처음 200줄입니다.
حس خوبی ندارم
.کسب و کارهاش قانونیان چرا به ما نیاز داره؟
هرکی اونقدر پولداره، یه ریگی به کفشش هست
اون با استفاده از شرکتهای هلدینگ
بیشتر شهر قدیمی و مناطق دورافتاده رو خریده
زمینش که عمدتاً بیارزشـه
ولی نمیفهمم دلیل این کاراش چیـه
پولش همرنگ پول بقیهست
خوشوقتم
.همچنین تا الان دیده بودیدش؟
.بچگیهام آره .با پدر و مادرم اومده بودم سفر
یه ذره هم عوض نشده
بذارید اینجا رو نشونتون بدم
ما توربینها رو ارتقا دادیم
به طور تقریبی صد سال بدون تعمیر دووم میارن
همهش برای نیرودهی به... اینـه
ما دنبال آستانهی تحمل بیشتریم
بازهی زمانیمون طولانیتر از بقیهست
پیشنهاد ما پیشنهاد منحصربفردیـه
اطلاعات همیشه قابلتعویض و موقت بودن
،اگه اطلاعاتتون رو پیش ما بذارید انگار روی سنگ حک شدن
تا ابد - ...تا ابد -
،طبق تجربهی من از انتظار بیشتر مردم یکم طولانیتره
قصد دارید چقدر از سامانهمون رو رزرو کنید؟
همش رو - چی؟ -
چیزی که دنبالشم از قبل داخلشـه
ازم دزدیدنش
،هشت سال پیش از یکی از ساختمونهام دزدیدنش
میدونم برای ذخیرهاش مبلغ زیادی هم دریافت کردید
پیشنهاد من اینـه که برید سراغ اونی که دزدیدتش
.نمیتونم. طرف مُرده .یعنی نمیتونم رمزگشاییش کنم
کس دیگهای هم نمیتونه
نمیخوام جاش عوض شه یا دستکاری شه
برای همین همهچی رو میخوام
این دارایی منحصربفردیـه و به همین خاطر فروشی نیست
.اینجا آمریکائـه .همهچی فروشیـه
این بازگشت سرمایهی خیلی خوبی برای شماست
میدونیم چیکار داری میکنی
فکر کردی کسی بدون اجازهی ما زمین میفروشه؟
.ما مشکلی با فروشش نداشتیم .بیآب و علف و بیارزشـه
ولی اینجا رو نمیتونی بخری
داستان اون مبلغ مذهبیای که
با بَبر مذاکره کرده رو شنیدی؟
به ببر گفت میتونه بیشتر بدنش رو بخوره
،ولی وقتی به سرش رسید باید دست نگه داره
تو و دوستای کارتلت
یا هر اسم عنی که این روزها ،روی خودتون گذاشتید
امروز این سد بتنی رو بهم میفروشید
وگرنه چی؟
وگرنه فردا رایگان بهم میدینش
...ما
،ما وقتی اومدیم اینجا زیاد ازمون استقبال نشد
اولش باید هرچی قدیمیها میگفتن، قبول میکردیم
بیشترشون رو کف همین دریاچه دفن کردیم
تشکیلات ما سابقهی دور و درازی
در دفاع خشونتآمیز از خودش و کسب و کارش داره
پس گزینهی شماره دو
فردا
فردا
چی گفت؟
گفت دیروز حاضر بود پول بده
ولی امروز رایگان بهش میدیم
مرسی
کار من تمومـه؟
آره. الان میتونی استراحت کنی
پس بیدار شدی. من بین دوتا چیز گیر کردم
به نظرت کدوم بهتره؟ سفید یا مشکی؟
کریستینا؟
جفتشون عالیان - یه دونه رو انتخاب کن، کریستینا -
امشب چی میپوشی؟
همین؟
عجب
خیلی بهت میاد
برعکس این سیاهی زیر چشمهام
عین زامبیها شدم
بد خوابیدی؟ - کابوس دیدم -
شاید بهتر بود قرص میخوردم
ولی... همش خودمو اینور اونور میکردم
«شمارهی ناشناس»
باز همون خل و چلهست؟
،بلاکش کردم ولی بازم میتونه زنگ بزنه
یا یکی از این مزاحمهاست
یا یه رباتـه که میخواد بهت اشتراک حریم خصوصی بفروشه
آره انگار
جدیداً حس میکنم یکی منو زیر نظر داره
ناراحت نشیها، ولی چطوری؟
،آخه به جز سر کار اصلاً از خونه نمیری بیرون
به همین خاطر امشب با هم میریم بیرون
طرف مثلاً آدم خیلی خوبیـه و
امتیاز پروفایلش هم پلاتینـه
قرارِ با میانجی همیشه ضایعست
تنهایی مُردن هم همینطور
نمیشه که تا آخر عمرت از دست دنیا قایم شی، کریستینا
باشه
خیلی خفن بود
اصلاً انتظار نداشتم اینجوری باشه
اینجا واقعاً معرکهست
باورم نمیشه دفعهی اولتـه
بجنبید
یه جایی رو بلدم که مخت سوت میکشه
میبینیدش؟
!برج از دور داره ظاهر میشه میبینیدش؟
میبینیدش؟ میبینیدش؟
«شرکت سرگرمی الیمپیاد»
ضبط صحبت
یه دختربچهست
زیاد هم بچه نه
اواخر نوجوانیاشـه
توی یه روستا پیش باباش زندگی میکنه
نه. توی شهر
یکم ناتوانـه
برای همین بیشتر وقتها پیش پدرشـه
...ولی آرزوش یه زندگی بزرگتر
با هیجان و ماجراجویی و عشقـه
کریستینا
توقف ضبط
باید درمورد عملکرد کاریت صحبت کنیم
نمیخوای توی شغلت پیشرفت کنی؟
معلومـه که میخوام - خب، پس اینقدر از این داستانهای عاطفی ننویس -
مردم دنبال سکس و خطر و خشونت و
گناه و ملودرام هستن. دنبال تراژدیان
از اینجور حرفها دیگه - میدونم -
میخواستم ببینم میشه در ژانرهای متفاوتی داستان بنویسم تا
دامنهی دیدم رو گسترش بدم
مثلاً عاشقانه با طنز
این چیزها رو بذار واسه دفترچهی خاطراتت
میدونم تواناییش رو داری که
داستانی که میخوایم رو بنویسی
مثلاً اون داستانی که چند ماه پیش نوشتی
،یه مرد بدبخت همهچیش رو از دست میده ،به الکل رو میاره
.بعد یه دختره رو تعقیب میکنه پایانش چی بود؟
همه میمیرن - آره. درستـه -
اشک آدم رو در میاره
کلاً... از این چیزها بیشتر میخوایم
وگرنه مجبور میشم نویسندهای پیدا کنم که بیشتر به کارمون میاد
فهمیدی؟ - آره. معلومـه -
خیلیخب
«سه پیغام صوتی جدید از شمارهی ناشناس»
الو؟ میشنوی؟
.میدونم اونجایی .دیدم چی نوشتی
چرا این کارو با ما میکنی؟
.باید بهم کمک کنی ...بازیت داره زندگیم رو
همیشه آهنگی کلاسیک
از «هندریکس» تکرارنشدنی
و حالا، برمیگردیم سراغ پوششمون از جشنواره
...مقدمات جشنوارهی امسال
!نه
آمادهای، عزیزم؟
آمادهی چی؟ - این دنیای جدیده -
،توی این دنیا میتونی هر خری که میخوای باشی
ای تو روحش
واسه سالگرد امسال برنامه نداری؟
نه. فقط میام سر کار
دنبال حقوق اضافهکاریای، آره؟
داداش، هفت سال پیش
فقط رباتها بودن که ...روزهای تعطیل کار میکردن ولی
خدا رو شکر دیگه آهنقراضه شدن
حداقل با اون شورشها امنیت کاریمون تضمین شد
البته هدف اصلی اون شورشها این نبود
آره. چون شورشها هیچ هدفی نداشتن
آزادیمون رو پس گرفتن
آره، ولی از کی؟ از خودمون؟
داداش، از نظر من که
اون ماشین «اینسایت»ـی که منفجر کردن
،به ما نمیگفت در آینده چه آدمی میشیم میگفت چه آدمی هستیم
واقعاً این حرفهات رو قبول داری؟ - مگه تو نداری؟ بذار یه سؤالی ازت بپرسم -
،از وقتی که اون ماشینها رو نابود کردن
زندگیت عوض شده؟
زیاد تمرین نکردی
!بابا
خوشحالم میبینمت، عزیزم
بدش. خیلیخب
چجوری این کارو کردی؟ - گفتم که... با تمرین -
یه عالمه
روی قوطی؟
آره. روی قوطی
بیا
خیلیخب
یادت نره. اینطوری
حالا بهش زل بزن
باید تجسمش کنی
یه نفس عمیق بکش
تکون نخور
فشار بده
!فرنکی! کیلب
داشتم تجسمش میکردم
حالا بیا داخل و میتلف رو تجسم کن
نمیشه یکم بیشتر؟ - به حرف مامانت گوش کن -
اومدیم
برو دست و صورتت رو بشور
دیگه این گاوچرونبازیها بسـه
خودش که خوشش میاد - هفت سالشـه، کیلب -
به لطف تو، سرگرمیهاش شده قند و خشونت
ببین. ببخشید
،میدونم امروز برات روز سختیـه
ولی جنگ دیگه تموم شده
وقتشـه که کم کم زندگیت رو عوض کنی
خب؟
برو میز رو بچین
قبلش باید چی بگی؟
No comments yet. Be the first to leave one.