最初の200行です。
.اتفاقات این فیلم یه جورایی اندکی بر اساس داستان واقعیه
.واو، تو "دنی کالینزی"ـی
.آره
!خدایا
میشه وقتی صحبت میکنیم موسیقی هم گوش کنیم؟
.حتما
-این اشکال نداره؟ .-نه
سیگار؟
.نه. نه ممنون
.خب آلبوم خیلی موفق میشه کی رو همراهت داری؟
ببخشید؟
انگیزهت، الگوت کیه؟
کی باعث میشه سخت تلاش کنی؟
.اوه
...خب ام، فکر کنم من ...اگه باید به این فکر کنم
.صبر کن
.سی ژوئن 1971
"گای دیلوچ" و مصاحبه با .ظاهرا "دنی کالنیز" پیش از بلوغ
.برای مجلهی ساز و موسیقی چایم
.بیشتر از هرچیز، نوشته هات تحسین برانگیزن
.مثل "لنون" شعر میگی مرد
...این ام .ممنون
فکر کنم احتمالا همون کسیه .که باعث میشه سخت تلاش کنم
!خدای من
.خب بچه جون تو خیلی مشهور خواهی شد
.ثروتمند تر از بقیه .معروف در تمام دنیا
اینقدر زن پیشت میان .که دیگه نمیدونی چکار کنی
،دارم اینو بهت میگم ،و باید بپرسم
،چرا اونجا نشستی و بهم جوری خیره شدی انگار این اطلاعات
باعث میشه از ترس زهره ترک شی؟
.چون که همینجوریه
!خدای من
.دنی، دنی، دنی، دنی
"برو پای یکی رو بشکن "دنی ««موفق باشی
.فقط بگو پای کی
!سلام لس آنجلس !برگشتن به اینجا لذت بخشه
!دنی
عذر میخوام، آقای "کالینز"؟
فکر میکنین بشه من یه عکس فوری باهاتون بگیرم؟
.خیلی سریع .خیلی سریع، مادرم میمیره
.امیوارم نمیره
.اه
.-عالی ...-زیباست
.-واست توییتش میکنم .-عالیه
.امشب کنسرت خوبی بود
!ایول
هی "سیلویا پلات" حالت خوبه؟ «شاعر و نویسنده که در 1963 با گاز خودکشی کرد «و گفته میشه در اواخر زندگیش بی بند و بار شده بود
،اگه نمایشی که من داشتم .خوانندگی تلقی شه، که عالیم
-همم ...-میدونی
.فکر کنم افسردگی زمان تولده
.آها
.خیلی خب همگی
.رفیقم نیاز به استراحت داره
.خداحافظ دنی
."سالی" مرسی که اومدی عزیزم
."به بابات سلام برسون "کیت
اون دخترای مو طلایی ردیف اول رو دیدی؟
.همم
.تمام کنسرت داشتن شیرین بیان میخوردن
.نمیتونی طرفدارهات رو انتخاب کنی دنی
.سه تاشون
.هرکدوم پیرتر از بعدی
.توی کنسرت یه بسته کامل شیرین بیان رو تموم کردن
.دوساعت تمام مثل آدامس میجویدن
.بیلبورد جدیدت غروب آفتاب بالا رفت
وقتی میری خونه بهتره نگاش کنی خب؟
.خیلی خب چرت و پرت بسه دیگه
.حالا فردا تولدته مشکل بزرگت همینه؟
،زن های حامله توی آفریقا .که نصف روستاشون رو با سینه هاشون تغذیه میکنن
.اونا مشکل دارن نه تو
.-کاملا درست میگی .-آره
.معلومه درست میگم .همیشه درست میگم
پس میری خونه پیش نامزد نصف سن خودت
که اصرار داره فردا ،یه مهمونی بزرگ غافلگیر کننده واست برپا کنه
،که من الان راجع بهش بهت نگفتم
و اونوقت برو به زنان سینه زخم آفریقا .مشکلاتت رو بگو
باشه؟
.باشه
.توی مهمونی سوپرایزم میبینمت رفیق
.-هی -بله؟
.کنسرت خوبی بود بچه جون
.جدی میگم
.باشه
.آقای "کالینز" باید اون رو واست درست کنیم کنسرت چطور بود؟
!من اومدم
عزیزم؟
.توی حمومم
.گوش کن، یه دقیقه دیگه میام بیرون
.دارم موهای بدنم رو میزنم
امشب چکار کردی؟
.یه سری کارهای الکی
.تو همیشه اینجور کارها میکنی
،خب خونهی بزرگی داریم راه رفتنش هم آدم رو سرگرم میکنه درسته؟
اوه اه، هان؟
.آره یه لحظه صبر کن
...میدونی ."اه، تو روحت "سوفی
چیه؟
.باشه اون پسره جلوی در؟
میشه یه چیزی بهش بگی؟
چون که نمیخوام هروقت میام خونه .نیم ساعت حرف مفت بشنوم
،طرفدارته .فقط میخواد نظرت رو جلب کنه
.خب موفق نمیشه
.میرم تا قبل از مهمونی سوپرایزم استراحت کنم
!لعنت بهش، "فرانک" لعنتی
!سوپرایز
!اوه نه! باورم نمیشه
.تو اینکارو کردی
.عجب
،شماها باید بهتر بدونین .یه نفر هم سن من رو نباید سوپرایز کنین
.ممکنه سکتهم بدین
.شبیه جوونیای "ژاکلین اوناسیس"ـه ««همسر جان اف کندی
.با اون مضحک بنظر میام
.آره میشی
باید مجبورش کنیم "تعهدنامه ازدواج" امضا کنه مگه نه؟ ««قراردادی برای تعیین نحوه تقسیم اموال بعد از طلاق
.آره همینجوره
برای فرو کردن این آشغال ها توی دماغم .دیگه خیلی پیر شدم
.آره پیر شدی
،خدایا، فرانک
همهی چیزای خوب رو که یه دفعه نمیدی، میدی؟
.اون 10 درصد رو به حق بدست آوردی رفیق
میخوای چی بگم؟
اوه نه دنی
وقتی کنار یه نوجوون کوکائینی وایمیستی که ،نمیتونه بیشتر از 5دقیقه سینه هاش رو بپوشونه
.کاملا طبیعی بنظر میای
تعهدنامه؟ آخه کی تعهدنامه میخواد؟
،یعنی البته قبلا 3 تا زن داشتی
.ولی این یکی بنظر خود جنسه
،اوه ببین
.بازم میتونم مهبلش رو ببینم
.چه زیبا
.ممنون، سعی خودمو میکنم
خب
.میدونم راجع به "لنون" چقدر تعصب داری
،پس توی اینترنت شروع به گشتن کردم
.و با یه نفر ارتباط برقرار کردم .طرف کلکسیون داره
بهش گفتم که دنبال اینم .که یه چیز خاص واست بگیرم
.وای خدا
.الان 3ماهه دنبالشم
،نه نه نه. وایستا .صبر کن، وایستا
یادته مصاحبهای رو که وقتی بچه بودی انجام دادی؟
یه چیزی به اسم مجلهی چایم؟
یه کسی به اسم "دیلوچ"؟
.آره. شاید .نمیدونم. آره
،خب نمیدونم بهش چی گفتی
"ولی حتما اسم "لنون .یا همچین چیزی رو آوردی
.ولی این مهم نیست موضوع اینه که
."لنون" خوندهش
.مصاحبه رو میگم
...و
.برات یه نامه نوشته
چی داری میگی؟
"جان لنون" در سال 1979 واست
.یه نامه نوشته رفیق
"فرستادهش برای این "دیلوچ
،حالا "دیلوچ" بوی پول حس کرد
،پس پیش خودش نگهش داشت .و اصلا به تو چیزی نگفت
.بعدش "دیلوچ" میمره
ولی اون مهم نیست مهم اینه که
اون نامه رو
.به یه کلکسیون جمع کن فروخت
اینو باور میکنی؟
.نفهمیدم چی گفتی فرانک
.جعبه رو باز کن .جعبه رو باز کن
"جان لنون" سال 1971 .یه نامه دستنویس برات نوشته
اصلا باورت میشه؟
!بخونش
."دنی کالینز عزیز
.من و "یوکو" مصاحبهت را خواندیم «.« یوکو هنرمند و موسیقیدان ژاپنی-آمریکایی و همسر جان لنون
،"معروف و ثروتمند بودن .نحوه اندیشیدن آدم را تغییر نمیدهد
."هنرت را فاسد نمیکنه
."فقط خودت میتونی اینکارُ بکنی
،"حالا راجع به این چه فکری میکنی دنی کالینز؟
..."به موسیقیت
""...پایبند باش
."به خودت پایبند باش
.شماره تلفنم در پایین هست
،"باهام تماس بگیر .میتونیم راجع بهش گفت و گو کنیم
."میتونیم کمک کنیم
.""باعشق، جان
عجیبه نه؟
.الان چند ماهه دنبالشم
!من اومدم
چکار میکنی؟
.-چمدون میبندم .-اوه
کجا میریم؟
.ما جایی نمیریم
.ولی من میرم سفر
کجا میری؟
کجا؟
پسره کجاست؟
کی؟
.هرکی که الان باهاش توی تخت بودی .همون
.نمیدونم داری چی میگی
."بیخیال "سوفی
،جوری که همیشه میام نیومدم
تا اون پسره نتونه بهت خبر بده .و معطلم کنه
.گوش کن، عصبانی نیستم .قول میدم. عصبانی نیستم
فقط میخوام بدونم کدوم خری .توی خونهی منه. همین
.هی! هرجا که هستی، چیزی نیست .قول میدم عصباتی نیستم
.فقط میخوام قیافت رو ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.