最初の200行です。
...آنچه گذشت
پدرت یه بارون ـه
میتونه هر چندتا زن خواست اختیار کنه
چرا والدین من مردند؟
فکر میکنم "کویین" در حال مرگه
میترسه کسی خبردار شه
الان من خانوادهت هستم
یاغیها محمولههای تریاک ما رو میدزدن
یه تله بود
!""رایدر
"بیوه" قصد داره قلعه رو تصاحب کنه
آماده شید
جنگ آغاز شده
پخش شید
همه رو بکشید
تازهکارها، همینجا بمونید شما ناظرید
"بیوه" رو پیدا کنید
""مینروا
.راهرو رو باز کن دخترا رو به جای امن ببر
!یالا! بجنبید
سریع سریع سریع بریم بریم
خوبه خوبه
""تیلدا
!"تیلدا" زودباش
کسی قصد کشتن خانوادهی من رو نمیکنه
هر دومون میدونیم داشتم بهت لطف میکردم
!بارون
:مترجمین M0hammad2020 & Alireza Azizi محمد و علیرضا
"جید" ممنونم ولی واقعا نیازی نیست اینجا باشی
"رایدر" قراره جزئی از خانوادهی منم بشه
میدونی چرا "کویین" ازت خواستگاری کرد؟
تو یه حواسپرتی هستی
چیزی که نَفسِش تغذیه کنه
و دوباره حس کنه که جوان ـه
ناراحتی شما رو درک میکنم بانوی بارون
ولی من دشمن نیستم
خب اگه واقعا اینو باور داری پس کوچکترین درکی
از این زندگی نداری
من از زمان بچگی در این خانه بودم
بیشتر از چیزی که فکر میکنید درک میکنم
وقتی پسرت جلوت دراز به دراز افتاده
،وقتی درمانده موندی
اون وقت میتونی بهم بگی درک میکنی
...پس یه نصیحت از یه زن به دیگری
،خانهی بارون پناهگاه نیست میدان جنگه
"کویین" علاقهای به صلح نداره
هیچوقت نداشت
اون عاشق جنگیدن ـه
حالا اگه میشه لطف کن و برو
...تا بتونم با پسرم
تنها باشم
"ماری" همه چیز مرتبه؟
کلیپر"ها دارن از دروازه برمیگردن داخل"
- و بارون؟ - اونا رو رهبری میکنه
مَرد خوبی بود
و حالا مُرده
""سانی
یه چیزی پیدا کردم
دست "بیوه" بود
نمیتونم بخونمش ولی کتابی راجع به "ازرا"ست
تو رفتی داخل خونه؟
باید کتاب رو برمیداشتم
با من بیا
پس "بیوه" فرار کرد
خبر خوب سریع میپیچه
"خب تبریک میگم "کویین
همون چیزی که میخواست رو بهش دادی... جنگ
قبلی رو یادته؟
دوسال تحت محاصره، کمبود غذا؟
بذار اون عوضی ها بیان سراغم ها؟
میادین نفتیش رو گرفتم
و حالا "کلیپر"هات در دو منطقه پخش شدن
فکر میکنی با این وضع میتونن از خودشون دفاع کنن؟
- داشتم انتقام "رایدر" رو میگرفتم - اوه تو پشیزی واسه اون اهمیتی قائل نیستی
فقط نگران اینی که ضعیف بنظر نیای
خب به لطف پسرت چارهای نداشتم
راجع به اون حرف نزن
وقتی اونجا در حال مرگه
- درحال مرگ نیست زنیکه - پس چرا بهوش نمیاد؟
نفش کشیدنش بیشتر از یه نجوا نیست
یه مشکلی هست
و میخوای چکار کنم؟
خب من میگفتم برو دکتر رو بیار ولی اون مرده
البته تو چیزی راجع بهش نمیدونی درسته؟
صورتت زخمی شده
بیا اینجا
پاشنه بیرون، دستا بالا
حالا همینجا بمون
- چه مدت؟ - تا برگردم
این چرته
این اولین درس از آموزشته
وقتش بود
بیا بالا
اون بیرون رو نگاه کن
چی میبینی؟
اسب، کارگر ها، خشخاش
مشکلت همینجاست
تو فقط به چیزی که جلوت هست واکنش نشون میدی
خارج از حصار رو ببین
فراتر از این مزارع
اون راه فرار ماست
هنوزم میخوای بری خونه؟
میدونی که میخوام
پس باید به حرف هام گوش بدی
وگرنه هردومون رو به کشتن میدی
من کسی نیستم که باعث کشتنمون میشه
بارون ـه
حمله به "بیوه" کار اشتباهی بود
من بخاطر "کویین" اینکارو نکردم
باید پیداش کنیم
،تا زمانی که زندهست دنبالت میگرده
- فراموش نکن ،- اگه اینقدر نگران منی
شاید بهتره بهم مبارزه یاد بدی تا بتونم از خودم دفاع کنم
باشه مبارزه میخوای؟
بریم مبارزه کنی
"باید بری دیدن "رایدر
این از مهربونی توـه که به فکرشی
ولی نمیتونم در این حالت ببینمش
یکی رو میشناسم که میتونه کمکش کنه
ولی "لیدیا" خوشش نمیاد
...تو پسرش رو نجات بده
باعث میشه بتونه تورو ببخشه
شرمندهام که اینقدر طول کشید تا بهت سر بزنم
همسر بارون دلیلی برای اومدن به درمانگاه من نداره
من هنوز همون دختری هستم که باهاش بزرگ شدی
از خبردار شدن راجع به پدر و مادرت خیلی متاثر شدم
حدس میزنم اومدنت برای تسلیت نیست
"رایدر" صدمه دیده
باید تا الان بهتر میشد
همه نگرانند
و میخوای بیام و معاینهش کنم
تعجب میکنم که بارون موافقت کرد
که دکتر کارگر ها بیاد و از پسرش مراقبت کنه
من ضمانتت رو کردم
من یه زندگی ساده دارم
میخوام همینجور بمونه "شرمنده "جید
نمیتونم بذارم "رایدر" بمیره
خواهش میکنم کمک کن
از روی صدا دو ملاقاتی دارم
یکی که مطمئنم "سانی"ـه
...و اون یکی یه
فسقلی ـه
"والدو" با "امکی" آشنا شو
من شاگرد "والدو" بودم
تو کلیپر بودی؟
معاون
چی شد؟
خب بذار بگیم دیگه زیاد اطراف نمیرم
"امکی" فکر میکنه تمرین و آموزش
فقط مربوط به مبارزهست
امیدوار بودم تو کمکم کنی
اه جیگرطلا، خوب بلدی کاری کنی یه پیرمرد احساس جوانی کنه
خوشحال میشم کمکی کنم
غیر از اینکه، این کوتوله لامصب خیلی ریزه
امکان نداره موفق شه
مبارزه میخواستی
اینم مبارزه
با اون؟
.به هیچ وجه روی ویلچره
مشکل چیه؟
میترسی چپ و راست شی؟
- نه ،- اگه بتونی یه ضربه بهش بزنی
هرطور بخوای آموزشت میدم
...و
حتی از پاهام استفاده نمیکنم
این مسخرهست
یالا
باشه
- کافیه دیگه - خوبه
داشتم از چپ و راست کردنت خسته میشدم
بلندشو
تو مبارزه رو قبل از آغاز باختی
تو یه پیرمرد بیچاره روی ویلچر دیدی
،وقتی حریفت رو دست کم بگیری
احتمالش زیاده زنده نمونی
میدونی چرا بهشون میگیم کلت(تازهکار یا شاگرد)؟
چون باید رامشون کنیم
مثل اسب وحشی
تنها راه برای کلیپر شدن یک پسر بچه همینه
"لیدیا" این "ویل"ـه
میشناسمش
بانو
آسیب شدیدی دیده مغزش متورم شده
باید فورا فشار رو کم کنم
تو با اون بهش دست نمیزنی
این وسیلهی سوراخ کردنه تنها راهشه
و مطمئنم تو کارت رو خوب بلدی
ولی صلاحیت درمان پسر من رو نداری
در صدمه و آسیب تفاوتی بین کارگر با بارون نیست
!برو بیرون
اگه هیچکاری نکنیم چقدر زنده میمونه؟
تا شب میمیره
باید بذاری سعی خودش رو بکنه
خیلی مهمه که سرش رو ثابت نگه دارین
اینجا کجاست مادر؟
هر پروانه یه پناهگاه میخواد
و این پناهگاه ماست
برو به فاحشهخونه "آنجلیکا" رو بیار
وقتی "سانی" زندهست، جانش در خطره
- بجنب فرزندم - چشم مادر
No comments yet. Be the first to leave one.