Red Eye

Red Eye

Farsi/persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Red Eye 2024 S01E04 Filamingo Fa
다음의 해설 filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

태그

webdl
게시일: 2026-07-16
다운로드: 4
청각 장애인용: No

Farsi/persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‏ـ سلام، متیو نولان‏ ‏ـ شن ژائو‏

‏ـ متأسفم‏ ‏ـ اوه...‏

‏پس ماشین رو بدون شن ژائو تصادف دادی‏

‏و وقتی پلیس رسید، اونجا‏ ‏بود؛ این چیزیه که می‌گن‏

‏کسی چیزی بهت داد که با خودت برگردونی؟‏

‏ـ اون...‏ ‏ـ نه، هیچ‌کس چیزی بهم نداد‏

‏سِر جورج کیه؟‏

‏سِر جورج چپمن، صاحب ورلد پسیفیک مدیسین‏

‏رفتم دفترهای ورلد پسیفیک مدیسین. هی!‏

‏مردهای مسلح دنبالم می‌گردن‏

‏ـ هانا، چه اتفاقی افتاده؟‏ ‏ـ امبر هرست مرده‏

‏وانمود کردن اوردوز کرده‏

‏دکتر وارد، به ظن قتل امبر و استیون هرست‏

‏بازداشت‌تون می‌کنم‏

‏وزیر تانگ، خبر دارین که حالا سه نفر‏

‏در پرواز ۳۵۷ مردن. می‌تونین توضیح بدین؟‏

‏ این بیشتر شبیه اتهامه تا سؤال ‏

‏ مراقب باشین غافلگیر نشین ‏

‏کجاست؟‏

‏ژانگ، کجا رفت؟‏

‏ـ شما سِر جورج چپمن هستین؟‏ ‏ـ دوست دکتر نولانم‏

‏ـ گفت بیام سراغ شما‏ ‏ـ توی قسمت بار نیست‏

‏همهٔ جای دیگه رو گشتیم، مگر‏ ‏اینکه فکر کنین ناپدید شده‏

‏کاپیتان، لطفاً کنار برین، می‌رم داخل‏

‏ژانگ، کجایی؟‏

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏خونهٔ زیبایی دارین‏

‏برای یه نفر کمی زیادی بزرگه‏

‏این همسر مرحومم، النوره‏

‏آه، چه بی‌ادبی‌ای. لطفاً کت‌تون رو بدین‏

‏حالا هردو دست‌تون رو جایی‏ ‏نگه دارین که ببینم و برگردین‏

‏ـ دارین چه‌کار می‌کنین؟‏ ‏ـ خب...‏

‏متیو...‏

‏هیچ‌وقت اینجا نیومده‏

‏ژانگ!‏

‏ژانگ، کجایی؟‏

‏سگ خوب‏

‏یا خدا!‏

‏اینجا چه‌کار می‌کنی؟‏

‏ـ دنبالت می‌گشتم! داشتم صدات می‌کردم‏ ‏ـ نشنیدم‏

‏ـ دکتر وارد نبود؟‏ ‏ـ نه‏

‏برگردیم بالا‏

‏مطمئنی این پایین نیست؟‏

‏فکر کردم صدای کسی رو شنیدم‏ ‏ـ نه، احتمالاً صدای من بود. بیا!‏

‏ـ برای کی کار می‌کنی؟‏ ‏ـ لندن اکو، خبرنگارم‏

‏نه، واقعاً برای کی کار می‌کنی؟‏

‏خواهش می‌کنم، نباید می‌اومدم. می‌رم‏ ‏اشتباه بزرگی بود‏

‏اشتباه این بود بچه رو جای زن فرستادن‏ ‏ـ ۲۶ سالمه‏

‏کیفت رو خالی کن‏

‏روی اون میز‏

‏حالا اگه واقعاً خبرنگاری...‏

‏کارت خبرنگاری‌ت کجاست؟‏

‏هنوز ندارم‏

‏فقط می‌خواستم یه‌کم اطلاعات بگیرم‏

‏و دربارهٔ مرگ‌های پرواز ۳۵۷‏ ‏ازتون نقل‌قول داشته باشم‏

‏رسانه‌ها منع شدن‏

‏ـ از کجا خبر داری؟‏ ‏ـ خواهرم‏

‏کارآگاهیه که متیو نولان رو همراهی می‌کنه‏

‏و اون دربارهٔ قتل‌ها بهت گفته؟‏

‏پس قتل بودن؟‏

‏اسم قربانی سوم رو می‌دونین؟‏

‏اوه، واقعاً خبرنگاری، نه؟‏

‏ـ اینجایی‏ ‏ـ اینجا چه‌کار می‌کنی؟‏

‏روی پیراهنت خونه‏

‏آره، مجبور شدم زخمش رو دوباره پانسمان کنم‏

‏ـ چیزی پیدا کردین؟‏ ‏ـ نه‏

‏باید دوباره هواپیما رو از دماغه تا دم بگردیم‏

‏از کجا شروع کنم؟‏

‏پایین‏

‏باشه. و نولان...‏

‏ممنون‏

‏من هم به اندازهٔ تو می‌خوام پیداش کنم‏

‏اینجا مشکلی هست؟‏

‏هیچ مشکلی نیست‏

‏حالت خوبه؟‏

‏آسانسور نوشیدنی‌ها گیر کرده‏

‏بین دو طبقه مونده‏

‏ـ قبلاً کار می‌کرد؟‏ ‏ـ بله‏

‏اجازه هست؟‏

‏فکر کنم یه چیزی گیرش انداخته‏

‏کارآگاه لی رو خبر کن. بگو پایین بیاد‏

‏ـ نولان‏ ‏ـ چیزی پیدا کردی؟‏

‏ـ اون... خونه؟‏ ‏ـ آره‏

‏ـ چرا باز نمی‌شه؟‏ ‏ـ گیر کرده. برو عقب‏

‏لعنتی!‏

‏آه...‏

‏کیت‏

‏لعنتی! لعنتی!‏

‏نولان، نفس بکش. فقط نفس بکش‏ ‏ـ باشه‏

‏حقش نبود‏

‏حق هیچ‌کدوم‌شون نبود‏

‏خب، تموم شد‏

‏اون آخرین نفر بود‏

‏به‌جز من‏

‏نه‏

‏اگه نظریهٔ ام‌آی۵ درست باشه...‏

‏الان چیزی رو که دنبالش بودن پیدا کردن‏

‏منظورت از ام‌آی۵ چیه؟‏

‏مگه با اون‌ها حرف نمی‌زدی؟‏

‏آره. مطمئنن شن ژائو به یکی از شما چیزی داده‏

‏تا قاچاقی از چین خارج کنه‏

‏خدایا‏

‏برای همین شکنجه‌شون کردن‏

‏هنوز فکر می‌کنی قاتله؟‏

‏نه‏

‏اون فکر می‌کنه منم‏

‏فقط باید بدونم چرا فکر می‌کنین‏

‏کسی پزشک‌های شما رو هدف گرفته‏ ‏و پرونده‌هاشون رو نابود می‌کنه‏

‏صبر کن، منظورت از نابودکردن پرونده‌ها چیه؟‏

‏توی دفترتون بودم و از کارشون فیلم گرفتم‏ ‏ـ مزخرفه‏

‏اگه همچین چیزی شده بود، من حتماً...‏

‏نشونم بده‏

‏هدف تنها نیست‏

‏یه زن آسیایی همراهشه‏

‏یکی داره ردها رو پاک می‌کنه‏

‏ـ یعنی چی؟‏ ‏ـ یعنی باید بری‏

‏ـ خب پس...‏ ‏ـ کیه؟‏

‏همون مرد مرده‏

‏ـ الو‏ ‏ـ سِر جورج، متیو هستم‏

‏اوه، متیو، خدا رو شکر. حالت خوبه؟‏

‏نه، اصلاً خوب نیستم‏

‏چرا توی هیترو کمکم نکردین؟‏

‏کجای لعنتی بودین؟‏

‏متأسفم، می‌خواستم، ولی راهی نبود‏

‏ فکر می‌کردم ارتباط دارین ‏

‏همیشه می‌گفتین اگه مشکلی پیش بیاد‏

‏خودتون حلش می‌کنین‏

‏هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم‏

‏اینجا آدم‌ها دارن کشته می‌شن‏

‏خبر داشتین؟‏

‏ چهار نفر مردن ‏

‏و احتمالاً نفر بعدی منم‏ ‏ـ چهار نفر؟‏

‏یعنی کیت رو هم گرفتن؟‏

‏تازه پیداش کردیم‏

‏هدف با فرد ناشناسی تلفنی حرف می‌زنه‏

‏ صبر کن قطع کنه. ماجرا رو محدود نگه دار ‏

‏دریافت شد‏

‏نولان کجاست؟‏

‏من شن ژائو رو توی اون ماشین ول نکردم تا بمیره‏

‏برام پاپوش دوختن‏

‏ـ باورت دارم‏ ‏ـ و حالا می‌گن‏

‏یکی از ما می‌خواسته چیزی‏ ‏رو قاچاقی از چین خارج کنه‏

‏گوش کنین، وکیل لازم دارم‏

‏و یکی از سفارت بریتانیا‏

‏موقع فرود در پکن منتظرم باشه‏ ‏ـ تمام تلاشم رو می‌کنم‏

‏تلاش‌تون به درک! باید قول بدین!‏

‏قول می‌دم. ولی حالا باید یه سؤال بپرسم‏

‏هنوز چیزی رو که اون بهت داد همراهت داری؟‏

‏همون‌طور که به بقیه گفتم، چیزی بهم نداد‏

‏ داد، متیو! ‏

‏حتماً داده‏

‏فکر نمی‌کنین می‌فهمیدم؟‏

‏تا الان باید پیداش می‌کردن‏

‏منظورتون از «خط امنه؟» چی بود؟‏

‏ـ نولان‏ ‏ـ با کی حرف می‌زدی؟‏

‏ـ متیو؟ حالت خوبه؟ چه خبره؟ ‏

‏الو؟‏

‏لعنتی‏

‏بجنب، بجنب‏

‏ با صندوق صوتی دکتر استیون ‏ ‏ هرست تماس گرفته‌اید... ‏

‏ دکتر استیون هرست... ‏

‏کی بود؟‏

‏قبل از اینکه چیزی بگه گوشی خاموش شد‏

‏ـ گوشی رو از کجا آوردی؟‏ ‏ـ مال استیون بود‏

‏به کی زنگ زدی؟‏

‏ـ سِر جورج ـ چرا؟‏ ‏ـ چون مستأصلم!‏

‏توی پکن ارتباط داره، می‌تونه...‏

‏برام وکیل بگیره یا با سفیر حرف بزنه‏ ‏ـ دروغ نگو‏

‏رئیس یه مؤسسهٔ غیرانتفاعی‏ ‏چرا باید خط امن بخواد؟‏

‏خودم هم می‌خواستم همین رو بپرسم‏

‏دست‌ها بالا‏

‏چی؟ نه، دوباره این کار رو نمی‌کنم‏

‏انجامش بده‏

‏داری بازیم می‌دی، نولان؟‏

‏ـ بازیت می‌دم؟‏ ‏ـ مزخرف نگو!‏

‏عجیب نیست تیمز هاوس این‌همه درگیر شده‏

‏و مأمورها دارن فایل‌های ورلد‏ ‏پسیفیک مدیسین رو می‌برن؟‏

‏دقیقاً چی ازم می‌پرسی؟‏

‏جاسوسی؟‏ ‏ـ ببخشید؟‏

‏این چیزیه که بهم نمی‌گی؟ جاسوسی؟‏

‏اگه بود، می‌گفت؟‏

‏جاسوس نیستم‏

‏پس چرا گفتی «تا الان باید پیداش می‌کردن»؟‏

‏اون می‌دونه کی این کار رو می‌کنه و دنبال چیه‏

‏گفتم «پیداش می‌کردن»، نه «باید پیداش کنن»‏ ‏ـ یعنی چی؟‏

‏سِر جورج مطمئنه شن ژائو‏

‏توی پکن چیزی بهم داده، ولی نداده!‏

‏حرفش رو باور نمی‌کنم‏

‏تو چی؟‏

‏ـ لباس‌هات رو دربیار‏ ‏ـ بازرسی شدم. چه‌کار می‌کنی؟‏

‏همکارهاش همه مردن، پس یا خودش مسئوله‏

‏یا چیزی رو که دنبالش هستن داره‏ ‏ـ اسلحه رو بذار کنار، ژانگ‏

‏گفتم لباس‌هات رو دربیار!‏

‏افسر ژانگ‏

‏ـ کاپیتان چن گفت...‏ ‏ـ نولان، برگرد سر جات‏

‏دیگه هیچ‌وقت اسلحه رو به سمتم نگیر‏

‏گفتی می‌دونستی شن ژائو چیزی به دکتر نولان داده‏

‏برای همینه که آدم‌ها کشته شدن؟‏

‏باید دست از سؤال‌کردن برداری‏

‏اون چیه؟‏

More Farsi/persian subtitles for Red Eye

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left