سوال کاملاً بجاست.

یکی که این اواخر خیلی باهاش دست و پنجه نرم کردم.

مثلاً، از وقتی کارم رو ول کردم.

پرو، تو دوران دانشگاهت رویای برنده شدن پولیتزر در عکاسی رو داشتی.

تو هیچ‌وقت نمی‌خواستی تو موزه یا خانه حراج کار کنی.

این کاری بود که برای ما کردی تا بتونیم خونه رو نگه داریم.

پس حالا نوبت توئه که دنبال رویاهات بری.

هی، شاید فهمیدن اینکه تو زندگی قبلی‌ات یه عکاس بودی...

یه نوع نشونه باشه.

حالا که صحبت از نشونه شد...

نه. وایسا. نه.

پرتره یک رویاپرداز.

فیبی، تو که اون تو داری برام طلسم نمی‌نویسی، نه؟

نه. من تو حمامم. کی تو حمام طلسم می‌نویسه؟

الان میام بیرون.

خب. از تمامی نیروهای بالا می‌خواهم.

نشانه‌ای بفرستید تا قلب خواهرم را هدایت کند.

یکی که او را به عشقش برساند.

سلام، پرو.

خب؟ هیچی.

باشه، باید ادامه بدیم تا وقتی که یه پیش‌بینی بهت دست بده.

ما باید بفهمیم چه بلایی سر پرو اومده.

پایپر، اون تیکه‌ای که در مورد عکاس شدنش بهش انداختم...

نمی‌خوام اون آخرین حرفی باشه که بهش می‌زنم.

فیبی، داری زیادی واکنش نشون می‌دی. این دیگه کار منه.

فقط کافیه آرامش داشته باشی و تمرکز کنی.

بیا. دوباره دستمال رو امتحان کن.

خبر بد دارم و خبر بدتر. کدوم رو اول می‌خوای؟

فیبی.

این ربطی به پرو داره؟

مگر اینکه اون به بین جسوپ کمک کرده باشه از زندان شهرستان فرار کنه، نه.

بین جسوپ، چرا این اسم آشنا به نظر میاد؟

چون اون همون پسریه که دیو مورد علاقه ما...

برای از بین بردن‌مون استخدام کرده بود، یادت میاد؟

همونی که فکر می‌کردیم پرو ازش خوشش میاد؟ آره.

کِی فرار کرد؟

امروز صبح. ما قبلاً یک عملیات گسترده برای دستگیریش شروع کردیم تا...

چیه؟ چی شده؟

پرو گم شده. فکر می‌کنیم ربوده شده باشه.

و این رو کنار در پشتی پیدا کردیم.

کلروفرم.

ما بهتون زنگ می‌زدیم، ولی نمی‌دونستیم چه کسی یا چی اونو برده.

خیلی اتفاقی میشه اگه بین نباشه.

مخصوصاً چون شما مسئول زندانی کردنش هستید.

آره، ولی چرا فقط پرو رو ببره؟ چرا همه‌مون رو نبرد؟

خب، شاید داره سعی می‌کنه ما رو به دام بندازه

شاید یه دیو دیگه استخدامش کرده تا ما رو گیر بندازه

که شاید اینو توضیح بده

اینو وقتی امروز صبح محوطه زندان رو می‌گشتیم، پیدا کردم

راستش، به همین خاطر اومدم اینجا

می‌خواستم ببینم برات آشناست یا نه

خب، قطعاً اهریمنی هست

میشه اینو پیش خودمون نگه داریم؟

تا بفهمیم با چه دیوی طرفیم؟

من که نمی‌تونم اینو به عنوان مدرک تحویل انبار اموال بدم

ببین، باید برم. اگه چیزی فهمیدی بهم خبر بده

فکر می‌کنم شانس شما برای پیدا کردن بین، الان بیشتر از ماست

آره. و میشه اینو لو ندی؟

چون هر چی این قضیه بزرگ‌تر بشه، اون بیشتر تو خطره

می‌دونم. ببین، تا جایی که بتونم و تا وقتی بتونم، اینو مخفی نگه می‌دارم

ممنون

سلام. باید امضا کنی. برای پایپر، پایپر هالول هست؟

میشه ببینمش؟

بوتیک لئوناردو. بودگا بِی، کالیفرنیا

آره، من و دَن اونجا بودیم، یه جفت گوشواره سفارش دادیم. ممنون

مأمور تحویل گفت "باید امضا کنی."

بوتیک لئوناردو تو بودگا بِی

لئو، مخفف لئوناردو. بودگا بِی، همونجایی که دَن اهلشه

خودتو به نفهمی نزن! تو اون طلسم رو اجرا کردی، مگه نه؟

آره، انجام دادم. در حالی که ازت خواسته بودم این کارو نکنی

اونم تو همچین موقعیتی! من فقط داشتم سعی می‌کردم کمک کنم، پایپر

و اون قبل از ناپدید شدن پرو بود. تو، این، کتاب سایه‌ها، برو!

چی؟ چی دیدی؟ پرو، دست و پا بسته و دهنش گرفته شده

و با بِین

جیغ نزن. چرا نه؟

چون اگه جیغ بزنی نمی‌تونیم حرف بزنیم

تازه، فایده‌ای هم نداره. نزدیک‌ترین همسایه حدود شش مایل دورتره

چرا چشم‌بند رو برنمی‌داری؟ از چی می‌ترسی؟

شوخی می‌کنی؟ من قبلاً دیدم تو از قدرت‌هات استفاده می‌کنی. روی من!

باشه، اگه هر کاری کنی، چشم‌بند رو دوباره می‌ذارم

چی می‌خوای؟

کمک تو. برای نجات جونم

خب، بیشتر آدما درخواست کمک می‌کنن، آدم‌ربایی نمی‌کنن

من مثل بقیه نیستم. تو هم نیستی

چی باعث میشه فکر کنی بهت کمک می‌کنم؟

فکر نمی‌کنم. ولی بدون تو و خواهرات...

هیچ شانسی در مقابل این دیو خاص ندارم

آره خب، از نظر من که خیلی هم خوبه

امروز سعی کرد منو بکشه، پرو. شانس آوردم و به سختی فرار کردم

و اون قراره به تلاشش ادامه بده

چرا باید به خودش زحمت بده؟ تو یه فانی هستی

یه فانی که درباره دیوها می‌دونه. اون از این خوشش نمیاد

لیتواک، این چیزیه که صداش می‌کنن

ما کجاییم؟

این مال توئه؟

قرار بود مال من باشه

قبل از اینکه تو پیدات بشه و منو از رویاهام دور کنی

چون تو سعی کردی منو بکشی

خب، اون قبل از این بود که تو رو بشناسم

تو اصلاً به قیافه‌ت نمی‌خوره که اهل رویا باشی

خب، چیزای زیادی هست درباره من که تو نمی‌دونی

چند تا چیز هم هست که تو باید درباره من بدونی

مثلاً اینکه من هرگز خواهرهامو تو خطر نمی‌ندازم

پس می‌تونی از ماجرای کمک کردن ما بهت، کلاً صرف نظر کنی

دیر یا زود مجبوری بهم اعتماد کنی، پرو

بالاخره! چقدر طول کشید؟

یه مشکل کوچیک داشتیم. مشکل؟ چه مشکلی؟

شریکت کجاست؟

بهم نگو که گند زدی!

بهم نگو که بِین جِسِپ هنوز زنده‌ست

مگه همچین چیزی ممکنه؟

اون یه فانی بی‌عرضه‌ست. چقدر می‌تونه سخت باشه؟

اون باهوشه. از اینکه ما دنبالش بودیم، تعجب نکرد

معلومه که نه، احمق!

واسه همین می‌خواستیم از شرش خلاص شیم. چون اون از ما خبر داره

اوه، لعنتی! فکر کن، فکر کن، فکر کن! چی می‌خوایم به لیتواک بگیم؟

تو قراره به من بگی چطور می‌خوای این مشکل کوچیک رو برطرف کنی

همون‌طور که فکر کنم خودت بیانش کردی

زانو بزن

منم همون چیزی رو دیدم که تو دیدی

اینکه چطور ازت استفاده کرد تا اون یکی رو بکشی، اینکه چطور فرار کرد

اینکه چطور اسلحه رو گم کردی. وایسا، وایسا، وایسا. چی؟

تو اسلحه رو گم کردی؟

نگهبان‌ها داشتن می‌اومدن، مجبور شدم فرار کنم

برای پیدا کردن یه فانی، فقط باید رویاهاشو دنبال کنی

اونا همیشه اونجا پناه می‌برن

فهمیدی چی گفتم؟

جِسِپ رو پیدا می‌کنه. قسم می‌خورم

نه

تو پیداش می‌کنی. و بعدش اسلحه رو هم پیدا می‌کنی

هیچ کار ناتمومی نباید بمونه

توی کتاب سایه‌ها هر چی گشتیم، پیداش نکردیم

یه اسلحه‌ست. شوخی می‌کنی؟ یه اسلحه‌ست؟

یکی که فقط یه دیو می‌تونه فعالش کنه

تا جایی که یادم میاد، توسط یه دیو خاص سطح بالا داده میشه

به اونایی که براش کار می‌کنن

منظورت از سطح بالا چیه؟ دیوها هم سلسله مراتب دارن

اونا سعی می‌کنن با از بین بردن خوبی و گسترش شر، بالا برن

هر کسی که این سلاح خاص رو صادر کرده، خیلی مهمه

منظورت خطرناکه. ایده‌ای داری کیه؟ نه

باشه خب، شاید این اسلحه تنها راه پیدا کردن پرو باشه

من برمی‌گردم سراغ کتاب

الان میام

ممنون که اینقدر سریع اومدی، لئو

و ممنون از پیشنهادت برای رسیدگی به باشگاه

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left