처음 200줄입니다.
اینجایی که تو عکسه کجاست؟
دومه پلیانگ توی چیانگ مای
این همون کوهی که بیشتر سال توش بارون میباره؟
بخاطر اینکه دوست دارم تصمیم گرفتیم بریم دومه پلیانگ
کمپ وی وی سی
توی کمپ دامپزشکا هستن
و روستاییا
من کونگم
این زن اصلا یچیز دیگست
کلید و گرفتم، بریم اتاقمون؟
تای، تو چرا اینجایی؟
منم میخواستم همینو بپرسم
با لومفون واسه یه پروژه اومدیم
تو چی؟
من و باو داریم راجع به یه مقاله تحقیق میکنیم
توی این کمپ؟
اره
بیمارستان سولمیتم
این کمپ و اداره میکنه
تو نبودی که میگفتی نمیشناسیش؟
لومفون، سولمیتش اینجاست
سولمیتت اینجاست؟
اره الان میبینیش
... سولمیت
کاری از دستم براتون برمیاد؟
تای، خودشه نه؟
اره، سولمیتمه
اسمش پت
پت
این داداشمه، سنگتین
و اینم دوست برادرمه، لومفون
پت
بله
میشه بزاری از یه چیز مطمئن شم؟
تو واقعا سولمیت تایی درسته؟
اره
میدونی چیه؟ من واقعا دلم میخواست ببینمت
کجا داری میری؟
منو تو باید اتاق رزرو کنیم، وقت و تلف نکن
من و ببخشید
چرا انقدر عجله داره؟
بعدا باهات حرف میزنم میبینمت
میبینمت
لومفون
لومفون
بیا بریم اتاقمون
باشه
بده به من
ممنون
کدوم طرفو دوست داری؟
این طرف
چی شده؟
ما یه ماهه پیش هم نبودیم
اخرین باری که باهم بودیم
... ما
من میرم یه سر به آشپزخونه بزنم
شنیدم که دست تنهان
میبینمت
این طرف واسه منه
اوکی
تین دوربین و بده به من
صبر کن
مراقب باش
این جا سوییچی رو از کجا گرفتی؟
چه مرگته؟
این جاکلیدی واسم مهمه
دستت خیلی سنگینه
خیلی واسم آشناعه
به کلید خوابگاهم وصله
چجوری تاحالا ندیدیش؟
اونجوری نه
فکر کنم یکی و دیدم که از یه همچین جا کلیدی استفاده میکرد
کی؟
همونجوری که گفتم
ما اینجا هرکاری میکنیم دوطرفست
به همدیگه کمک میکنیم
پس چطوره که الان بریم سرکار
بیاید بریم
هم اتاقی پیدا کردی؟
اره ولی گل سرسبد کمپ به من افتاد
گل سرسبد؟
سلام باو
اوکی بچه ها، بیاید کارمونو از قسمت موردعلاقمون از اشپزخونه شروع کنیم
... باو و
سنگتای - سنگتای؟ چه اسم قشنگی -
خیلی خاصه
منم میخوام اسمم شبیه تو باشه، پس میزارمش سنگکونگ
خیلی خب سنگکونگ
بله باو
اگه مشکلی داشتید بهم خبر بدید
باو، سنگتای، منتظرم تا غذاتونو بچشم
خب نگفتی هم اتاقیت کیه؟
هنوز نفهمیدی؟
سنگکونگ
نگاش کن
حالت خوبه کونگ؟
نزدیک بود غش کنم
قطعا گل سرسبده
اما شاید بتونین باهم کنار بیاین
چرا هنوز ناراحتی؟
بس کن سنگتای
گوش کن، اولش فکر میکردم همه چی اوکیه
اما وقتی رفتم تو اتاق و یه پسر تروتمیز و دیدم
یه پسر خیلی مناسب
فکر کردم میتونم باهاش حرف بزنم
...ولی بعدش
سنگکونگ
پرید جلو من و مثل یه ماده ببر حمله کرد بهش
میخواستم باهاش حرف میزنه
اما هر دفعه خودشو میندازه وسط
به خدا و تمام مقدسات قسم میخورم
این دفعه من باید برنده شم
شما دوتا واقعا ترکیب خوبی هستین
بیا موضوع و عوض کنیم تا گند نزدم به غذا
خدایا سرم
واقعا سرگیجه دارم
بیا غذامونو بپزیم
چرا لوبیاها مثل جیگر زلیخا شدن؟
بالاخره پرسیدی
چی؟- ببین-
فکر کنم یکی و دیدم که از یه همچین جا کلیدی استفاده میکرد
کی؟
یادم نمیاد
چرا انقدر راجع بهش کنجکاوی؟
به تو چه؟
صاحب این جاکلیدی جون منو نجات داد
صورتشو واضح ندیدم
اما به عنوان عشق اولم بهش فکر میکنم
عشق اول؟
واقعا آدم عجیبی هستی حتی نمیدونی عاشق کی هستی
مهمه که صورتشو دیده باشی، میدونی؟
پس آدمایی که کم شنوایی دارن چی؟
دوربین و تنظیم کردم، بریم
حرف زدن با تو وقت تلف کردنه - حرف زدن با تو گند میزنه به حال آدم -
کونگ، توی عوضی
بزارش همینجا
از این زاویه فیلم بگیر
تلاش کن جزئیات کارشونم ضبط کنی
من ویدیورو از جایی که دارن اشپزی میکنن ادیت میزنم
قیافه منو خوب بنداز باشه؟
باشه
من بهترین طعم و بهتون میدم
اونجارو ببین
زوم کن
بانمکه، نه؟
بکش کنار
بیا بریم، دیرمون میشه
داری مثلا کمک میکنی؟
دارم کمک میکنم
غذا آمادست
دستت درد نکنه
یکمم میوه هست
پت
الان فهمیدم دوست پسرت برادر داره
هنوز دوست پسرش نیست
باید درست درکش کنی
اونا سولمیتن که توی یه رابطه رمانتیکن
تو لومفونی درسته؟
بله
اگه اطلاعات اضافه خواستی
یا خواستی با روستاییا مصاحبه کنی یا از هرجایی عکس برداری کنی
بهم بگو، کمکت میکنم
ممنون
پت غذاتو بخور
انقدر به اونور زل نزن
منتظر اونم
تو داری اینجا کار میکنی نیومدی مراقب دوست پسرت باشی که
... دوباره شروع نکن
پت باید غذاتو بخوری
باید با داوطلبا و بعدش با روستاییا ملاقات کنیم
تقریبا وقتشه
از نه صبح تا شیش بعداز ظهر؟
اره تازه باید سریعترم باشیم
فکر کنم فلوک و روج دارن دستمون میندازن
قراره برنامه هرروزمون همین باشه؟
این تازه مسئله بزرگی نیست
فردا باید بریم روستای بالای تپه
چی؟
روی تپه؟ خیلی سخته
من گشنمهههه
میتونم بشینم پیش شما؟
حتما
شما تموم کردید؟
اره
همشون خوشمزه بنظر میان
این یکی بنظر خوبه
داداش عزیزم
داداش کوچیکت بغل گوشته نمیخوای بهش سلام کنی؟
الان به اونا نزدیک شدی؟
سر من غر نزنا
اونا دوستای شوهربرادرمن
درهرصورت حواستون بهم هست، نه؟
اون شوهربرادرت نیست، داری چرت و پرت میگی
لطفا منو ببخشید، سیر شدم
لومفون
بچه ها، ماهم باید عجله کنیم
کارامون رو یادتون رفت؟
واقعا؟
من هنوز میوهمو نخوردم
ساکت شو، ما مسئولای کمپیم
No comments yet. Be the first to leave one.