Metal: A Headbanger's Journey

Metal: A Headbanger's Journey

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Metal A Headbangers Journey
다음의 해설 angryagain_e
A tribute to All Persian Metalheads !

태그

other
게시일: 2012-03-26
다운로드: 49
청각 장애인용: Yes

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 177줄입니다.

به زمان احتياج داشتم تا فکر کنم] [و آن خاطرات را از سرم بيرون کنم

هوي متال" خداست" ...پانک و پانک بازي ديگه حال نميده

متال" مال اين دنيا نيست" ...اصلاً از خود مريخ آمده پسر

...مادونا بره به درک اگه از من ميپرسي که اون يه جنده است

"...جدي ميگم... "هوي متال هوي متال" بي برو برگرد خدايي ميکنه"

در سال 1986 اتفاق عجيبي افتاد

هوي متال" عملاً تبديل به محبوب ترين موسيقي دنيا شد"

و هر جا رو که نگاه ميکردي جوانها موهاشون رو بلند ميکردن

علامت "شاخ شيطان" رو بهم نشون ميدادن ...و با دست خالي گيتار ميزدن

...ولي همه از اون خوششون نيامد

برخي منتقدين اينطور فکر ميکردن که "متال" يک موسيقي بي اصالت براي اشخاص بي اصالت است

يک نويسنده هم تا جايي پيش رفت که اون رو "مهوع"، "منزجر کننده"، "مخوف" و "خطرناک" لقب داد

تيپر گُور"، همسر معاون رئيس جمهور آينده آمريکا"

والدين را در يورشي همه جانبه براي سانسور "هوي متال" رهبري کرد

که نتيجه اون برچسب هاي اکنون آشناي "اخطار" بودند

: "شعر "کُول پورتر" که ميگه " پرنده ها هم اينکار رو ميکنن، زنبورها هم اينکار ميکن

: بسختي با شعر گروه "وَسپ" که ميگه "من مثل يک ديو م.ي.ک.ن.م" قابل مقايسه است

من دارم بهتون ميگم : اين يک هرزگي گستاخانه است

گروههاي مذهبي عملاً يک جنگ صليبي بر عليه "هوي متال" براه انداختند

اونها از اين ميترسيدن که مبادا اين موسيقي ...دستاويزي براي حلول شيطان باشه

و يک اپيدمي شيطاني رو ميان جوانان شيوع داده باشه

اشعار شکلي جدي بخود گرفته اند

چرا که شيطان را مورد تحسين و تجليل و بزرگداشت قرار ميدن

بعد از اون بود که نوبت به شکايات قضايي رسيد

هنرمندان متال تحت عنوان تشويق و سوق دادن جوانان به خودکشي و حتي قتل مورد مؤاخذه و پيگرد قرار ميگرفتند

هوي متال" تبديل به عامل سلب آسايش اجتماعي شده بود"

و هواداران متال؟ از اونها هم به عنوان افرادي پست مايه

...بچه هاي بدون آتيه، و مايه ننگ اجتماع ياد ميشد

حتماً ميپرسيد چطوره که من همه اينها رو ميدونم؟

...خب، چون خود من هم يکي از اونها بودم

اسم من "سَم دان" است و اين منم در سال 1986

هد بنگر، راک باز، خيابون گرد... هر چي که ميخواين صدام کنين

من يک متال باز هستم، و بخاطرش به خودم هم مي بالم

من در ايالت ويکتوريا، بريتيش کلمبيا بزرگ شدم

جاييکه معروف به سرزمين تازه عروس و دامادها ...و رو به موت هاست

شهري جمع و جور در حاشيه غربي کانادا

آخرين جاي روي زمين ...که شما انتظار پيدا کردن متال رو داشته باشين

ولي من پيدا کردم، و بدين ترتيب ...وارد دنيايي کاملاً جديد شدم

"آيرون ميدن"، "ماتلي کرو"، "وَن هالن"

اينها گروههاي متالي بودن که من براي اولين بار عاشقشون شدم

من توي يک روز 25 بار آهنگ "شماره ديو" رو گوش کردم

در حاليکه توي بالکن خونه با دست خالي گيتار ميزدم

با تمام وجودم ميخواستم که عضو گروه آيرون ميدن بشم

ولي در سن 13 سالگي من به يک چيزي ...خب، يک کم سنگين تر تمايل پيدا کردم

من "اِکستريم متال" رو پيدا کردم

"آلبومهاي "در زير بقايا" ، "قربانگاههاي جنون " و "لذت کشتن

اينها از سريعترين و خشن ترين آلبومهايي بودن که من توونستم پيدا کنم

خيلي زود من شروع به ساز زدن در گروه متال خودم کردم "...اجراي برنامه راديويي خودم به نام "اُورکيل

...و رفتن به کنسرت هر گروه اکستريم متالي که به شهر ميامد

در 19 سالگي به دانشگاه رفتم

و چون مطالعه "متال" جزء رشته هاي تحصيلي نبود

تصميم گرفتم که در رشته مردم شناسي تحصيل کنم

مردم شناسي، علم مطالعه آداب و فرهنگ بشري است

من واقعاً شيفته اش شدم، چون از طريق اون تونستم جوامعي کاملاً متفاوت با جامعه خودم رو کشف کنم

من براي گرفتن مدرک فارغ التحصيلي ام به آمريکاي مرکزي سفر کردم

و پايان نامه خودم رو درباره درگيري هاي آوارگان گواتمالايي نوشتم

ولي هميشه يک فرهنگ بوده که من واقعاً هميشه ميخواستم روي اون مطالعه کنم

"هِوي مِتال"

اين موسيقي ميليونها هوادار ...مشتاق و متعصب در سرتاسر دنيا داره

ولي با اين وجود با گذشت 35 سال از پيدايش اون، هنوز هم با اون برخوردي کاملاً کليشه اي و تبعيض آميز شده

...و اغلب مردود و محکوم واقع ميشه

من اينها رو مي دونم چون از موقعي که 12 سالم بوده داشتم از اون دفاع ميکردم

چرا موسيقي "متال" باعث ايجاد چنين واکنشهاي قطبي و متناقضي شده؟

من بايد پاسخ اين سئوال رو پيدا کنم

...پس اين سفر من خواهد بود براي يافتن اون

...من شما رو با خودم به درون دنياي "هوي متال" ميبرم

« متال : سفر يک هدبَنگر »

قبل از اينکه بخوام وارد اين مبحث بشم که ...چطور "متال" افراذ رو از يکديگر متمايز ميکنه

ميخوام به سراغ موضوعي برم که براي مدتي طولاني ...باعث بحث و جدل مابين متال بازها شده

کدام گروه لقب "اولين گروه هوي متال" رو به خود اختصاص داده

...اين بحث چندين دهه است که ادامه داشته

،بنابراين، بنظر ميرسه که اين ...بهترين نقطه براي شروع سفر من باشه

"خاستگاه ها"

...تمام تابستون رو کار کردن،] [اونهم فقط براي گير آوردن يک دلار، خودش خيليه

خدايا، من سعي کردم که به دوست دخترم زنگ بزنم] [...سعي کردم که يک قراري بگذارم

گِدي لي : راش) : اگر واقعاً بخواين بسراغ گروههاي) متال" اوليه برين بايد يک نگاهي به گروه "بلو چير" بندازين"

کسي زياد راجع به اونها حرفي نميزنه ...چون اونها خيلي زود از صحنه موسيقي محو شدن

ولي از يک جنبه اونها پرصداترين و متال منش ترين ...گروه سه نفره موجود در دوران خودشون بودن

"جان کِي : استپن ولف) : البته واژه "هوي متال) اولين بار در شعر آهنگ "متولد براي پرشور بودن" استفاده شد

"که توسط يک کانادايي بنام "دنيس ادموندتون يا همون "مارس بون فاير" نوشته شده بود

دغدغه اصلي و او مبناي کلام او درباره کليت تجربه ...موتورسيکلت هاي بزرگ و تاختن روي جاده سوار بر اونها بود

باب اِزرين : تهيه کننده) من خودم شخصاً اولين بار) با گروه "لِد زپلين" بود که با اين نام آشنا شدم

درست بمحض اينکه اونها فعاليت خودشون رو آغاز کردن ...مردم هم شروع به استفاده از واژه "هوي متال" کردن

من همون اولين بار فهميدم که اين موسيقي ...يک سنگيني خاصي تو خودش داره

..."اونطور که امروز ديده ميشه، گروه "ديپ پرپل

چون اونها اولين کسايي بودن که از اونطور صداي معرکه و بلند گيتار استفاده کردن

...و همينطور اونها اولين کسايي بودن که در اجراهاشون از آتيش بازي استفاده کردن

"وينست فِرنير : آليس کوپر) در واقع اولين بار که واژه "هوي متال) بکار برده شد در مورد "آليس کوپر" بود

"در مجله "رولينگ استونز

رولينگ استونز داشت با ما مصاحبه اي ميکرد ...سال 71، 72 يا 73 يا همون حدود بود

يه عکسي از يه باباي غول تشني بود که منو بالا نگه داشته بود

"...و پايينش نوشته بود : "دا دا دا... "هوي متال" اينه

آلکس وِبستر : کنيبال کورپس) :همه گروههاي متال دست کم) از جنبه موسيقايي مديون "بلک سبث" هستن... اونها "اولين" بودن

...واقعاً... اولين گروه متال "بلک سبث" بوده...شکي نيست

راب زامبي) همه ريفهاي خوب و معرکه رو قبلاً "بلک سبث" نوشتن)

هر کاري که ديگران ميکنن ...در واقع تکه تکه کردن همون ريف هاست

مهم نيست که شما ريف چطور رو بنوازين ...متفاوت، سريعتر، آهسته تر

...اونها قبلاً همه اين کارها رو کردن

"به عقيده خود من، "بلک سبث به حق صاحب عنوان "اولين گروه متال" است

اينجا در خيابانهاي خاکي بيرمنگام انگلستان دهه هفتاد بود

که "بلک سبث" موسيقي را به سوي جايگاهي تاريکتر و منحوس سوق داد

بسياري "بلک سبث" را بواسطه "آزي آزبورن" ميشناسن

کسي که حالا ديگه بعنوان "پدر شبکه زندگي واقعي" مشهور شده

ولي اين "توني آيومي" گيتاريست گروه بود که مصوب خلق فضاي خاص موسيقي گروه

و همينطور اولين ريف هاي حقيقي "هوي متال" بود

اولين باري که من کلمه "هوي متال" رو شنيدم، هيچ ايده اي نداشتم که اونها دارن راجع به چي حرف ميزنن

...اين مال خيلي سال پيش بود

: من سر يک مصاحبه اي بودم که يک نفر گفت ..."درباره اين موسيقي "هوي متال

گفتم : چي؟! اون چي هست...؟

تنها کاري که من کردم اين بود که نوعي موسيقي رو پيشنهاد کردم که همه ازش خوششون آمد...

اون موقع بود که ما شروع به نوشتن "ريف" کرديم

"و بعد از اون بود که موسيقي "بلک سبث ديگر بنوعي متفاوت بنظر اومد

ميدونين، همون چند نُت در واقع اصل جريان بودند

...من به خودم گفتم : خدايا اينا معرکه ان

ما خيلي ازش خوشمون اومد، از تپش و جنبش خوشمون آمد ميدونين، مو رو به تن راست ميکرد...

من فقط به خودمون يک حس دادم، حسي که ...اصلاً ماهيت گروه ما از همون بوده

اهريمني بودن نوع طنين و آهنگ ميدونين، بنوعي اون ما رو شيفته خودش کرد

جالب اين بود که... ما واقعاً از کاري که ميکرديم خوشمون آمده بود

ما از ايده اهريمني بودن نوع آواي اون ريف ها خوشمون اومد

"آوا"

پس از "بلک سبث" بود که آواي اهريمني تبديل به عنصر بنيادين موسيقي "هوي متال" شد

ولي چه عاملي باعث ميشه موسيقي متال "اهريمني" جلوه کنه؟

در گام "بلوز"، نُت درجه پنجم، نيم پرده فِلَت ميشه ...فاصله سه گام... که بهش "نُت شيطان" ميگن

!ولي گويا در دوران قديم شما اجازه استفاده از اين نُت رو نداشتين

["ولي "بلک سبث" با آهنگ همنام خودشون ["يکشنبه سياه"

"يکشنبه سياه" کاملاً و بطور وضوح با "نُت پنجم تقليل يافته" "کار ميکنه... همون "فاصله سه گام

در قرون وسطي، "فاصله سه گام" بعنوان "موسيقي شيطان" شناخته ميشد

...چرا که

ظاهراً چنين حسي رو القاء ميکرد که شخص ...بوسيله اون ديو رو احضار ميکنه

...نکته بسيار تحريک آميزي در مورد آواي فاصله سه گام وجود داره

من فکر ميکنم در قرون وسطي که مردم نادان و ترسو بوده اند

وقتيکه چنين آهنگي رو ميشنيدن و اون عکس العمل رو در خودشون حس ميکردن

"...ميگفتن : "اوه، شيطان از راه رسيد

در جرگه موسيقي "متال" همواره جدالي پيوسته در جريان بوده ...که هميشه از گروه پيشين خودت پليدتر و سرکش تر بنظر برسي

و اين، چالشي بوده که من رو در تمام اين سالها ...در دنياي "متال" نگهداشته

ولي خب، در کالبد اين موسيقي ...چيزي فراتر از صرفاً سرکش بودن وجود داره

اگر شما يک گيتار الکتريک و يک سِت آمپلي فاير واقعاً خوب

و البته يک افکت (ديستورشن) واقعاً خوب نداشته باشين

...در واقع شما هسته متال رو ندارين

شما همينطور يه يک طنين صداي بم بسيار قوي نيز احتياج دارين

صداي بم با گيتار بيس ...و صداي بم با طبل (درام) بيس

و بعد از اينها بطور معمول خواننده اي که ...تمامي اين مجموعه رو تحت الشعاع خودش قرار بده

...اونهم با صدايي غالباً بلند

اين صداها نميتونن ظريف، دلفريب يا شيرين باشن...

...اونها ميبايست در هر حالتي خش دار و مردانه باشن

مگه نميتونين بخوونين!؟

لندن

وقتي که من بچه سال بودم و دائم توي بالکن خونه با دست خالي گيتار ميزدم

...گروه مورد علاقه من "آيرون مِيدن" بود

...من همه نُت ها، ريف ها و سولوهاي اونها رو حفظ کرده بودم

آيرون ميدن" جزئي از "موج جديد هوي متال بريتانيايي" بود"

جنبشي که بر پايه و چارچوب گروههاي متال اوليه بنا شده بود...

اونها موسيقي اي رو ارائه دادن که سريعتر، سنگين تر و ملوديک تر از موسيقي گروههاي پيش از خودشون بود

"،من الان دارم ميرم که با خواننده افسانه اي "آيرون ميدن "بروس ديکنسون" مصاحبه اي انجام بدم

و اگر سم 12 ساله الان اينجا بود و اينرو ميفهميد ...مطمئناً از خوشحالي قاطي ميکرد

ولي من بايد به خودم مسلط باشم

هرچند که الان دارم واقعاً با او مصاحبه ميکنم "...اونهم روي سن آمفي تئاتر مشهور لندن، "هَمِر اسميت اوديون

...صحبت رو شروع کنيم ديگه

قصد و هدف من به عنوان خواننده گروه

اينه که هميشه سعي کنم که اون نفر آخر جمعيت توي فستيوال 30000 نفري رو پيدا کنم

"...و بهش بگم : "آره، تو

"آره، تو..." و يارو هم بگه "کي؟ من؟"

و ميتوني اينکار رو بکني ...عملاً ميشه اينکار رو کرد

...در "هوي متال" مهم نيست که ميکروفون اونجا هست

تو باز هم بايد طوري بخووني که انگار ميخواي صدات رو به ته سالن هدايت کني...

انگار که تلاش فراواني رو توي کارت گنجانده باشي

و در نهايت تو بازگشت اين تلاشت رو در مخاطبت ميبيني

"بطور اخص مثل سبک کاري افرادي مانند "بروس ديکنسون "يا "راب هالفورد" از گروه "جوداس پريست

که روش کاملاً اپرايي توليد صداي آوازي رو بکار ميگيرن

که در قرن نوزدهم و پيش از اختراع آمپلي فاير بمنظور ...تحت الشعاع قرار دادن انتهاي تالار ابداع شده بود

به اين شکل تو کل جمعيت رو تو يک شب خوب ...که همه چيز روبراهه گرم و آماده ميکني

،اين کار در پايان، محيطي رو که توش هستي حالا هرجا که ميخواد باشه رو در برابر تو کوچيک و حقير ميکنه

مثلاً خود من... اينو ميگم چون در پايان کنسرت ها هميشه اين منم که داره رو به همه جمعيت فرياد ميزنه...

بايد اين حس به شما دست بده که شما محيط اطراف رو کوچيک کردين

اونهم به اندازه شصت دستتون "...جاييکه ديگه ميتونين بگين "آره، همه باهم

!شب بخير

"سبک خوانندگي اپرايي "ديکنسون تاثير بسزايي بر موسيقي "هوي متال" داشته

Metal: A Headbanger's Journey subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Metal: A Headbanger's Journey

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left