처음 200줄입니다.
من مأمور لیلاند توربو هستم
یک پیام فوری برای مأمور فین مکمیسل دارم
فین، هویتم لو رفته. اوضاع بدجوری بیریخت شده
باورت نمیشه اینجا چی کشف کردم
این قضیه بزرگتر از هر چیزیه که تا حالا دیدیم، و هیچکس حتی روحش هم خبر نداره که همچین چیزی وجود داره
فین، به پشتیبانی نیاز دارم، اما یگان ویژه رو خبر نکن، ممکنه عملیات لو بره
و مراقب باش. اینجا اصلا امن نیست. بزن بریم
مختصاتم رو همین الان میفرستم. موفق باشی
بسیار خب رفیق، رسیدیم
بسیار خب رفیق، رسیدیم
دقیقاً همون جایی که بهم پول دادی بیارمت
فقط مسئله اینه که، چرا؟
دنبال یه ماشین میگردم
یه ماشین؟ هه
ببین رفیق، از اینجا دورتر نسبت به خشکی دیگه جای دیگهای وجود نداره
دقیقاً همون جایی که میخوام باشم
یه خبری برات دارم رفیق. اینجا به جز ما پرنده هم پر نمیزنه
اینجا چه غلطی میکنی؟
شبیه چیه نابغه؟ دارم خرچنگ میگیرم
خب، دور بزن و برگرد همون جایی که ازش اومدی
آره؟ اونوقت کی میخواد مجبورم کنه؟
خیلی خب، خیلی خب. جوش نیار، پروانهت میسوزه
چه آدم عوضیای. شرمنده رفیق. انگار آخر خطه
رفیق؟
اعلامیه: تمام کارگرها به سکوی بارگیری گزارش بدن
لیلاند توربو، من فین مکمیسل هستم. در نقطه قرار هستم. تموم
خیلی خب بچهها، خودتون روال کار رو میدونید
لیلاند، من فین هستم. لطفاً جواب بده. تموم
جنب بجنبین بچهها. این صندوقها که خودشون خالی نمیشن
اینجا خیلی ماشین ریخته. از سر راهم برین کنار
پروفسور زونداپ؟
بفرمایید پروفسور. میخواستید قبل از بارگیری این رو ببینید؟
بفرمایید پروفسور. میخواستید قبل از بارگیری این رو ببینید؟
آه، بله. با کمال دقت
اوه، یه دوربین تلویزیونی
این واقعاً چیکار میکنه؟ این دوربین فوقالعاده خطرناکه
پروفسور، باز چه نقشهای تو سرته؟
این تجهیزات خیلی باارزشه. مطمئن بشید که برای سفر کاملاً محکم بسته شده باشه
خیالت راحت. هی، پروفسور زد
این یکی از همون جاسوسهای بریتانیاییه که بهت گفته بودیم
آره! این یکی رو در حالی گرفتیم که داشت سپرشو جایی که نباید، فرو میکرد
مأمور لیلاند توربو
اون فین مکمیسله
دوربین رو دیده! بکشیدش
همه آمادهباش! همه آمادهباش
وائو
واااای
چی؟
برین سمت قایقها
داره فرار میکنه! ولی نه برای مدت طولانی
اون مرده، پروفسور
عالیه
حالا که فین مکمیسل از سر راه برداشته شده، کی میتونه جلومون رو بگیره؟
ماتر، یعنی ماترِ یدککش، همونیه که اینجاست تا بهت کمک کنه
هی، اوتیس! هی، ماتر
هی، اوتیس! هی، ماتر
من... اوه، ای وای. خیلی متأسفم
فکر کردم این دفعه دیگه میرسم، اما
مثل فرنی نرم و روان، ها؟
کی رو دارم گول میزنم؟ من همیشه یه لگن باقی میمونم
ای دل غافل، باز که داری روغن پس میدی. حتماً واشرهات خرابه
هی، اما نیمه پر لیوان رو ببین
این دهمین باریه که تو این ماه بکسلت میکنم، پس این یکی مهمون منی
ماتر، تو تنها کسی هستی که با لگنهایی مثل من مهربونی
بیخیال بابا، سخت نگیر. این اتفاقا برای همه پیش میآد
اما تو هیچوقت روغنریزی نداری. آره، ولی منم کامل نیستم
به کسی نگیا، ولی فکر کنم زنگزدگیهام دارن کمکم خودشون رو نشون میدن
هی. لایتنینگ مککوئین هنوز برنگشته؟
هنوز نه
هنوز نه
حتماً بابت بردن چهارمین جام پیستونش حسابی هیجانزدهست
چهار تا! واو
آره، ما خیلی بهش افتخار میکنیم، اما کاش زودتر برگرده
چون یه تابستون کامل برنامهی رفاقتی داریم که باید جبران کنیم
فقط من و
مککوئین
اووه، اووه، اووه! مککوئین
ماتر! من که عجلهای ندارم! هی همگی، مککوئین برگشته
آاااخ! مککوئین برگشته
مککوئین برگشته! مککوئین برگشته! آااای! اوه-هو! اوه-ها
مککوئین برگشته
اوه، لایتنینگ! خوش اومدی به خونه
خوشحالم که برگشتی عزیزم! تبریک میگم پسر
به خونه خوش اومدی سرباز
پسر، اینجا بدون تو اصلاً صفا نداشت
چی؟ مگه جایی رفته بود؟
چی؟ مگه جایی رفته بود؟
خوشحالم که برگشتم خونه، همگی
ماتر! مککوئین
ماتر! مککوئین
اووه
ووووووا
هی اوتیس، این دفعه تا کجا رسیدی؟
تا نصفهی خط مرزی شهر. اوه، بد نیست پسر
میدونم! خودمم باورم نمیشه
مککوئین! خوش اومدی! ماتر، خیلی خوشحالم که میبینمت
منم همینطور رفیق
پسر، اصلاً باورت نمیشه چه نقشههایی برای دوتاییمون کشیدم
این سلام و احوالپرسیهای صمیمی هر سال داره طولانیتر میشه
این سلام و احوالپرسیهای صمیمی هر سال داره طولانیتر میشه
آمادهای برای یه خوشگذرونی حسابی؟ اول باید یه چیزی بهت نشون بدم
آمادهای برای یه خوشگذرونی حسابی؟ اول باید یه چیزی بهت نشون بدم
واو
باورم نمیشه اسم جام پیستون رو عوض کردن
و اسم "داک هادسون" خودمون رو روش گذاشتن
میدونم داک میگفت اینها فقط چند تا جام قدیمیان
اما اینکه کس دیگهای اون رو ببره، اصلاً حس خوبی نداشت، میفهمی؟
داک حتماً بهت افتخار میکرد. اون که شک نداره
خیلی خب رفیق. تمام تابستون رو منتظر این لحظه بودم
چه نقشهای داری؟ هو-هو-هو! مطمئنی از پسش برمیآی؟
میدونی داری با کی حرف میزنی؟ این لایتنینگ مککوئینه
من از پس هر چیزی برمیآم
اِم... ماتر؟
فقط یادت باشه، ترمزات روی اینها کار نمیکنه
ماتر؟ آروم باش
این ریلهای قطار سالهاست که استفاده نشدن
آاااااخ
آاااااخ! تندتر، تندتر. یالا. بزن بریم
تندتر
اوه. واو
آره، نمیدونم. به نظرت...؟
این قراره خیلی باحال بشه
اونو دیدی؟
اوه-اوه. این اصلاً خوب پیش نمیره
ها-ها! پسر، این بهترین روز عمرم بود
و سوغاتی مورد علاقهم... این قُرشدگیِ جدیده
پسر، ماتر، امروز واقعاً... ای بابا، این که چیزی نبود
صبر کن تا ببینی برای امشب چه نقشهای دارم
ماتر، ماتر، یواش! داشتم به یه شام آروم فکر میکردم
دقیقاً منم همینو فکر میکردم
نه ماتر، منظورم با سالی بود. از اونم بهتر
تو، من و دوشیزه سالی میریم بیرون برای شام
ماتر، منظورم این بود که فقط من و سالی باشیم
اوه. میدونی، فقط برای امشب
اوه... فردا هر کاری تو بخوای انجام میدیم
باشه
ممنون که درک میکنی. آره، حتماً
شماها برین و خوش بگذرونین. خیلی خب پس
بهزودی میبینمت رفیق
آه، چقدر اینجا عالیه
نمیتونی تصور کنی چقدر خوبه که اینجا تنها هستیم
بالاخره، فقط ما دوتا
تو و من. احم! عصر بخیر
اوه! اسم من ماتره
و من پیشخدمت شما هستم
ماترِ پیشخدمت. واقعاً خندهداره
ماتر؟ تو اینجا کار میکنی؟
آره، اینجا کار میکنم. چی فکر کردی؟
که وقتی کسی حواسش نبود یواشکی اومدم تو
و تظاهر کردم پیشخدمتم تا بتونم باهات بپلکم؟
اوه، آره. چقدر مسخره میشد، نه؟
میتونم برای شما دو تا مرغ عشق با چند تا نوشیدنی شروع کنم؟
بله. من همون همیشگی رو میخورم. میدونی چیه؟ منم همونو میخورم
آه... درسته. همون همیشگیتون
ممنون پسر. ممنون، گوئیدو
گوئیدو، "همیشگیِ" مککوئین چیه؟
من از کجا باید بدونم؟
عالیه. دو تا از همونها رو بهم بده. ساکت! برنامهم شروع شد
امشب در برنامه "مل دورادو شو"
داستان او جهان را تکان داد
میلیاردر نفتی، مایلز اکسلرود
در تلاش برای تبدیل شدن به اولین ماشینی که بدون جیپیاس دور دنیا را دور میزند
در تلاش برای تبدیل شدن به اولین ماشینی که بدون جیپیاس دور دنیا را دور میزند
در کمال ناباوری بنزین تمام کرد و خود را در حیات وحش گرفتار دید
در حالی که گمان میرفت مرده است، ۳۶ روز بعد بازگشت
در حالی که با سوختی که خودش از عناصر طبیعی تقطیر کرده بود حرکت میکرد
از آن زمان، او ثروت نفتی خود را فروخته
خود را از یک ماشین بنزینخوار به یک ماشین برقی تبدیل کرده
و زندگیاش را وقف یافتن یک سوخت تجدیدپذیر و پاکسوز کرده است
حالا او ادعا میکند که با "الینول" خود به این هدف رسیده است
و برای نشان دادن قدرت سوخت فوقالعاده جدیدش به جهان
و برای نشان دادن قدرت سوخت فوقالعاده جدیدش به جهان
او یک مسابقه اتومبیلرانی بینظیر به راه انداخته است
و از بزرگترین قهرمانان دعوت کرده
تا در اولین "گرندپری جهانی" با هم به رقابت بپردازند
خوش آمدید، قربان مایلز اکسلرود
ممنون مل. خوشحالم که اینجا هستم. به من گوش کنید
ممنون مل. خوشحالم که اینجا هستم. به من گوش کنید
غولهای نفتی. هزینهها سرسامآوره. آلودگی داره بدتر میشه
منظورم اینه که، این یه سوخت فسیلیه. "فسیل"، یعنی دایناسورهای مرده
و همهی ما میدونیم چه بلایی سر اونا اومد
انرژی جایگزین، آیندهست. بهم اعتماد کن مل
بعد از دیدن عملکرد الینول در گرندپری جهانی
دیگه هیچکس سراغ بنزین برنمیگرده
خب حالا چه بلایی سر دایناسورها اومد؟
و از طریق ماهواره، یکی از شرکتکنندگان گرندپری جهانی
و یکی از سریعترین ماشینهای دنیا، فرانچسکو برنولی
این برای شما یک افتخاره، جناب دورادو
چرا از لایتنینگ مککوئین دعوت نکردید؟
البته که ازش دعوت کردیم
اما ظاهراً بعد از یک فصل طولانی مسابقه
اون داره استراحت میکنه
لایتنینگ مککوئین اصلاً شانسی در برابر فرانچسکو نداره
من میتونم بیش از ۳۰۰ کیلومتر در ساعت سرعت داشته باشم
که به مایل میشه... خیلی سریعتر از مککوئین
بریم سراغ تلفنها. بالتیمور، مریلند، شما روی آنتن هستید
من روی آنتنم؟ الو؟ بله بفرمایید
الو؟ بفرمایید
بریم سراغ رادیاتور اسپرینگز. بفرمایید تماسگیرنده عزیز
اون یارو ایتالیاییه که اونجا نشسته
No comments yet. Be the first to leave one.