처음 149줄입니다.
میو! دست نکن تو دامن من!
فکر کنم تو هم مثل بقیه مردا یه گرگ گرسنهای رئیس.
یا نکنه تقصیر خودمه که اینقدر خوشگلم میو؟
میو؟! این چه قیافهایه؟
عجب احمقی هستی لینیا.
چی گفتی؟!
حقیقت.
ها؟! جرات داری دوباره بگو میو!
آروم باشین! نمیتونم صدای فکر کردن خودمم بشنوم!
اگه برا مسخره بازی اومدین اینجا برگردین خونهتون!
برای همین...
فکر کردی داری با کی حرف میزنی میو؟
عذر میخوام که مزاحم مطالعهات شدیم. دیگه سر و صدا نمیکنیم.
بشین دیگه.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
مترجم: حمید احمدی
II
Mushoku Tensei
Jobless Reincarnation
ها؟
هی! یالا!
زبونت رو گربه خورد؟
حرف بزن!
هی، خجالت نمیکشین چند نفری ریختین سر یه نفر؟
خب؟ یالا تکون بخور!
ها؟! تو دیگه کدوم خری هستی؟
هی... اون باتلاقه.
ها؟
نمیدونم جریان چیه، ولی فقط ترسوها شش نفری میریزن سر یه نفر.
بیاین بریم.
حالت خوبه؟
یادم نمیاد ازت کمک خوا...
نه، ممنون. به دادم رسیدی.
قابلی نداشت.
فکر میکردم از دستم عصبانی بشه.
بالاخره فهمید من مشکلی باهاش ندارم؟
اصلا کلیف برای چی از من متنفره؟
خب، فکر کنم مهم نباشه.
هی.
چیزه... یه دختری هست که ازش خوشم میاد.
خب؟
یه دفعه چش شده؟
نگو که میخواد نامه عاشقانهاش رو به طرف یدم؟ با شاید میخواد برا رو به رو شدن باهاش تمرین بکنه؟
اونه.
باشه.
خدایی؟
اون خانم لب پنجره، الینالیزه دراگونرود!
اسمش، زیباست ولی جسورم هست. کاملا برازندشه!
نمرههاش ثابت میکنه اهل درس خوندنه!
و به عنوان یه ماجراجوی سابق، تجربه عملی از مبارزه جادویی داره!
واقعا زن شگفت انگیزیه!
صحیح.
فکر میکردم توهم زدم، ولی واقعا منظورش الینالیزه است.
ولی،
دیروز اون یاروها داشتن شایعات بی اساس در موردش پخش میکردند،
میگفتن حاضره با هر پسری تو دانشگاه بخوابه.
منم سعی کردم دهنشون رو ببندم، ولی خب...
شرمنده ولی همچین بی اساسم نبوده.
چرا اینا رو داری به من میگی؟
ام... میشه... معرفیم کنی؟
اون رو میشناسی مگه نه؟
مشورت عاشقانه؟
رو کسی کراش زدی رودیوس کون؟!
نه، برا یکی از دوستام پرسیدم.
برا دوستت؟
بین خودمون باشه، کلیف سنپای که از دانش آموزای ویژه است.
که اینطور. ادامه بده.
کلیف گفت عشق با نگاه اول بوده.
اون کسیم که عاشقش شده رو میشناسم، ولی نمیدونم باید معرفیش کنم یا نه.
چی کار باید بکنم؟
خب، نسبت به این زن چه حسی داری؟
مشکلی باهاش ندارم، ولی قصد رابطه داشتن هم ندارم.
که اینطور.
خب، چون تو همچین حسی نسبت به اون داری، دلیل نمیشه کلیف هم همینطور باشه.
هم...
یکی هست که منم ازش خوشم میاد، برای همین درکش میکنم.
فیتز سنپای کراش زده؟ موندم طرف کی میتونه باشه.
فکر کنم شاهدخت آریل محتمل ترین گزینه باشه.
وقتی یه نفر جلوی چشمته ولی نمیتونی بهش بگی چه حسی داری دردناکه.
برای همین، به نظرم باید معرفیشون کنی.
و بهش یه فرصت بدی تا احساساتش رو بروز بده.
ولی ممکنه بعدا مشکل پیش بیاد.
کاریش نمیشه کرد.
وقتی معرفیشون کردی تصمیم گرفتن برای بقیه راه با خودشونه.
هر چی بیشتر به حرفش گوش میکنم بیشتر قانع میشم.
متوجهم. خیلی ممنون فیتز سنپای.
ن...نه. فقط... خوشحالم که تونستم بهت کمک کنم.
چه سورپرایزی رودیوس.
زیاد دنبال من نمیفرستی.
اون کیه؟
کلیف، میدونم که قبلا بهت هشدار دادم،
ولی هر اتفاقی افتاد، نندازش گردن من.
معلومه. خودم رو برای نه شنیدن آماده کردم!
الینالیزه سان، این کلیف گریمور سانه.
یه دانشجوی ویژه است و یه سالم از من جلوتره.
ممنون که معرفیم کردی. کلیف هستم.
اوه، چه پسر مودبی!
من الینالیزه دراگونرود هستم.
خب، چرا اومدی من رو ببینی کلیف؟
خب، میخواست باهات آشنا باشه، منم آوردمش.
بله، خیلی وقته زیبایی شما رو تحسین میکنم!
التماس میکنم وارد شدن به یه رابطه شخصی با بنده رو در نظر بگیرید!
هی!
بله؟
چه قدر؟
فکر کرده من سنپایهام رو جاکشی میکنم؟ خیلی کار کثیفیه.
پولی در کار نیست.
دروغ نگو.
رودیوس، تو میدونی من چطوریم.
باید از خودت خجالت بکشی که همچین پسر سادهای رو آوردی پیش من.
اونی که شرم و حیا لازم داره من نیستم.
گولش نزدم. فقط معرفیش کردم.
جدا؟
اگه بخوای به اسم استاد روکسی قسم میخورم.
حتی اگه راستم بگی، همچین پسری دردسر میشه.
عجیبه.
فکر میکردم بهم بگه یه مهمونخونه از قبل آماده داره و پسره رو قاپ بزنه.
یادت رفته من چه نفرینی دارم؟
نمیتونم فقط با یه نفر باشم.
پس باید خودت درخواستش رو رد کنی.
مشکلی نداری؟ برای تو بد نمیشه؟
هیچ مشکلی نیست. ولی بی زحمت سعی کن تا جای ممکن رو راست باشی.
متوجهم.
رودیوس، نباید تو زندگی عاشقانه بقیه سرک بکشی.
درسته.
پس با اجازه.
رودیوس، ام... ممنونم!
دلم به حال کلیف میسوزه، ولی احتمالا اینطوری بهتر باشه.
صبح ب...
...خیر.
رودیوس! صبح بخیر!
تصمیم گرفتیم با هم قرار بذاریم.
پس برنامه چی شد؟
خواستگاریش اینقدر مردونه بود که حتی قلب منم به تاپ تاپ افتاد.
تبریک میگم. ولی نفرینت چی؟
به خاطر کلیف نهایت سعیم رو میکنم تا از این به بعد خودم رو کنترل کنم.
نمیذارم تنهایی زجر بکشی!
قسم میخورم که نفرینت رو بر میدارم!
کلیف.
الینالیزه.
خوب گوش کن جولی، برای ضبط اون لحظه...
اگه خودشون این رو میخوان، من کی باشم بگم نه؟
تمامیاین حرکت باید انرژی رو....
عین سگ دلم میخواد درمانم پیدا بشه تا منم بتونم دست به کار بشم.
چه قدر سر حالن.
ظاهرا، مردا و زنای نیمه حیوان، توی پاییز دوئل میکنند،
و برنده ها رهبر خانواده میشن.
خواستگاریشون اینطوریه.
خلاصه بگم، فصل جفت گیریه.
No comments yet. Be the first to leave one.