Riviera

Riviera

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Riviera S01 E07-@ROXEEN SUB
Riviera S01 E07 HDTV x264 RIV
Riviera S01 E07 HDTV x264 x265
Riviera S01 E07 720p HDTV DD2 0 x264 RIV
Riviera S01 E07 HDTV x264 FGT
Riviera S01 E07 HDTV
다음의 해설 ROXEEN
@ROXEEN_SUB « به کانال تلگرام ما بیاید » رُکسین-ساب

태그

HDTV
hdtv
x264
HD
x265
720p
720
게시일: 2017-07-14
다운로드: 43
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

نمیتونم بیخیال مردی که باهاش ازدواج کردم بشم

.بعد از اون همه چیزای که یاد گرفتم

اسم جیکوب نگرسکو واستون آشنا نیست ؟

النا ، اون کیه ؟ ...نه ، اون

.اون داشتن پول شویی میکردن

.و منم داشتم کمکشون میکردم

.گفت که نمیخواد ببینتت

.پیداش کردم .جان برندایس رو میگم

هیچکس با من در نمیوفته ، هیچکس

،جورجینا کلیوس .شما بازداشتید

!میدونم میخوای چکار کنی

!بس کن! بس کن !بس کن! بس کن

.شب سردیه

.متأسفانه برق منظقه رفته .خیلی ببخشید

به نظر میاد یه سری امور اداری بوده

و بعد از اینکه گشتنت یادشون .رفته لباساتو تحویل بدن

.این خدمت شما

میخوای بگم واست یه قهوه بیارن ؟

یا اگه میخوای به خونواده ای کسی زنگ بزنی , ها ؟

!آدم الو ؟

.ایرینا .بله , جورجینا

همه چی رو به راهه ؟ .من بازداشت شدم

.وای عزیز ، چه بد

.کار جوکس بوده .خبری هم از وکیلم نیست

.تمام شب و اینجا بودم .همین الان برات یه وکیل جور میکنم تا بیاد

.یکی از بهترین هاشو

.قوی باش

چی شده ؟

.جوکس جورجینا رو دستگیر کرده چی ؟

.تمام شب و تو سلول بوده

ما هم باید .بریم اونجا دیگه

این فقط کارا .رو بدتر میکنه

.ترتیبِ یه نماینده رو دادم ...به هر حال

.قول دادم برم به دیدن کریستوس

.تو اگه میخوای ، برو ملاقات کریستوس .ولی من میرم ایستگاه پلیس

معاملات خارجی بانکی کنستانین کلیوس

.که تو همشون برندایس هم هست ما الان حکم و اظهاریه بانک و داریم

.به حل پرونده کمک زیادی میکنه بر علیهِ برندایس ، شاید

.ولی واسه متهم کردن «جورجینا» کافی نیست

.من که هنوز ازش بازجویی نکردم .نمیکنی هم ، جوکس

تمام سعی ـتو بزار .رو گیر انداختن برندایس

ولی تو که نمیتونی بری دنبال مردمی .مثل این زن ، فقط واسه اینکه رفتن رو اعصابت

تفتیش بدنی ؟

اونم واسه کلاه برداری ؟

همه کارا تمام و کمال .توسط بازرس زن انجام شده

و آزار و اذیت شبانه ؟

.آره ،دربارش شنیدم .اون الان میتونه ازمون شکایت کنه

،ببین ، اون الان خسته اس .داغونه

...اگه الان باهاش .ولش کن بره

.و حواست به کارات باشه ، جوکس

یادت باشه ، که تو اینجا بدون اجازه من .هیچ قدرت نفوذی نداری

چه اتفاقی افتاد ؟ ...خانم کلیوس

!خانم کلیوس چی شد ؟

.بریم

حالت خوبه ؟

.به محض اینکه فهمیدم ، اومدم

.الان آزادی دیگه

.الان فقط همینه مهمه

.آره

دستگیرش کردن ، باورت میشه ؟

موندم که تا الان آزاده شده یا نه ؟ به کی زنگ زدی ؟

!هیچکس هیچکس ؟

.یه کارایی کردم

البته ، امکانش هست .که واقعا" چیزی هم بر علیه اش داشته باشن

هیچکس دقیق نمیدنه که اون .تو کار و بار کنستانین چکاره بوده

.اونم جزء خونوادمونه

جدا"؟

...گوش کن

میدونم آخرین بار بد باهات .تا کردم و عذر میخوام

دوران سختی رو ...داشتم ، ولی

.الان بهترم

و جدا از اینا ، یکی هم اینجا .هست که خیلی کمک حالمه

کی ؟ .فقط یه دوست

.آها ، درست

.خیلی هم عالی

بهتری ؟

میدونی تو اون سلول داشتم به چی فکر میکردم ؟

.نه

.به پدرم

سر مردم و گول میمالید

به هزارون طریق

.و منم یه طرف ماجرا بودم

.ازم سوءاستفاده میکرد

سرحال تر از اونی که باید به نظر میرسید که یه دختر بچه داشته باشه

این همه راهو از اروپا اومدم

.تا ازش دور بشم

ولی بازم من اونجا ،تو سول زندان نشته بودم

.درست مثل پدرم

هیچوقت نباید همچین .کاریو باهات میکرد

جوکس ؟

این یکی گردنِ "کنستانین"ـه

.کنستانین اینکارو باهام کرد .اون اینکارو در حق هممون کرده

...به هر حال

خب ، نباید دست رو دست گذاشت .باید یه کاری کنم

.ممنون بابت چای

کجا داری میری ؟ .میردم دنبال یه سری جواب

....سلام ، جورجی ، میخوای بیای

اون انبار

اون اظهاریه تا دیروز .اونجا نبود ، تو گذاشتیش

.آره ، دلیل خوبی هم واسش دارم

تو میخواستی که من بازداشت بشم

.و نقاشی هامو بزنی زیر بقل

میدونم بنظر خیلی بد میاد ولی .اینطوری که میگی نیست

.باشه خب

پس ، کجان ؟

،یادت باشه .که من خوب میدونم کارت چیه ، رابرت

چرا نمیای داخل تا نشونت بدم ؟

وقتی در مورد اون حکم شنیدم با خودم گفتم که باید یکاری با

.نقاشی های برندایس بکنم

.عوضشون کردی

."نه ؛ نه کاملا

.وقت زیادی نبود

نمیخواستم که زیادی ایمنشون کنم

محض احتیاط که .صدمه ای نبینن

ولی لازم بود که رد تو پاک کنم

و اون اظهاریه بانک رو هم واسه اطمینان اونجا گذاشتم

تا دیگه اونا از نزدیک

به نقاشی ها

.نگاه نکنن

اینم از شیلات

نمیتونستم همینجوری از انبار ،خارجشون کنم

پس تصمیم گرفتم که

.مخفیشون کنم

،میبینی

سعی من بر این بود که تمام ردا رو بندازم گردن برندایس

و تو رو از منبع توجه .دور کنم

...کار هوشمندانه ای بود

.و جوابم هم داد

خب ، فکر میکنی میتونی بازم بهم اعتماد کنی ؟

منو ببخش

.شب بدی بود

...تو

نمیتونی تصورش کنی .که چقدر احساس حقارت کردم

.شرمندتم ، جورجی

.فکر نمیکردم جوکس بازداشتت کنه .اصلا" فکرش نمیکردم تا این حد پیش بره

اگه زودتر جلوش و نگیریم ، تا چند سال .دیگه عمرم هم به همین منواله

چکار میخوای بکنی ؟

تنها راه چاره ای که منو از این منجلاب در میاره

اینه که خود برندایس .تقصیرا رو گردن بگیره

حالا طرف و آوردیم رو کار بعدش چی ؟

یعنی نقشت جواب میده ؟

...آره ، گوش کن

اگه برندایس یکی از نقاشی ها رو اهدا کنه یه بلبشویی راه میوفته

از خلوت شدن دنیای هنر بگیر تا آشکار شدن گالری

.میشه تیتر اول همه روزنامه ها ..جوکس هم عکس و میبینه و

میوفته دنبالش .و دست از سر ما بر میداره

مطمئنی میخوای نقاشی "شیلا" رو واسه اینکارا قربانی کنی ؟

.پای کلی پول در میونه .میلیون ها ارزش داره

.میتونم کمکت کنم ، بفروشیش .رابرت ، زبون به دهن بگیر

.ارزشش رو داره

خب ، کارای دیگه هم هست پس اونا چی ؟

.نه ، حتما" باید "شیلا" باشه

میدونم که "سونیا روچ" خودشو .میکشه تا دستش به "شیلا" برسه

.باشه

ایتالیایی بلدی ؟

.نه ، متأسفانه .پس خدا خدا کن که اون فرانسوی بلد باشه

"بیا بریم هتل " پادشاه فیلیپ .اوه ، طرف از خداشه

...آقای لوئیجی

بله

ببخشید

آخرین باری که رفتی تعطیلات کی بوده ؟

.ما واست یه پیشنهادی داریم

.سلام .علیک

خب راستش خانم سونیا ، آقای برندایس یکی از تحسین کنندگان

کارایی که اینجا تو گالری اینجا میدین و به همین دلیل تصمیم گرفتن تا شیلا رو اهدا کنن

باید بگم که عجب .حرکت فوق سخاوتمندانه ای کردن

.شماره شانزده

.همراهم بیاید

رونده کار دیگه ...رابرت ، ولی

.دنیا رو چه دیدی

بین خودمون باشه ، سونیا ، آقای برندایس برای این کار خیر و بشر دوستانه ـشون

دنبال بیشتر شناخته شدنه

.معرفی عمومی میتونه گزینه خوبی باشه

خوشحال میشم که در این مورد .با خودشون مستقیما" صحبت کنم

آقای برندایس بنده رو .واسطه کارهاشون قرار دادن

...صوفی

منو واسه رُک بودنم ببخش ، رابرت

ولی تو یه سابقه دار پر حاشیه ای با یه شهرت خاص

اگه من باشم که واسه مهمونی دعوتت نمیکنم پس ، چرا برندایس باشید اینکارو کنه ؟

.اونم ویژگی های خاص خودشو داره

بهت گفته باشم ، سونیا

که آقای برندایس 2چیز رو لازمه یِ این اهدا قرار دادن

...که یکیش خود منم و دیگری

اینه که معرفی عمومی باید .همین فردا عصر صورت بگیره

و باید بگم که .یا قبولش کن یا بیخیالش شو

چی شد ؟

،قبول کردن

.همونطور که خودت گفته بودی

هنوزم میای به خونه قدیمیت ؟

.البته چرا که نه ، خاطرات خوشی توش داشتی

.کنستانین ازش متنفر بود

.اینجا ماله پدر و مادرمه

از پول منشأت نگرفتن

.از بچگیم اینجا رو دوست داشتم

کنستانین هیچوقت .درک نکرد

به گمونم یه ذره کوچیکی از وجودم

میخواد منو تو زندگی قبل از اون نگه داره

پس واسه همینه که همش منو میکشونی اینجا ؟

شاید تو هم منو یاد زندگی .قبل از اون میندازی

پس الان ما شدیم ، خونه قدیمه .تو بالاتر از این جهانی

More Farsi Persian subtitles for Riviera

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left