처음 200줄입니다.
مونی!
اسکاتی!
چیه؟!
مونی!
اسکاتی!
چیه؟ چیه؟
مونی!
اسکاتی!
چیه؟ چیه؟
مونی!
اسکاتی!
چیه؟ چیه؟
تازهها تو فیوچر!
تازهها تو فیوچر!
اسکاتی، وایسا! نه بچهها، از اینور. بیاین!
اون یکی اونجا. اون آبیه.
من میتونم از تو دورتر بندازمش.
آره جون خودت.
مونی، من دو امتیاز ازت جلوترم.
من... نه، من صد امتیاز گرفتم.
عمراً.
من میخوام جلوی ماشین رو بگیرم.
اوه. من شیشه جلو رو گرفتم.
من سقف رو گرفتم.
این چه غلطیه؟
هی! بس کنین!
بیاین بابا، شوخی میکنین باهام، بچهها؟
اون ماشین منه! برو خونه، عوضی آشغال!
هی! تو هیچی نیستی!
تو خودت آشغالی!
همین الان بیا پایین و تمیزش کن!
لعنتی، لعنتی، لعنتی!
شوخی ندارم.
همین الان گورتو گم کن بیا پایین و تمیزش کن!
همین الان این کثافت رو تمیز کن! تو رئیس من نیستی!
پدر و مادرت کجان؟
هی!
اون تف کرد روم! هی!
اون نبود، من بودم، بیحیای احمق!
به پدر و مادرت میگم! ببینم میتونی، عوضی. من اینجا زندگی نمیکنم!
عوضی آشغال!
هی! نه، نه، نه، نه، نه!
هی! اوف!
همونجا وایسا. هی!
برو، برو، برو، برو! بدو!
هی، بیا اینجا!
بیا همین الان این کثافت رو تمیز کن!
دیکی!
همین الان گورتو گم کن برو بالا!
اما، بابا! همین الان!
هی، اون بچهی توئه؟
اون و دوستاش تف کردن رو ماشینم! بیا اینجا!
چرا داری جلوی دوستام سرم داد میزنی؟
وای. وای.
آره، آره.
اوه، آره، اوه، آره، اوه، آره؟
ممنون.
هی! هوو!
چون زخمهامو بوس میکنم؟
هی، هی، هی.
هردوتون کفشاتونو دربیارین. هی، اسلینکی کجاست؟
پیداش کردم.
بفرما. همه اینجوری جمع شده؟ یوی، یوی، یوی.
یوی، یوی، یوی، یوی.
میخوام همین الان با مدیر صحبت کنم.
کمکی از دستم برمیاد؟ شما مدیر هستین؟
بله؟ دارم میام. وییی!
بله؟ باید با مادرت حرف بزنم.
مونی، اون کی بود؟ هیچکس.
ای بابا مونی، شما دو تا چیکار کردین؟
هیچی.
آره؟ هیلی، این خانم همسایهی بغلیه.
و اون میگه مونی یه کاری با ماشینش کرده.
شما اتاق ۳۲۲ هستین؟
نه، فیوچرلند. اوه.
باشه، اون و دوستش اسکوت همه رو بچهم و ماشینم تف کردن.
اسکاتیه! اسکاتیه، نه اسکوت.
دیدی این کارو کردن؟
بله، دیدم. پدر دوستشون بهم گفت.
اونا همیشه از این غلطا میکنن. این درست نیست.
کدوم دوستشون؟ هر چی. اونا تف کردن رو ماشینم.
و اونا تف کردن رو بچهم.
هیلی، اول، این رو حل کن.
دوم، اگه دوباره تو اتاق سیگار بکشی، از اینجا بیرونت میکنم.
من سیگار نمیکشم. خداحافظ بابی.
آخرین اخطار، هیلی. آره، خب، من که نمیکشم.
عوضی.
بیاین، شما دو تا برین چند تا دستمال کاغذی بیارین.
وای!
برتا! ما دستمال کاغذی میخوایم!
ما دستمال کاغذی میخوایم.
لطفاً. ممنون.
این دو تا بچهی توئن؟
اینا؟ نه، مال من نیستن.
خب، الان مال منن.
دخترم وقتی ۱۵ سالش بود منو مادربزرگ کرد.
پس من فقط مراقبشون هستم.
تا وقتی دست از ادا درآوردن مثل پدر احمقش برداره.
کی اومدی اینجا مادربزرگ؟
اون وروجک منه.
وروجک من
وای خدا
بازم از اینا گیرت اومد؟
هی، دختر!
هی!
یه دونه دیگه هم داشتی؟ آره.
این کِی بود؟
بس کنین! هی، بچهها!
دارین زیادی خوش میگذرونین و نباید خوش بگذره.
باید کار باشه، باشه؟
پس بگیرین دست به کار شین. بگیرین دست به کار شین. تابستونه.
بذار خوش باشن.
فکر کنم خیلی بیاحترامی بود. تابستونه.
چی میخوای؟ خیلی بیاحترامیه. این درست نیست.
اسمت چیه؟
جَنسی. جَنسی؟
چه جور اسمیه جَنسی؟ هی، جَنسی؟
اگه یکی بهمون کمک کنه، خیلی راحتتر میشه.
دارن در حق تو لطف میکنن. من از جانب تو خجالت میکشم.
جدی میگی؟ در حق من لطف میکنن؟
باشه. ولی... ماشین نیازی به کارواش نداشت.
هی، هی، جَنسی، عزیزم چیکار میکنی؟
دارم تمیز میکنم! آره.
جنس، بذار خودشون تمیز کنن، باشه؟
این کار تو نیست. اونا ازم خواستن، پس من انجامش میدم.
نه، نمیخوام اون کارو بکنی، باشه؟ بذار کمک کنه.
باید داخلشو هم تمیز کنیم. شلوغه.
فکر میکنی اگه معاشرت نکنن، با هم کنار میان؟
کارشون همینه اینجا. آره، بچههای اجتماعی مثل تو.
آره، مثل خودم. چی میخوای بگی، خانوم؟
یه نخ بهت میدم تا سرحال بیای، چون استرس داری.
بهت کمک میکنم. شاید من خودم به همین نیاز دارم.
باید یه کم ریلکس کنم، باید یه نخ روشن کنم.
و باید با یکی باشم.
منم همینطور، دختر. درکت میکنم.
اوه آره، اوه آره.
نوبت منه. باشه.
اوه آره، اوه آره.
هی!
ها!
هی، عزیزم.
سلام، مامان. سلام، خانم اشلی.
بفرمایید. بفرمایید. ممنون.
هی، مادرم میخواست بدونه اگه میخوای امشب بریم OBT.
شنبهست، درسته؟ آره.
باشه، پس میریم. باشه.
بای. بای.
برید خوش بگذرونید. مواظب باشید، باشه؟
خداحافظ، مامان. بای.
شربت افرا نیست.
برات نذاشته بود؟ نه.
مامانم همیشه اشتباه میکنه.
خب، باید بهش بگی ما شربت افرا اضافه دوست داریم.
همیشه بهش میگم و بعد فراموش میکنه.
اوه، ببین.
انگشت وسط!
انگشت وسط!
تو یه حیوان وحشی هستی.
هی. هی، بچهها.
هی، دختر. خیلی ممنون.
خواهش میکنم. البته، البته.
اگه شیطنت کردن، بهم خبر بده.
البته. مؤدب باشید، باشه؟ جدی میگم.
چطوری؟ خوبم.
خوب بودم، کار میکردم، میدونی، از بچه مراقبت میکردم.
خودت که میدونی. سلام، عزیزم.
سلام. خیلی خوبه که میبینمت.
هی!
هی. چطوری؟ چه خبر، دُن؟
آه!
اونا لعنتی سیمون رو انتخاب کردن. داری شوخی میکنی؟
میدونم، آره؟ من خیلی بیشتر از اون عوضی اونجا بودم.
باورم نمیشه.
بیخیالش.
به محض اینکه من مدیر بشم، تو رو صد درصد استخدام میکنم، عزیزم. خیالت راحت.
ناراحت نباش. بیا فقط یه شب خوب داشته باشیم.
یه شب خوب خواهیم داشت.
لبخند بزن!
بیشتر اون دخترای بی ارزش داشتن کارای اضافه میکردن.
میدونی، تو اتاق پشتی؟ من کارای اضافه نمیکنم.
من برای انعام میرقصم. کار من همینه. گفتم نه.
دو روز بعد بدون هیچ هشداری، هکتور منو اخراج میکنه.
بعد از اینکه تمام شب لعنتی نذاشت من برم روی صحنه؟
هالی، متأسفم، ولی... مزخرفه!
متأسفم بگم که این روی کمک هزینه TANF تو تأثیر میذاره.
معلومه! برای همین اینجام. باشه، لطفاً یه تلاش جدی بکن.
تا ۳۰ ساعت کار پیدا کنی. ها! تو برام ۳۰ ساعت کار پیدا کن.
من تو هر سوراخ سنبهای بالا و پایین استریپ فرم پر کردم.
و پارکها هم منو استخدام نمیکنن.
میشه لطفاً زبونتو کنترل کنی؟
جلوی اون و بقیه؟ میشه فقط چند تا بلیت اتوبوس بهم بدی؟
اصلاً چرا اومدم اینجا؟ هالی، لطفاً، دارم تلاش میکنم.
سلام. میتونه دیکی بیاد بازی کنه؟
بعد از کاری که شماها کردید، یک هفته تنبیه شده.
کجا میریم؟ فقط بیا.
خانم، بازش کن.
سلام. چی؟
میتونه جَنسی بیاد بازی کنه؟
میخوای ببریش که تف کنه رو ماشین یکی دیگه؟
نه، ما فقط داریم بازی میکنیم. آره، فقط بازی.
No comments yet. Be the first to leave one.