Charmed

Charmed

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 6

릴리스 정보

Charmed S06E07 Soul Survivor 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
다음의 해설 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 7 Charmed زیرنویس فارسی سریال

태그

bluray
게시일: 2025-12-03
다운로드: 17
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

.باشه، اینجا رو امضا کن. خیله خب

.و اونجا

.و امضات رو دقیقاً همین‌جا بزن

.و کارتون تمومه

.خیله خب. پرونده‌ی اسمیت چی شد؟ حل و فصل شد

.اصلاحیه‌های سند امانت زنده‌م؟ ثبت شد

...به کمک مالی‌ام به

.بنیاد خیریه کودکان. اوکی شد. فردا صبح انجام میشه

.و، باید بگم که این کمک مالی واقعا سخاوتمندانه‌ایه

.آره، خب، کمترین کاری بود که می‌تونستم بکنم. باور کن

.بدون تو، پیج، نمی‌تونستم از پس همه‌ی اینا بربیام

.تو یه معجزه‌گر بودی

.ممنون. باید منو تو کارهای موقت دیگه‌م می‌دیدی

.اگه می‌خوای معجزه ببینی

.این برای توئه. فقط خواستم اینجوری ازت تشکر کنم

.واقعا نمی‌تونم... فقط بگیرش

.آدم باصفا رو خوب می‌شناسم

.ممنون

...خب، بهتره بری. مطمئنم خانواده‌ات هیچ‌وقت منو نمی‌بخشن

.اگه تو رو تا بعد از نیمه‌شب اینجا نگه دارم. باشه

.خب، فردا می‌بینمت

.زیاد روش حساب نکن

!نه، نه، نه

!پشت سرت، پیج

!نه، پیج

.لری؟ ولش کن، جادوگر! از دستش دادی

!بیا یه ذره امتحانش کنیم. چیز خوبیه. صبح بخیر

خب، قرار چطور بود؟

.نپرس

کمک می‌خوای؟

.آره، اگه می‌خوای بری ماشینمو بشوری

.بری خشکشویی کارای منو بکنی و به جای منم بری سر کار

.عالی میشه! آره، اگه تو به جای من باشگاه رو اداره کنی

.بری دندون‌پزشکی و وایَت رو هم بزرگ کنی

.امروز، یه ثانیه هم شده، باهات عوض می‌کردم

اسپنسر ریکس، همون ستون‌نویس موذی که مشاوره می‌داد، یادت میاد؟

...همونی که تبدیلش کردی به بوقلمون؟ آره، خب

.باید همون‌جوری نگهش می‌داشتم

.الیس همین الان از رقیب‌مون کشیدش و استخدامش کرده که با من کار کنه

ببین چقدر خوش‌تیپه! چرا باید همچین کاری بکنه؟

...نمی‌دونم. حدس می‌زنم برای اینکه استخدام شدنش رو تبلیغ کنه، می‌خواد یه نامه انتخاب کنیم

...و هر کدوم بهش مشاوره بدیم. پس می‌دونی، یکی (مثلا) حساس و دلسوز

و اون یکی، مردسالار و موذی؟

.ممنون. یه لحظه به سرم زد که به جیسون زنگ بزنم و شکایت کنم

.ولی نمی‌خوام از رابطه‌مون برای اهرم فشار استفاده کنم

پس خوابیدن با رئیست چه فایده‌ای داره؟

.چون من واقعاً از خوابیدن با رئیسم لذت می‌برم

.آره، پز نده

.اینه که بهت نمی‌رسه داره تلخت می‌کنه. سلام. های. ببخشید

.اوه، اون نمی‌فهمه چی می‌گیم

!اون ۱۰ ماهشه. ای بابا، فکر می‌کنه داریم درباره شیر حرف می‌زنیم

.فیبی، اون یه اژدها ظاهر کرد

.هیچ چیز ازش بعید نیست. نکته‌ی خوبیه

...حالا اگه فقط می‌تونست راهی پیدا کنه که پسرا در نرن

.هر بار که چشمشون بهش می‌افته

.قرار گذاشتن به عنوان یه مادر تنها آسون نیست

.حتماً کلی پسر هستن که بچه دوست دارن

.آره، تا حالا که من یکی هم ندیدم. پس می‌خوام برم سر اصل مطلب

.سه تا قرار گذاشتم. همه‌شون قراره تو قرار اول، وایَت رو ببینن

.و اگه خوششون نیومد، مشکل خودشونه

.همیشه می‌تونی تبدیلشون کنی به بوقلمون

کجا بودی؟

پیج؟

پیج، چی شده؟ چی شده؟

ساعت چنده؟

هشت. کل شب بیرون بودی؟

.آره، فکر کنم بودم. بیا اینجا، آقا کوچولو

.همونجا بمون. باشه. یه لحظه اینجا بشین

.با ما حرف بزن

.دیشب یه بی‌گناه رو از دست دادم. یه دیو درست جلوی چشمم کشتش

اوه خدای من. تو شغل موقتت؟

.آره. باید می‌فهمیدم که همچین چیزی میشه

.هر شغل دیگه‌ای که رفتم، یه نفر آخرش به کمک من نیاز پیدا کرد

.فقط نمی‌دونم چرا ندیدمش. خب، شاید هم نباید می‌دیدی

.نه، باید می‌دیدم. فقط... من ندیدم

.بدتر از اون، وقتی سعی کردم نجاتش بدم، اون منو نجات داد

.فقط کاش می‌دونستم چی داره اتفاق می‌افته

اصلا چرا دنبال لری بودن؟

و چطور می‌دونست که دارن میان دنبالش؟

.منظورت چیه، اون می‌دونست؟ خب، می‌دونست

.داشت وصیت‌نامه‌اش رو نهایی می‌کرد

.کمک‌های مالی می‌کرد، سعی کرد منو از اونجا ببره بیرون

اون می‌دونست. چطور ممکنه می‌دونست؟

.نمی‌دونم، مگر اینکه شاید اونقدرها هم بی‌گناه نبوده باشه

.که احتمالا برای همین نباید نجاتش می‌دادی

.نه، من اینو باور ندارم

،ببین، پیج، حتی اگه هم بی‌گناه بود

...تو نمی‌تونی همه رو نجات بدی. منظورم اینه که این فقط درسیه

.که همه‌مون متاسفانه باید یاد می‌گرفتیم

.می‌دونم

.پیج، نمی‌تونی خودتو به خاطر چیزی که اتفاق افتاد سرزنش کنی

.اگه قرار بود نجاتش بدی، حتماً نجاتش می‌دادی. باید اینو باور کنی

.نمی‌تونم

لئو. اینجا چیکار می‌کنی؟

ولم کن! بازم داری دنبالم می‌کنی؟

.فکر کردم این مشکلات رو پشت سر گذاشتیم

.اون چیه؟ اون؟ هیچی

نه؟

این دیگه چه کوفتیه؟

.داستانش طولانیه

اون چیه، یه پورتال زمان؟ همینه؟ برای چی ازش استفاده می‌کنی؟

...لازم نیست جواب بدم. فکر کردم گفتی

.چیزی برای پنهان کردن نداری؟ مجبور نیستم جواب بدم

.شرط می‌بندی؟ نه

ما کجاییم؟ من از کجا بدونم؟

.همین بود که می‌خواستم بهت بگم. نمی‌تونم کنترلش کنم

.آره

.پس اگه کاری هست که از دستم برمیاد... ممنونم

.باورم نمیشه که رفته

.می‌دونم

.خوشحالم که وقتی اتفاق افتاد تنها نبود

.می‌دونم مدت زیادی نبود که تو رو می‌شناخت، ولی خوشحالم که پیشش بودی

.ای کاش زودتر رسیده بودم

.خب، کاری از دستت برنمی‌اومد

.سکته قلبی کرد. فکر کنم وقتش بود

.آره، من زیاد مطمئن نیستم

.منظورم اینه که اون خیلی جوون بود

،و از هرچیزی که مردم گفتن

اون یه مرد فوق‌العاده بود، می‌دونی؟

عادلانه به نظر نمی‌رسه. نه، همینطوره، مگه نه؟

،گوش کنید، خانم هندرسون، حس عجیبی دارم که اینو ازتون می‌پرسم

ولی قبل از این اتفاق، رفتارش فرق نکرده بود...؟

.ببخشید، من باید برم الان

.ولی اگه کاری داشتید، فقط به من زنگ بزنید

.آره، باشه. ممنونم

.نمی‌خوام وقتتون رو زیاد بگیرم

.نه، صبر کنید، لطفا

چی شد که این سوالو پرسیدید؟

.فقط بعضی از کارهایی که قبلاً ازم خواست براش انجام بدم

.تقریباً انگار می‌دونست قراره اتفاقی بیفته

.راستش، اون خیلی چیزها رو قبل از اینکه اتفاق بیفتن می‌دونست

.در واقع، گاهی اوقات تقریباً فکر می‌کردم که اون روشن‌بین بوده

.واقعاً؟ منظورم اینه که، حداقل توی کارش اینطور بود

.تا چند سال پیش ما هیچی نداشتیم

.بی‌پول بی‌پول، هیچ جا نمی‌رفتیم

و بعد، یهو... یهو...؟

.نمی‌دونم، انگار لاتاری برده بود یا یه همچین چیزی

.یهو دیگه نمی‌باخت. هر معامله‌ای که می‌کرد مثل طلا بود

،و البته اولش خوشحال بود

.ولی بعدش دیگه نبود

،و هر وقت ازش می‌پرسیدم چطور این کارو می‌کنه یا از کجا می‌دونه

.فقط می‌گفت که می‌تونه حس کنه، می‌دونی، چی قراره اتفاق بیفته

یعنی چی می‌تونه باشه این حرف؟

.ببخشید. برادرش پشت خطه

.ببخشید

.سلام، پیج

.ریچارد

.آخرین بار که دیدمت داشتی جونمو نجات می‌دادی

حالت چطوره؟

.به به، چه عجب. ناتوان

کجا بودی؟ چیه، سر وقت بانکی‌ها کار می‌کنی؟

.کله‌پوک. باشه، اول از همه پاهاتو از رو میزم بردار

.و دوم اینکه، از رو صندلیم بلند شو

.و من فکر کردم قراره دوست باشیم

!همین الان

.باشه، باشه. ای بابا، یه خورده آروم باش

.باحال

.باشه، بیا چند تا چیز رو اینجا روشن کنیم

.من اینو نخواستم و ازش خوشم نمیاد

پس زیادی فشار نیار، وگرنه... وگرنه چی؟

.می‌دونی چیه؟ بیا فقط یه نامه انتخاب کنیم

.خب، بیا با این شروع کنیم که تو این همه چرت و پرت هیچی خوب نیست

،یعنی، یه خانمی هست که می‌خواد از یه بازنده جدا بشه

،یه نفر دیگه هم می‌خواد به مامانش نزدیک‌تر باشه

.و این یکی هم نگران از دست دادن باکرگیش هست

.انگار یه کنفرانس لعنتی PMSه

.بذار یه سوال ازت بپرسم

تا حالا نامه‌ای از کسی غیر از یه مشت دختر نق‌نقو دریافت کردی؟

چی می‌گفتید؟

.پایپر

.رایان، سلام. خوبه، پیامم بهت رسید

.آره، منشی‌ام قبل از رفتن خبرم کرد

.فکر کردم قرار بود توی رستوران همو ببینیم

آره، ببخشید. کاری پیش اومد. همه چی خوبه؟

.آره، همه چی خوبه

.فقط اینکه پرستار بچه‌ام لحظه آخر کنسل کرد

پرستار بچه؟

تو بچه داری؟

به نظرت؟

فکر می‌کنم

.اون خیلی بانمکه

.واقعاً؟ کاملاً

.اسمش چیه؟ وایات

پس با این مشکلی نداری؟ هنوز می‌خوای بریم بیرون؟

.چی، شوخی می‌کنی؟ من عاشق بچه‌هام

.البته، فکر کنم الان باید بریم چاک ای. چیز

.اشکالی داره؟ نه. من فقط کیفمو برمی‌دارم

.حتماً. هی

!سلام، مرد بزرگ

می‌خوای با مامان و من بریم ناهار، ها؟

.اوه خدای من

.شاید بهتره ماشین جدا بگیریم به خاطر صندلی کودک

سلام. چیکار می‌کنی؟

.خب، خوبم

.راستش، الان خودم تنها تو خونه‌ام

.مامانم رفت. خانواده حوا هم دنبالش رفتن

.عجیبه که فکر کنیم تنها چیزی که ما رو کنار هم نگه داشته بود یه کینه بود

.باعث میشه پشیمون باشم که کمک کردم تمومش کنیم. نباش. این یه آزادی فوق‌العاده‌ست

داری خودتو سرزنش می‌کنی، آره؟

.آره، فکر کنم همینطوره

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left