The Handmaiden

The Handmaiden (아가씨)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

The Handmaiden Extended Edition BluRay 1080p 720p
The Handmaiden Extended Edition BluRay 1080p 720p MkvCage
다음의 해설 UncleDuke
مترجم: یاسر جاهد

태그

BluRay
720p
720
1080
mkv
MkvCage
게시일: 2017-10-30
다운로드: 154
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

"فیلمی از "پارک چان-ووک

!بچه های لوس !گمشید

!هی

!این باید من بودم

.این باید من بودم که به اون خونه ی ژاپنی میرفت

.از قطار میمونی

!بجنب

'قسمت اول'

'کوزوکی نوریاکی'

.برگرد بخواب .هنوز تا خونه زیاد مونده

.از ملاقات با شما خوشحالم. اسم من "اوکجو" هست

.این ملک سه تا ساختمون داره

،قسمتی که به سبک غربی هست و توسط یه معمار انگلیسی ساخته شده .و قسمتی که به سبک ژاپنی تو خونه ی اصلی هست

.حتی تو خود ژاپن هم همچین خونه ای با ترکیب دوتا سبک وجود نداره

.این نشون دهنده ی تحسین ژاپن و انگلیس توسط اربابه

.اینجا محلیه که ارباب بصورت کتابخونه درش آوردن .اون آخری هم برای خدمتکاراست

.شما به عنوان خدمتکار خانم، اونجا نمیخوابید

،میتونید ته مونده ی غذای خانم رو بخورید .ولی چای میرسه به کارکنان آشپزخونه

.صابون های مصرف شده مال مأمور تدارکات هست

.اگه کسی چیزی رو کش بره، همون روز اخراج میشه

من مطمئنم که شما به خودتون اجازه ی "همچین کاری رو نمیدین، خانم "تاماکو

آره

.تاماکو" شمایین" .معادل "اوکجو"، نام شما در زبان ژاپنی

.ما تو قسمتی که سبکش ژاپنیه زندگی میکنیم

.با ارباب و خانمش ژاپنی صحبت میکنین

.منو "ساساکی" صدام کن - .چشم خانم -

.من اعتمادی به خدمتکارهای تازه ندارم .حتی اگه رفتار خوبی از خودشون نشون بدن

.اگه خونه آتیش بگیره، همشون پا به فرار میذارن

.روال خانم ساده و مشخصه .پیاده روی، و یا خوندن کتاب برای ارباب

.از بین مردای ثروتمند، ارباب کتابدوست ترینشونه .و بین کتابدوست ها، ثروتمندترین

ارتباط ایشون با حکومت های استعماری .بهمون این امکان رو میده که از برق استفاده کنیم

تو یه همچین خونه ای از یه پیشخدمتی مثل شما میدونین چه انتظاری میره؟

.موقع برق رفتن هل نشید

من اینجا میخوابم؟

.خانم "هیدکو" بخاطر حساسیتش خواب سبکی دارن

اون الان پشت این در هستش؟ - !هیس -

!مامان

!مامان

!مامان

خانم، حالتون خوبه؟

تویی "جوکو"؟

.جوکو" اخراج شد خانم. من پیشخدمت تازه هستم"

.انگار خواب بدی داشتین میدیدین

اون درخت گیلاس بزرگ رو میبینی؟

.خاله ی من دیوونه شد و خودشو از اونجا دار زد

،بعضی وقتها، تو شبای بی مهتاب .روح خاله م از اون شاخه آویزون میشه

.بیا، بخورش

وقتی بچه ها گریه میکنن، خاله م .یه قاشق از این شربت بهشون میده

پرنده ی زیبا، پرنده ی زیبا

پرنده ی زیبای من

این عطری که بینیم رو پر کرده چی هست؟

چی؟ - .وقتی از دستشویی برمیگشتم، یه روشنایی دیدم که از راهرو میومد -

.خودشه! تو اتاق اون ملاقات میکنن

یا روح درخت گیلاسه؟

.عوضیا

.ایشون "تاماکو" هستن

.من در خدمتتون هستم ...خانم

"نامه ای از طرف بانو "مینامی

از اینجا خوشتون میاد؟

.اینجا به ندرت نور خورشید رو بخودش میبینه

.شوهر خاله م اجازه نمیده

.نور خورشید باعث میشه کتاب ها کهنه بشند

.یکی نمیتونه از یه همچین جای دلتنگ کننده ای خوشش بیاد

،دروغگوی ماهری نیستی نه؟

.ما یکم شبیه همیم

تو هم یتیمی؟

.من از حضورتون مرخص میشم

"در رابطه با خودم میگم، خاله م و خانم "ساساکی ...بهم نشون دادند که چطور عشق یک مادر

.با هیچ چی برابری نمیکنه...

.هروقت چیزی میخونم سرم درد میکنه

میشه برام بخونی؟

ببخشید؟

.وای، چقدر ایشون لطف دارن - !بانو "مینامی" عجب تعریف هایی ازم کرده جداً؟ -

بانوی من، شما یه خانم ژاپنی هستین، چرا ژاپنی صحبت نمیکنین؟

.حالم ازش بهم میخوره .کتابهایی که ازم میخواد براش بخونم همش به زبان ژاپنیه

.خب بخونش برام

...،خانم "ایزومی هیدکوی" عزیز"

کنت (از القاب اشرافی) "فوجیوارا" گفته بودند که... .شما دنبال یه خدمتکار هستین

...خدمتکارها شبیه قاشق هستند..." نه

"...شبیه چوب غذا خوری هستند..."

یا قاشق غذا خوری؟

.خانم، من خوندن بلد نیستم

اصلاً؟ کره ای چی؟

.این اسم توئه

نمیتونی بخونیش؟

،خوندن رو میشه یاد گرفت .و برام هم مهم نیست فحش بدی یا دزدی کنی

ولی هیچوقت بهم دروغ نگو. فهمیدی؟

.بله خانم

.مادرم

!چه زیباست، خیلی جذابه

من چطور؟ منم جذاب هستم؟

.همه میگن با مادرم قابل قیاس نیستم

...کنت "فوجیوارا" گفت

با کنت ملاقات کرده ای؟

ببخشید؟

...نه، تا حالا ندیدمش

!خاله ام .از خاله م شنیده م

.اون دایه اش بود

کنت راجب من چی میگفت؟

...اون میگفت چهره ی شما

...هر شب که میره بخوابه به اموال شما فکر میکنه .و به چهره ی شما

چرا موقع خواب؟ .برام سؤاله

چی پاهاته؟

.من هیچ جایی رو ندارم که برم

.از 5 سالگیم که اومدم کره فقط خونه مونده م

ولی با کفش های تازه، حتی راه رفتن تو مکان های .تکراری، حس تازه ای رو به آدم میده

...کفش های این ردیف

.تا این ردیف به پات میاد

چرا از اون خوشگلا بر نداشتی؟ مثل اینا؟

.وقت کتاب خوندنم رسید

.من تنهایی میرم - .بانو؟ ولی داره بارون میاد -

.موقع ظهر بیا در اتاقمو بزن قول میدی؟

...میبینم..تون

این چیه؟

.خدمتکار جدیدمه

!مار، مار

.تو نباید از اونجا رد بشی

!حواست باشه

.اون مار مشخص کننده ی محدوده های دانش هست

،اون عادت داره موقع فکر کردن، قلمشو بلیسه

.و الا فرد مرتبیه

کدوم خدمتکاری چتر رو مثل تو نگه میداره؟

ببخشید؟

!خانم

!خانم

.این کتابها حالمو بهم میزنن

.تا حد مرگ خسته م میکنن

کتاب زیاد میخونین؟

.پس اگه اینطوره خیلی زود تبدیل به یه استاد میشین

.متأسفم .دیگه تکرار نمیکنم

.عذر میخوام

کنت؟

امروز؟

.به خاطر همین اصرار به حموم کردن داشتی

،خاله ی من وقتی میشنید که یه مهمون داره میاد .کاراشو ول میکرد و بچه ش رو میبرد حموم

هیچ چی بیشتر از وقتی که یه مهمون از عطر نوزادش .تعریف میکرد، اونو خوشحال نمیکرد

.خانم، شما بچه ی منین

خاله جون هر وقت بچه هارو میبرد حموم .بهشون آب نبات میداد تا از حموم کردن خوششون بیاد

چی شده؟

.یک از دندونام تیزه .همیشه اذیتم میکنه

.این همون عطره

.به همین راحتی

!خوش اومدین، جناب

وقتی سفر منو خیلی خسته م کرده، ترتیب دادن .اینچنین خوش آمدگویی برای اومدنم نشان از لطفتون هست

.دیگه از یکنواختی در میاین .قول میدم که کلاس های نقاشیتون پرشور خواهد بود

.این باید "اوکجو" باشه - .در خدمتتون هستم سرور من -

میدونی اگه از وظایفت کوتاهی کنی منو تو وضعیت دشواری قرار میدی؟

...برای یه کره ای استخوانبندی مناسبیه بگذریم، وظایفتو بدرستی انجام میدی؟

.از پیشنهادتون ممنون .شما یه خدمتکار بی نقصی رو برام انتخاب کردین

.شما یکی رو که خیلی احمق باشه رو نمیخواین .تمام سعیمو کردم

!از بانوی ما خوب مواظبت کن

!بگیرش

کنت "فوجیوارا" از خانم "هیدکو" درخواست کردن تا اجازه بدن .خدمتکارشون "تاماکو" برای یه کار مختصر بیان پیششون

منو فرا خوانده بودین سرور من؟ - .میتونین بیاین تو -

فکر میکنی میتونی منو با این گول بزنی؟ فکر کردی من کیم؟

.فکر کردی من "تاماکو" یه خدمتکار بدبخت کره ای هستم .اسم واقعی من "نام سوک-هی" هست

،"تربیت شده توسط خانم "بوکسو .بزرگترین عرضه کننده ی کالاهای دزدی

.از پنج سالگی میتونستم یه سکه واقعی رو از سکه ی قلابی تشخیص بدم

بعد جعل کردن مهر رو از "کوگایی" یاد گرفتم ."و بعدش جیب بری رو از "کوتان

ولی این بچه ها هیچوقت همچین مهارت های .بدرد بخوری رو یاد نمیگیرن

.همون بدو تولد رهاشون میکردند

.ما میشوریمشون و بهشون غذا میدیم، بعدش به ژاپن میفروشیم

.چه کار هوشمندانه ای

.به جای گشنگی کشیدن، مثل یک اشرافی بزرگ میشن

.کوتان" شیرش رو فقط به بچه های خودش میداد" .من مثل اون زیاد خسیس نبودم

.ای کاش سینه های من هم شیر داشت تا به همشون شیر میدادم

!سرورم

،براتون داستان یه مترجم رو تعریف میکنم

.کسی که با ترجمه برای مقامات بالا به نون و نوا رسید

بعد اینکه کمک کرد ژاپن، کره رو با خودش .یکی کنه، تونست یک معدن طلا رو مال خودش بکنه

.الان دیگه اون میخواد تبدیل به یه ژاپنی تمام عیار بشه

به همین خاطر تابعیت ژاپن رو میگیره، با دختر یه اشرافی کشته شده در جنگ ازدواج میکنه و نام خانوادگی .همسرش "کوزوکی" رو به عاریت میگیره

.جاکش یه عماره میسازه و پرش میکنه با عتیقه جات و کتاب

،اون کلکسیونر های ژاپنی رو به کتابخونه ش دعوت میکنه کتاب های کمیاب رو به تصرف خودش درمیاره .و بعد اونا رو به مزایده میذاره

.ولی اون نمیتونه این چیزا رو با کس دیگه ای سهیم بشه چون به همون اندازه که به گوشت و خون خودش عاشقه .عاشق کتاب و نقاشی هم هست

پس وقتی نمیتونه ازشون دل بکنه چیکار میکنه؟ - .نسخه ی جعلیشون رو میفروشه -

اون دنبال یه متخصص میگرده که بتونه .کارهای پیچیده ای رو جعل بکنه

!این متخصص، برعکس اون یه ژاپنی اشرافی اصیل هست

کنت "فوجیوارا" از "ناگویا"

این آدم کیه؟

.اون همسرشه. همسر ژاپنی اون

...تو اونو اغوا میکنی - اون زیباست؟ -

.همسر ژاپنی اون سالها قبل بدون هیچ بچه ای از دنیا میره

.ولی دختر خواهر همسر مرده ش اون کتابها رو براش میخونه

اون خوشگله؟

.اون یتیمه. پدرش ثروتمند بود

.به زودی اون عاشق من میشه و باهم فرار میکنیم به ژاپن

بعد از اینکه اونجا باهاش ازدواج کردم و به ثروتش .وارث شدم، میگم دیوونه است و تو تیمارستان بستریش میکنم

!ایول

سوک-هی" جاسوس من میشه و به عنوان پیشخدمت" ...براش کار میکنه و استراق سمع اون رو میکنه

.کنارش میمونه و با ملایمت اونو ترغیب به عاشق شدن میکنه...

!عشق؟

یه شیاد از عشق چی حالیشه؟

ثروتش چقدره؟ پولداره؟

.هر شب تو رختخواب به اموال اون فکر میکنم

.1.5میلیون نقد، 300 هزار تا هم تحت کنترل گمرک

.شوهر خاله ش فقط قیم اونه .ثروت مال "هیدکو" هست

.به همین خاطره که "کوزوکی" میخواد با دختره ازدواج کنه

یعنی با خواهرزاده ی همسرش؟

...عجب م... مریض ع ..عوضی - .درسته، جاکش عوضی -

More Farsi Persian subtitles for The Handmaiden

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left