처음 200줄입니다.
آنچه در کونگ فو گذشت
تو یکی از نوادگان
لیانگ دایو هستی
اولین جنگجوی زن
گفته شده که
یک عضو از هر نسل،برگزیده شده تا
شمشیر رو به دست بگیره
خاله "می شه"؟
این تمام چیزیـه که
من راجب خواهرم میدونم
مال تو
زبونم رو بند آوردی
به اعتماد من خیانت کردی
متاسفم جین
گُل خشک شده آلو
گل مورد علاقه خواهرم
این گل ها رو بین کتاب های درسیـش نگه میداشت
این چیه؟- نمیدونم-
اینو با یکی از نامه هاش فرستاد
گهـگداری به ما نامه میفرستاد
فقط واسه این که بهمـون اطلاع بده که جاش امنـه
با گذشت زمان،دیگه این نامه ها با عقل جور در نمیومد
هیچ ایده ای نداری که کجا ممکنه باشه؟
نه،ایده ای ندارم
کُلی سوال دارم
چه شکلی بود؟
نیکی،این نامه ها رو ببین
خواهی فهمید که چرا هیچوقت نمیخواستم
راه اونـو دنبال کنـی
آخرین نقشه ـمون واسه گیر آوردن ژیلان شکست خورد
اون شمشیر و خنجر رو داره
اگه حدسـت درست باشه
این یعنی که اون یه سلاح سوم هم داره
هر روز،اون نزدیک و نزدیک تر به این میشه که
قدرت حقیقی سلاح ها رو مهار کنـه
کسی چه میدونه که نقشه اون
بعد از جمع آوری 8 سلاح چی میتونه باشه؟
...ولی اگه افسانه ها حقیقت داشته باشن
پس اون غیرقابل توقف میشه
باید جلوی اونـو بگیریم
خاله ات یکی از افرادی هست که ما میشناسیم
که واقعاً به دنبال سلاح ها میگشتـند
هنری،اگه بتونیم پیداش کنیم
درواقع باهاش حرف بزنیم
آره،ولی مادرت گفت که
دیگه نامه ای فرستاده نشد
تو حتی نمیدونی که اون زنده اس یا نه
درسته،ولی باید تلاش کنم
خاله منـه،خانواده منـه
میتونم حسش کنم،این آخرین نامه است
مادربزرگم اینـو داد به مادرم
آخرین نامه ای که "می شه" به خونه فرستاد
و طبق گفته های مادرم،این نامه رو
با این مجمسه پاندای قرمز فرستاد
حالا هرچی که هست
اون با عشق و علاقه
راجب یه دوست قدیمی نوشته بود
مجبور شدم نامه رو دو بار بخونم تا بفهمم
داشت راجب کاپشن چینـدار صحبت میکرد
کاپشن چینـدار!؟ چی؟
وقتی که اطلاعاتـمون تَه کشید
من شروع به جستجو در منابع نا آشکار تری کردم
یه انجمن بود،مجموعه ای از هیئت مدیره های صیاد که پیداشـون کردم
سایت های توطئه؟
تقریباً توطئه،بهـرحال
اکثراً بی معنی بود،ولی
چندتا تحقیقات قدیمی رو پیدا کردم
که توسط پروفسور چاو ارسال شده بود
اون در مورد خانمی مرموز
سوال پرسیده بود،کسی که اون معتقد بود
در دهه هشتاد و نود،به دنبال سلاح ها میگـشته
شایعه شده که اون تنها و
و خشمگین بود
درحال حاضر تنها جزئیاتی که تونستم ازش پیدا کنم
اینـه که اون یه زن آسیایی با یک کاپشـن چینـداره
چیز دیگه ای؟
یک اسم،گمونم یه اسم مستعاره
ساندرا یانگ
ترجمه و تنظیم @ Matin78124
کونگ فو فصل اول،قسمت نهم "انزوا"
برگشتی
داری کارای ناهار رو میکنی؟
تقریباً کارم تمومه
جین،باید حرف بزنیم؟
بهم وقت بده می لی
چند دهه است که ازم رازهایی رو مخفی کردی
راجب خودت،خواهرت،نیکی
منم رازهایی رو نگه داشتم،ولی به زمان نیاز دارم
البته جین
دردناک بود؟
پاهام رو آتل کردم،همینطور کمرم
در دوران کودکی
عمل های جراحی
کشیدگی پا
اصلاح ستون فقرات
...سالـها توانبخشی
درد برای من یه چیز پایداره
نه شروعی داره،نه پایانی
این چیزیـه که الان تو رو هدایت میکنـه؟
منبع تمام این عصبانیـت؟
دردی پایدار
اینجوری من قدرتـم رو کسب کردم
عصبانیـت من ناشی از جای دیگه است
خیانت
بهم بگو کروین
تو از خیانت چی میدونی؟
باید برگردیم سراغ اون طومار
و این؟
مال تصادف ماشینـه،هیچ داستانی توش نیست
خب،دوستم توی سازمان امنیت ملی بهم یه لطفی کرد
و اسناد ثبت شده برای ساندرا یانگ رو بهم داد
آخرینـش مال 20 سال پیش بوده
اون از طریق ونکوور،وارد کانادا شد
و بعد از اون،دیگه هیچی
ناپدید شد
تاریخ دقیقـش کِی بود؟
بیست دسامبر سال 2000،چرا؟
نامه آخر خاله می شو
چند هفته بعدش بود
باید یه چیزی اینجا باشه
پاندای قرمز،یک نشانه،یک نگهبان
معتقدم که سفر من،اینجا پایان می یابد
دنبال چی هستی؟
پانداهای قرمز،سنت کانادا نیستن
فقط دنبال یه جور ارتباطـم
شگفتی های آمریکای شمالی
نش کریک،شهری کوچک در کلمبیای بریتیش
اونا در حاشیه شهر دارای یک تندیس
بزرگ پاندای قرمز دارن
چی؟
همون طراحی
اون باید اینـو از نش کریک فرستاده باشه
مِی شه اونجا بوده،من باید برم
نیکی- من میام-
کلاس هات چی؟
میتونه تاریخـش رو عقب بندازم
و من و تو میتونیم جامـون رو عوض کنیم
وقتی تو داری رانندگی میکنی،من کتاب میخونم
منم میام
مگه کار نداری؟
راستش،یکم مرخصی ذخیره کردم
قرار بود واسه کوهـنوردی برم کوهِ هود
ولی وقتم آزاده
دوست دخترت چی؟
سابین،سرش شلوغـه
اگه چندتا راننده داشته باشیم
دیگه مجبور نیستیم بایستیم تا بخوابیم
وقت سفر جاده ایـه
من اینـو دوست ندارم نیکی
مامان،کانادائه
خاله"می شه"تنها شخصی هست که
میفهمـه من دارم چی میکِشم
و به دوش کشیدن این حق مادرزادی یعنی چی
اگر این مسیر منـه
باید بدونم که اون چی میدونـه
باید بدونم که چه اتفاقی واسش افتاد
تو نمیخوای بدونی؟
البته که میخوام
از وقتی که رفت،میخواستم بدونم،ولی
...مدت زیادی گذشته نیکی،اگه
گاهی اوقات،ندونستـن کمتر بهت آسیب میزنـه
این سند صدها سال قدمت داره
این شرح وقایع 8 خانواده محافظ هست
کسایی که این سلاح ها بهشـون سپرده شد
تا روزی که دوباره بهشـون نیاز داشته باشن
براساس بخشی که مربوط به جنگ تبره
محافظ اصلی،وانگ یزی
توسط یک رهبر مذهبی در
کنتونگ،پناه داده شد
ما به اطلاعات بیشتری راجب این سلاح نیاز داریم
این اطلاعات واسه ادامه دادن کافی نیست
میدونم که شما دوتا باهم تنش دارید
ولی شاید پدرت یه چیزایی بدونـه
امکان نداره
راه دیگری پیدا میکنیم
من پایان کارم رو با
ترجمه کردن طومار به سرانجام میرسونم
من این همه راه رو نیومدم که جوابی نگیرم
من ازش تقاضای کمک نمیکنم
اون این کار رو باهات کرده؟
آخرین وسایلم رو خریدم،کلید رو گذاشتم زیر پا دری
سلام
خب،برنامه چیه؟
نوبتی میشینیم
فقط واسه سوخت گیری متوقف میشیم
اونوقت میتونیم در عرض یک روز،برسیم به نش
اولین دور با من
عالیه
تو جلو بشین- مطمئنی؟-
واسه پاهات جای بیشتری لازم داری
جام خوبه
خب،برو بریم
یک زن در سمینار تکنولوژی،بهت افتخار میکنم
چند وقتی میشه که از این کارها نکردی
خیلی بیشتر از چند وقت
وقتی که تمام وقت کار میکردم،همیشه
چنین دعوتنـامه هایی رو رد میکردم
چی عوض شده؟
میخوام برگردم
و میخوام بعد از عروسی،برگردم به بازی
No comments yet. Be the first to leave one.