처음 200줄입니다.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
اول صبحي احساس کردم چيز خوبي در راه است
که آرزوهام را به آسمون ميبرد
اين يک روز خجالت آور است
و زماني که من عجله دارم
تا پاهام را روي زمين نگه دارم
من بالاخره بيدار ميشدم
هيچ چيزي نمي تواند من را از پا در بياورد
پس،يالا،يالا تو دختري در جهان هستي
موهاي خودت را پايين بريز و به آن چرخشي بده
فقط خوش بگذران
اوه،آه،آه،آه
يالا،يالا بياييد براي ستاره ها شليک کنيم
ما انجام مي دهيم انچه را که انجام مي دهيم هر کجا که هستيم
بهترين ها هنوز هم مي ايند
اوه،آه،آه،آه
درست مثل تو،من يک دختر هستم
!در جهان
وقتي براي بار دوم تلاش ميکنيم
اين اهميتي ندارد که آنها چه مي گويند
چون مانند يک عقاب من تقدير را احساس مي کنم
بالهايم را باز مي کنم و پرواز مي کنم
و زماني که من عجله دارم ...که نگه دارم
اين فهرست جسيکا دارلينگه
!جسيکا،صبحانه
!دارم ميام،مامان
يالا،وقت رفتنه
ايا ما بايد
جسيکا دو روزه که به دبيرستان نرفتي
مامان،ببين
من وقتي داري از بتاني خريد ميکني اينو ميگيرم
توي اتاق مونتاژ بتاني فقط بحث هاي خاله زنکي و مانيکوره
همينطور بود
اما حالا بتاني ديگه داره ميره به کالج
من فقط مي خواهم که يک زمان خاص با دختر بچه ام داشته باشم
باشه
بيا انجامش بدهيم - بله!بيا ديگه
ما مي خواهيم که خيلي خوش بگذرانيم
هي،خريد بزرگ شگفت انگيز چطور بود؟
من يک پيراهن گرفتم
يک تي شرت خاکستري ساده
که او مچاله شده پيدايش کرد
در اتاق تخفيفات براي اتاق واقعيش
به بتاني:خواهرت براي لباسش به کمک نياز داره خوب از لحاظ فني ، من اينو از يک فروشگاه تخفيفي خريدم
!تو بايد خوش حال باشي
مامان به من پيام بده
به محض اينکه بتوانم انجا هستم
چرا يک چيزي اشتباه است؟
تو ديگه مدرسه نميري
اين خيلي از کالج مهم تره
مامان در مورد بازار به من گفت
اره،اين يک ساختمان بزرگ با مغازه هاي مختلف زيادي است
جس،تو به کمک نياز داري
واقعا ميخواهي شروع کني؟ کلاس هفتم به دنبال يک مرغه
مامان گفت که من يک مرغم
...اين
براي تو است
!بم
يک کوپن منقضي شده براي غذاي تايلندي
مرسي جي
اون طرفشو نگاه کن
اين فهرست بتاني دارلينگه
يک راهنماي تضمين شده براي محبوبيت زيبايي و کمال.
جدي؟
شديدا مرگباره
حرف نزن - خفه شو،بخوان
اين ليست بتاني دارلينگه شماره يک=هر روز چيزهاي متفاوت بپوش شماره دو=برو توي تيم تشويق کننده ها
آن را به من بده
شماره دو هست
"تيم را تشويق کنيد" با چهار علامت تعجب
و شماره چهار به اين گروه ها بچسب . فهميدي
بستگي دارد من فرض کنم چه کاري با اين انجام بدهم
زندگيش کن
اگر انجامش بدهي،بهترين سال عمر خودت را خواهي داشت
و اگر انجام ندهم
کاملا بدبختي
سلام،جس - سلام،بريج
-اين چي هست؟ - تابلو تصميم گيري من
کاملا مطمينم که 100 درصد محدودت ميکنه
به چهار تا مدل مو و سه تاپ
اين پنج جفت شلوار جين و اين هفت جفت کفش
اين مثل1500 ترکيب مختلف است
تو ديوانه هستي
حرفهاي رياضي نزن . فقط کمکم کن
باشه
نيمه بالا مو، نيمه پايين بالا سر نوار لاغر کاپريز لغزش ها
اينجا،تمام شد
جذاب اما مطمئن
ممنونم
پس،الان خوبي؟
حدس مي زنم
در حقيقت نه،من خيلي خوب نيستم
نمي توانم باور کنم که فقط ما هستيم که از مدرسه قديمي خودمون به وست سايد مي رويم
ما مثل...مهاجر هستيم
ما يکديگر را داريم حداقل اين را داريم
اين کافي نيست
تو نياز داري که نام خودت را تغيير بدهي
چرا؟
چون تو در تمام کلاس هاي استعدادي هستي و من نيستم
و تنها راهي که ما با هم کلاس داشته باشيم
اين است که ما با هم در کلاس باشيم و اين به وسيله نام خانوادگي شدني است
و نام خانوادگي تو با دي شروع مي شود و مال من با اِم شروع مي شود
پس اين عالي مي شود اگر که تو نام خانوادگي ات را عوض کني
...به،مانند
"جسيکا مارلينگ" اسم خوبي نيست؟
هي،بريجت بي ميهو خو ويچ،چرا تو اسمت را عوض نمي کني؟
چون مادرم اين را به من داده است اين ناز نيست؟
!تو هم بايد يکي بگيري
!دهانت را ببند پرانتز بيش از اندازه بازه
پس،تو چي مي پوشي به هرحال
"هر روز يک چيز متفاوت بپوش
منظورت از يک چيز متفاوت بپوش چي هست؟
از بتاني: گنجه اتاق همه اش مشخصه
يک چيز جالب
و قطعا...متفاوت
مطميني که فقط روز اول نميتوني موهاتو باز کني؟
خوب
نچ،نمي توانم انجامش دهم
من احساس مي کنم سر زنده ام
من هرگز اين اجازه را نخواهم داد
مادرررر بزرگه
من حس سرزندگي دارم
اوه
واي
بريجت تو مثل يک سوپر مدل به نظر مي رسي
ممنونم
چي فکر مي کني؟
تو شگفت انگيز به نظر ميايي
کي همچين فکري کردي
!ديروز بعد از ظهر مي خواستم که تو را غافلگير کنم.
هيچکدوم از اينها توي تخته تصميم گيري تو نبود
مامانم به من نظرات واقعيشو داد تو هم بايد همين کارو بکني
عکس - پدر،ما بايد برويم
صبرکن،صبر کن بگو بري
!گرگنزولا
سرت رو بالا بگير
خيلي خوب . من فکرکنم که همه به اين نياز داريم
عزيز دلم خوب خواهي شد
فقط خودت باش
ممنونم پدر
من از لباسم متنفرم
نه نگو !من تيشرت تو دوست دارم
دلم ميخواست منم همينقدر باهاش جذاب مي شدم
ممنونم،بي
اماده اي؟
- نچ -من هم نه
بي اِم بي
اگر قفسه هايمان کنار هم نباشند چي؟
بي اِم بي.
اگر نباشند،شايد ما بتوانيم با بقيه عوضش کنيم
من قفلو با اين چنگال دستکاري ...مي کنم . ببين
بريجت
کاري که نمي خواهي بکني؟
در مورد چي؟
آن ها دارند با من صحبت مي کنند؟
خب،صحبت کردن يک اصطلاح نسبي است
اما...آنها کلاس هشتمي هستند
آره،مي دانم
ميتونم با اسپري چنان داغونشون کنم که مثل دود بروند به کهکشانها
هي،اگر تو اول به اينجا امدي يک صندلي براي من براي راه خانه بگير،باشه؟
چي ، مثل اينکه من مثل خداي فوتبال برم اون بالا بشينم
!هي
من بورک روي هستم من يک صندلي براي تو ميگيرم
اجازه بديد راهنماي شما در اين کميته استقبال مردمي باشم
باشه
و اين مي تواند پا هاي من باشد
متاسفم
اسم تو چيه؟
...اسم من
اسم
جسيکا دارلينگ هست
خب،انجا نايست بنشين
من واقعا کسي را نمي شناسم
اهميتي ندارد،صندلي ها با اسم نامگذاري مي شوند جاي تو انجاست
ممنونم
متاسفم
نگران نباش من از هر رنگش يکي دارم
من سارا هستم.دي ابروزي
---من جسيکا دا - و قبل از اين که بپرسي
بله،دي ابروزي
او نمي پرسد
مطمئن هستم که او اسم را شناخت
به نظر نمي ايد
بذار فقط جاستين را اينجا بشناسم
اين جسيکا است
من هوپ هستم
سارا فقط سعي مي کنه بهت بگه
که پدرش صاحب تمام بستني فروشي هاي تفرجگاه ساحلي است
والي د
!جالبه
حدس ميزنم زياد بزرگ نباشه
پس شما فقط از اينجا نقل مکان کرديد به ميدوست يا جايي در اين مايه ها؟
نه،ما به گرين ولي رفتيم --من و دوستم
!جالبه
اتاق هاي خونگي کوچولو
همه پسرهاي کلاس هفتمي که اون بخش بي خونه دارند اول اسمشون اف يا ام هست
و بيگناهند
اسکات گلايزر در بي
و فقط براي اينکه بدوني من قبلا توشله باز صداش مي کردم
گوچا . باج نده
No comments yet. Be the first to leave one.