처음 195줄입니다.
فکر نمیکنمفقط با متوقف شدن یه حادثه تموم بشه
.اوضاع بدتر شده
یه ضربه و حرکت؟
به خاطر درگیریش
بابام دوباره قاتل شد
لطفا پدرمو دنبال کن
تا ببینی واقعا کی این واقعه رو جعل کرده
و اونو ساخته ؟
وزیر چوی شهادت غلط داد
اخیرا دو دلی داشتی نسبت به انتخاب نظرت؟
فلان پسره بود،دقیقا مثل سو کی ته لباس پوشیده بود
گمش کردی؟
چی میشه اگه دوباره بزنه به سرشون و برنامشونو عوض کنن؟
هر چی بیشتر تکون میخوربم بیشتر تو باتلاق فرو میریم
هر چی بیشتر هم این کارو کنیم قضیه ترسناک تر میشه
جو یو جین
جو یو جین
جویوجین جیویوجین
جین وو
جین وو
به نظر میاد این روزا درگیر مسائل زیادی شدی
از کجا درباره ی قضیه بزن درو امروز فهمیدی؟
کلاغ داشتی؟- بله-
یه کلاغ خبرچین
نمیتونستم نگهش دارم
حتی اگه میتونستم
چجوری میخواستی جلوشو بگیری؟
تو نمیتونستی بدونی که تصادفی اتفاق افتاده
درسته
بهتر میشد اگه نمیدونستم
دو کیونگ من فکر نمیکنم واشه این وظیفه اماده باشم
در عوض نمیتونی جلوشو بگیری جای من؟
چی کار میخوای بکنم دقیقا جای تو؟
دقیق بهم بگو
من فقط
من فقط نمیدونم چجوری باید برات توضیح بدم
بگو بهم دست از معطل کردنم بردار
شنیدم یکی میخواست سو کی ته رو بکشه
حتی بزن درو همیشه جز نقشمون بوده
کی اینوگفته؟
بیخیال
خودتو بزن کوچه علی چپ انگار چیزی نشنیدی
به هر حال تو منو باور نمیکنی
فقط بهم بگو
کی اونو گفته؟
من میشنومت
و اگه دیدم کاری هست که ارزشش رو داره پایتم
من تلفن همراه دختر سو کی ته رو گرفتم
ازم خواست پدرشو نجات بدم
چی؟
اما تلفن واسه ۵ سال پیش بود از سال ۲۰۲۰
من اینو میدونستم برای همین نمیخواستم بهت بگم
تو منو باور نمیکنی
درسته نباید هیچیمیگفتی
حتی منم الان کمکی ازم برات ساخته نیست
خدایا فقط بنوش
- من حساب میکنم - مرسی بابت غذا
- دو کیونگ - بله؟
دوستها در واقع بهترین اتفاق هستن
،صحبت کردن باهات و نوشیدن مثل یه
بمب انرژی می مونه که حالمو یهو از این رو به اون رو میکنه
- جدی میگی؟ - بله
چیشده؟
این از بچه های تیم کاراگاهی تو نیست؟
سلام
اونا اینجان تا بهت سواری بدند
جین وو
ها؟
نه اقای لی جین وو
دستگیرش کن
دستیگرش کن
صبر کن دو کیونگ
صبر کن با هم بریم
!هی
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد لطفا پیام بگذارید
چه اتفاقی داره میوفته؟
تا الان نُه ساعت شده
فهمیدم من خودم میرم
-تلفن همراهشو بگیر -تلفن همراه من؟
چی داری میگی؟
به تلفن من چی کار داری؟
تحقیقات که تموم شد برش میگردونیم
بریم
لعنتی
... تلفن مشترک مورد نظر خاموش میباشد بعد از بوق
... تلفن مشترک مورد نظر خاموش میباشد بعد از بوق
- چرا تلفنت - خانم سو
.آقای چوی؟ - کمکم کن-
...اگر کمکم نکنی، اونها
کجایی؟ من میام پیشت
آقای چوی، کجایی؟
گفتم، کجایی؟
.اون افراد تحت تعقیب منن
الان تنها کسی که می تونم بهش اعتماد کنم تو هستی
.آقای چوی، آروم باش
.من کمکت میکنم، پس نگران نباش
می تونی قبل ازهر چیزی، بهم بگی کجایی؟
.من یه راست میام اونجا
...تلفن خاموشه. بعد از بوق
اون چیکار میکنه؟
،فقط یه لحظه. -گوش کن
کاراگاه یون، چند بار باید بهت بگم؟
.فقط برای جلوگیری از تصادف اونجا بودم
.یه نفر از قبل اطلاع داد
،متاسفم، اما آقای لی
.تو بهمون نگفتی چه کسی اطلاع داده
،تو باید دقیقا بهمون میگفتی اون کیه ...پس ما می تونیم
.چند بار باید بگم؟ ناشناس بود
که اینطور، ناشناس بود؟
نام خوانوادگی چطور؟ - اون اسم یه نفر نیس-
چطوری یه کاراگاه کلمه "ناشناس" رو میدونه؟
چطوری با اون ذهنت کارگاه شدی؟
...ذهنم
.خدای من
.یه لحظه صبر کن، و آروم باش
برای چی داد میزنی؟
چیزی پیدا کردی؟
نه، بیشتر از نیم ساعته که همین حرف رو میزنه
،اما، آقای هان
بهتر نیس الان آقای لی رو بفرستید خونه؟
،انگار اون واقعا نمیدونه خبرچین کیه
و مدارک زیادی علیه اون به عنوان عامل جنایت وجود نداره
اینطور نیس که ما باهاش ارتباط نداشته باشیم
بعدش چی؟ اگر اون رو بشناسیم، می تونیم با بی دقتی، تحقیق کنیم؟
منظورم این نبود. نمی خواستم مشکلی ایجاد کنم
یه نفر، تو یه بزن در رو مُرده، سئونگ هو
تنها مشکلی که اینجا وجود داره تویی، بی توجهی در انجام تحقیقات
فهمیدی؟
.بله، متاسفم
.فقط وظایفت رو همونطور باید ادامه بدی
سعی کن درمورد اونچه که جین وو درباره بزن و دررو میدونه، اطلاعات بیشتری پیدا کنی
.به هرحال تصمیم گرفتم اونو ول کنم
.فهمیدم
.هی
نمیخوای چیزی رو برام توضیح بدی؟
چرا یهو با من مثل مجرما رفتار میکنی؟
.درسته
.بطور خلاصه بهت توضیح میدم، پس گوش کن
.مدرکی که دربارش گفتی
.بهش نگاه کردم، و حتی وجود هم نداره
.فقط تو در صحنه بودی
...مهم ترین چیز
.تو حتی نمی تونی بگی چرا تو صحنه بودی
،جین وو
فرقی نمی کنه که، تو این پرونده مشکوک تر بنظر برسی
.خیلی خب، فهمیدم
.بذار بگم بقیه چطوری میبینن
اما تو چی؟
واقعا میدونی چرا این کارو کردم، پس چرا اینجوری رفتار میکنی؟
منظورت چیه، چرا؟
من فقط کار خودم رو به عنوان کاراگاه انجام میدم
.خیلی شخصی نگیرش
،اگر تا پایان تحقیقات مشکلی بوجود نیومد
.بلافاصله اجازه میدم بری
کجا داری میری؟ دو کیونگ کجا داری میری؟
هنوز حرفم باهات تموم نشده، اسکول
!هی، هان دو کیونگ. هی
.لطفا آروم باش
گشنت نیست؟ چیزی خوردی؟
.زودتر غذا خوردم
چی خوردی؟- -جانگ شیک-
من جاجانگمیون سفارش دادم. - بله؟
محل نگهداری جو کانگ شیک رو تایید کردی؟
.بله، تاییدشون کردم
.بیا بریم غذا بخوریم، و بعدش بریم
.قبل از اینکه خیلی دیر بشه باید جمع کنیم
.خیلی خب، بریم
.لطفا گوشی رو بردار
شماره ای که با آن تماس گرفته اید در شبکه موجود نمی باشد. لطفا پیغام بگذارید
.بعد از صحبت، از شما هزینه کسر میشود
،جین وو
نمی دونم این پیغام به موقع به دستت میرسه یا نه
،اما، درهر صورت من اونو ول می کنم
.از اونجا که من بشدت به کمکت نیاز دارم
.جزئیات این حادثه تغییر کرده
،اما این بار، فقط پدرم نیست که می میره
...هشت نفر بی گناه دیگه در صحنه
.هم می میرن
اهمیتی نداره، ما باید جلوی این اتفاق رو بگیریم
در ساعت ۱۰:۴۷ صبح، جو کانگ شیک تصادف میکنه
در محل نشست در برابر اخراج ناعادلانه صنایع عالی
...از این طریق، خیلی از مردم آسیب دیدن
.و مردن
من نمیدونم اونا کین
اما اونا دارن از مردم استفاده میکنن تا پدرمو بکشن
جو کانگ شیک
جو یو جین
درمورد منشی چوی هم همینطوره
...پس
...حتی اگر سخت
و دردناک باشه و درمونده بشیم
بیایید بیشتر تحملش کنیم
در ویدیویی که هفته گذشته توسط کمپین نامزد انتخاباتی سو کی ته منتشر شد
سو جونگ این دختر نامزد انتخاباتی سو کی ته
برای اولین بار آشکار شد
No comments yet. Be the first to leave one.