처음 200줄입니다.
.فرمانده گروه صحبت ميکنه
تاييد شده که يه سلاح تخريبي قوي
.داخب ساختمانـه
بريم
.اولويت پس گرفتن بسته است
...با شمارش من،2،3
!بي حرکت!دستها بالا
!بي حرکت
!اسلحه ت رو بنداز
.هاوکينز"،من به پشتيباني نياز دارم"
!هاوکينز
اين صداي بوق براي چيه؟
.نه، از اين نيست
دريچه بخار کجاست؟
.نازي ها هميشه از درچه هاي بخار بدشون ميومد
.منو ناديده بگير.ظاهراً سرت شلوغه
.من فقط براي عقيقِ سمارا اينجام
عقيقِ...چي؟
سامارا.آلماني هاي قديم حين جنگهاي صليبيِ سوم
.از بيت المقدس پيداش کردند
توسط بخش سرّيِ نازي ها دزديده شده بود و
.اينجا نگهداري ميشد
،بعد از جنگ فراموش شد
...هنوزم
.توي صندوق جادوييِ اصليشه
که يعني هم خطرناکه و
.هم گرانبهاست
خطرناک؟- .و گرانبها-
اين عقيق اهريمنهارو فراميخونه،ولي .اونهارو کنترل نميکنه
...و اينها براي تو اهريمن شناسي ـه
.کم دقت،آدمکشي
.يه زوجِ ديگه
...يه زوجِ- .صفت-
.اونها به صورت زوجي سفر ميکنند
.خطرناک،گرانبها
.کم دقت،آدمکشي
.سعي کن هيمنجوري ادامه بدي
،ظاهراً متوجه يه تله شدم
....که حدود
،3 دقيقه وقت دارم تا خنثي ـش کنم
،قبل از اينکه عقيق همه جنازه هارو تا شعاع 160کيلومتري
،به زامبي تبديل کنه
.که لزوماً هيجان انگيز نيست
.جلوش رو بگير
.خب،دارم سعي ميکنم
،اين يه کدِ خيلي پيچيده ي الفبا و عددي ـه که اساسش
.آيه هاي لاتينِ انجيله
و اگه يکي اون بوق بوقِ بمب هسته اي رو خفه کنه
!خيلي راحت تر ميشه تمرکز کرد
چجوري خنثي ـش کنم؟
.البته
.مراکزِ تقاطع
براي... بمب؟
.نه،نه،نه،نه.براي تله مرگبار رو گفتم
.در واقع خنثي کردن بمب خيلي راحت تره
يه استوانه مشکي يا يه چيزِ گرد مثل توپ فوتبال داره؟
.استوانه
شمارشگر رو بکش کنار.اون سيم آبيَ رو ميبيني؟
!آره
.به سيم آبي دست نزن
!اولش بگو دست نزن !اولش بگو دست نزن
.خب،هشت تا نقطه تقاطع وجود داره
14.
.فقط 8تاشون تو انجيل هست
...يوحنا نويسنده چهارمين انجيله
.که به مرگ محکوم شده بود
سوره ي 19،آيه ي 17
اعداد لاتينِ 7-1-6-1-9-1-4
!هي!هي
.50درصد شانس زنده موندن داريم
.بر هر حال ما شانس داريم
خنثي سازي ِ نهايي...6-6-5-2-2
بمبِ منو ميگي يا خودت؟
.به احتمال خيلي کم هردوشون
2...2
2...2
5...5
6...6
6...6
بمب رو بده به من
3-1
3-1؟
توي خشاب کلاشينکف جاي 30تا گلوله هست
.و يکي هم توي فشنگ خور
.من شنيدم که اون 31تير شليک کرد
.نشنيدم که خشاب عوض بکنه
چطور همه ي اين چيزا رو ميدوني؟
.من "کتابدار" هستم
!اوه،کتفم
!"سرهنگ "بيرد
سرهنگ "بيرد"!شما خوبيد؟
.سلام،من بايد با "فلين کارين" صحبت کنم
.من بايد با کتابدار صحبت کنم
آقاي کارين تو "مينياپوليس"تو يه
.کنفرانسِ علومِ کتابخانه هستن
.فلين کارين توي مينياپوليس نبود
.توي برلين مشغول پيدا کردن عقيق سامارا بودن
فلين خودتي،مگه نه؟
.تو فلين کارين همون کتابدار هستي
از کجا ميدوني من کي ـَم؟ .منو يادت نمياد
.من بيرونم دارم ميام تو
از کجا درباره ي کتابخونه ميدوني؟
.همه چيز رو وقتي ديدمتون دقيقتر توضيح ميدم
.فقط بگو کجا ببينمتون
.تاج براي منه
.خيلي خب،عقب وايستيد
!عقب وايستيد
.نه،نه،قربان.من مرخصي نميخوام
گزارشم؟
.نه،نميگم که اون يه کتابدار بود
...گفتش که
يه...يه ماه مرخصي؟
قراره تو اين يه ماه چيکار کنم؟
.بله،قربان
.ممنونم قربان
شما براي مصاحبه درباره ي يک شغل بسيار خوب"
،در کتابخانه عمومي متروپليس
".انتخاب شده ايد
کتابخونه؟
.کتابدار
.من سرهنگ ايو بيرد هستم.اين...به دستم رسيده
.از زير درِ اتاقم فرستادند تو
.تو پاکت سفيد رو داري
...من "شارلن"هستم.و شما
چي؟سرهنگ چي؟سرهنگِ ارتشي؟
سرهنگ پليس؟نيروي هوايي؟چي؟
.واحد مبارزه با اعمالِ تروريستي ـه ناتو
.لطفاً بهم دست نزنيد
.تو محافظ جديد هستي
.فلين کلي نق نق ميکنه
،10ساله که محافظ نداشته
.اما اون هم نميتونه با پاکت سفيد مقابله کنه
محافظ ديگه چيه؟
"محافظ ديگه چيه؟"
.شايانِ ستايشه
.خيلي خب،ايو بيرد،اين از اين
.ما داريم ميريم پايين
.خيلي پايين .اونا
.اونا استعاره هستن نه اعداد واقعي
.خيلي خب،اينجا،اينجا و اينجا رو امضا کن
...هر کتابدار يه محافظ داره
.کسي که توي زمينه ي مبارزه،تاکتيکهاي جنگي و زنده موندن آماده شده
.يه جورايي نيروييه براي مغزِ کتابدار
.اما...نه،نه،خيلي بيشتر از اونه
.يه جور حسِ عادي براي فانتزي بازي هاي اون
،من تهديدي توي طبقه بالا
.بين طبقه هاي کتاب نديدم
.کتابخونه بالايي متروپوليس
،اون فقط يه راه ورودِ به کتابخونه اصلي که پايينه
جايي که ما تمام قطعات هنري و جادويي که براي دنياي بيرون
.خيلي خطرناکه رو نگه ميداريم
...وجود نداره چيزايي مثل
...مثل
.مثل جادو
کتابخونه علوم باستاني رو جمع آوري ميکنه و
...مطمئم ميشه که جادو...جادوي واقعي
.دست افراد نامربوط نمي افته
...اين
اي...اين واقعيه؟
،تو پاکت سفيد رو داري
،يه دعوتنامه براي پيوستن به کتابخونه
.که يعني کتابخونه تخصص هات نياز داره
.به دنياي مخفي خوش اومدي،سرهنگ بيرد
.به کتابخونه خوش اومدي
"تو داري برآشفته ميشي "کَل
.واقعاً
يه تکنيکِ انحرافي در مقابلِ دفاع "ملينلو"؟
.من فکر نميکنم- .و با کتابدار آشنا شو-
!نکن!نه
.اون اينجاست تا کمک کنه- !نکن-
(زخمهايي که براثر "اکس کاليبُر"به وجود بيان هيچوقت خوب نميشه.(اکس کاليبر:شمشير آرتور پادشاه افسانه اي انگلستان
.اونها جادويين
.کل،برو گشت بزن،بعداً ميبينمت
تو اينجا چيکار ميکني؟
اون اينجا چکار ميکنه؟
،سرهنگ ايو بيرد،با فلين کارين
.کتابدار آشنا شيد
ما قبلاً آشنا شديم.اون...اون... اون اکس کاليبره؟
تو اکس کاليبر رو کل صدا ميزني؟
.ما دوستيم،خيلي دوستيم
.درواقع بهترين دوستهاي هم ديگه ايم
چرا بايد اونو براش بفرستي؟
،من دعوتنامه هارو نميفرستم
.کتابخونه ميفرسته
.کتابخونه دعوتنامه هارو ميفرسته
.من معتقدم سرهنگ بيرد انتخاب شده تا محافظ تو باشه
.من به محافظ نيازي ندارم
شنيدي؟
!من بهش نيازي ندارم!مشکلي ندارم
.به نظرم يه سوء تفاهم پيش اومده
.من معذرت ميخوام،خداحافظ
.برنگرد
.برنگرد
!و تو هم ....بهم نگو چيکار کنم
!تو فوق العاده اي
.سلام منو هم به "جادسون"برسون
.خداحافظ،خداحافظ و خداحافظ
.من جواب ميخوام- .جواب من همينه-
.سريع راه رفتن جواب من نيست
اين چطور،اين هست؟
No comments yet. Be the first to leave one.