처음 200줄입니다.
زماني که تولد عيسي آتش جهنم را ميشکافد
... بعد از همه اينها , اين کريسمسه
داستان جنايت کريسمس
شبي آرام
شب مقدس
همه چيز آرامه
همه چيز روشنه
دوشيزه را برگردان
مادر و فرزند
نوزاد مقدس بسيار ظريف و حساس
خواب ، عميقاً پر از آرامشه
خواب ، عميقاً پر از آرامشه
کريسمس مبارک- کريسمس مبارک-
روزت چطور بود؟
جالب- ها-
قتل کجا واقع شده؟
مثل هميشه در حال گشت زدن بودند
پس چيزهايي که داريم اين ها هستند
بابانوئل مرديه که شليک کرده
اسم حقيقيش راندال ادواردزه
منشي،هتر هرينگنوته خيلي هم کردنيه
آمبولانس توي راهه هنوز اثري از پول نيست
زنگ خطر هم غيرفعال بوده
يک شب سال نوي ديگه آره؟
.اوه، آره و اين يکي رو باش بابانوئل ميگه کار اون نبوده
البته که نبوده اون چطور تونسته؟
اون اينجاست تا تمام اون اسباب بازي ها رو تحويل بده، درسته؟
هاه، جوکر
هي، عصاي شکلاتي مي خواي؟
نه، پسر- اوه، بي خيال-
نه،نه،نه،نه
من دارم ميرم داخل- جوليا چطوره؟-
اوه،اون عاشق کريسمسه
حداقل يکي هست
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ....:::: پريسا يادکوري و آنجل و علي پناهنده::::....
توي صحنه جرم من چه غلطي مي کني؟
تو نبايد توي خيابون باشي
داري مردم رو کنترل مي کني، افسر؟
الان يونيفرم پوشيدم؟
آره، تبريک مي گم حالا برو
آخرين چيزي که احتياج دارم يک بچه کونيه که کونمو لخت کنه
چون چيز لعنتي اي صحنه من رو خراب کرده ,بزن بريم
معذرت مي خوام، سرپيکو کنايه از فيلم سرپيکو و منظور عوضي بودن يک همکار پليسه
اون چي بود؟
هيچي
آره، همون چيزيه که فکر مي کردم
هتر هرينگسونه
چي؟
اسمش، فقط فکر کردم شايد بخواي بدوني
اشتباه من
اون لعنتي رو از اينجا ببريد
چون، ببين من مي خواستم بدونم
چون فردا کسي که اون رو ميشناسه
کريسمس شومي خواهد داشت
کارت تمومه؟- آره،کارش تمومه-
کارش تمومه،بيا
چطور توي اين صحنه جنايت مي رقصي؟
ميبيني يک دختر جوان به قتل رسيده و هيچ احساسي نداري؟
اين قسمتي از توصيف شغلته؟
درخواست ها نشون ميده کاراگاهان جنايي
همه بايد رواني هاي شناخته شده باشند؟
کنترل، بيست لينکون کد 7
راجر 20 کد 7 تأييد شد
چيز خوشمزه اي بيار باشه، عزيزم؟
هميشه نميارم، جوليا؟
شماره 20 خارج ميشه
اگر شير بياد، من اين کار رو انجام ميدم
همينه ديگه
کريسمس مبارک
اين براي بچه هاست
کريسمس مبارک
و سال نو مبارک
عق- وه،وه-
خدا لعنت کنه- آسيب ديدي؟-
حالت خوب ميشه
دفعه بعدي کمتر اهميت بده
دفعه بعدي وجود نداره
تو براي آرايش کردن خيلي جووني
نه، ميدونم
اما اين سگ رو هم توي مغازه ديدم و مي خوامش
بعد از ظهر بخير
چي مي تونم براتون بيارم؟
کريستوفر
سلام مامان
اينجا چي کار مي کني؟
فقط مي خواستم توي محله باشم
فکر کنم نبايد اين کار رو بکنم
اوه، هوم امروزت چطور بود؟
ميدونم چي برات عجيب به نظر مياد؟
فکر نکنم بدوني
شايد
خوب، خودت چطوري؟
اصلاً بهتر نيستم
آخرين چيزي که ميخواستم پليس شدن تو بود
هوم، آره هر دوي ما
الان کارآگاهم
اوه، کاراگاه
خوب، فکر کنم حرفت رو تمام نکردي
کردي؟
الان زمان شاممه
خوب فکر کنم با يک تير دو نشون رو زدم
همون قديميه؟
هوووم زمان دو
فکر کنم چشمهات بزرگتر از شکمت باشن
تير دومي که به نشون زدم چيز ديگه ايه
يک دختر؟
...يعني تو؟
آره
اوووممم
ممکنه ازش خواستگاري کنم
حتي ممکنه همين امشب باشه
هوممم، هديه کريسمس
يک همچين چيزي
بخاطر همين صبر کردي؟ که الان اينو بهم بگي؟
نه
خوب، کار چطوره؟
هيچ تغييري نکرده
خيلي زود کارمو شروع ميکنم
همون شب قديمي
مشتري هاي زيادي شب کريسمس نداره، هاه؟
نه
نه، اصلاً
تو چطوري مامان؟
من خوبم
همه چيز خوبه
اون ها رو وقتي قدم مي زدي ديدم
چي؟
آه،آره
شروع به سيگار کشيدن کردي دوباره،ها؟
آره،از چند سال قبل
تو که گفتي ترک کردي
دو بار
ديگه نکشيدي،نه؟
بعد از اين که رفتي احساس نياز نکردم ديگه
فقط به خاطر تو ترک کرده بودم
نمي فهمم چرا دوباره بايد شروع به سيگار کشيدن کني
مخصوصاً بعد از چيزي که براي بابا اتفاق افتاد
باشه، حالا نمي خواد درباره اون چيزها حرف بزني
تو چيزي در اون باره نميدوني
اين همون درخته؟
درجه 1 ، درسته؟
واو آره-
زمان زيادي از وقتي من يک درخت کريسمس واقعي اينجا داشتم مي گذره
اين شاديه
مامان، بابا کي مياد؟
اون داره مياد تو بايد صبور باشي، باشه؟
باشه
خيلي خوب ، کريس
بيا روراست باشيم
تو واقعاً اينجا چيکار مي کني؟
فقط مي خواستم بگم
کريسمس مبارک، مامان
خوب، ممنونم
کريسمس تو هم مبارک
مرسي
بايد برم تو جاده
اوه، صبر کن غذات چي؟
اون مي فهمه
اوه،خوب، اوم
در اين مورد واقعاً از ديدنت خوشحال شدم
مگر اينکه چيزي بخواي بگي
چي مثلاً؟
براي من نگو
درباره بابائه؟
چون من حوصله بازي ندارم
چيزي ازم مي خواي؟
اوه، نه، من چيزي ازت نمي خوام
هيچي
خوب،باشه، همين
اگر چيزي توي ذهنته
الان وقتشه که بگي
تو حتي ازش نپرسيدي
احتياجي نداشتم،مامان
وقتي در باز شد و تو رو ديدم نه اون رو فهميدم
مي دوني، قبل از مراسم تدفين اين نامه رو برات فرستادم
مي خواست فقط يک بار ديگه قبل از اين که بميره تو رو ببينه
من نخوندمش
بازش کردي؟
درباره اش فکر کردم
اين خيلي معموليه
تو حتي نمي توني اشتباه کني
اين چيزيه که تو مي خواي
تو ازم مي خواي که بگم اشتباه کردم و
نه، اگر با متاسفم شروع کنيم چي؟
اين دو تا کلمه کوتاه رو نمي توني بگي؟
نه، چون تو فقط تو خيلي لعنتي اي
تو يک لعنتي خيلي لجبازي
نه، نيستم
چي نيستي؟
لجباز نيستي يا اشتباه نمي کني؟
يکي رو انتخاب کن، من مي خوام برم سرکارم
باشه، کريس، نرو
لطفاً نرو مي تونيم درستش کنيم
فقط،فقط بايد سعي کني
فقط چون نمي خواي بهم بگي اشتباهمو فراموش کنم
اين به اين معني نيست که هر روز رو نمي گذرونم
با اين آرزو که اي کاش تغييرش مي دادم
اما من نمي تونم به گذشته برگردم مامان
No comments yet. Be the first to leave one.