처음 200줄입니다.
به برنامه ی استیچرز خوش اومدی
ما برای یه سازمان مخفی دولتی کار میکنیم
که وارد مغز جنازه ها میشه و خاطراتشون رو میخونه
اسمش اد کلارکه چرا باید خودشو بکشه؟
اون خودشو نکشته و پدر منم نبوده
ببین استیچ کردن روت تاثیر میزاره
یه ذره تو رو تغییر میده
برای همیشه باقی نمیمونه
تو با لاینس خوابیدی؟
فکر کردم ما هوای همدیگه رو داریم
موقعی که ده سالم بود، یه جراحی روی قلبم داشتم
استیچ کردن من به مادرم توسط پدرم اونو کشت
کامرون؟
دارم باربیرو رو میبینم. داره با تلفن با یه زن صحبت میکنه
تو از من استفاده کردی تا به اون دختر یه پیام برسونی؟
داشت چیزایی رو میگفت که قرار بود من بشنوم
و بعدش کشته شد
سدان سیاه. نمیتونم داخل ماشین رو ببینم
اما شاید تو دیدی،کامرون
اون خاطره توی مغزمه
تو قراره بری و پیداش کنی
یه مشکلی هست.تو نمردی
میتونم یه کاریش کنم
بچه ها
شما چهاردقیقه وقت دارید
زنده یا مرده، کامرون، تو با منی
من اونجام،بیرون رستورانم
ولی همه چی نامفهومه.به درد نمیخوره
این عشقه؟
من همه جا هستم
- اسمت چیه؟ - کریستن
من کامرونم
شروع میکنیم
کامرون
آماده
کامرون
آماده
آماده
چلسی، زمان لطفا
چلسی، زمان
زمان مرگ، 17:31
نه! چیکار میکنی؟ چیکار میکنی؟
- دوباره بهش شوک بده - کریستن
دوباره بهش شوک بده
اون نمرده
دارم حسش میکنم. میخواد برگرده
خواهش میکنم، خواهش میکنم دوباره بهش شوک بده
- بهش شوک بده - بده
آماده
نه،نه
کامرون، نه
نه، کامرون. نه
نه
خواهش میکنم
خواهش میکنم
کامرون
نه
کامرون؟کامرون؟
نمیتونم باور کنم
خواهش میکنم
بهم بگو که پلاکش رو گیر آوردی
نه ،نه. گیر نیاوردم
خوب، این خیلی بده
چون من دوباره این کارو انجام نمیدم
چیزی نیست
کامرون
حالش چطوره؟
خوب
خوبه
چون به محضه اینکه بیدارشه میخوام بکشمش
سوال اصلی اینه که حال تو چطوره؟
تو که منو میشناسی
فکر میکردم میشناسم. برای همینه که این سوالو میپرسم
فکر کنم فقط یه ذره دستپاچه شده بودم
خب، این قابل باوره
بجز اینکه ما اینجا داریم درباره ی تو صحبت میکنیم
صداتونو بیارید پایین
دارم سعی میکنم در آرامش استراحت کنما
هی
حالت چطوره،سرسخت؟
اوه، %100
فیشر چطوره؟
از خطر خارج شده
حالش خوب میشه
کامرون؟
چیزی از استیچ یادت هست؟
یه رویا داشتم که تو، اممم
یه فرشته بودی و منم . . . یه قهرمان
چی تو سرم دیدی؟
لاینس، میشه تو راهرو ببینمت؟
میخوام بشنوم
آخ!آی . . .باشه، باشه
چی دیدی؟
این عشقه؟
علاقه ی شدید
بعدش شکستن قلب
ممنونم
برای اینکه هیچکس نبودی
من
میتونه منتظر بمونه
احتمالا اون بدترین
تجربه عمرم بود
میدونم
منظورم اینه که، موقعی که کامرون زنده شد کریستن رو دیدی؟
هیچوقت تاحالا اینجوری ندیده بودمش، توچی؟
هیچوقت
اون همیشه فقط، میدونی که
چطوری میتونم بدون اینکه منظوری داشته باشم یگم؟
اممم... کم احساس؟
اممم... بی احساس؟
ج*ده وار
ولی الان کاملا فرق کرده
اون گریه کرد
منظورم اینه که، خودت که دیدی
مثل ، اشکای خیس و بزرگ
اینا ته مونده ی احساساتش نبود
احساسات واقعی بود
خدایا، امیدوارم همینجوری باقی بمونه
خوب، اون تنها کسی نیست که تغییر کرده
چرا؟ منظورت چیه؟
من یه احمق به تمام معنا بودم
- اوه - نه،نه،نه،نه
گوش کن، من، من باید اینو بگم
آره، نه، میخواستم باهات موافقت کنم
نمیدونم چند روز پیش چم شده بود
کامرون درباره ی تو درست میگفت
کارت موقع استیچ محشر بود
خیلی بهتر از اون چیزی که من میتونستم انجام بدم
ممنون، لاینس
هرروز من با زندگی و مرگ سر و کله میزنم
و زندگی های داغون و مردمی که قلبشون شکسته
و بعد من به همون تخت خواببی برمیگردم
که توی خونه ی پدر و مادرمه. جایی که توش بزرگ شدم
منظورم اینه که، اصن این چطور با عقل جور در میاد؟
درسته
وقتشه بزرگ شم
خوب،میدونی، شاید بخاطر اتفاقی که برای کامرون افتاده
اینجوری حس میکنی
بگیر بخواب.کی میدونه؟
شاید فردا حست یه جور دیگه باشه
امیدوارم اینطور نباشه
چطور گذاشتی کامرون اون کارو با خودش بکنه؟
من فقط باهاش موافقت کردم
مگه من اون سوزن لعنتی رو تو بازوش فرو کردم؟
ببین، مگی
دیروز روز سختی برای همه ی ما بود
چرا نمیری خونه؟ مرخصی بگیر
فردا، ما برمیگردیم
میفهمیم که منشا این تهدید توی برناممون چیه
از اینجایی که من وایسادم ، تو بزرگترین تهدید برای تیمی
آروم باش
یادت باشه، من مدیر برنامه ای ام که تو رو استخدام کرده
چندماه پیش، ازت پرسیدم
موقعی که کریسن ازم درباره ی هدف اصلی برنامه ی استیچرها
پرسید چی باید بهش بگم
یادته بهم چی گفتی؟
گفتم هرچیزی که میخوای بهش بگو
تا وقتی که چیزی که میگی حقیقت نباشه
چرا اون نمیتونه در این باره بدونه؟
چرا همه نمیتونن بدونن؟
که ما داریم تکنولوزی ای رو گسترش میدیم
که سیر تکامل مغز انسان رو افزایش میده؟
چیو داری از من مخفی میکنی،لس؟
میدونم یه چیزی هست،چیه؟
تو فیشر رو از تحقیق اد کلارک کنار گذاشتی
چرا؟ داشت به چیزی نزدیک میشد؟
گوش کن، فکر کنم کارمون اینجا تموم شده
تو اد کلارک رو کشتی، اینطور نیست؟
فقط به این خاطر که تمام روز وقتتو با بچه ها میگذرونی
دلیل نمیشه که ما داریم بازی میکنیم
دوباره ازت میپرسم تو اد کلارک رو کشتی؟
نجات دادن دنیا کار کثیفیه
مردم زخمی میشن. بعضیاشون کشته میشن
حاضری چند نفر رو بکشی تا شش بیلیون نفرو نجات بدی؟
نمیدونم
اما بهت اطمینان میدم، اگه تحت فشار قرار بگیرم
یه نفرو میکشم تا نوزده نفرو نجات بدم
خب، این تعداد افرادت تو آزمایشگاهته
این یه نفر کیه که می کشیش تا اونا رو نجات بدی؟
- کامرون؟ - صبح بخیر، خورشید خانم
اممم، چی
اوه، حالت چطوره؟
عالیم
درسته، دکتر گفت که میتونم مرخص شم
ظاهرا مرگ باهام خوبه
تو خوبی؟
آره
نه، اون خوب نیست
زودباش. بهش بگو
چیو بهش بگم؟
اون از استیچ قبلی یه ذره داره
احساسات نپخته رو تجربه میکنه
احساسات؟
همون چیزایی که تو معمولا حس نمیکنی؟
اهممم
اگه اشکالی نداره، دوست دارم با کامرون صحبت کنم
و فیشر هم میخواد با تو صحبت کنه
بهوش اومده
خب بعضی از مردم
همه چیزشون رو میدن تا یه دوست داشته باشن
No comments yet. Be the first to leave one.