The Princess Switch 3: Romancing the Star

The Princess Switch 3: Romancing the Star

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

The Princess Switch 3 2021 1080p WEB H264-PECULATE
The Princess Switch 3 Romancing the Star 2021 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-NPMS
The Princess Switch 3 Romancing the Star 2021 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-CMRG
The Princess Switch 3 Romancing the Star 2021 HDRip XviD AC3-EVO
The Princess Switch 3 2021 WEBRip x264-ION10
The Princess Switch 3 2021 1080p WEBRip x264/x265-RARBG
The Princess Switch 3 Romancing the Star 2021 720p NF WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
The Princess Switch 3 Romancing the Star 2021 1080p NF WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
The Princess Switch 3 Romancing the Star 2021 720p/1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Princess Switch 3 Romancing the Star 2021 720p/1080p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
다음의 해설 GrayDemon
💢 Mehrimah, GrayDemon 💢

태그

web
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
720p
720
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
webrip
BRip
x265
HEVC
TS
YTS
게시일: 2021-11-25
다운로드: 49
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫مــتــرجــم : مــهــرنـــوش، گــری دیـمـن ‫Mehrimah, GrayDemon

‫روزی روزگاری ‫نانوایی در شیکاگو زندگی میکرد

‫عیدت مبارک

‫خودمو میگم، استیسی

‫که دقیق شبیه مارگارت بود، ‫داچسِ منطقه مونتِنارو (لقب اشرافی)

‫استیسی، بازم خودمو میگم، با شاهزاده ‫ادوارد خوشتیپ در شب کریسمس ازدواج کرد

‫و همزمان مارگارت با دوست ‫تو دل برو من کوین

‫درست قبل از مراسم تاجگذاریش ‫ازدواج کرد

‫که همونم نزدیک بود اتفاق نیوفته

‫به خاطر اینکه دخترخالش فیونا، ‫که شبیه دوتای ماعه

‫و از هر جهت رو مخه رفتاراش...

‫مگـــی گـــاوی! (یک شرکت بستنی)

‫...در تلاش برای دزدیدن تاج و تخت، ‫خودشو جای مارگارت جا زد

‫خوشبختانه، فیونا گیر افتاد و محکوم ‫ به انجام ساعت‌های زیادی کار اجتماعی شد

‫من فکر میکردم که اون باید زندانی بشه ‫ولی مارگارت میگه اون جزء خانوادمونه

‫مگه میشه اینقـــدر اتفاق ‫ توی کیسمس بیوفته آخه؟

‫خـــب، شایــد

‫چون امسال من

‫دارم یه مراسم بین المللی کریستمس رو ‫میزبانی میکنم، به همراه مارگارت

‫که تقریبا بهترین دوستم ‫توی دنیاعه

‫و برای جشن گرفتن این رویداد

‫واتیکان به ما ستاره صلح ‫رو قرض داده

‫یه شیء با ارزش که زمانی متعلق ‫به خود سینت نیکولاس بوده

‫این ستاره تا زمانی که بالای درخت عظــیم ‫ کریسمسمون قرار بگیره تحت نگهبانی خواهد بود

‫که میشه توی مراسم روشن کردن درخت ‫در شب کریسمس

‫اوه و اون شخص هم کاردینال اومواست ‫مامور مخصوص از واتیکان

‫وای این خیلی خوبــه

‫باورت میشه؟

‫واقعا باورنکردینه

‫حس میکنم ما داریم تاریخ ساز میشیم

‫-واسه اینه که واقعا داری تاریخ ساز میشی

‫علیاحضرت، بانوی من

‫این شما و این، ستاره صلح

‫هیچکس هیچ پولی به جیب نمیزنه ‫تمام پول به خیریه میرسه

‫بله ما یک مورد لغو قرار داشتیم

‫پس یک مصاحبه نهایی برای ‫پر کردن یک نقش در برنامه موجوده

‫باشه، خداحافظ

‫منو استیسی جزئیات رو خودمون ‫مدیریت میکنیم پس ماهم خواهیم اومد

‫بسیار خب، ممنون بابت چک کردنت، خداحافظ

‫این دیگه آخرین تماسی بود ‫که امشب میگیرم

‫منم همینطور

‫به جز این یکی، ســلام لیــو

‫-عیدتون مبـــارک! ‫-عید توهــم مبـارک

‫دلمون برات تنگ شده عزیزدلم، ‫امتحانات چطور بودن؟

‫خیـلی اذیت کردن

‫اشتباه برداشت نکنید، ‫من عاشق آکادمی باله‌ام

‫ولی تو بخش مدرسه مجبورت میکنن ‫خیــلی زحمت بکشی

‫چیزی نیست که تو از پسش بر نیای

‫تو راه فرودگاهی ؟

‫واسه همینه که زنگ زدم، ‫فرودگاه جان اف کندی به خاطر شرایط هوایی تعطیله

‫همراهم میگه ممکنه از ‫فرودگاه بردلی بریم

‫اوه، باشه مارو بی خبر نذار

‫دوستت دارم

‫من بیشتــر دوستت دارم

‫وقتی بدونم رسیده راحتتر خوابم میبره

‫اره، منم همینطورم

‫بیا اینجا

‫بسیار عالی علیاحضرت

‫منو مارگارت عاشق باهم کار کردن هستیم، ‫آره؛ مطمئنم که دوباره این کارو میکنیم

‫فقط الان یه جورایی دستمون پره

‫ما دوست داریم دوباره سگ کورگیس رو ببینیم ‫(نژاد سگ(

‫-قطعا، میتونی حرفمو نقل قول کنی ‫- بله و عید شما هم خیلی مبارک باشه

‫-بسیار ممنونم ازت، خدانگهدار ‫-سلامت باشید

‫خب، با این شد 11 تا سفیر

‫9 تا نخست وزیر، 7 تا شاه، 4 تا ملکه

‫یک تیم کامل به نمایندگی از کشور پنگلیا

‫و یک کبک توی درخت گلابی؟ ‫(سمبل مسیح بر صلیب)

‫یه چیزی تو مایه‌های همین

‫من واقعا خوشحالم که تورو توی این وضعیت ‫ دقیقه نودی دیوونه کننده دارم که بهم کمک کنی

‫ما تیم خوبی هستیم مگه نه؟ ‫درست مثل تیم جوراب قرمزای شیکاگوی مورد علاقت

‫جوراب سفیدای شیکاگو درسته

‫باشه، اوناهم همینطور، همه جورابیا

‫-آفریــن! ‫- شگفت انگیز بود

‫- بسیار ممنونم ‫- خانوم‌ها و آقایان، از این طرف لطفا

‫شاید بهتره اینارو بذاریم بعد یودل خوان ‫(سبک خوانندگی)

‫ما واقعـــا به یه یودل خون نیاز داریم ؟

‫خب، ما نمیخوایم به سفیر سوئیس توهین بکنیم

‫ما به هیچــکی نمیخوایم توهین کنیم

‫آره

‫من واقعا متاسفم که مزاحم میشم، ‫علیاحضرت، ولی خب

‫ما یه مشکلی داریم

‫ایشون بارزس مورِتی هستند، ‫یک ناظر از پلیس

‫پلیـس؟ خب، جدی به نظر میاد

‫متاسفم ولی جدیه، علیاحضرت

‫ستاره صلح ناپدید شده

‫این اتفاق نباید میوفتاد

‫مگه گاوصندوق موزه تحت نگهبانی ‫شبانه روزی نیست؟

‫نگهبان‌ها بیهوش شده بودند

‫ما اثرات گاز کلرومتان را در سیستم ‫تهویه ای که در

‫دفتر نگهبانی کار میکرد پیدا کردیم

‫مطمئنا دوربین‌های مدار بسته یه چیزی ضبط کردن

‫دزدها هاردهای دوربین رو کامل پاک کردند

‫هرکسی این کارو کرده فکر همه جارو کرده

‫ما پلیس اینترپل رو خبر کردیم، ‫ولی بدون هیچ سرنخ و مدرکی

‫ما کار خیلی زیادی نمیتونیم بکنیم

‫لطفا بهمون قول بده که برای مراسم ‫برش میگردونی

‫عذر میخوام ولی قولی که میدم ‫مثل رویه کیک خواهد بود

‫راحت درست میشه، و راحت هم خراب

‫ای خدا!

‫ما قصد داریم تحقیقات رو ‫مخفیانه نگه داریم

‫تا موقعی که اطلاعاتمون بیشتر بشه

‫خب، بهتر نیست به کاردینال خبر بدیم؟

‫ازونجایی که ممکنه این سهل انگاری ‫از امنیت واتیکان باشه

‫اینترپل از ما خواسته که دست نگه داریم ‫تا مطمئن شیم کار اونا نبوده

‫فقط بدونید ما هرکاری که میتونیم داریم انجام میدیم

‫خب، ممنون، بارزس

‫عتیقه سینت نیکولاس

‫منظورم اینه که، این یه رسوایی بین المللی در ‫مقیاس وحشتناک بزرگه

‫بیا فقط سعی کنیم آروم باشیم، باشه؟

‫البته، باشه

‫آروم باش

‫-من با شما کاملا هم دردی میکنم ‫- ممنونم

‫اما وقتی جواهرات تاج کشور ‫بلگراویا دزدیده شدند

‫پدر بزرگم، یعنی شاه، ‫نزدیک بود مقامشو از دست بده

‫این حرفات کمکی نمیکنه

‫اما جواهرات در آخر پیدا شدند

‫-خب، تیکه‌هایی ازون‌ها ‫-اه

‫یه یاقوت اینجا، یه یاقوت کبود اونجا، ‫یه الماس، خودتون میدونید

‫مرد، کوتــاه بیـا

‫یه کاری باید باشه که بتونیم انجام بدیم

‫پلیس داره رسیدگی میکنه بهش

‫اونا هیچ سرنخی ندارند

‫صبر کن ببینم، اگه پلیس‌های هیچ سرنخی ندارن

‫پس این وظیفه ماعه که یچیزی پیدا کنیم ‫که اونا بهش فکر نکردن

‫مثلا چی؟

‫خب، ما به یه نفر نیاز داریم

‫که اطلاعاتی داشته باشه که ‫پلیس‌ها ندارن

‫یکی که که با بازار سیاه ‫رابطه داشته باشه

‫و خب ضرری هم نداره که طرفمون ‫فقط یکـوچولو خلاف باشه

‫یه کوچولو خلاف؟

‫بله، قطعا

‫ما به یه شخص نیاز داریم ‫که واقعا مانند یه مجرم فکر میکنه

‫کسی که سابقه فکر نکردن ‫ به عواقب کارشو داره

‫و به هیچوجه ترسی از ‫شکستن قوانین نداشته باشه

‫-چی میشد اگه یه نفر اینجوری رو میشناختیم ‫-فیـونا

‫اگه یک نفرم طرف نامناسب همه چیو بدونه، ‫اون دختر خالمه

‫خودم میدونم

‫ببخشید، بذارید ببینم درست فهمیدم

‫شما میخواید زنی که که به همراه گروهش خودشو

‫به جای تو زد تا کشورو بدست بیاره رو ‫استخدام کنی؟

‫اصلا مگه اون زندان نیوفتاد؟

‫فیونا داره حکم خدمات اجتماعیشو توی صومعه

‫سینت مایکل میگذرونه

‫من واقعا داشتم قبل از این اتفاقات ‫به دعوتش برای کریسمس فکر میکردم

‫واقعا داشتی فکر میکردی؟

‫من همیشه دلم براش میسوخته

‫اون توی مدرسه شبانه بزرگ شده و ‫هیچکسی نبوده که مراقبش باشه

‫فکر میکنم این یه سال توی صومعه بودن ‫شخصیتشو بهتر کرده

‫نه اونقدر بهتر

‫ببین، اینجوری نیست که به فیونا اعتماد داشته باشم

‫ولی منظورم اینه، ‫صومعه تا اینجا کمتر از یه ساعت راهه

‫و خب پلیس‌‌ها هم توی گل گیر کردن

‫بی وجدانیه که بشینیم اینجا ‫و کاری نکنیم

‫مگه چیزی برای از دست دادن داریم؟

‫خب، همه وسایلمون که قفل و زنجیرنشدن ولی...

‫...ایده دیگه ای به ذهن من نمیرسه پس...

‫کوین؟

‫من قفل و زنجیر کردن رو شروع میکنم

‫یه قسمت رو جا انداختی

‫کجا؟

‫کتابخونه

‫میدونی، جایی که کتابا هستن

‫الان وقت استراحتمه

‫نیازه یادآوری کنم، خانم فیونا پمبروک

‫که شما هنوز 1242 ساعت

‫خدمات اجتماعی بدهکار هستید؟

‫خب، 1241 ساعت

‫با این وجود

‫مادر ارشد میخواد شمارو در دفترش ببینه

‫همــین الـــان!

‫زنیکه وحشی

‫خواهران صومعه و من بسیار خوشحالیم که

‫خانم پمبروک کریسمس رو با ‫شما خواهد گذراند

‫اون تنها خانواده‌ایه که برام مونده

‫خب، مادرش هم همینطور، ‫ولی من خالم رو سالهاست که ندیدم

‫امیدوارم که فیونا ‫خیلی دردسر درست نکرده باشه

‫همه ما فرزندان خداوندیم عزیزم

‫مگــی گــاوی!

‫اوووه!

‫اوه!

‫چه سورپرایز دلپذیری

‫خوب به نظر میرسی

‫تورو چی کشونده به این ‫گوشه خصوصی من از برزخ

‫من فکر کردم که خوبه که ‫تعطیلات رو باهم بگذرونیم

‫اوه، من قراره گردگیری کنم و طی بکشم؟

‫تو قراره مهمون ما باشی

‫بعد از یک تصمیم گیری

‫من به علیاحضرت گفتم که میتونم ‫اجازه قانون شکنی کوچیک ولی مخفیانه بدم

‫به خاطر اینکه کریسمسه

‫مدامی که شما قول بدهید که تا ‫20 دسامبر بازگردی

‫یک سخنرانی کمیته انضباطی هست

‫که برای اون شما باید حضور داشته باشید

‫ما کاملا قول میدیم که تا اون زمان ‫برش گردونیم ای مادر ارشد

‫حرف من برای شما سند

‫خب در این صورت

‫خانم پمبروک آزاده که ‫تعطیلات را در کاخ بگذرونه

‫انگار قراره خوش بگذره

‫ممنونم، بارزس

‫باشه، مارو بیخبر نذار

‫هیچی دستگیرشون نشد؟

More Farsi Persian subtitles for The Princess Switch 3: Romancing the Star

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left