처음 114줄입니다.
قمست16
کمک
کمکمون کنید
بذارید بیاییم بیرون
ولمون کنید
یکی نجاتمون بده
کمک کنید
بندازش توی قفس
بله استاد
اینجا کجاس؟
شماها کی هستید؟
چرا منو زندانی کردید؟
تکون نخور
ولم کن
بازش کن
امروز با ارزش ترین روز زندگیت خواهد بود
در قفس را ببند
بذار بیام بیرون
ولم کن
100 سال شده
100 ساله که منتظر بودم
کمکم کنید
عجوزه پیر
بس کن
خواهر
خودتی؟
نجاتم بده
منو از اینجا بیار بیرون
نگران نباش میارمت بیرون
جونت را نجات میدم
ساکت شو
چون هوا
توی شیطان
شماها با هم هستید؟
نمیترسی؟
چطور جرئت کردی تنهایی بیای اینجا
باشه
حالا که خودت میخوای میکشمت
صب کن
استاد
الان به من چی گفتی؟
عجوزه پیر و شیطان؟
آره
آره تو یه عجوزه ای
فک میکنی من چند سالمه؟
مثل
شصت ساله ها بنظر میرسی
اونقدراهم پیر نیستی شیطان
اومدی چون هوا را نجات بدی؟
مطمئن باش نجاتش میدم
باشه
پس میذارم به آرزوت برسی
اما
توی باید به جای اون بری تو قفس
پرده جادویی کمکم کن
شما خوبید استاد
من خوبم
فک کردی قبل از اینکه بیام خودم را آماده نکردم
فک میکنی میتوین با استفاده از این پرده جادویی
دوستت را نجات بدی؟
تلاشم را میکنم
گو یان
حواست بهش باشه
داره مال کامل میشه من میرم با نیروم روح دخترها را بیرون بکشم
بله استاد
گو یان
منم منتظر یه دوست قدیمی هستم تو برو
ولی استاد
زمان داره میگذره بهتر نیس از جادوتون روی دختر ها استفاده کنید
از کی تا حالا تو به من میگی چیکار کنم
لطفا من رو ببخشید استاد
همین الان میرم
برو
با شو ژنگ چیکار کردی
چرا هر دفعه مزاحم ما میشی؟
یویان
چرا؟
بعد صد سال هنوزم اینجوری هستی؟
تو منو میشناسی؟
چه اتفاقی واست افتاده؟
یعنی واقعا منو یادت نمیاد؟
من واقعا تو را یادم نمیاد
اگه در گذشته خطایی کردم فقط از من انتقام بگیر
کاری به کار شو ژنگ نداشته باش
یویان
...یادت میاد
چرا توی پرده جادویی زندانی شدی؟
تو
تو میدونی چرا من 100 سال اون تو بودم؟
بهم نگو که
واقعا حافظه ات را از دست دادی
نه همه اش را
فقط بخشیش را
فقط میتونم قسمتهای کمیش را بیاد بیارم
پس اینهمه سال
چطور زندگی کردی؟
منظورت چیه ؟
تو کی هستی؟
خوبه
واقعا یادت نمیاد
پس من کاری میکنم اون قسمت حافظه ات برگرده
بیا
یویان
یویان
یویان
یویان
یویان
یویان
تا آر
امروز
من این شیطان را میکشم
فقط اینطوریه که میتونم شما دو تا از هم جدا کنم
مادر
همش تقصیر منه منو بکش
No comments yet. Be the first to leave one.