The Studio

The Studio

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

The Studio 2025 S01E04 WEB
다음의 해설 HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

태그

webdl
게시일: 2025-04-09
다운로드: 153
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫« حلقه‌ی گمشده »

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫قبول داری فیلم نگاتیو جادوییه؟

‫آره

‫حتما یاد قدیم‌ها میفتی

‫وقتی راش‌هایی رو می‌بینی که ‫از نگاتیو واقعی پخش میشن

‫عاشق این دون دون‌هام

‫دون دون‌هایی که حتی تو قسمت‌های ‫ایستای فریم می‌رقصن

‫انگار نفس داره، می‌دونی؟

‫تمام فریم‌ها زنده‌ان

‫بیشتر مدیرهای استودیو اجازه نمیدن ‫روی فیلم نگاتیو فیلمبرداری کنن

‫دلیل درست درمونی هم ندارن. ‫فقط خوششون نمیاد

‫ولی من؟

‫یه جورایی یه تنه فیلم رو زنده نگه داشتم

‫همه کارگردان‌های خوب هالیوود خبر دارن

‫اگه می‌خوای با نگاتیو فیلمبرداری کنی، ‫باید بیای سراغ من

‫نگاتیو مصیبته واسه من

‫با فیلم‌های دیجیتال فقط یه دکمه رو فشار میدم

‫این کلی داستان داره

‫امشب چقدر دیگه می‌خوای ببینی؟

‫امشب همه‌ی راش‌ها رو نگاه می‌کنم

‫این فیلمِ «خاموشی چرخشی» درباره چی هست؟

‫صدا ندارم، فقط تصویر هست

‫آره، آره

‫یه فیلم کاراگاهی نئونوآرـه

‫که تو دنیای صنعت پنل‌های ‫خورشیدی لس‌آنجلس اتفاق میفته

‫زک افران توش بازی می‌کنه. ‫اولیویا وایلد هم بعنوان کارگردان داره می‌ترکونه

‫اتفاقا امشب آخرین شب فیلمبرداری‌شونه

‫بنظر من که انگار کپیِ «محله‌ چینی‌ها»ست

‫میگن «هنرمندان خوب وام می‌گیرن ‫هنرمندان عالی می‌دزدن»، مگه نه؟

‫آره، آره

‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

‫موهام بنظرت یه جوری نشده؟

‫کناره‌هاش رو رنگ کردم ‫که سفیدی‌هاش بره

‫می‌ترسم زیادی تیره شده باشه. ‫تناسب نداره

‫من چه بدونم؟ ‫اینجا سگ صاحبش رو نمی‌شناسه انقدر تاریکه

‫حداقل تو مو داری

‫آره

‫الو؟

‫چی؟

‫یا خدا. خیلی بد شد حاجی

‫- خیلی خیلی بد شد ‫- آره

‫اصلا چجوری این اتفاق افتاده؟

‫نمی‌دونم، ولی اتفاق افتاده

‫خدایا. صددرصد مطمئنی؟

‫بله. یه ساعت با ژان‌پل، مجری طرح

‫- حرف زدم ‫- راستش، فقط...

‫باورش برام سخته

‫خب باور کن

‫یه حلقه فیلم گم شده

‫بنظرت ممکنه یه نفر گمش کرده باشه؟

‫- نه، میگن دزدیده شده ‫- دزدیده شده؟

‫کدوم خری یه حلقه فیلم ‫رو از صحنه فیلمبرداری می‌دزده؟

‫خب شاید طرف عصبانیه

‫چون مدیر استودیو هزینه ‫مهمونی پایان فیلمبرداری رو نمیده

‫خدایا، بازم شروع کردی! ‫فقط یه مهمونیه!

‫این فیلم همینجوری هم پرهزینه‌ست

‫حالا بیام پول بدم که همه مست کنن؟

‫- ضبط روی نگاتیو خیلی پرهزینه‌ست ‫- تو هم با این نگاتیوت

‫یه روز میام می‌بینم داری ‫یه حلقه فیلم رو می‌کنی

‫آخر کیرت رو می‌کنی تو یه حلقه فیلم

‫خیلی مهمه که ما رو استودیویی بدونن

‫که با فیلمسازها راه میاد

‫نه، نه. واسه اینه که تو حس باکلاس بودن کنی

‫هیچکس فرق فیلم و دیجیتال رو نمی‌فهمه

‫هر کس که دید هنری داشته باشه ‫فرقشون رو می‌فهمه

‫کسی که دید هنری داره ‫می‌تونه فرق بین

‫رنگ موی خوب و بد رو تشخیص بده؟

‫خدایا. سلام ژان‌پل

‫اینجاست

‫شبیه جولیانی شدی. ‫رنگ موی جاست فور مِن زدی؟

‫یکم زیادی تیره‌ش کردم. سگ توش!

‫ریش جوگندمی و موی سیاه، ‫عالی شدی

‫لعنتی. قهوه‌ای متوسط گرفتم، ‫باید قهوه‌ای روشن می‌گرفتم

‫- مت ‫- سلام. اولیویا

‫خدا رو شکر اومدی

‫الان به معنای واقعی فقط به تو اعتماد دارم

‫- خیلی ممنون ‫- تو هم همینطور سال. سلام

‫آره. سلام

‫ببین، ژان‌پل الان بهم گفت که...

‫یکی از حلقه‌های فیلمبرداری دیروز

‫گم شده. تازه به گوشمون رسیده

‫فرِد، دستیار تولید بخش دوربین

‫بعد از فیلمبرداری هر ده حلقه‌ی فیلم ‫رو سوار ون کرد

‫ولی لابراتور میگه فقط نُه تا حلقه به دستشون رسیده

‫صحنه بزرگ تیراندازی پرده سوم تو اون حلقه‌ست

‫- وای نه ‫- آره

‫و اون اصلاحی که بهمون گفتی لحاظ کنیم رو یادته؟

‫- یادته چی بود؟ ‫- آره

‫گفتی برید تو دل کار

‫- آره، و خیلی خوشم اومد ‫- خیلی ممنون

‫و پیشنهاد دادی خودمم یه حضور کوتاه داشته باشم

‫- بله ‫- که ایده معرکه‌ای بود

‫- ممنون، آره ‫- اونم تو اون حلقه بود

‫گرفتی ما رو؟

‫- اونم تو اون... لعنتی ‫- خیلی ایده خوبی بود

‫بازم ممنون. واقعا لطف داری

‫این دستیار تولید مطمئنه

‫که یکی از حلقه‌ها رو تو ماشین جا نذاشته؟

‫ماشین رو کامل گشتیم. ‫یه نفر قطعا دزدیدتش

‫خدای من. نظرت چیه اولیویا؟

‫کسی بین عوامل هست که مثلا

‫باهات خصومتی چیزی داشته باشه؟

‫کسی که بخواد بگات بده؟

‫ببخشید، تو این گروه؟

‫آره

‫- مت، این گروه خانواده منه ‫- باشه

‫تک تکشون خودشون رو

‫وقف پیام این فیلم کردن

‫خودشون رو پاره کردن سرش

‫واقعا نمی‌دونم کی ممکنه ‫همچین کاری بکنه

‫- باشه، باشه ‫- سر صحنه کارت دارن

‫باشه

‫- شرمنده. من... ‫- نه، مشکلی نیست

‫هضمش سخته. حتی برای منم سخته

‫فقط بدون که ما هم...

‫می‌دونی، عضوی از این خانواده‌ایم

‫و ما در کانتیننتال...

‫کمر همت بستیم که این مشکل رو حل کنیم

‫- هواتو داریم، خب؟ ‫- باشه. عالیه

‫پس اگه فیلم پیدا نشه، ‫دوباره فیلمبرداریش می‌کنیم دیگه؟

‫بیمه پولش رو میده؟

‫آره، می‌دونی، برای این کار

‫باید مفقود شدنش رو رسماً اعلام کنیم

‫که ترجیح میدم الان این کارو نکنم

‫پس بنظرم فعلا صداش رو درنیارید

‫تا خودمون فیلمه رو پیدا کنیم

‫باشه، ولی اگه پیداش نکردیم ‫دوباره فیلمبرداری می‌کنیم دیگه؟

‫آره. نگران نباش. پیداش می‌کنیم

‫ما ردیفش می‌کنیم. بسپرش به ما

‫فقط دو تا صحنه دیگه با گروه اصلی ‫باید فیلمبرداری کنیم

‫اونا رو که تموم کنیم

‫چند تا نمای پیک‌آپ

‫با گروه فرعی کنار نماد هالیوود می‌گیریم

‫بعدش فیلمبرداری «خاموشی چرخشی» ‫رسماً به پایان می‌رسه

‫وای خدا

‫اگه فیلم تا اون موقع پیدا نشه، ‫باید گزارش بدم که گم شده

‫- لعنتی. خیلی‌خب ‫- خدایا

‫خیلی ممنون که هوام رو داری مت

‫باورت نمیشه چقدر برام ارزشمنده

‫که مدیر استودیویی دارم ‫که دوستم هم هست

‫تو هم باورت نمیشه چقدر...

‫چقدر برام ارزشمنده که بهم میگی ‫چقدر برات ارزشمنده

‫- خدافظ ‫- ممنون

‫خدا پشت و پناهت. عالیه

‫هی. باید با این دستیار تولیده، فرِد، حرف بزنیم

‫هر کی که فیلم‌ها رو سوار ون کرده

‫می‌تونی کت هم برامون جور کنی؟

‫هوا یکم داره سرد میشه

‫آره، از انبار لباس براتون میارم

‫میشه برای ایشون یه کلاه هم بیاری؟

‫ممنون

‫- بخاطر موهام؟ ‫- آره

‫- انقدر معلومه؟ ‫- پشمریزون شدی. مثل پپه لو پیو شدی

‫- تر زدی رفته ‫- کیر توش!

‫می‌دونم

‫آفتاب در دکور صحنه‌ی کانتیننتال غروب کرده

‫و من شبی رو آغاز می‌کنم

‫که شاید طولانی‌ترین و دشوارترین ‫شب زندگیم باشه

‫یک حلقه فیلم گم شده

‫کسی نمی‌دونه کی برش داشته و چرا

‫فقط می‌دونن که گم شده

‫الان خیلی مضطربم

‫دارن دود مصنوعی تو صحنه ‫پخش می‌کنن

‫باعث میشه گلوم خارش بگیره

‫گردن و شونه‌هام درد می‌کنن

‫این هفته اگه تونستم ‫باید یه جلسه ماساژ برم

‫داری با کی حرف می‌زنی؟

‫شاید احمقانه بنظر بیاد

‫تراپیستم بهم گفت هر وقت ‫دارم کنترل خودم رو از دست میدم

‫افکارم رو تو یه وُیس ضبط کنم

‫خیلی‌ها این کارو می‌کنن

‫- واقعا احمقانه‌ست ‫- هر هر

‫ببین، همش به این فکر می‌کنم

‫که این قضیه می‌تونه خیلی خیلی خیلی بد بشه

‫اگه خبرش پخش بشه که ‫یکی از فیلم‌هامون یه حلقه فیلم گم کرده

‫تمام استودیوهای دیگه‌ی هالیوود ‫همین رو دستاویز می‌کنن

‫هر بار کارگردانی می‌خواد ‫روی فیلم فیلمبرداری کنه

‫بخاطر همین اتفاق ردش می‌کنن

‫آره. تو میشی کسی که فیلم رو کشت

‫وایسا، یعنی بنظرت همش میفته گردن من؟

‫- معروف میشم به این قضیه؟ ‫- نه بابا

‫- نه، میشم! ‫- نه

‫راست میگی... ‫اصلا بهش فکر نکرده بودم حاجی

‫کیر توش. باید اون تخمی رو پیدا کنیم

‫ببین، نمی‌خوام بیشتر بهت استرس بدم

‫بنظرت دهن اولیویا بوی مشروب نمی‌داد؟

‫خب بعد از اتفاقات امروز

‫حق داره یه نوشیدنی بخوره

‫نه، نه، این فرق داشت. یه جوری بود

‫سعی داشتم ببینم دقیقا بوی چیه

‫ودکای تیتو بود؟ یا شوپن بود ‫چون گلوتن نمی‌خوره؟

‫ولی یه چیز دیگه بود

‫یه چیز خیلی قوی بود

‫چیزی که خیلی عجیبه

‫اینه که تو می‌تونی برندهای الکل ‫رو از بوشون تشخیص بدی

‫نه. دیگه منظورم اعتیاد الکلم نیست

‫رفتارش غیرعادی بود

‫- زیادی باهات مهربون بود ‫- زیادی مهربون نبود

‫دوستیم دیگه. ‫داشت دوستانه برخورد می‌کرد

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left