릴리스 정보

Mushoku Tensei-Season2 Episode 08
Mushoku-Tensei-Season2-Episode-08
Mushoku Tensei Season2 Episode 08
Mushoku-Tensei-Season2-Episode-08-DigiMoviez
Mushoku-Tensei-Season2-Episode-08-DigiMoviez com
Mushoku Tensei S2 08
다음의 해설 Hamid_Ice
█⫸ حمید احمدی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

태그

other
게시일: 2023-08-27
다운로드: 32
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 149줄입니다.

‫میو! دست نکن تو دامن من!

‫فکر کنم تو هم مثل بقیه مردا یه گرگ ‫گرسنه‌ای رئیس.

‫یا نکنه تقصیر خودمه که اینقدر خوشگلم میو؟

‫میو؟! این چه قیافه‌ایه؟

‫عجب احمقی هستی لینیا.

‫چی گفتی؟!

‫حقیقت.

‫ها؟! جرات داری دوباره بگو میو!

‫آروم باشین! نمی‌تونم صدای فکر کردن خودمم بشنوم!

‫اگه برا مسخره بازی اومدین اینجا ‫برگردین خونه‌تون!

‫برای همین...

‫فکر کردی داری با کی حرف می‌زنی میو؟

‫عذر می‌خوام که مزاحم مطالعه‌ات شدیم. ‫دیگه سر و صدا نمی‌کنیم.

‫بشین دیگه.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

مترجم: حمید احمدی

‫II

‫Mushoku Tensei

‫Jobless Reincarnation

‫ها؟

‫هی! یالا!

زبونت رو گربه خورد؟

‫حرف بزن!

‫هی، خجالت نمی‌کشین چند نفری ‫ریختین سر یه نفر؟

‫خب؟ یالا تکون بخور!

‫ها؟! تو دیگه کدوم خری هستی؟

‫هی... اون باتلاقه.

‫ها؟

‫نمی‌دونم جریان چیه، ولی فقط ترسو‌ها شش نفری ‫می‌ریزن سر یه نفر.

‫بیاین بریم.

‫حالت خوبه؟

‫یادم نمیاد ازت کمک خوا...

‫نه، ممنون. به دادم رسیدی.

‫قابلی نداشت.

‫فکر می‌کردم از دستم عصبانی بشه.

‫بالاخره فهمید من مشکلی باهاش ندارم؟

‫اصلا کلیف برای چی از ‫من متنفره؟

‫خب، فکر کنم مهم نباشه.

‫هی.

‫چیزه... یه دختری هست که ازش خوشم میاد.

‫خب؟

‫یه دفعه چش شده؟

‫نگو که می‌خواد نامه عاشقانه‌اش رو به طرف یدم؟ ‫با شاید می‌خواد برا رو به رو شدن باهاش تمرین بکنه؟

‫اونه.

‫باشه.

‫خدایی؟

‫اون خانم لب پنجره، ‫الینالیزه دراگونرود!

‫اسمش، زیباست ولی جسورم هست. ‫کاملا برازندشه!

‫نمره‌هاش ثابت می‌کنه ‫اهل درس خوندنه!

‫و به عنوان یه ماجراجوی سابق، تجربه ‫عملی از مبارزه جادویی داره!

‫واقعا زن شگفت انگیزیه!

‫صحیح.

‫فکر می‌کردم توهم زدم، ‫ولی واقعا منظورش الینالیزه است.

‫ولی،

‫دیروز اون یاروها داشتن شایعات بی اساس ‫در موردش پخش می‌کردند،

‫می‌گفتن حاضره با هر پسری ‫تو دانشگاه بخوابه.

‫منم سعی کردم دهنشون رو ببندم، ولی خب...

‫شرمنده ولی همچین بی اساسم نبوده.

‫چرا اینا رو داری به من می‌گی؟

‫ام... میشه... معرفیم کنی؟

‫اون رو می‌شناسی مگه نه؟

‫مشورت عاشقانه؟

‫رو کسی کراش زدی رودیوس کون؟!

‫نه، برا یکی از دوستام پرسیدم.

‫برا دوستت؟

‫بین خودمون باشه، کلیف سنپای که ‫از دانش آموزای ویژه است.

‫که اینطور. ادامه بده.

‫کلیف گفت عشق با نگاه ‫اول بوده.

‫اون کسیم که عاشقش شده رو می‌شناسم، ‫ولی نمی‌دونم باید معرفیش کنم یا نه.

‫چی کار باید بکنم؟

‫خب، نسبت به این زن چه حسی داری؟

‫مشکلی باهاش ندارم، ‫ولی قصد رابطه داشتن هم ندارم.

‫که اینطور.

‫خب، چون تو همچین حسی نسبت به اون داری، ‫دلیل نمیشه کلیف هم همینطور باشه.

‫هم...

‫یکی هست که منم ازش خوشم میاد، ‫برای همین درکش می‌کنم.

‫فیتز سنپای کراش زده؟ موندم طرف کی می‌تونه باشه.

‫فکر کنم شاهدخت آریل محتمل ‫ترین گزینه باشه.

‫وقتی یه نفر جلوی چشمته ولی نمی‌تونی ‫بهش بگی چه حسی داری دردناکه.

‫برای همین، به نظرم باید معرفیشون کنی.

‫و بهش یه فرصت بدی تا احساساتش ‫رو بروز بده.

‫ولی ممکنه بعدا مشکل پیش بیاد.

‫کاریش نمیشه کرد.

‫وقتی معرفیشون کردی تصمیم گرفتن ‫برای بقیه راه با خودشونه.

‫هر چی بیشتر به حرفش گوش می‌کنم ‫بیشتر قانع میشم.

‫متوجهم. خیلی ممنون ‫فیتز سنپای.

‫ن...نه. فقط... خوشحالم که تونستم ‫بهت کمک کنم.

‫چه سورپرایزی رودیوس.

زیاد دنبال من نمی‌فرستی.

‫اون کیه؟

‫کلیف، می‌دونم که قبلا بهت ‫هشدار دادم،

‫ولی هر اتفاقی افتاد، نندازش گردن من.

‫معلومه. خودم رو برای نه شنیدن ‫آماده کردم!

‫الینالیزه سان، این کلیف گریمور سانه.

‫یه دانشجوی ویژه است ‫و یه سالم از من جلوتره.

‫ممنون که معرفیم کردی. ‫کلیف هستم.

‫اوه، چه پسر مودبی!

‫من الینالیزه دراگونرود هستم.

‫خب، چرا اومدی من رو ببینی کلیف؟

‫خب، می‌خواست باهات آشنا باشه، ‫منم آوردمش.

‫بله، خیلی وقته زیبایی شما ‫رو تحسین می‌کنم!

‫التماس می‌کنم وارد شدن به یه ‫رابطه شخصی با بنده رو در نظر بگیرید!

‫هی!

‫بله؟

‫چه قدر؟

‫فکر کرده من سنپای‌هام رو جاکشی می‌کنم؟ ‫خیلی کار کثیفیه.

‫پولی در کار نیست.

‫دروغ نگو.

‫رودیوس، تو می‌دونی من چطوریم.

‫باید از خودت خجالت بکشی که همچین ‫پسر ساده‌ای رو آوردی پیش من.

‫اونی که شرم و حیا لازم داره من نیستم.

‫گولش نزدم. ‫فقط معرفیش کردم.

‫جدا؟

‫اگه بخوای به اسم استاد روکسی ‫قسم می‌خورم.

‫حتی اگه راستم بگی، ‫همچین پسری دردسر میشه.

‫عجیبه.

‫فکر می‌کردم بهم بگه یه مهمونخونه از قبل ‫آماده داره و پسره رو قاپ بزنه.

‫یادت رفته من چه نفرینی دارم؟

‫نمی‌تونم فقط با یه نفر باشم.

‫پس باید خودت درخواستش ‫رو رد کنی.

‫مشکلی نداری؟ ‫برای تو بد نمیشه؟

‫هیچ مشکلی نیست. ولی بی زحمت ‫سعی کن تا جای ممکن رو راست باشی.

‫متوجهم.

‫رودیوس، نباید تو زندگی عاشقانه ‫بقیه سرک بکشی.

‫درسته.

‫پس با اجازه.

‫رودیوس، ام... ممنونم!

‫دلم به حال کلیف می‌سوزه، ‫ولی احتمالا اینطوری بهتر باشه.

‫صبح ب...

‫...خیر.

‫رودیوس! صبح بخیر!

‫تصمیم گرفتیم با هم قرار ‫بذاریم.

‫پس برنامه چی شد؟

‫خواستگاریش اینقدر مردونه بود ‫که حتی قلب منم به تاپ تاپ افتاد.

‫تبریک می‌گم. ولی نفرینت چی؟

‫به خاطر کلیف نهایت سعیم رو می‌کنم ‫تا از این به بعد خودم رو کنترل کنم.

‫نمی‌ذارم تنهایی زجر بکشی!

‫قسم می‌خورم که نفرینت رو بر می‌دارم!

‫کلیف.

‫الینالیزه.

‫خوب گوش کن جولی، برای ضبط اون لحظه...

‫اگه خودشون این رو می‌خوان، ‫من کی باشم بگم نه؟

‫تمامی‌این حرکت باید ‫انرژی رو....

‫عین سگ دلم می‌خواد درمانم پیدا ‫بشه تا منم بتونم دست به کار بشم.

‫چه قدر سر حالن.

‫ظاهرا، مردا و زنای نیمه حیوان، ‫توی پاییز دوئل می‌کنند،

‫و برنده ها رهبر خانواده‌ میشن.

‫خواستگاریشون اینطوریه.

‫خلاصه بگم، فصل جفت گیریه.

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left