처음 200줄입니다.
دی جکسون مندی تو لولا فرانک هستی درسته؟
آره
از این به بعد ما همکاریم
سایمون یکشنبه شب کشته شد
ما فکر می کنیم مرگ اون مشکوک بوده
نه نه نه
من میخوام دوستت داشته باشم من میخوام عاشقت باشم
من همه اون چیزا رو میخوام
اون چشما روی پای سایمونه
اون قبلا اونا رو کشیده
فردی خوب میشه
تو این کارو نمی کنی
من همه اونا رو کشتم
کی بود؟ فردی ؛درسته؟
من همه اونا رو کشتم
من همه اونا رو کشتم
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
اون از یونان اومد ؛ تشنه دونستن بود
اون مجسمه سازی رو در کالج سنت مارتین خوند
اونجا بود که توجه اونو جلب کردم
اون بهم گفت که پدرش بارگیری کرده
گفتم در این صورت من رام و کوکاکولا میخورم
اون گفت خوبه
و بعدش در عرض سی ثانیه اون گفت
من میخوام مثل مردم عادی زندگی کنم
من میخوام هرکاری که مردم عادی انجام میدند رو انجام بدم
من میخوام با آدمای عادی بخوابم
میخوام با آدمای عادی مثل تو بخوابم
دیگه چیکار میتونم بکنم ؛ بهش گفتم بهش گفتم ببینم چیکار میتونم بکنم
اونو به سوپرمارکت بردم
نمی دونم چرا اما باید از یک جایی شروع می کردم
سلام عشقم
آره؛ مثل یک نور بیرون بود
دومین باری که شروع به دویدن کردم
فکر می کردم چند دور دیگه هم برم
میخوام حدود نیم ساعت دیگه وقت داشته باشم همه چیز مرتبه؟
آره منم دوستت دارم بزودی می بینمت
کوچی ؛ کوچی کو
کوچی ؛ کوچی کو
ببخشید ؛ مشکلی نیست اون خوابه
سلام؟
کوچی ؛ کوچی کو
کوچی کو
چیه؟ ای.اس.آی اسمارت
خانم قتلی رخ داده
تو و جکسون باید روی پرونده باشید
بله ؛ آره ؛ من تو راهم
آماده ای ؛ بیارش لطفا
چی
و جمعیت دیوونه شدند البته نه برای تو
چرا مامان اول میره؟
بچه اول میره نه من
دقیقا ؛ بچه اول میره ؛ مامانت دوم میشه
فکر کنم دوم میشم مگه خوابشو ببینی
چرا جواب گوشیت رو نمیدی؟
امروز یکشنبه است
خاموشه
قتلی رخ داده ؛ سوزان ما رو خواسته
خیلی خب ؛ اما پنکیکم رو با خودم میارم
انگشتات رو پاک کن مرد
باشه
درسته ؛ اون کد پستی رو تو نقشه هات چسبوندی؟
نمی تونم ؛ میترسم
آخر هفته ها احمق میشم بهم کمک کن درستش کنم
این پسر کوچولو مشکلی نداره
در پادشاهی نابینایان مرد یک چشم پادشاهه
این پادشاهی نابینایان نیست درسته؟
...فقط دارم میگم که میدونم داری چی میگی
با عقل جور درنمیاد
اگه به افراد یک چشم اجازه ورود داده بشه
تو هم میتونی رفیق دو چشم خودتو پادشاه کنی
...آره حداقل اون میتونه تو رو راهنمایی کنه
احمقانه است
میخوای بدونی پادشاه قلمرو نابینایان کیه؟
البته لولا استونی واندر لعنتی
واقعا همینه
مثل حرکت کردن پشت یک پسر یک چشمه ؛ استیوی تو شهره
روز تاجگذاریه
عالیه ممنونم ؛ما باهات تماس میگیریم
از بیمارستان بود بچه حالش خوبه
خداروشکر
آره ؛ خب اینجا دوربین مداربسته نبود
اما ما فکر می کنیم اون تا چند ساعت تنها بوده
کوچولوی بیچاره
وقتی سگ اونو تو راهرو پیدا کرد خواب بود
خیلی گرم پیچیده شده بود حالا با مادرشه؟
آره هردو اون بالا هستند
بهش گفتم باید هر وقت تونست بیاد پیش ما
تو این گزارش اومده که تلفن قربانی ها در محل حادثه بوده
آره ؛ به آزمایشگاه رفته ممنونم دام
ممنونم دوم گروهبان
جیمز اونیل چندین بار چاقو خورده
پدر جوان
این مخصوص دویدن ساخته شده
نمی دونم این مسیر همیشگی اون بوده یا ن
جکسون ؛ اینو ببین
انگار قسمت های بدن مرحله بندی شده ...این خرس رو ببین ؛ این قسمت
انگشت حلقه اون گم شده
زخم دفاعی؟
برش خیلی تمیز بنظر میرسه
به چی فکر می کنی؟
هرکی این کار رو انجام داده احتمالا به کارش افتخار می کنه
آره ؛ با لذت
بگیرش از چای متنفرم
تو بهش نزدیک میشی
گزارش روی تلفن جیمزه
گردنت مشکلی نداره؟ نه ؛ بازی کن
نه جدی میگم ؛ تمام روز اونو می خراشی
مشکل چیه؟ هیچی
بیا فقط فایل رو باز کنیم جکسون باشه؟ بازش کن
باشه
این واقعا جالبه
به خدا قسم جیسون
متاسفم ؛یک دقیقه تماس با جیمز گرفتم
بعد از اینکه تماسم با همسرش تمام شد
به کی؟
تو تلفن اون ثبت نشده
و اون قبلا هرگز با اون شماره تماس نگرفته بود
ساعت ۱۱ شبه و اون در حال تماس با شماره ایه
که قبلا هرگز بهش زنگ نزده
خدای من ؛لعنتی چیه؟
لولا
من شماره رو میشناسم
...چطور میتونی تشخیص بدی
لولا
اون با کی تماس گرفته؟
آره
تو یک بازیگری ؛درسته؟
پس درستش کن
نیستی مگه نه؟
با این حال جدی میگم فکر کنم تو رو جایی دیدم
سلام
سلام
اوریگامی ؛ هنر تا کردن کاغذ
پرو این شکلیه ؛ زیباست اما خطرناکه
فردی
بابا
بابا
سلام من رابرت هستم فکر کنم نشونت رو فراموش کردی
اگه اسمت رابرته پس چرا روی کارت شناساییت نوشته باب؟
فکر می کردم شاید به نظرم یکم...بی شرمانه برسه
فکر می کنم رابرت برات مناسب تره
فکر می کنم باید بهش پایبند باشی
اینم از این ؛ این خیلی بهتره
خب رابرت
چرا امشب اومدی اینجا؟
واقعا نمی دونم داستان تو چیه
معلومه رابرت ؛ من اومدم تا عشق رو پیدا کنم
مثل بقیه
یا در صورت عدم موفقیت شاید فقط یک شریک جرم باشی
چی میگی؟
فردلیکا لین و تو متاهلی
خط آفتاب سوختگی
میتونی حلقه رو نشونم بدی؟
چرا؟
داری چیکار می کنی؟
باشه
میدونی ؛ ما فقط دو دقیقه فرصت داریم ؛ درسته؟
فقط سعی دارم برای خودم کار کنم
اما تو اون مردا رو همونطور که میگند کشتی
اگه منظورت اینه که من در فرآیند قتل اون دو نفر کمک کردم جوابم اینه که آره کمک کردم
حالا که چی؟
تو باید حلقه رو روشن نگه داری
فقط باهاش برو
باهاش برو
باهاش برو
خدای من ؛داری چه غلطی می کنی؟
تو چت شده؟
خیلی خب ؛ حالا گریه نکن
از من بگو خفه شو
تو دیوونه ای
خدانگهدار ؛ از آشناییت خوشحال شدم
آره خب در محل کار ؛ گیج شدم دیگه چیکار باید می کردم؟
اما تقصیر منه که اون گریه می کنه درسته؟
خب باشه ؛ وقتی برگشتم اونو برای دویدن میبرم
هر مرتبه اونو پایین میاره
اون با فردی تماس گرفته
لعنتی ؛بچه ها میدونم
منظورم اینه واقعا اوضاع خرابه میدونیم
این مدارک جدیده ؛ یک پرونده جدید
هیچ ربطی به زمان گذشته نداره
و خیلی خوشحال میشم که از اول با وکیلای فردی صحبت کنم
ما اونو به عنوان شاهد میاریم ؛ فقط همین
تو باید باهاش خیلی خوب رفتار کنی
البته خانم من با تو صحبت نکردم؛ درسته؟
من با تو صحبت میکنم
...آره ؛ خب قول میدم ؛ به عنوان
انگار باید نوعی عبارت اونجا باشه
خوبه ؛ میدونی؟ با حرف نون شروع میشه
نلی؟ مثل نلی؟
نلی لعنتی کیه؟ باشه ناچس
تو حالا داری صحبت می کنی چون من عاشق ناچو لعنتی هستم
اما من واقعا به اونا نیاز دارم
و گرنه میتونه خیلی خیلی خشک باشه
باشه اما برای هدف تصحیح این عبارت
...اگه شروع کنی خفه شید
متاسفم سوزان
No comments yet. Be the first to leave one.