最初の83行です。
کسی اونجاست؟ سم، تویی؟
سم، دوباره داری تا دیر وقت کار میکنی؟
تو؟ ولی من تو رو محکوم کردم چندین سال دور زندانی باشی
تو باید توی تیمارستان آرکهام باشی
پلیس گاتهام - اون داخله. ولی باورتون نمیشه -
داخل اون ورق بازی زندانی شده - زود باشید. درش بیارید -
جوکر؟
برید، برید، برید
بر اساس گزارش های آرکهام جوکر هنوز توی سلولش زندانیه
تمام شب اونجا بوده
شاید جوکر یه بدل جای خودش گذاشته
احتمال داره، آلفرد ولی چیزای دیگه جور در نمیاد
جوکر قاضی ویگزل رو دزدیده
اما تا زمانیکه اونو به پلیس و من نشون داد در نرفت
شما که توقع ندارید کارای جوکر واقعا با عقل جور دربیاد، نه؟
اون کارت ویزیت جوکر بود روش خودش برای اعلام کردن برنامه هاش
فکر میکنید اتفاقای بیشتری قراره بیوفته؟
شاید جوکر اون بیرون داره یه دسته ورق از اون کسایی که بهش نارو زدنو جمع میکنه
یعنی 51 قربانی دیگه؟ از کجا میخوایید شروع کنید؟
یه اسمو مطمئنم توی لیست حمله هاش هست
بتمن
طعمه رو توی آخرین مخفیگاه شناخته شده جوکر میذارم
خیلی پرحرف نیستی، نه؟
قاضی کجاست، جوکر؟
چطوری تونستی همزمان دو جا باشی؟
و چرا هیچ حرفی نمیزنی؟
تو یه بدلی
جوکر واقعی گریم نمیکنه
به من صدمه نزن - تو کی هستی؟ -
نولان. من جزء خدمه هستم - آرکهام؟ -
جوکر گفت اگه توی نقشه ش بهش کمک نکنم، منو میکشه
کلید مخفیگاهشو بهم داد تا وسایلشو بیارم و
جوکر دیگه دنبال کیا ست؟
سوپرایز
فعلا بدل جوکر رو گذاشتم توی اون کارت جوکر بمونه
واضحه جوکر نمیخواسته بدلش حرفی بزنه
چرا اون دوستمون رو نیاوردید بیرون و بیشتر از بازجویی نکردید؟
چون دارم وقتمو با نوچه جوکر تلف میکنم
قراره جوابامو صاف از دهن خودش بکشم بیرون، توی تیمارستان آرکهام
تا حالا 17 تا سرنخ از گزارش ها مون پیدا کردیم
و تک تکشون به بن بست خوردن
و جوکر توی آرکهامه
تا حالا تمام چیزی که میدونیم اینه که این جنایت تقلید شده یه جور سرکاری هم هست
خب، این سرنخ بعدیه که بهمون میگه قاضی گم شده مون با پرنس آلبرت توی یه جعبه ست
این چیه؟
دعوتنامه؟
به آدرس دو تامون
این دیگه چی بود؟
ورق بازی؟
برای خوش گذروندن و یه قاضی گمشده
ساعت 10 امشب
بیایید به سالن تئاتر قدیمی گاتهام با عشق، جوکر
راستش، همیشه از صحبت با خبرگزاریا خوشحال میشم
علی الخصوص روزنامه گاتهام
در واقع من خودمو صرفا یه روانشناس جنایی عالی توی آرکهام در نظر نمیگرم
من نقش خودمو بین گاتهام و
روانی هایی مثل پنگوئن، فریز
و بزرگترین افتخارم، جوکر آخرین سنگر میدونم
در واقع من امشب به یه مهمونی افتخاری
برای قدردانی از الهام بخش ترین شهروندان گاتهام توی سالن تئاتر گاتهام دعوت شدم
و فقط در حد برداشتن کتم وقت دارم
جزییات کافی از بیوگرافی خودم ارائه دادم؟
بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردید کمک کردید، دکتر بگلی
مردک وراج از خود راضی
بتمن نکنه دوباره آدم نجیبی نبودم؟
تو هیچوقت نجیب نیستی، جوکر
چرا به جای من، خودتو توی زحمت اضافه کردن یه نفر دیگه به مجموعه کارتهات انداختی؟
معلومه، تا تو رو بکشونم اینجا بتمن جون
و اینجا رو باش نقشه م داره کار میکنه
جواب میخوام جوکر
واقعا فکر میکنی یه من نوچه رو میفرستم تا هم رزم محبوب منو بکشه؟
افتخارشو برای خودم تنها نگه داشتم
پس چرا...؟ - چون دلم برای همنشینی باهات تنگ شده بود، بتمن -
ما دو روی یه کارت هستیم
هر چی باشه، میدونستی من بدلمو کجا میفرستم تا پیدات کنه
و منم تمام مدت میدونستم اگه یه رد از خرده نون از خودم بذارم، همه شو با ولع می لُنبونی
جوکر، کارات با عقل جور درنمیاد
چرا اون خدمتکار رو قانع کردی که کارای خلافتو انجام بده
در حالی که میتونستی ازش بخوای در سلولتو برات باز کنه؟
چون تو همیشه ورق آس من بودی، بتمن
برگ بنده من
چی؟
من به تو توی مجموعه کارتهام نیازی ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.