Banshee

Banshee

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 4

릴리스 정보

Banshee S04E07 HDTV x264-FUM
Banshee S04E07 HDTV XviD-FUM
Banshee S04E07 720p HDTV x264-AVS
다음의 해설 AMiR_MaGiC
هماهنگ سازی مجدد - AminGeneral

태그

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
XviD
게시일: 2016-05-16
다운로드: 69
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

چي از جونم مي‌خواي؟

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »

نمي‌خواي بهم بگي چطوري اون کبودي‌ها رو برداشتي؟

نه راستش

مي‌ترسي اگه بگي، نتوني بچه‌هاتو برگردوني؟

کم‌کم دارم به اين فکر مي‌کنم که بهتره اونا رو برنگردونم پيش خودم

لياقت مادر بودنشون رو ندارم

شايد فقط همينا که نصيبم شده لياقتم بوده

مي‌خوام آزادت بذارم هرچي خواستي بگي

هرچي الان بگي هيچ تاثيري روي توصيه‌نامه من نداره

.بهت قول ميدم اصلاً ضبط هم نميشه

چرا همچين کاري مي‌کني؟

...باورت بشه يا نشه، مي‌خوام کمکت کنم

و بدون شنيدن حقيقت نمي‌تونم

دوباره اونو به خطر انداختم

کي، ديوا؟ خونه تو بود؟

چي شد؟ - اومدن سراغ من -

کي اومد سراغت، کري؟

حقيقت رو مي‌خواي؟

من يه دروغگوام

،به خونواده‌ام دروغ گفتم به شوهرم دروغ گفتم

گوردون، هيچوقت دروغ نگفت

و صداقت اون، تنها چيزيه که مي‌خوام ازش دفاع کنم

اون تموم عمرش رو صرف جنگيدن با فساد توي اين شهر کرد

،و تو فکر مي‌کني بايد کارشو تموم کني چون براي نجاتِ تو، جونش رو از دست داد

به اين سادگيا نيست - پس کمکم کن -

کمکم کن بفهمم کري

حقيقت چيه؟ ...کري، کمکم کن

اينه که من هيچوقت از عشقِ به يه نفر ديگه !دست بر نداشتم

مي‌دونم، بايد اين مبارزه رو تمومش کنم - نه -

بايد کاري رو که شروع کردي تموم کني

تو ديگه چجور روانپزشکي هستي!؟

از طرف يه روانپزشک حرف نمي‌زنم

از طرف يه پدر اينو ميگم

و مطمئنم تا وقتي اين کارو ،به سرانجام نرسوني

نمي‌توني اون مادري باشي که بچه‌هات نياز دارن

پس برو تمومش کن

مواد من کو؟

اونا همه چيو بردن - کي؟ -

نمي... نمي‌دونم

تو گذاشتي کلوين بانکر مواد منو ببره؟ ها؟

گذاشتي بانکر مواد منو ببره؟

هي، ورونيکا ام

تو امروز صبح غيبت زد

ولي بهرحال من رَد قرباني تجاوز رو گرفتم

،همه چي رو کامل جواب داد ولي يه حسي بهم ميگه داره دروغ ميگه

،بهرحال دارم برمي‌گردم هتل پس باهام تماس بگير

...بهت ميگم چه چيزايي

دوربين‌هاي هتل نشون ميده که داوسون

ديروز قبل از غروب اينجا رو ترک کرده

همه‌ي افسرها رو مأمور کردم که دنبالش بگردن

اف‌بي‌آي هم داره يه تيم ضربت تشکيل ميده

.اونقدرا زنده نمي‌مونه بايد همين الان پيداش کنيم

چطوري؟

هوود، من الان چندين ماهه دنبال اين مادربخطا هستم

و فقط به بن‌بست خوردم

دختره چي؟ هموني که خودشو سوزوند

گيل وستکات

سه بار آپارتمانش رو گشتيم

حتي يه سرنخ مرتبط با بودي پيدا نکرديم

درخواست مجوز بررسي ،تماس‌هاي تلفني‌اش رو کردم

ولي چند روزي طول مي‌کشه - هنوز گوشي‌شو داري؟ -

خب آره، ولي، چيزي که ازش مونده - بريم -

قبلاً هم اين نگاهو ديدم - به کمکت نياز دارم -

يه سري چيزا عوض نميشن، مگه نه؟

درست مثل قديم نديما - خب، تو قديم نديما رو خوب مي‌شناسي -

يه لحظه صبر کن، من تو رو مي‌شناسم - جانم؟ -

من و تو توي تيراندازي

با اوکرايني‌ها توي کارخونه فلزسازي باهم بوديم

تصحيح مي‌کنم، من توي تيراندازي بودم

جنابعالي روي زمين بخاطر پاي بي‌ناموس‌ـت گريه مي‌کردي

چي توي کيفه؟

گوشي، بايد ليست تماس‌ها رو دربياريم

چند روز اخير

...ببين، متاسفانه چيز زيادي نمونده که

شايد با اطلاعات پليسي شما نشه

اين قضيه ربطي به دختره بومن داره؟

آره

.15دقيقه وقت مي‌خوام شوگر، کامپيوترم کو؟

همونجايي که ولش کردي - خب، خودش که پا درنمياره بياد -

!لعنتي

داخل شدم

،گرما بيشتر حافظه داخلي رو از بين برده

ولي به اندازه کافي اطلاعات خام بود که بتونم اي‌اس‌ان رو بازيابي کنم

،بخدا اگه بدونم چي داري ميگي

ولي خيلي دلم واسه اين حرفات تنگ شده بود

ساعت چند خودشو آتيش زد؟

هفت صبح - اون روز صبح به جايي زنگ زده؟ -

،دو ساعت قبل از سرخ کردن خودش پنج تا تماس داشته

همه به يه شماره - بودي -

.شماره رو بده من به افرادم ميگم رديابيش کنن

.خودم رديابي کردم بيشتر تلاش کن، پليس

.شماره متعلق به کيم نيوتن ـه مي‌شناسيش؟

نه، ولي گمونم به بودي مرتبط باشه

آدرس

مرسي

کي بهت اجازه داد بياي اينجا؟

دنبال کلوين مي‌گردم

حتماً دنبال اينم هستي که دهنت سرويس بشه

آقاي بانکر چيزي رو بردن که متعلق به ايشون نيست

کافرمام مي‌خواد اونو پس بگيره

جداً؟ خب، پس به پراکتور بگو

بره درشو بذاره

اونو از کار خارج کرديم - اوه -

متوجهم

!آروم - !هي هي -

تو يه مأمور اف‌بي‌آيي

آره. و تو هم يه قاتل سريالي

اونا رو واسه اين نمي‌کُشم که خوشم مياد، مي‌دوني که

مي‌دونم

اونا رو مي‌کُشي چون ديوونه‌اي - همشون به هم مرتبطن -

نه واقعاً. تو فکر مي‌کني شيطان باهات حرف مي‌زنه

شيطاني وجود نداره، پس تو ديوونه‌اي

تو ازم نمي‌ترسي، مگه نه؟

اوه، بهت برنخوره

فقط من از اينجور داستان‌ها زياد ديدم

داستان؟ - "آره مي‌دوني، مثل داستان "جادوگر شهر آز -

،که تبديل به يه ساحره قوي و قدرتمند ميشه فقط توهم و خيال ـه

يه پيرمرد توهمي با چندتا حقه‌ي جادويي

مي‌دوني نظر من چيه؟

چي؟

اينکه تو اينقدر از اين ساحره‌ها نابود کردي

که برات جاي سواله واقعاً اونا يه چيزي بيشتر از تو مي‌دونن يا نه

اينکه شايد حقايقي باشه به‌غير از چيزايي که به خودت ميگي

و اون حقايق چنان زندگيتو به گا داده

که حتي نمي‌دوني چه موقع بايد بترسي

اينکه من نترسيدم تو رو اذيت مي‌کنه

باعث ميشه احساس ضعف و قدرت کمتر کني

نمي‌توني ذهن منو بخوني - مجبور نيستم -

همين الانشم اين کارو کردم

ازت خوشم مياد ورونيکا - ولي بازم مي‌خواي قلبمو در بياري -

بله درسته - گرفتي منظورم چيه؟ -

بدجور ديوونه‌اي

چي شده؟ - الان يه تماس گرفتم -

تعدادي از افراد کلوين توي باشگاه کشته شدن

به نظرت کار کلوين ـه؟ - نه، افراد خودش بودن -

ولي به نظرم انجمن برادري داره وارد جنگ ميشه

و تا وقتي دارم حساب کلوين رو مي‌رسم

نمي‌خوام نگران تو باشم

ديگه اينجا توي خونه براک جات امن نيست

"با يکي از دوستام توي شهرستان "ديب صحبت کردم. يه پليس بازنشسته‌ست

يه خونه توي "ترنبري آيل" داره

تا تموم شدن قضيه جاي تو و هنک اونجا امنه

زياد طول نمي‌کشه - تو متوجه نيستي -

،ما هرجا هم که فرار کنيم تا وقتي کلوين هنوز نفس مي‌کِشه

بي‌خيال من نميشه - آره خودمم -

دوباره دارم با پيغامگير صوتي تخميت حرف مي‌زنم

آخرين فرصته، مگي

بهم بگو کدوم گوري هستي ...وگرنه به خدا قسم که

بهم زنگ بزن

اوه لعنتي

واقعاً فکر مي‌کني مي‌ذارم شرايط همينطوري بمونه؟

حرومزاده احمق، همينطوري نمي‌مونه

ترتيب‌ـتو ميدم جگر ـتو از بدنت در ميارم

و باهاشون خفه‌ات مي‌کنم - کلوين؟ -

سلام مارتين - داري چه غلطي مي‌کني؟ -

يا عيسي مسيح

!مادرجنده‌ي دوهزاري بدبخت

واي خداي من

سناتور ميچم، ممنون که به ديدنم اومدين

،فکر کردم اگه کار مهمي نداشتي به تماس تلفني بسنده مي‌کردي

خب، کارت چيه؟ - به مشکل خورديم -

نبايد به مشکل بخوريم، نه با اين آدما

مگرنه يه روز صبح بيدار ميشيم و مي‌بينيم که هردوتامون با زبون حلق‌آويز شديم

خودم مي‌دونم. واسه همين اينجام

در توليد مشکل داري؟ - نه، توليد طبق برنامه پيش ميره -

يه سري... مشکلات شخصي دارم

!کلانتري

!آهاي

از در پشتي؟

بازه

# به اينجا بيا، اي خورشيد #

# و کمي آسمان به من عطا کن #

منتظر مهمون هستي؟ - چند ساعت ديگه -

لباسام خوب نيستا

يه نوشيدني برام بريزي ممنون ميشم

چي دوست داري؟ - ويسکي، لطفاً -

# کمي جا برايم باز کنيد #

# دوستان بالا سري #

# بر فراز دنيا #

# شما را مي‌بينم، سوگند مي‌خورم #

# ...من اين خواسته #

واقعاً مي‌خواي آخرين مشروبم رو

با يه نِي بخورم؟

،هردو مي‌دونيم که اگه بازِت کنم مي‌خواي فرار کني

بعد مجبورم دوباره اذيتت کنم تا برگردونمت روي ميز

و اينجوري همسايه‌ها چه فکري مي‌کنن؟

هيچي نيست. ميرم طبقه بالا - باشه -

خب، کي قراره بياد؟ - چندتا از دوستان -

مراسم مذهبي داري؟ - آره -

طبقه بالا امنه - اون اينجا بوده -

.اوه لعنتي خب، الان که نيست

گمونم اينجا زيرزمين داشته باشه

،شيطان که بهت نگفته منو بُکشي من خودم اومدم دنبالت

نمي‌تونم بذارم زنده بموني - شايد منم بهتون ملحق شدم -

و با دوستات شيطان رو پرستيدم

نه - چرا؟ -

چون شيطان وجود نداره، يادته؟

مطمئنم خودت اينو گفتي

هيچي بيشتر از يه بيمار رواني که اداي فيلسوف‌ها رو درمياره آزاردهنده نيست

More Farsi Persian subtitles for Banshee

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left