Now You See Me 2

Now You See Me 2

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Now You See Me 2 2016 Hybrid 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
다음의 해설 warez
Translated subtitle from English to Persian Now You See Me 2 2016 زیرنویس فارسی فیلم

태그

bluray
게시일: 2026-02-24
다운로드: 31
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

ببخشید. معذرت می‌خوام. شرمنده

ببخشید. اجازه بدین رد شم

امشب، شعبده‌بازِ مثلاً معروف، لیونل شرایک

داره یه تلاش مذبوحانه‌ی دیگه می‌کنه تا جلب توجه کنه

با انجام دادن کاری که خودش بهش می‌گه «شاهکار غیرممکن»

این گاوصندوق از قوی‌ترین نوع آهن ساخته شده

نه می‌شه اره‌اش کرد و نه می‌شه به زور بازش کرد

با این حال، لیونل شرایک فکر می‌کنه که می‌تونه ازش فرار کنه

بابا! بابا

هی پسرِ گلم. خودتو رسوندی، نه؟

حالا، اون صندلی رو اونجا می‌بینی؟

بهترین جای سالنه

آیا لیونل شرایک از اون شعبده‌بازهایی هست که بتونه از پس این کار بربیاد؟

یا اینکه این دفعه لقمه‌ی بزرگتر از دهنش برداشته؟

حالا می‌بینیم

چی شده؟ نمی‌خوام بری

دیلن، اذیت نکن. قبلاً در موردش حرف زدیم

یادت نیست؟ کار من همینه

باید به همه‌ی اونایی که می‌گن نمی‌تونم، ثابت کنم اشتباه می‌کنن

باشه؟ تازه

من همیشه یه کلکی تو آستینم دارم

حالا، ساعتت مثل مالِ بابات هست؟

خب. چند ثانیه؟ سیصد ثانیه

سیصد تا. شایدم یه کم کمتر

اومم. خیلی دوستت دارم

خیلی خب. بعداً می‌بینمت، مردِ بزرگ

خانم‌ها و آقایان، لیونل شرایک

آیا می‌تونه نفسشو حبس کنه؟

آیا می‌تونه یه جوری از گاوصندوق فرار کنه؟

سه، دو، یک

دو، سه

چهار، پنج، شش، هفت، هشت

۳۰۰ ۲۹۶... ۲۹۷، ۲۹۸، ۲۹۹،

۳۰۴ ۳۰۳،

الان شد پنج دقیقه

و هنوز هیچ خبری از لیونل شرایک نیست

برین کنار

بابا

بابا! بابا

ولم کنین

بابا

نه! بابا

بابا! ولم کنین

پیداش کنین

انجمن «چشم»

شاید دروغ نگه

ولی یه لحظه هم فکر نکن که نمی‌شه بهش دروغ گفت

دیدن یعنی باور کردن

ولی آیا واقعیت همینه؟

مردم «چهار سوارکار» رو مثل رابین‌هودهای نجیب می‌بینن. واقعاً همین‌طورن؟

یا اینکه فقط یه مشت دزد معمولی‌ان؟

بستگی داره از چه زاویه‌ای نگاه کنی

اینا چیزاییه که می‌دونین:

اونا از روی یه سن تو لاس‌وگاس، به یه بانک تو پاریس دستبرد زدن

اونا جیب یه غولِ بیمه رو خالی کردن

و صدها میلیون دلار ازش بالا کشیدن

و بعد از روی یه پشت‌بوم تو نیویورک غیبشون زد

و همیشه طرفدارای وفادارشون رو پول‌بارون می‌کردن

اما این چیزیه که نمی‌دونین:

اونا یه نفر رو جا گذاشتن

براش پاپوش دوختن. انداختنش گوشه‌ی رینگ. یعنی منو

دارین گوش می‌دین، سوارکارها؟

وقتی آفتابی بشین، که حتماً می‌شین

من همون‌جا منتظرتونم

چون این خط و این نشون، به سزای اعمالتون می‌رسین

از راهی که اصلاً فکرشم نمی‌کنین

ولی کاملاً حقِتونه

چون تنها چیزی که بهش باور دارم، چشم در برابر چشمه

خوش اومدی، دنیل اطلس

دارم با کی حرف می‌زنم؟

من خواسته بودم قیافه‌ی کسی که پشت همه‌ی این قضایاست رو ببینم

سوالات زیادی پرسیدی. و کلی شکایت ثبت کردی

خیالت راحت باشه که حرفات رو شنیدیم

شنیدین؟ چون من اصلاً

اعتماد ندارم؟ نه

به رهبرت؟ به هم‌تیمی‌هات؟

شایدم حتی به ما؟

از اینکه یک ساله داریم مخفیانه زندگی می‌کنیم، خوشم نمی‌آد

خوشم نمی‌آد که هر پیامی از دیلن می‌گیرم اینه:

«صبر کن. صبور باش. انجمن یه نقشه‌ای داره.»

صبر کن. صبور باش

انجمن نقشه داره

اینا همش بازیه و دیگه به درد من نمی‌خوره

فکر می‌کنی این تویی که باید سوارکارها رو رهبری کنی، نه دیلن

اگه خواسته‌ات اینه، پس تو مسیر بمون

اعتماد داشته باش که استعدادهای منحصربه‌فردت

و ذهن فوق‌العاده‌ات نادیده گرفته نمی‌شن

ما یه ماموریت جدید برای سوارکارها داریم

دیلن یه نقشه داره و به‌زودی همه‌تون رو دور هم جمع می‌کنه

حالا برو

کارولینای شمالی، فلوریدا، مریلند، مین

داریم در مورد کل نوار ساحلی شرقی حرف می‌زنیم

باید یه سری نتایج ببینم

اوه، سلام. اوه، ببخشید

خیلی سریع. می‌تونم چند دقیقه وقتت رو بگیرم؟

وسط یه کاری‌ام، دیلن

نه، می‌دانم. اشکالی نداره. هی. سلام به همگی. ببخشید. معذرت می‌خوام

با شهردار تماس بگیر

خیلی ممنون. دوقلوئن، آره؟ خوبه

اون داره می‌آد؟

ببین، اگه چیز مهمی نبود

از اون جلسه نمی‌کشیدمت بیرون

قضیه در مورد سوارکارهاست

یه اتفاقی داره می‌افته، همین الان

توی انجمن‌های گفتگو. انجمن جادوگران نخبه

پچ‌پچ‌هایی در مورد سوارکارها شنیده می‌شه

و یه اتفاقاتی که داره تو «اکتا»، همون شرکت بزرگ نرم‌افزاری می‌افته

می‌دونم اکتا چیه

متاسفم خانم، ولی دو ماه پیش

ما آدم فرستادیم فیلادلفیا چون اون می‌دونست

و من گفتم که اشتباه کردم. اون می‌دونست که سوارکارها

قراره به نشست بانکی یورو-آتلانتیک بزنن

مدرک دارم. بذار حرف بزنه

ممنون. ارتباطات

تماسی بین کسی که فکر می‌کنم دنیل اطلس باشه

و کسی که ممکنه مریت مک‌کینی باشه

و چی داری؟ ایمیل؟ موبایل؟ متن چت؟

کبوتر. چی؟

ببخشید منظورت خبرچین‌هاست؟

نه، منظورم واقعاً خودِ کبوترهاست. مثل کبوترهای نامه‌بر

خب؟ شعبده‌بازها با کبوتر کار می‌کنن. کبوتر چاهی

با من بیا

این کبوتر، دقیقاً همین‌جا

اینم دنیل اطلس. همون کبوتر

محله‌ی ایست ویلج

همون کبوتر، محله‌ی وست ویلج

خیابون چهل و دوم، کبوتر. خیابون شصت و پنجم

همین‌طور تا پل جورج واشینگتن

روی یه قایق بادبانی با یه یارویی که کپیِ مریت مک‌کینیه

خب همه‌ی اینا یعنی چی؟

من می‌دونم یعنی چی. یعنی هیچی. همش چرت و پرته

می‌شه یه حرف جدید بزنی؟ نه

چطور ممکنه دو سال پیش این‌قدر بهشون نزدیک بودی

فکر کردی من عمداً گند زدم به پرونده‌ی خودم؟

فکر کردی من این‌قدر احمقم؟

می‌دونی الان چی فکر می‌کنم؟ فکر می‌کنم باهوشی

ولی می‌خوای بقیه فکر کنن احمقی

خیلی خب، بس کنید

کاوان، می‌دونم اینجا تازه‌واردم ولی تا جایی که می‌فهمم

حتی آدمایی که نمی‌شناسنت هم فکر می‌کنن آدم عوضی‌ای هستی

و شما؟ خانم

شما منو نمی‌شناسین، ولی سال اول آکادمی که بودم، یه سخنرانی کردین

اسمشو گذاشته بودین «بازی طولانی». از قطب‌نمای اخلاقی حرف زدین

از اینکه چطور سفت و سخت به مالِ خودتون ایمان داشتین

و من با خودم گفتم: «اون مرد. یه روز می‌خوام مثل اون بشم.»

و حالا... کبوتر؟

از لحاظ فنی، چند تا کبوتر بود ولی می‌فهمم چی می‌گی

خب. پس این کاریه که من می‌کنم

می‌خوای یه روز مرخصی بگیری؟ خودت بری دنبالش؟ باشه

ولی من منابع رو برای یه سراب دیگه هدر نمی‌دم

من اومدم اینجا که این گندکاری رو جمع کنم، نه اینکه بهش اضافه کنم. متاسفم

رئیس، ممنون. قول می‌دم که این یکی دنبال نخود سیاه رفتن نیست

ما اون سوارکارها رو می‌گیریم

اون عالیه

مشکل اینجاست که وقتی همزمان دو نفر باشی

یکیشون بالاخره زیر پای اون یکی رو خالی می‌کنه

و وقتی اون اتفاق بیفته، من اونجا خواهم بود

متوجه شدم

اوه. سلام! تو کی هستی؟

تو توی... من چیکار می‌کنی؟... در واقع داستان خنده‌داری داره

چطوری اومدی توی آپارتمانم؟ اوه

به نظر من که خنده‌داره. نه از اون خنده‌های «قهقهه‌ای»

یا شاید تو فکر نکنی که از اون خنده‌های «قهقهه‌ای» باشه

به نظر من خنده‌داره. فکر کنم همش نسبیه

من در واقع... نه، این‌طوری نیست

من تو همین محل بودم و حالا اینجام، و شاید

باشه

جدی می‌گم، چطوری اومدی تو؟

نکنه از این طرفدارهای دیوونه‌ای چیزی هستی؟

وای، خدای من. نه، نه، نه، من تو رو می‌شناسم

تو همون کار «شعبده‌بازی درجه دو» رو انجام دادی، مگه نه؟ یه

یه کلاه از توی خرگوش کشیدی بیرون

یه کلاه از توی خرگوش، درسته

می‌دونم که خوب از آب درنیومد

نه، واقعاً یه جورایی چندش‌آور بود

برای خرگوشه که خیلی بدتر بود

خب، غیب کردن کلاهت تابلو بود و حرکات بدنت هم ناشیانه

پس اگه زحمتی نیست، از زیر مبل من بیا بیرون و

تادا! حالا این‌جا نشستم. عجیبه نه

در ضمن، اون قضیه‌ی خرگوش؟ مال هشت سال پیش بود، باشه؟

از اون موقع تا حالا خیلی پیشرفت کردم

واقعاً؟ آره

خیلی خب، بیا اینجا. اصلاً چی می‌خوای؟

می‌خواستم ببینمت. در واقع همه‌تون رو

می‌خوام عضوی از «چشم» باشم، باشه؟

گفتم دیگه، آره. و می‌خوام از شعبده‌بازی برای کارای خوب استفاده کنم

مثل تو و مریت و مخصوصاً جک

اوه، راستی. می‌دونم جک زنده‌ست

می‌دونم که مرگشو جعل کرده

من عاشق جعل کردن مرگم. اون کارت معرکه بود

این چیه؟ گرهِ کامیون‌دارها؟

آره. افتضاحه

خجالت‌آوره. باشه

راستی، واقعاً متاسفم که هنلی ولت کرد

آخ! ای وای! ببخشید

این یکی یه کم بهتره. می‌دونی چی شنیدم؟

چی؟ در مورد هنلی؟

شنیدم که از علافی خسته شده بود

اعتمادشو از دست داد و برای همین خواست که بذاره بره

و انجمن هم بهش اجازه داد

More Farsi Persian subtitles for Now You See Me 2

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left