Into the Badlands

Into the Badlands

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Into The Badlands S01E03 HDTV x264-KILLERS
Into the Badlands S01E03 HDTV XviD-AFG
Into the Badlands S01E03 HDTV XviD-FUM
Into the Badlands S01E03 480p HDTV x264-mSD
解説: m0hammad2020
iMovie-DL || M0hammad2020

タグ

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
480p
480
公開日: 2015-11-30
ダウンロード: 49
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

...‏آنچه گذشت

‏پدرت یه بارون ـه

‏میتونه هر چندتا زن خواست اختیار کنه

‏چرا والدین من مردند؟

‏فکر میکنم "کویین" در حال مرگه

‏میترسه کسی خبردار شه

‏الان من خانواده‌ت هستم

‏یاغی‌ها محموله‌های تریاک ما رو می‌دزدن

‏یه تله بود

!"‏"رایدر

‏"بیوه" قصد داره قلعه رو تصاحب کنه

‏آماده شید

‏جنگ آغاز شده

‏پخش شید

‏همه رو بکشید

‏تازه‌کار‌ها، همینجا بمونید ‏شما ناظرید

‏"بیوه" رو پیدا کنید

"‏"مینروا

.‏راهرو رو باز کن ‏دخترا رو به جای امن ببر

!‏یالا! بجنبید

‏سریع سریع سریع ‏بریم بریم

‏خوبه خوبه

"‏"تیلدا

!‏"تیلدا" زودباش

‏کسی قصد کشتن خانواده‌ی من رو نمیکنه

‏هر دومون میدونیم داشتم بهت لطف میکردم

!‏بارون

:مترجمین M0hammad2020 & Alireza Azizi محمد و علیرضا

‏"جید" ممنونم ولی ‏واقعا نیازی نیست اینجا باشی

‏"رایدر" قراره جزئی از خانواده‌ی منم بشه

‏میدونی چرا "کویین" ازت خواستگاری کرد؟

‏تو یه حواس‌پرتی هستی

‏چیزی که نَفسِش تغذیه کنه

‏و دوباره حس کنه که جوان ـه

‏ناراحتی شما رو درک میکنم بانوی بارون

‏ولی من دشمن نیستم

‏خب اگه واقعا اینو باور داری ‏پس کوچکترین درکی

‏از این زندگی نداری

‏من از زمان بچگی در این خانه بودم

‏بیشتر از چیزی که فکر میکنید درک میکنم

‏وقتی پسرت جلوت دراز به دراز افتاده

،‏وقتی درمانده موندی

‏اون وقت میتونی بهم بگی درک میکنی

...‏پس یه نصیحت از یه زن به دیگری

،‏خانه‌ی بارون پناهگاه نیست ‏میدان جنگه

‏"کویین" علاقه‌ای به صلح نداره

‏هیچوقت نداشت

‏اون عاشق جنگیدن ـه

‏حالا اگه میشه لطف کن و برو

...‏تا بتونم با پسرم

‏تنها باشم

‏"ماری" همه چیز مرتبه؟

‏کلیپر"ها دارن از دروازه برمیگردن داخل"

‏- و بارون؟ ‏- اونا رو رهبری میکنه

‏مَرد خوبی بود

‏و حالا مُرده

"‏"‏سانی

‏یه چیزی پیدا کردم

‏دست "بیوه" بود

‏نمیتونم بخونمش ‏ولی کتابی راجع به "ازرا"ست

‏تو رفتی داخل خونه؟

‏باید کتاب رو برمیداشتم

‏با من بیا

‏پس "بیوه" فرار کرد

‏خبر خوب سریع میپیچه

"‏خب تبریک میگم "کویین

‏همون چیزی که میخواست رو ‏بهش دادی... جنگ

‏قبلی رو یادته؟

‏دوسال تحت محاصره، کمبود غذا؟

‏بذار اون عوضی ها بیان سراغم ها؟

‏میادین نفتیش رو گرفتم

‏و حالا "کلیپر"هات در دو منطقه پخش شدن

‏فکر میکنی با این وضع ‏میتونن از خودشون دفاع کنن؟

‏- داشتم انتقام "رایدر" رو میگرفتم ‏- اوه تو پشیزی واسه اون اهمیتی قائل نیستی

‏فقط نگران اینی که ضعیف بنظر نیای

‏خب به لطف پسرت ‏چاره‌ای نداشتم

‏راجع به اون حرف نزن

‏وقتی اونجا در حال مرگه

‏- درحال مرگ نیست زنیکه ‏- پس چرا بهوش نمیاد؟

‏نفش کشیدنش بیشتر از یه نجوا نیست

‏یه مشکلی هست

‏و میخوای چکار کنم؟

‏خب من میگفتم برو دکتر رو بیار ‏ولی اون مرده

‏البته تو چیزی راجع بهش نمیدونی ‏درسته؟

‏صورتت زخمی شده

‏بیا اینجا

‏پاشنه بیرون، دستا بالا

‏حالا همینجا بمون

‏- چه مدت؟ ‏- تا برگردم

‏این چرته

‏این اولین درس از آموزشته

‏وقتش بود

‏بیا بالا

‏اون بیرون رو نگاه کن

‏چی می‌بینی؟

‏اسب، کارگر ها، خشخاش

‏مشکلت همینجاست

‏تو فقط به چیزی که جلوت هست ‏واکنش نشون میدی

‏خارج از حصار رو ببین

‏فراتر از این مزارع

‏اون راه فرار ماست

‏هنوزم میخوای بری خونه؟

‏میدونی که میخوام

‏پس باید به حرف هام گوش بدی

‏وگرنه هردومون رو به کشتن میدی

‏من کسی نیستم ‏که باعث کشتنمون میشه

‏بارون ـه

‏حمله به "بیوه" کار اشتباهی بود

‏من بخاطر "کویین" اینکارو نکردم

‏باید پیداش کنیم

،‏تا زمانی که زنده‌ست ‏دنبالت میگرده

‏- فراموش نکن ،‏- اگه اینقدر نگران منی

‏شاید بهتره بهم مبارزه یاد بدی ‏تا بتونم از خودم دفاع کنم

‏باشه مبارزه میخوای؟

‏بریم مبارزه کنی

"‏باید بری دیدن "رایدر

‏این از مهربونی توـه ‏که به فکرشی

‏ولی نمیتونم در این حالت ببینمش

‏یکی رو میشناسم که میتونه کمکش کنه

‏ولی "لیدیا" خوشش نمیاد

...‏تو پسرش رو نجات بده

‏باعث میشه بتونه تورو ببخشه

‏شرمنده‌ام که اینقدر طول کشید تا بهت سر بزنم

‏همسر بارون دلیلی برای ‏اومدن به درمانگاه من نداره

‏من هنوز همون دختری هستم ‏که باهاش بزرگ شدی

‏از خبردار شدن راجع به پدر و مادرت ‏خیلی متاثر شدم

‏حدس میزنم اومدنت برای تسلیت نیست

‏"رایدر" صدمه دیده

‏باید تا الان بهتر میشد

‏همه نگرانند

‏و میخوای بیام و معاینه‌ش کنم

‏تعجب میکنم که بارون موافقت کرد

‏که دکتر کارگر ها بیاد و از پسرش مراقبت کنه

‏من ضمانتت رو کردم

‏من یه زندگی ساده دارم

‏میخوام همینجور بمونه "‏شرمنده "جید

‏نمیتونم بذارم "رایدر" بمیره

‏خواهش میکنم کمک کن

‏از روی صدا دو ملاقاتی دارم

‏یکی که مطمئنم "سانی"ـه

...‏و اون یکی یه

‏فسقلی ـه

‏"والدو" با "ام‌کی" آشنا شو

‏من شاگرد "والدو" بودم

‏تو کلیپر بودی؟

‏معاون

‏چی شد؟

‏خب بذار بگیم دیگه زیاد اطراف نمیرم

‏"ام‌کی" فکر میکنه تمرین و آموزش

‏فقط مربوط به مبارزه‌ست

‏امیدوار بودم تو کمکم کنی

‏اه جیگرطلا، خوب بلدی کاری کنی ‏یه پیرمرد احساس جوانی کنه

‏خوشحال میشم کمکی کنم

‏غیر از اینکه، این کوتوله ‏لامصب خیلی ریزه

‏امکان نداره موفق شه

‏مبارزه میخواستی

‏اینم مبارزه

‏با اون؟

.‏به هیچ وجه ‏روی ویلچره

‏مشکل چیه؟

‏میترسی چپ و راست شی؟

‏- نه ،‏- اگه بتونی یه ضربه بهش بزنی

‏هرطور بخوای آموزشت میدم

...‏و

‏حتی از پاهام استفاده نمیکنم

‏این مسخره‌ست

‏یالا

‏باشه

‏- کافیه دیگه ‏- خوبه

‏داشتم از چپ و راست کردنت خسته میشدم

‏بلندشو

‏تو مبارزه رو قبل از آغاز باختی

‏تو یه پیرمرد بیچاره روی ویلچر دیدی

،‏وقتی حریفت رو دست کم بگیری

‏احتمالش زیاده زنده نمونی

‏میدونی چرا بهشون میگیم کلت(تازه‌کار یا شاگرد)؟

‏چون باید رامشون کنیم

مثل اسب وحشی

‏تنها راه برای کلیپر شدن ‏یک پسر بچه همینه

‏"لیدیا" این "ویل"ـه

‏میشناسمش

‏بانو

‏آسیب شدیدی دیده ‏مغزش متورم شده

‏باید فورا فشار رو کم کنم

‏تو با اون بهش دست نمیزنی

‏این وسیله‌ی سوراخ کردنه ‏تنها راهشه

‏و مطمئنم تو کارت رو خوب بلدی

‏ولی صلاحیت درمان پسر من رو نداری

‏در صدمه و آسیب ‏تفاوتی بین کارگر با بارون نیست

!‏برو بیرون

‏اگه هیچ‌کاری نکنیم چقدر زنده میمونه؟

‏تا شب میمیره

‏باید بذاری سعی خودش رو بکنه

‏خیلی مهمه که سرش رو ثابت نگه دارین

‏اینجا کجاست مادر؟

‏هر پروانه یه پناهگاه میخواد

‏و این پناهگاه ماست

‏برو به فاحشه‌خونه ‏"آنجلیکا" رو بیار

‏وقتی "سانی" زنده‌ست، جانش در خطره

‏- بجنب فرزندم ‏- چشم مادر

More Farsi Persian subtitles for Into the Badlands

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left