처음 200줄입니다.
"اتاق خواب اسقف"
...تظاهرات مخالف جنايتکارهاي جنگي نازي
در سه شنبه ,4 سپتامبر دوباره تکرار مي شه
...کميسيون پارلمان قصد داره که بهش رسيدگي کنه
منو ببخشيد,مي تونم ازتون يه سوال کنم؟- بپرس-
کشتي شما يه کشتي سرگردانه؟يا يه کشتي دزدان درياييه؟يا در واقع يه قايقه؟
يا چيز ديگه ايه؟
.يه چيز ديگه ست- .منم همينطور فکر مي کردم-
!همين الان بستم- ...ولي من مي خواستم- !بسته ست-
مي خواستي چيزي بخري؟
!بله,ولي نمي ذارن برم داخل- فکر کنم بتونم درستش کنم-
من وکيل اوريمبلي هستم از ويلاي کلئوف- .بسته ست-
.يه لطفي بهم بکن و مغازه رو باز کن
تو هم بهم يه لطفي بهم بکن و گورت رو گم کن
.بسته ست
حدس مي زدم.بهرحال ممنونم,مي رم رستوران
چرا بهش مي گن تينکا (نوعي ماهي)- نمي دونم همينطوري خريدمش-
شايد بخاطر اينکه شکمش مثل ماهيه- شايد-
واو,يه کابين درست حسابي دارم مي بينم
بيا داخل,مي توني اطراف رو نگاه کني- ممنونم-
من کفش هام رو درآوردم,من ملوان نيستم اما .قوانين رو مي دونم
. قايق مثل يه مسجده
بذاريد خودمو معرفي کنم من تميستوکلس(دولتمرد و درياسالار آتني) ماريو اوريمبلي,وکيل هستم
مافِي هستم.از ديدنتون خوشحالم- منم از ديدنتون خوشحالم-
طاقچه ي خيلي قشنگيه, ...دو تا اتاق خواب,يه آشپزخونه
.يه ويلاي درست حسابي روي آب خيلي خوبه
داري ماهيگيري مي کني؟- نه فقط تو يه سفر دريايي هستم-
به چه سمتي؟- ...مي رم به آرونا,لويينو,استرزا-
!هميشه روي آبي- نه,من دوزيستم,بعضي وقتا ميرم روي زمين-
ولي تو زندگيت چي کار مي کني؟- هرکاري که دوست دارم,همه جا دوست و رفيق دارم-
اگر بخوام ملاقاتشون مي کنم .اگر بخوام تنها مي مونم
خب,متوجهم.انگار صدها خونه داري و در عين حال هيچ .خونه اي نداري
نه مثل وقتي که يه خونه داري و مثل يه زندان بهش چسبيدي
و هميشه از پنجره به بيرون نگاه مي کني و هميشه يه چشم انداز مشابه رو از آب مي بيني
لباس رسمي,باحاله زياد مي پوشيش؟
بعضي وقت ها
يه کت فراگ دارم ولي نمي پوشمش زمان پوشيدن کت فراگ ديگه گذشته
تو مال اين محلي,جايي رو مي شناسي که غذاي خوب داشته باشه؟
!بيا بريم خونه ي من و شام بخوريم- ...ممنونم اما-
اوه خواهش مي کنم...التماست مي کنم!يه لحظه .صبر کن
.من محلي نيستم.حدودا يک ساله که دارم اينجا .زندگي مي کنم,از زمان پايان جنگ
.تو اولين آدم زنده و واقعي اي هستي که مي بينم
ويلاي من اونجاست,کمتر از يک کيلومتر راهه .1100 قدم
.من اغلب تعداد قدم هام رو مي شمرم اين تنها سرگرمي منه
مي تونيم با قايق بريم,اطراف دماغه ست
.يکم راه تو خشکي داريم و يکم راه هم توي آب
.نمي توني درخواستم رو رد کني .وگرنه مي پرم توي آب
مي دوني؟من نمي تونم شنا کنم .درخواستم رو رد نکن
آره,اين ويلاي منه بله,بايد همين باشه
نمي شناسيش؟- اولين باريه که از اين زاويه مي بينمش-
بله,اينم از اينجا اينجا کنج عزلت منه
من صاحب اينجا نيستم .سهم همسرمه
درواقع بهش مي گن کلئوف درست مثل همسرم.ويلاي کلئوف
از اسم کلئوف خوشت مياد؟- بد نيست- .من ازش متنفرم-
!دومنيکو
!منم,دومنيکو
دروازه رو باز کن
!ماتيلده! کلئوف
!اهيلا
لطفا يه ژاکت بپوش و يه کروات بزن .کلئوف در اين مورد خيلي سخت گيره
.مي رم بهش خبر بدم
هيچوقت نمي توني بشناسيش,خيلي آدم عجيبيه
اين دومنيکو ئه,اون راه رو بهتون نشون مي ده
اين راه مي ره به سمت خونه.مهمون ها تو باغ هستن- ممنون-
مافِي,چي کار مي کني؟ !ما با آغوش باز منتظرتيم
عزيزم,ايشون آقاي مافِي هستن
همسرم,کلئوف برلوچوني که با اوريمبلي .ازدواج کرده
اين خواهر زاده مه,ماتيلده اسکروزاتي بيوه ي .برلوچوني
.عصر بخير
.عصر بخير
خب من مي رم شام سفارش بدم .باهام بيا ماتيلده
تو بايد از غذايي که داريم راضي باشي- البته.معذرت مي خوام که مزاحمتون شدم-
.چه اذيتي,بي خيال- بيرون غذا مي خوريم- نه,داخل بخوريم-
دقيقا!داخل بهتره .بيرون سرده
مارتينا,ما داخل غذا مي خوريم- .شنيدم-
تا حالا سوپ شتر خوردي؟ !عجب سوپيه
کجا خوردي؟
من در ارتش سومالي افسر ژنرال ايمون کات بودم
ما چطوري يه امپراطوري ساختيم؟با شتر
تو تو جنگ حبشه بودي؟-
.اون تنها جنگ واقعي ايه که توش بودم
ولي تو سال 1936 تموم شد,ده سال پيش .تو به من گفتي يک سال پيش اومدي اينجا
بله جنگ من رو ده سال از خونه دور نگهداشت
ده سال,يه عمره .اون يه اديسه ي واقعي بود
.اگر بهت بگم باور نمي کني- .اون کارش رو درست انجام مي ده-
90 درصدش داستان تخيليه
کاري که تو اون ده سال مي کرد,يه رازه
اون سه تا زخمم چي؟
کي بايد تدارکات آديس آبابا رو تامين مي کرد؟
.اگر انقدر ترديد نداشتم تا الان ميليونر شده بودم
کي بود که براي فرار از انگليسي ها وانمود مي کرد که .آميب داره؟
و کي با قايق بيمارستان انگليسي غرق شد؟
کي تو نپال براي آلماني ها و آمريکايي ها ترجمه مي کرد؟
حتي يه کلمه هم به آلماني يا انگليسي نمي دونست؟کي؟
چي مي خواي,ببرش
و اون من رو با ماتيلده تنها گذاشت !عجب مردي,عجب شوهري
برادرت مگه همراه با من داوطلب جنگ نشد؟
.من ماتيلده رو تنها نذاشتم
!من تو کليسا باهات ازدواج کردم ,نه با پست
!اون مرد بزرگيه و من يه عوضيم
اين دلايل احمقانه رو نيار,برادر من مرده- !اون گم شده-
اون مرده- هرچي- !خبرش به زودي بهت مي رسه
باشه,پس متاسفم که باهات ازدواج کردم,متاسفم که !برگشتم,کلئوف
!متاسفم که نمردم,کلئوف
تو از ميلان مياي؟- نه,از لويينو ميام-
و از جنگ برگشتي- نه,از سوييس-
من از سال 1941 تا 1945 بخاطر جنگ آواره بودم
و کارت چيه؟- .پدر مادرم برام يه چيزايي گذاشتن-
من فقط دارم مي گردم و فکر مي کنم که چيکار کنم
.ممکنه پايانت مثل شوهر من باشه
.اون بزودي 50 سالش مي شه و نمي دونه چي مي خواد
در مورد شوهرت هم ما نمي دونيم که به مدت ...ده سال داشت چي کار مي کرد
نگران نباش,اون به محض اينکه مايونز رو ببينه .بر مي گرده
.منو ببخشيد
.لطفا مايونز رو به من بده
براي مثال,فردا,بهم بگو مي خواي چي کار کني؟
شنا مي کنم,حمام آفتاب مي گيرم...بستگي ...به هوا داره,و اينکه چه زماني از روز باشه
و همينطور به اين بستگي داره که شوهر دوستم به .فرانسه مي ره يا نه
خوش بحالت.قايقت ممکنه چقدر بيارزه؟
...نمي دونم,شايد تو فکر کني
من يکم در موردش فکر کردم
مي بيني,تو مي توني کارهاي زيادي تو قايق انجام بدي
...هرجا که باد ببردت .فقط تو يا با يک همراه
دو تا تخت خواب داره,شايد بتوني يه دوست گير بياري
البته,يا شايد حتي دو تا .يه دوست و يه دوست دختر
من هم مي تونم رو عرشه بخوابم هم تو يه هتل
!عاليه!عاليه!عاليه
...ف ببخشيد چيزي گفتي؟
نه,هيچي
.کلئوف نمي تونه بخوابه
اون مي خواد زياد بلند صحبت نکني و چراغ ها رو .هم خاموش کني
!نمي کنم!نه,نه,نه
!اگر بخوام بلند حرف مي زنم!فرياد مي زنم
حق با اونه.بعلاوه من بايد صبح زود بيدار بشم .من مي رم تو قايق که بخوابم
ديوونه شدي؟ !تو تو خونه ي من مي خوابي
.اتاق رو آماده کن- باشه- عاليه-
کدوم اتاق رو بايد آماده کنيم؟- !بزرگ ترينشون رو-
!تو تو اتاق اسقف مي خوابي
مونسن يور (عنواني که به برخي از بزرگان کليساي کاتوليک مي دهند)برلوچوني,يکي از خويشاوندان همسرم اون يک راهبه ي رسولي بود
.اينجا تعطيلات تابستونيش رو مي گذروند
.پدر همسرش اين اتاق رو براش رزرو کرد
اينجا جايگاه دعاخونه عينک,تسبيح,همه چيز
اون چيه؟- اون مال منه-
اين ها حروف اول تميستوکلس ماريو اوريمبلي هستن
اين صندوق هميشه با منه
.همه ي زندگيم توشه
و حالا اسقف رو معرفي مي کنم
در سال 1928 مرد
روي اين تخت مرد؟- نه,تو کشتي مرد-
چطوري؟- غرق شد,به عنوان يک حادثه ثبتش کردن-
بعضيا مي گن اون خودش خودش رو غرق کرد بقيه هم مي گن توسط يه ماهيگير جوون
.غرق شد
.من چند تا از پيژامه هام رو بهت قرض مي دم
چند تا بالش براي خوابيدن مي خواي؟- فقط يه دونه,ممنون-
اين يعني چي؟ "ازدواج پستي"
توسط يه وکيل انجام مي شه,اون تو آفريقا بود
ولي تو خيلي جوون بودي,چند سالت بود؟
شونزده,و اون برنگشت
اوه,ازدواج نا تمام
و تو تو اين خونه چي کار مي کني؟- .جاي ديگه اي ندارم-
پيژامه ت- ممنون- اوه نه,من بايد ازت تشکر کنم-
مي ذارمش اينجا.چيز ديگه اي نياز نداري؟ يه ليوان آب نمي خواي؟
نه,هيچي- شب بخير- شب بخير و ممنونم-
.اين ها هم امکانات شماست ...نور
کي بايد بيدارت کنم؟- نگران نباش.خودم بيدار مي شم-
.سعي مي کنم سر و صدا نکنم- ممنونم- اوکيه-
شب بخير- شب بخير-
!من خيلي به قايق زيبات حسادت مي کنم
.شب بخير
.چراغ رو خاموش مي کنم
!خيلي بهت حسوديم مي شه
!صبح بخير- صبح بخير- !من اينجام- اينجا چي کار مي کني؟-
!سورپرايز,منم باهات ميام- ...اوه-
...مي خواستم راجع به يه چيزي باهات حرف بزنم
حقيقتش من نياز دارم چند روز از همه چيز .دور باشم
ولي تو هيچي نگفتي .و براي همين هم تو برام اولويت داري
!ولي من يه سري کارهاي شخصي دارم
!بهرحال,ما مي تونيم با هم بريم
من سرمو بر مي گردونم و تو مي توني کارهاي .خصوصيت رو انجام بدي
مي تونم يه مسافر قاچاق(کسي که بخاطر نداشتن پول يا گذرنامه قاچاقي سوار هواپيما يا کشتي مي شود) باشم, مي تونم ريل ها رو برق بندازم,بادبان ها رو بالا ببرم
!اينو نگاه کن
دستپخت کلئوف,کاراته بيانکا,جگر مورتادلا !خوشمزه ست
خب چي شد,مي تونم بمونم؟- خب,چاقو رو بذار رو گلوم- !ممنونم-
از همسرت اجازه گرفتي؟- مشکلي نيست-
کاپيتان,من بايد چي کار کنم؟- هيچي,اونجا بشين-
!بله,قربان !بادبان ها رو ببر بالا,لنگر بنداز
!چقدر زيباست يکم سرده !ولي براي انرژي گرفتن خوبه
!از جهنم مستقيم به سوي بهشت
اگر انقدر بده چرا برگشتي پيش زنت؟
.من برده ي روزمرگي ام
مافِي عزيز,تا حالا صرفا از روي کنجکاوي .ازدواج نکردي
مگه اينکه يه پرنده ي آبي باشي
.به اندازه ي يه عمر بردگيه
.من احتمالا خونه ي دوستم مي خوابم
چي کار مي کني؟- اگر تو منو نبري اينجا مي مونم- .اينطوري بهتره-
بهتره تو اينجا بخوابي .که بتوني از قايق نگهداري کني
خوش بگذره,از قايق مراقبت مي کنم .و يکم هم مي خوابم
چيزي براي خوردن داري؟- نه,من چيزي نمي خورم,من هيچوقت تنهايي غذا نمي خورم-
.اينم از ايشون .دقيق مثل يه ساعت سوييسي
!شارلوت- !مارکو,عشق من
No comments yet. Be the first to leave one.