처음 200줄입니다.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
پريسا يادکوري ، علي پناهنده
صابر دارابي ، آنجل
سحر حکيمي و سعيده حکيمي
مسابقه آشپزي
6 اکتبر 2004
سه هفته قبل از مسابقه
. من يک مهماني سکسي داشتم
,يک بازاريابي چند سطحيِ کار در خانه که من انجام ميدادم
.فروش ابزار سکسي لوتري به خانمهاي متاهل
.واي , هيجان شما خانمها , امروز قابل لمسه
ميدونيد , ميتونيد بدون ميکروفون صدامو بشنويد ؟
. آره , فقط بشينيد اونجا - . حدس ميزنم , بسيارخوب , باشه -
.بسيارخوب , مهموني سکسي بر مبناي شرکت لوتريه
.اينها ابزارهاي کمکي لوتري هستند
. اين محصولات فقط مخصوص خانمهاي متاهل هستند
. خب يکم ديگه .. ميخوام حقيقت رو اينجا بگم
راستش من و پائولين از اين محصولات استفاده نکرديم
.حتي اجازه نداشتم به محصولات نگاه کنم
. من شارون رو دوست دارم و اين خواهر منه , پائولين
. من پائولين سولفست هستم
, خب , ميدونيد .. اين اولين بار در
تاريخ مزرعه روکله که ما مسابقه آشپزي داريم
, که از 1945 شروع شده .. اين اولين باره که
.. دو تا خواهر با هم فيناليست شدند ..
ما دوست نداريم رقابت کنيم
. چون اهل رقابت نيستيم - . چون اهل رقابت نيستيم -
. ما از دسته هاي متفاوتي هستيم
. و اين اشتباه بود
. تمومش کن , من متاهل نيستم
دستورالعمل من يک ظرف غذاي ساده است که توسط يک کيک شکلات مرده درست شده
. اين , خب , خيلي شکلاتيه
اين يک چيزيه که با يکجور شيريني دوباره ساخته شده گندم دار شروع ميشه
. شکلات کلوچه اي پوست گندمي
.پس اينجوري بوده , مثل يک فوندان مثلا يخ زده خمير متشکل از شکر و آب و خامه و غيره که روي نان شيريني مي مالند يا درون آن مي گذارند
و صاف
. خيلي صاف . و يکجورائي خط داره
مثل يک پودينگ خط دار . يک همچين چيزي
. اين خيلي خوبه , و بعد تراشه هاي شکلاتي
تراشه هاي شکلات معمولي تراشه هاي شکلات شيري
تراشه هاي شکلاتي سفيد، و بعدش آب نبات
تافي تراشه شکلاتي
تافي تراشه شکلاتي , متشکرم
. يکجور تشنج بهت دست ميده
.. اين
.ميدوني , تقريبا به هيچ وجه نميخواهيد همچين کاري بکنيد
. آره - .. يکجور نوکائين , يا همچين چيزي -
, واسه اون حالت نياز داري , آه ...
يک عامل بي حس کننده واسه روش استفاده کني ؟ .. - .. من نميخوام -
, ميدوني .. تو يک پزشک حرفه اي هستي
. پس خودت بيشتر از من در موردش ميدوني ..
, اين جائيه که من کار ميکنم
دقيقه اي طلائي براي مراقبت روزانه از سالمندان
. و اين شادترين کار دنيا براي منه
. ايشون خانم بارز هستند - ! شب نميشه خدمتکار پيدا کرد -
! مگه توي اتاق خوابت خدمتکار نبود ؟ جنده
, فقط واسه 8 ساعت به من حقوق ميدن
.. اما گاهي اوقات 14 ساعت مي ايستم ..
. چون اوقات خيلي سرگرم کننده اي دارم
. من يک متخصص تغذيه هستم
.. بيشتر غذاهاي ملايم ميپزم
. چون اونها راحتتر ميتونند هضمش کنند ..
. هي , همه اون قاشق رو نکن توي دهنت
.. اوه , بگذارش توي . يک سوراخ درست کن و بکن توش
, در سبزيجات - . هيچکس وارد اون نميشه - . هيچکس نميتونه با اون برنده بشه -
, من فکر کردم " خب " من توش کرم ذرت ميريزم
. اين کرم ذرت براي تحمل لاکتوزه
, با مخلوط جاموچا ترکيب شده .. که
, ميدونيد .اين خامه غير لبنيه
، درسته , کرم ذرت . خامه غير لبني
, اونها نميتونند انجامش بدند .. ميدونيد چه اتفاقي ميفته
. وقتي نتونيد غذاي روزانه تون رو هضم کنيد ... .. اون وضعيتيه که
.. خب ميدونيد , اونها - . ميخوام بگم اينجا را براي شيفت سوم ترک ميکنم -
. اين زندگي منه , ميدونيد . من 14 ساعت در روز اينجا کار ميکنم
. ميرم خونه و از پدرم مراقبت ميکنم
. من وقت زيادي ندارم . مطمئنا دوست پسر هم ندارم
، خب نامزد من , لارس هگرباك و من
. خيلي همديگه را دوست داريم
.. آه , ما در زمينِ تئاتر جامعه آبي , ملاقات کرديم
توليد محصولات مردان و زنانِ عروسکي
. من اينو در خانواده هاگرباک ها پايه ريزي کردم
. قبلا , من تصور مبهمي از خانواده سياه خودم داشتم
.. يادمه .. يادمه به يک رختخواب نگاه ميکردم و
. در اون تاريکي , چشمهاي مهرباني رو ميديدم که به من لبخند ميزدند ..
, وقتي اولين بار شارون رو ديدم
, گفتم " يک دختر عروسکي اونجاست
.. يک عروسکِ زنده و روان اونجاست
, با تمام مايعاتي که مردم داخلشون دارند
" . اما يک عروسک بيرون خودش داره ..
.. اون يکجوري صحبت ميکرد انگار همه . يک بوس بهم بده
. تو خيلي رمانتيک هستي . بوس رو بده بياد
. خوبه
... ما احتمالا مسحورکننده ترين
. ادمهاي زمين آبي هستيم ..
. من خيلي , خيلي سوئدي هستم
.. منظورم اينه - . سوئدي ترين -
, راستش , مادرش , اينگالو
, هميشه ميگه " ميدوني چيه
.. لارس سوئدي ترين
" . شخص , توي خانواده ماست ..
.. اون غذا درست ميکنه
.تمام دستور العمل ها , سوکر کاکا
.چيزي که مورد علاقه منه - ، سوکرکاکا -
.چيزيکه موردعلاقه تمام ماست
. ما خيلي اون رو دوست داريم
انگار , هر چقدر بخواي سوکرکاکا داري ؟
. نه , نه - . فکر نکنم -
.. من ميتونم وقتي از خواب بيدار ميشم
توي دهنم سوکرکاکا داشته باشم و , خوشحال باشم
. اگر بتونم - . اون خوشحاله -
. اون عاشقِ اينجوري بيدار شدنه
.. آه , لارز و من
. تعهد پاکدامني بستيم ..
. ما پاکدامن هستيم .. ما خودمون را تا
. پيمان ازدواج حفظ کرديم ..
, و ما با هم هستيم . اين آسون نيست
ميشه رابطه فيزيکيتون رو با هم شرح بديد ؟
... امسال اولين ساليه که مزرعه ون روکل
، جايزه يک ميليون دلاري گذاشته ..
. که واقعا فوق العاده است
, هيش ! خواهش ميکنم
. ساکت نگهش دار , من دارم مصاحبه ميکنم
.. بيشترين چيزي که مزارع ون روکل در
. آه , بشقاب هاي شما استفاده ميکنه ..
. بهترين شانسه که بتونيد برنده بشيد
بنابراين براي مثال ، بجاي استفاده از
, ميدونيد , مانند گوشت زميني
، شما ميتونيد از تقليدهاي مزارع ون روکل پيروي کنيد , هسته گوشتي
.. و چيزي که در اينمورد بزرگه اينه که ..
. حتي نياز به خنک کننده نداره ...
.. پس اين همينطور تازه ميمونه هرچند شما ..
, دوست داشته باشيد " اوه , عزيزم .. " . تو گوشت کارنل رو انداختي
, انگار , اوه , همونجا ولش کن "
" . داره ديرمون ميشه , خوبه ..
.. پس اساسا اتفاقي که ميفته
.. اينه که تمام 50 مسابقه دهنده ..
, از ميان اون در عبور ميکنند ..
. و ما مسابقه دهنده ها را از سرتاسر کشور داريم
. يکي از هر جا . مثل اين ميمونه که کشتي نوح از آشپزهاي همه جا پر شده
, اوه .. زنها و امسال
, يک مرد . اولين مسابقه دهنده مذکر ما
.. اوه , و ما درنهايت ، امسال يک مسابقه دهنده
. آفريقائي آمريکائي داريم ...
.. و ما . از داشتن او در اينجا خوشحاليم
. خوشحاليم که اون رو اينجا داريم . و اون براي ما يک مسئله نيست
. من نميدونم ميتونه واسه چه کسي مسئله باشه
...و خداوند مي گويد
. من تمام جريانهاي مصر را ميدانم
. تمام جريانهاي مصر
، احترام مادر و پدرت .مي گويد: پروردگار
.حال من مي خواهم به مادرم احترام بگذارم
ميخوام همتون بدونيد که , خواهر ليدي باگ بريجز
, خواهر همه مون ليدي باگ بريجز
.. بعنوان يک فيناليست در مسابقات آشپزيِ
. مزارع ون روکل انتخاب شده ..
, همانند مائده اي آسماني
. بيسکوئيتهاي او , تحويل ما خواهد شد ...
. همه ميدونند من ميتونم بيسکوئيت درست کنم
.خداوند به 5000 نفر کلوچه و ماهي داد
. خب , اونم داره به من ميده
. اسم من ليدي باگ بريجرزه
.. واسه اين اونها به من ميگن ليدي باگ به معناي کفشدوزک
. چون من عاشق باندهاي کفشدوزکي هستم ..
.. خب من از ناخن هام براي کمک در باندهاي کمکي استفاده نميکنم
چون اونها سست هستند .. و من از باندهاي کمکي استفاده ميکنم
. تا اونها رو نگه دارم ..
.. من عاشق کفشدوزک ها هستم
, چون اونها منو خوش شانس نگه ميدارند
.. انگار اونها منو به اين
مسابقه آشپزي کشوندند ..
... آه .. واسه ..اون ... آآآ
اسمش چيه ؟
. آه , مسابقات آشپزي مزارع ون روک
.به مسابقات آشپزي مزارع ون روک
.. حالا من بودم , آه , آشپزي که
. احتمالا از 12 سالگي آشپز بودم ..
, مارکوس , مارکوس . تو توي دوربين هستي
. اوه , باشه
.. من کاراته کار ميکنم , اگر دنبال همچين کسي بگرديد ؛ فقط
.. اونها دنبال هيچکس نميگردنــــ - , اوه , شايدم بگردند، اين بدن خودمه , مارکوس -
, و اگر کسي دنبال کسي گشت که کاراته کار بکنه ... . فوق العاده است
. آره
, و من پسر بزرگترشم . تادئوس بريگز
. بله , تادئوس , اين پسر منه - . کشيش تادئوس بريگز -
. درسته - . کشيش تادئوس بريگز -
, اما فقط اون کشيشه .. اون همچنين
آه , ديگه چيکار ميکردي ؟
. اوه , من وکيلم , مامان - . يک کشيش و يک وکيل -
. شما داريد به برنده نگاه ميکنيد
. عزيز ميليون دلاري دقيقا همينجاست
مامان ؟ - بله , عزيزم ؟ -
. اينجارو ببين
. چرخش پاي منو ببين . تکون نميخوره
. اون مورد علاقه منه - . ممنون , ليت -
, شايد بعدا اينکارو انجام بديم .. تو ميتوني
حالا مردم توي دوربين ديدند چيکار ميکني
اوه آره , اون بيرون خيلي خوبتره
. خوب بود
.. مارکوس ، مارکوس , برو اون پشت
No comments yet. Be the first to leave one.